کرمان رصد - ایران امروز، برای رسیدن به قلههای عزت، مسیری دشوار، اما شکوهمند پیموده است. این حرکت تمدنی، ثمره اراده ملی و راهبری دو امام است؛ امامی که نهال جمهوری اسلامی را نشاند و امامی که آن را به درختی تناور بدل ساخت.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما ؛ در میان همه تحولات تاریخ معاصر ایران، هیچ رویدادی به اندازه وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، مسیر حرکت تاریخی ملت ایران را دگرگون نساخته است. حاصل این تحولات، دگرگونی بنیادین در ساختار سیاسی، فرهنگی و تمدنی کشور بود؛ دگرگونی که هر چند ریشه در عوامل مختلفی داشت، اما عمیقا وابسته به هویت رهبران انقلاب بوده است.
برای درک نقش اثرگذار امام خمینی (ره) و امام خامنهای (ره) در تأسیس و تثبیت جمهوری اسلامی، باید به صفحات تاریخ بازگشت و نگاهی دوباره به ایران دوران پهلوی داشت؛ کشوری که در ظاهر دارای مولفههای یک دولت مدرن بود، اما در باطن، گرفتار تضادهای عمیق هویتی، وابستگی ساختاری به قدرتهای خارجی و شکاف هراس انگیز میان دولت و ملت بود.
رژیم پهلوی با وجود برخورداری از درآمدهای سرشار نفتی و حمایت بی دریغ غرب، در زمینه ارتباط با مردم و ایجاد یک پایگاه اجتماعی استوار و مشروعیت بخش ناکام مانده بود. نیروهای نظامی و امنیتی که به عنوان ستون فقرات رژیم شناخته میشدند، عمدتاً به ابزاری برای سرکوب داخلی بدل گشته و توان بازدارندگی واقعی در برابر تهدیدات خارجی را نداشتند؛ چنان که در جریان اشغال کشور توسط متفقین واکنشی از خود نشان نداند. مطابق آمارهای بین المللی و داخلی به جای مانده از آن سال ها، در عرصه اقتصادی نیز، اقتصاد نفتی به رفاه مردم کمکی نکرد. درحقیقت تزریق دلارهای نفتی، به جای ایجاد توسعه متوازن، به پیدایش طبقهای مرفه در شهرهای بزرگ، انجامیده و به فقر و مهاجرت گسترده از روستاها دامن زد. سیاستهای فرهنگی نیز بدون در نظر گرفتن بافتار فرهنگی ایران، تنها هویت اسلامی- ایرانی را به حاشیه رانده و ملت را دچار بحران معنا کرده بود.
در چنین زمینه و زمانهای، امام خمینی (ره) با تکیه بر نفوذ معنوی و مرجعیت دینی خود به عنوان یک نظریه پرداز سیاسی و رهبر یک انقلاب دینی پا به میدان گذاشت. نقش ایشان در هدایت انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی، فراتر از رهبری یک جریان صرفا سیاسی بود. امام (ره) با نظریه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه، بنیانگذار یک نظام هویتی و تمدنی نوین بر پایه پیوند جمهوریت و اسلامیت شد. هنر بزرگ امام (ره) در این بود که توانست اسلام را از لابه لای صفحات رسالههای عملیه و از حصار اعمال فردی صرف خارج کرده و به عنوان یک مکتب جامع سیاسی- اجتماعی برای اداره جامعه مطرح سازد. امام (ره) اسلام سیاسی را با نظریه ولایت فقیه که پیش از آن در کتب فقهی محصور مانده بود، به مرحلهای نوین وارد ساخت؛ مرحلهای که در آن رهبری سیاسی از مشروعیتی دینی برخوردار شده و به جای آن که نشأت یافته از اصالت خونها و خانوادهها باشد، بر نهاد فقاهت و عدالت تکیه میکرد.
شخصیت معنوی و سیاسی امام خمینی (ره)، چنان عظمتی در چشمان بینای ایرانیان داشت که در همه پرسی تاریخی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، ملت با اکثریتی قاطع به جمهوری اسلامی آری گفت و این نظام نوپا بدون اتکا به کودتای داخلی یا مداخله خارجی، صرفاً بر پایه اراده مردم و رهبری دینی شکل گرفت. در حالی که جهان دوقطبی آن روز، پیدایش یک نظام سیاسی مستقل بر پایه اسلام را برنمیتافت و فشارهای عظیمی را از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی بر ایران تحمیل کرد. امام خمینی (ره) با درکی صحیح از روابط قدرت در سطح بین الملل، اندیشه «نه شرقی، نه غربی» را به عنوان نقشه راه سیاست خارجی برگزید و کشور را از زیر بار وابستگی تحقیر آمیزی که مشخصه دوران پهلوی بود، بیرون کشید. امام (ره) با شخصیت الهی خود و با تکیه بر قدرت مردم، توانست ایران و نظام نوپای آن را از طوفانهای سهمگینی، چون شورش گروهکهای تجزیه طلب و جنگ تحمیلی اول عبور دهد.
