کرمان رصد - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
درحالیکه روسیه بهعنوان برنده اصلی جهش قیمت نفت در جنگ آمریکا علیه ایران شناخته میشود، عربستان نیز از این بحران بینصیب نمانده است. ریاض با اتکا به خط لوله پترولاین و دور زدن تنگه هرمز، افت صادرات خود را جبران کرده و درآمدهای نفتیاش را افزایش داده است.
حمید ملازاده| در ماههای گذشته، همزمان با تشدید جنگ ایران و آمریکا و جهش قیمت نفت از محدوده ۷۰دلار به بالای ۱۰۰دلار در هر بشکه، اغلب تحلیلها بر یک نکته متمرکز بودهاند: روسیه بزرگترین برنده بحران جدید انرژی بوده است. افزایش قیمت نفت، درآمدهای صادراتی مسکو را تقویت و فشارهای ناشی از تحریمهای غرب را تا حدی جبران کرد. اما بررسی تحولات بازار انرژی نشان میدهد در کنار روسیه، یک بازیگر دیگر نیز از این بحران سود قابلتوجهی برده؛ عربستان سعودی.
برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان منطقه از جمله امارات که با اختلال در صادرات و محدودیتهای حملونقل مواجه شدند، عربستان توانست با اتکا به زیرساختی که چهار دهه پیش برای چنین روزهایی طراحی شده بود، نه تنها صادرات نفت خود را حفظ کند، بلکه از افزایش قیمتها نیز بیشترین بهره را ببرد. در قلب این راهبرد، خط لوله شرق به غرب عربستان یا «پترولاین» قرار دارد؛ خط لولهای به طول حدود ۱۲۰۰کیلومتر که میدانهای نفتی شرق عربستان را به بندر ینبع Yanbu (یکی از بندرهای مهم عربستان در ساحل دریای سرخ بعد از بندر جده) متصل و عملا امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم میسازد. این خط لوله که ظرفیت انتقال روزانه حدود هفتمیلیون بشکه نفت خام را دارد، در دهه۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق احداث شد؛ دورهای که حملات به نفتکشها در خلیج فارس، امنیت صادرات نفت منطقه را با چالشهای جدی مواجه کرده بود.
اکنون و پس از گذشت چند دهه، همان پروژه به یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی عربستان تبدیل شده است. از زمان آغاز جنگ، تنگه هرمز که پیش از بحران محل عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع بود، عملا با محدودیتهای گسترده مواجه شده است. در چنین شرایطی، بسیاری از صادرکنندگان نفت منطقه با مشکلات لجستیک و افزایش هزینههای حملونقل روبهرو شدند. اما عربستان بخش مهمی از صادرات خود را از طریق دریای سرخ و بندر ینبع روانه بازارهای جهانی کرد و توانست بخش قابلتوجهی از ریسکهای ناشی از بحران را مدیریت کند.
هرچند صادرات نفت عربستان طی سه ماه گذشته از حدود ۹میلیون بشکه در روز به نزدیک ۷میلیون بشکه در روز کاهش یافته، اما جهش قیمت نفت اثر این افت صادرات را تا حد زیادی خنثی کرده است. زمانی که نفت در محدوده ۷۰دلار در بشکه معامله میشد، درآمد حاصل از صادرات روزانه ۹میلیون بشکه نفت حدود ۶۳۰میلیون دلار در روز بود. اما با افزایش قیمتها به حدود 100دلار در بشکه، درآمد صادرات روزانه ۷میلیون بشکه نفت به حدود 700میلیون دلار رسید (افزایش 11درصدی درآمد)؛ به عبارت دیگر، افزایش قیمت نفت تقریبا کل کاهش حجم صادرات را جبران کرده است. همین موضوع باعث شده درآمدهای نفتی عربستان در نخستین ماه پس از آغاز جنگ (مارس 2026) به بالاترین سطح در بیش از سه سال گذشته برسد.
بر اساس برآوردها، درآمد صادرات نفت این کشور در این دوره به حدود 25میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که نقش مهمی در تقویت وضعیت مالی دولت و شرکت آرامکو ایفا کرده است. منابع آگاه همچنین از افزایش حدود ۲۵درصدی سودآوری آرامکو در این دوره خبر میدهند؛ رشدی که نه تنها ناشی از قیمتهای بالاتر نفت، بلکه نتیجه توانایی این شرکت در حفظ جریان صادرات از مسیرهای جایگزین بوده است. اما داستان عربستان تنها به نفت محدود نمیشود. جنگ و محدودیتهای اعمالشده بر تنگه هرمز، فرصتی کمسابقه برای ریاض ایجاد کرده تا یکی از اهداف بلندمدت خود یعنی تبدیل شدن به یک هاب لجستیک منطقهای را تسریع کند. با کاهش کارآیی مسیرهای سنتی حملونقل در خلیجفارس، بنادر عربستان در ساحل دریای سرخ به مسیرهای جایگزین مهمی برای تجارت منطقه تبدیل شدهاند.
شبکه گسترده بزرگراههای این کشور نیز امکان انتقال کالاها، مواد اولیه و محصولات مصرفی را از طریق دریای سرخ به کشورهای حوزه خلیج فارس فراهم کرده است. هشام الغنام، پژوهشگر مرکز خاورمیانه کارنگی در ریاض، معتقد است عربستان در جریان این بحران نشان داد که بنادر سواحل دریای سرخ از جمله جده و ینبع، مهمترین پشتوانه برای تجارت و انرژی منطقه به شمار میروند. به گفته او، موقعیت جغرافیایی عربستان اکنون به یکی از مزیتهای راهبردی این کشور در رقابت منطقهای تبدیل شده است. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که رقبای منطقهای عربستان نیز بیکار ننشستهاند. امارات متحده عربی در حال توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین در سواحل شرقی خود است و پروژه افزایش ظرفیت خط لوله منتهی به بندر فجیره را با سرعت بیشتری دنبال میکند.
عمان نیز از فرصت ایجادشده برای توسعه بنادر خود در دریای عرب بهره برده و کریدورهای تجاری جدیدی را راهاندازی کرده است. با این حال، مزیت عربستان در اختیار داشتن پترولاین و دسترسی همزمان به خلیجفارس و دریای سرخ، همچنان جایگاه ویژهای برای این کشور ایجاد کرده است. ریاض اکنون حتی در حال بازتعریف برخی پروژههای کلان خود از جمله پروژه نئوم است تا نقش لجستیک این منطقه را افزایش دهد و آن را به دروازه ارتباطی میان اروپا، خلیجفارس و شرق مدیترانه تبدیل کند. صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان نیز به دنبال تجمیع داراییهای حملونقل و زنجیره تامین در قالب یک غول لجستیک جدید است؛ اقدامی که میتواند سرمایهگذاران خارجی بیشتری را جذب کند و وابستگی اقتصاد این کشور به درآمدهای مستقیم نفتی را کاهش دهد. البته این دستاوردها بدون هزینه نبوده است.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی رشد اقتصادی عربستان در سال۲۰۲۶ را کاهش داده و افزایش هزینههای دفاعی و لجستیک فشار مضاعفی بر بودجه این کشور وارد کرده است. برخی برآوردها نشان میدهد هر ماه تداوم جنگ حدود 1.5درصد از تولید ناخالص داخلی عربستان را در قالب هزینههای اضافی تحت تاثیر قرار میدهد. با این حال، به نظر میرسد مزایای حاصل از افزایش قیمت نفت و تقویت موقعیت ژئوپلیتیک عربستان تاکنون بر این هزینهها غلبه کرده است. شاخص بورس عربستان از زمان آغاز جنگ حدود 3درصد رشد کرده؛ درحالیکه بازارهای مالی دبی و ابوظبی در همین مدت با افت قابلتوجهی مواجه شدهاند.
بازار ![]()