با رحلت امام خمینی (ره) در چهاردهم خرداد ماه ۱۳۶۸، جمهوری اسلامی در بزنگاهی مهم قرار گرفت که بقا و آینده ایران در گرو آن بود. انتخاب هوشمندانه حضرت آیتالله خامنهای (ره) به رهبری از سوی مجلس خبرگان که خود جلوهای از مردم سالاری دینی بود، فصل جدیدی را در تثبیت و سپس قدرتمند سازی جمهوری اسلامی ایران گشود.
ایشان در شرایطی رهبری را به عهده گرفتند که کشور درگیر تبعات جنگ تحمیلی و فشارهای اقتصادی ناشی از آن بود. آن روزها شماری از تحلیلگران غربی تلاش میکردند نظام اسلامی را در مرز فروپاشی نشان دهند. امام شهید (ره) هم که در کارنامه خود تجربه دو دوره ریاست جمهوری داشتند، با نظر به اهمیت نوسازی کشور در دوران پسا جنگ، به بازسازی اقتصادی و زیرساختی کشور توجه ویژهای نشان دادند. کلید واژه اقتصاد مقاومتی که سالها بعد رایج شد، از همان ابتدای دوران زعامت مورد توجه ایشان بود.
ایشان به عنوان رهبر انقلاب و فرمانده کل قوا، معتقد بودند «تقویت نیروهای مسلح، تقویت کشور است» (۱۱/۷/۰۱)؛ بنابراین بخشی از تلاشهای خود را مصروف تولید اقتدار نظامی کردند. این موضوع دستاورد بزرگی برای کشور در بر داشت. برای درک عظمت این دستاورد، مقایسهای تطبیقی میان ایران پیش از انقلاب و پس از آن در بعد قدرت ملی ضروری است. در عصر پهلوی، ایران با وجود ژاندارم منطقه نامیده شدن، عملاً فاقد صنعت دفاعی بومی بود و زراد خانه اش کاملاً به واردات از آمریکا و سایر کشورهای غربی وابسته بود. این در حالی است که امروز و در پی راهبرد خودکفایی دفاعی که امام خامنهای (ره) بر آن اهتمام داشتهاند، ایران به یکی از قدرتهای موشکی و پهپادی جهان تبدیل شده و توان بازدارندگیاش، امنیتی پایدار را برای کشور به ارمغان آورده است. کنش ایران در جنگ تحمیلی دوم و سوم در یک سال اخیر، نشان داد کشور در زمینه قدرت نظامی به جایی رسیده است که با اعتماد به نفس کامل در برابر تجاوز بزرگترین ارتشها ایستادگی کرده و هیچ تهدیدی علیه ایران را بدون پاسخی سنگین باقی نمیگذارد تا جایی که اراده خود را به آنها تحمیل کند.
پیریزی یک عمق راهبردی کم نظیر برای ایران نیز گام دیگر ایشان برای تولید قدرت بود. آثار این گام بزرگ را میتوان در شکل گیری محور مقاومت مشاهده کرد. در دوران رهبری امام شهید (ره)، جمهوری اسلامی به کنشگری اصلی در غرب آسیا بدل شد که خط مشی سیاسی- امنیتی منطقه بدون لحاظ نقش ایران قابل تصور نیست.
امام خامنهای (ره) علی رغم توجه ویژه به اقتصاد و اقتدار سیاسی - نظامی که اولویت کشور بودند، هیچ گاه از مقوله علم و فرهنگ غافل نشدند. ایشان حتی معتقد بودند فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است؛ چون «فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد» (۱/۱/۹۳). با نظر به این موضوع صیانت از فرهنگ ایرانی- اسلامی که از سویی تحت تاثیر سیاستهای فرهنگی دوران پهلوی، آسیب دیده و از سویی نیز پیوسته تحت شبیخون و تهاجم دشمن خارجی قرار داشت، مورد توجه خاص ایشان بود. امام شهید (ره) پیوسته در صدد احیای هویت مستقل اسلامی – ایرانی بودند به گونهای که ایران امروز به رغم فشارهای تبلیغاتی سنگین دشمن، به کانون الهام بخشی برای ملتهای مستضعف جهان بدل شده است. جنبش نرم افزاری که حرکتی نرم برای تولید علم و پیشرفت علمی بود، از مصادیق بارز اهتمام ایشان به اقتدار علمی بود که نمود آن را علاوه بر صنایع نظامی، میتوان در حوزه هستهای، نانو تکنولوژی، پزشکی، صنعت نفت و گاز و در بسیاری از صنایع دیگر مشاهده کرد.
اینها تنها بخشی از تلاشهای رهبران انقلاب اسلامی، برای ساخت ایران قوی بود. اگر امام خمینی (ره) معمار بنای رفیع جمهوری اسلامی و نظریه پرداز بزرگ اسلام سیاسی بود، امام خامنه (ره) نیز مهندس تثبیت این بنا و تولید قدرت برای آن است. میراثی که رهبران انقلاب از خود به جای گذاشتند، سبب شده هیچ گاه حرکت ایران به سوی قله، متوقف نشود. در ماههای اخیر نیز علی رغم جنگ تحمیلی و شهادت رهبر معظم انقلاب، مردم با الهام از عاشورا، در میدان حاضر شده و از کشور و نظام اسلامی صیانت کردند و نمایندگان مردم نیز پرچم رهبری را به فقیهی عالیقدر سپردند تا استمرار حرکت پر افتخار انقلاب اسلامی تضمین شود.
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان