کرمان رصد - کارشناس مسائل بینالملل گفت: آمریکا ناچار است این جنگ را تمام کند یا با حمله دیگر یا با پذیرش شکست یا با توافق و این پرونده را نمیتواند مفتوح نگه دارد، چه پرونده جنگ، چه تنگه هرمز و چه محاصره دریایی، باید به سرانجامی برسد.
کارشناس مسائل بینالملل گفت: آمریکا ناچار است این جنگ را تمام کند یا با حمله دیگر یا با پذیرش شکست یا با توافق و این پرونده را نمیتواند مفتوح نگه دارد، چه پرونده جنگ، چه تنگه هرمز و چه محاصره دریایی، باید به سرانجامی برسد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، با حضور آقای حمید رضا غلامزاده در برنامه گفتگوی ویژه خبری، اهمیت انتخابات آمریکا، فضایی که بر انتخابات حاکم بود و نتایجی که به دست آمد، تحلیل شد. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
سوال: انتخابات آمریکا برگزار شد انتخاباتی که با فضاسازی ویژه پیش رفت تا رسید به این تاریخ نتایجی بیرون آمد که حتی برای خود آمریکاییها بسیار قابل تامل و قابل تحلیل شد.
غلام زاده: بله، هم سالگرد سیزدهم و تسخیر لانه جاسوسی بود و شکستی که ماجرای تسخیر در اوایل انقلاب علیه دولت مستقر آمریکا ایجاد کرد و یک بار دیگر ایران، باعث شکست راهبردی برای دولت مستقر در آمریکا شد.
سوال: به نظر میرسد ۱۳ آبان نه یادآور خاطره خوبی برای آمریکاییهاست نه امروز و اتفاقاتی که حاصل شده.
غلام زاده: همچنان به نوعی میشود گفت همچنان دستاوردهای ۱۳ آبان دستاوردهای استکبار ستیزانه و شکست دشمن ایران هست. شکستی هم که رقم خورد تعبیر سونامی ازش استفاده میکنند در اصطلاح ادبیات سیاسی آمریکا اصطلاحات مختلفی برای این موجها و تحولات رای مردم و رفتار انتخاباتی مردم وجود دارد. خیلی از نظر سنجیها انتظار یک موج را داشتند که در مخالفت با دولت ترامپ تعداد زیادی بیایند به دموکراتها رای دهند، اما این میزان که اتفاق خیلی شدیدی بیفتد، فاصله بسیار زیادی بین دو سمت رقم بخورد تقریبا هم پیشبینی نمیشد و، چون اختلاف زیاد هست تعبیر سونامی آبی را برایش استفاده میکنند و شکست خیلی سنگین برای حزب جمهوری خواه و برای کل آمریکاست.
این که میگوییم کل آمریکا به خاطر این است که یک مسئله سیاست خارجی موجب این اتفاق شده. یک وقت مثلا مسائل داخلی است. طبیعیه حزبی شکست میخورد ولی اتفاقی که دیروز و امروز رقم خورد یکی این بود. دوم مسئله سیاست خارجی که جنگ ایران و نفوذ و دخالت رژیم صهیونیستی دو مورد خارجی موضع مردم را تغییر داد و باعث شکست دولت آمریکا شد. این به همین خاطر است که خارجی است باید سیاست خارجی کل کشور را دید به هر حال سنا تاثیرگذاره و تصمیمگیره در سیاست خارجی و تصمیم گرفته و کل سنا متولی سیاست خارجی هستند. کل مجلس نمایندگان و سنا که میشود کنگره هم باز دوباره به نوعی دست دارند در تصمیماتی که گرفته شده برای همین این شکست را همه با همدیگر شریک هستند و به راحتی میتوانیم بگوییم که دولت آمریکا شکست خورده نه فقط ترامپ یا جمهوری خواهان یا دولت ترامپ. اساسا کل دولت کل آمریکا و دولت آمریکا شکست خورده به خاطر همین مسئله سیاست خارجی.
سوال: آقای غلام زاده با موفقیت دموکراتها در انتخاباتی که برگزار شد آیا تغییر رویهای به مسائل مختلف سیاست خارجی از دولت آمریکا خواهیم دید؟
غلام زاده: طبیعتا مخاطب ایرانی اولین سوالی که در مورد این تغییر رویه در سیاست خارجی برایش پیش میآید موضوع و جنگ ایران لزوما این اتفاق نمیافتد. البته تقریبا دو ماه فرصت داریم تا کنگره جدید شکل بگیرد در ماه ژانویه و اونها روی کار بیایند. احتمالا مخالفت با جنگ خواهند کرد و موضع را از لحاظ نظامی ممکنه تغییر دهند یا حداقل تا حدی تغییر دهند، اما در سیاست کلی که خصومت با ایران هست و تلاش برای تغییر رفتار یا به تعبیر خودشان رژیم چنج در ایران، این تغییر نخواهد کرد، این روال همان خواهد بود؛ لذا نباید انتظار از سیاست خارجی را در این داشته باشیم. موضوع اکراین تغییر خاصی نخواهد کرد. در مورد غزه، فلسطین و رژیم صهیونیستی تغییر چندانی نخواهد کرد. کما که ما از دوره اول ترامپ به بایدن شاهدش بودیم اتفاقات هفت اکتبر را دیدیم و بعد از اون رفتار بایدن را دیدیم. بایدن هم به خاطر حمایت از رژیم صهیونیستی شکست خورد در انتخابات از دموکراتها ولی اصولی تقریبا پا برجاست در سیاست خارجی آمریکا که اینها ماهیت آمریکاست و اینها را تغییر نمیدهند. در تاکتیکها تغییر خواهیم داشت در تاکتیکهای برخورد با اروپا و برخورد با روسیه، چین و ایران و امثال اینها تغییر تاکتیکی خواهد بود ولی اساسش تغییر خاصی نخواهد کرد.
در موضوع جنگ بستگی به تحولات دو ماه پیش رو دارد. ممکن است تغییر رویه داشته باشیم و رای به پایان جنگ دهند که البته باز هم اگر رای دهند این نکته وجود دارد رئیس جمهور میتواند وتو کند رای تصمیم کنگره را. خیلی خلاصه قانون گذاری در آمریکا این گونه است که یا رئیس جمهور طرحی میدهد یا کنگره طرحی میدهد و دیگری باید تایید کند. اگر هر کدام طرح دیگری را تایید نکند، رئیس جمهور رای کنگره را تایید نکند و وتو کند، دو سوم رای کنگره لازمست وتو را معکوس و ملغی کند. به خاطر این که از الان قدرت نمایی کند. احتمال این که دو سوم رای بیاورد چندان بالا نیست، چون به این رقم هنوز این تحولات وجود دارد. صحبت از استیضاح میشود که همین موضوع دو سوم را نیاز دارد. برگرداندن وتوی رئیس جمهور این را نیاز دارد. اتفاقی که امروز افتاده که لزوما هر تصمیمی ترامپ بگیرد کنگره جلوی او بایستد، نه لزوما این نیست، ولی هزینه وتو کردن برای رئیس جمهور هزینه سیاسی بالایی دارد، چون جاهای دیگر مثل بحث بودجه و تعطیل شدن دولت آمریکا چیزی است که ابزار کنترلی کنگره است و این را به راحتی میتوانند بازی کنند. این تقریبا برای یک سال دیگرست و حداقل نیمی از سال بعدی میلادی باید بگذرد و آن موقع در مورد بودجه کنگره بتواند اعمال نظر و اعمال نفوذ کند، جلوی رفتار ترامپ و یا رئیس جمهور را بگیرد، اما در مجموع تاکتیکها تغییر خواهد کرد ولی شرایط تا دو ماه دیگر در مورد جنگ چه اتفاقاتی خواهد افتاد و آن موقع تعیین میکند که آیا تغییرجدی در رویکرد خواهیم داشت یا نه.
سوال: با نگاه به سرفصل مهم جنگ با ایران و تاثیرات آن هم اقتصاد و هم موضوعات دیگر چی شد که امروز نتایجی حاصل شد که در محافل سیاسی و حتی در محافل رسانهای پیش بینی میشد که جمهوری خواهان رای نیاورند؟
غلام زاده: ۲۰۱۸ وقتی ترامپ رای آورد دفعه اول، به خاطر این که فضای دو قطبی شکل گرفته بود و ترامپ به عنوان کسی که خارج از ساختار قدرت است و به عنوان کسی که با رویکرد راست افراطی و با رویکرد ساختار شکنی وارد میدان شده، توانست رای بگیرد و مردم خیلی مخالفت داشتند با ساختار قدرتی که هیلاری کلینتون نماینده اش بود یا اوباما نماینده اش بود. دوقطبی به او کمک کرد که رای بیاورد. شعارهایی داشت و آمدیم به سال ۲۰۲۲ که نتوانست کاری کند. عذرخواهی میکنم ۲۰۱۶ رای آورد، ۲۰۲۰ که مجدد نتوانست رای بیاورد به خاطر این که بخشی از شعارهایی که داده بود، نتوانسته بود اتفاق بیفتد. دو قطبی به نفعش حرکت نکرده بود. تنشهایی که شکل گرفته بود، تنشهای مثبتی برای او نبود. نهایتا منجر به رای آوردن بایدن شد.
بعد از آن که مجدد توانست رای بیاورد به خاطر دوقطبی قبلی نبود. دو قطبی تقریبا مسئله اش حل شده بود. به خاطر این بود که بایدن از اسرائیل حمایت کرد و مردم آمریکا به لطف طوفان الاقصی و هفت اکتبر واقعیتهای متفاوت از برساختههای رسانهای دیدند. افکار عمومی همیشه تصویر رسانههای جریان اصلی را میدید از مسئله فلسطین، اما در ۲۰۲۳ و طوفان الاقصی روایت شبکههای اجتماعی را دید. به خاطر این بود که بعدا تیک تاک فشار آوردند و خریدند از چینیها و اجازه فعالیت آزاد را ندادند. چون تیک تاک روایت متفاوتی دارد و مردم اختلاف بین شعار و واقعیت رفتاری را دیدند و عملا از آن شعارها و ادعاهایی که میشد سرخورده شدندو این سرخوردگی باعث شد بیایند طرف مقابل کسی که رای میداد. کسی که نامزد انتخاباتی بود و شعار میداد آیا ترامپی بود که ماگا را میگفت؟ آمریکا گریت اگین، آمریکا دفورس را میگفت؟ شعار اول آمریکا را میگفت؟ ولی رفتار دو سال اخیر ایشان این را نمیگفت جامعهای است که هم از دموکرات سرخورده است، هم جمهوری خواهان سرخورده است، چاره دیگری ندارد. حزب سومی به خاطر ساختار سیاسی آمریکا امکان ظهور و بروز پیدا نمیکند، که بخواهد رسمیت پیدا کند، مردم مجبورند بین این دو تا انتخاب کنند. اتفاقی که میافتد در این رفتار اعتراضی و سلبی رای میدهند.
تعداد شرکت کنندگان در انتخابات چندان کم نشده بود نسبت به انتخابات و یا مرسوم انتخابات میان دورهای بلکه بیشتر شده بود. برخی ایالتهایی که چرخشی شدند و معمولا یک حزب رای میدادند الان به حزب دیگری رای دادند، تعداد شرکت کنندگان تغییر خاصی نداشت که ایالتی مثل تگزاس سالهای سال دموکرات رای نمیدادند، جمهوری خواهان رای دادند و الان دموکراتها رای میدادند. این نبوده، تعداد شرکت کنندگان تغییر خاصی نکرده، همین نشان میدهد خیلی از کسانی که همه این سالها به جمهوری خواهان رای میدادند، دیروز آمدند به دموکراتها رای دادند در اعتراض به سیاستهای ترامپ و اتفاقاتی که افتاده.
سوال: خیلیها توییت کردند که ما در هیچ برههای به دموکراتها رای ندادیم و این اولین بارست که دموکراتها را انتخاب کردیم به علت وضعیت اقتصادی، معیشت و موضوعات مختلف؟
غلام زاده: بعضی از این ایالتها تقریبا صد سال بود جمهوری خواه بودند. تگزاس بسیار غیرتی جمهوری خواه بوده. در طول همه این سال ها، تقریبا نیمی از عمر ایالات متحده جمهوری خواهان همیشه رای دادند، الان تغییر کرده آمدند به این سمت. یک به خاطر شعارهای کذب ترامپ و دولتش که در جنگ ایران و در حمایت از رژیم صهیونیستی و بازی که از رژیم صهیونیستی خوردند و سواری که به رژیم صهیونیستی و نتانیاهو داده بود ترامپ نمود پیدا کرد، سرخوردگی عام و رایجی که مردم آمریکا از وضعیت و از آرمانهای آمریکایی دارند و حرکت اعتراضی به تاثیرات جنگی که در ایران رخ داد و آمریکاییها یک جنگ بی علت را شروع کردند، تبعاتش گریبانگیر آنها شد و آن جایی بود سیاست راهبردی ما جواب داد. یعنی تهدید رهبر شهید ما که جنگ منطقهای خواهد شد، با این بلندنظری بود که تبعات بسته شدن تنگه هرمز و منطقهای شدن جنگ، تبعات اقتصادی بلندمدتی است که همه دنیا را فرامی گیرد و امنیت ایران به امنیت اقتصاد جهانی گره میزند.
سوال: رفتار ترامپ چگونه میشود، بسیاری عنوان میکنند که او بسیار خشمگین از نتایج انتخابات ممکن است دست به رفتارهای هیجانی و براساس خشم خودش بزند. رفتار ترامپ دراین مدت دوماهه شاید بهترست بگوییم دوساله تا پایان ریاست جمهوریش چطوری مطرح میشود، در ارتباط با مسائل مختلف و پروندههای مختلف مهم ترینش ایران؟
غلام زاده: ممکن است در این دو ماه به سمت جنگ حرکت کند، ولی کوتاه مدت به نظر نمیآید این اتفاق بیفتد. علتش این است که اگر این شکست، شکست کم حاشیهای بود، احتمالا خیلی زیاد داشت هیجانی شروع کند و شاید همین امروز حمله میکرد ولی، چون اختلاف خیلی زیادست و همه دنبال مقصر میگردند، انتظار نداریم در کوتاه مدت این اتفاق بیفتد. پیش بینی نیست، تحلیل است ممکن است خطا باشد، ممکن است نباشد، به نظر میرسد که از یک طرف الان شکست سنگینی را متحمل شده، حزب جمهوری خواه؛ ترامپ را مقصر میداند. ترامپ دنبال مقصر میگردد، تا حدی سر «هگست» خالی خواهد کرد، گرچه امشب از او پرسیدند گفت: نه او دارد کارش را خوب انجام میدهد. حتما کسی مثل ترامپ دنبال مقصر میگردد و سعی میکند گردن یکی بیاندازد این ماجرا را. در دسترسترین فرد هم «هگست» است، ولی حزب هم عصبانی است از ترامپ، حتی در ایام انتخابات به خصوص در یک هفته اخیر تلاش میکردند بعضی از جاها نرود، هر جایی که رفت برای تبلیغات شکست خورد.
ایالتها و یا شهرهایی که رفت، شکست خوردند آن نامزدها، این یک سمت داستان است، یک سمت دیگر داستان رژیم صهیونیستی است؛ که آنها هم نفوذشان به شدت منفی شده در آمریکا و آن اعتبار و قدرت نرمی که در ساختار سیاسی آمریکا داشتند لطمه جدی دیده و عملا خرج شده در این یک سال اخیر. به این خاطرست که باز عمده نامزدهایی که از رژیم حمایت کردند یا مورد حمایت رژیم بودند باز شکست خوردند. این تصویر، تصویر منفی برای رژیم است. پس رژیم هم نمیتواند جنگی را شروع کند که در جنگ مثل جنگ ۱۲ روزه، چون هزینه منفی بسیار در افکار عمومی خواهد داشت، دو روز پیش تلاش کرد با شایعه سلاح شیمیایی تلاش کردند با این دروغ پردازی این انگیزه به آمریکاییها که این انگیزه را بدهند ولی کسی خریدار این دروغ نبود. رفتار هیجانی ناظر به جنگ انتظار نمیرود به تحلیل که در این ایام خیلی نزدیک اتفاق بیفتد، اما باید این جنگ را به نوعی پایان ببخشد. پستی که امروز جی دی ونس منتشر کرد که مورد یک آن شد جنگ ایران میگوید: مسئله جنگ ایران را مطرح میکند به عنوان عامل شکست و صحبت از پایان جنگ میکند، میتواند مقدمهای برای این مسیر باشد که سعی میکنند فرآیندی را ایجاد کنند که جنگ را به سمت پایان ببرند. اما در بعد از این دو ماه اگر اتفاقی بیفتد و نیفتد بعد از شکل گیری کنگره جدید چالشهای سیاست خارجی اولین مسئله ترامپ خواهد بود. احتمالا به سمت استیضاح حرکت خواهند کرد برای این که ضربه سیاسی به او بزنند، نه این که لزوما برکنارش کنند.
اگر دموکراتها ببرند به سمت پروندهای مثل اپستین این امکان وجود دارد که رای مثبت بعضی جمهوری خواهان را بگیرند. این مسئله اول نخواهد بود، چون اول محک بزنند که نسبت جمهوری خواهان با دموکراتها چطور خواهد بود در عملکردشان در صحن کنگره که شاید بعدا به آن سمت ببرند. مسئله اول موضوع جنگ مطرح شود، چه جنگ ایران و چه جنگ اوکراین؛ کنگره به آن سمت بکشاند دولت را و بعد به سراغ مسائل داخلی بروند، برای مهار کردن ترامپ و بسته به رفتار ترامپ در خصوص مصوباتی که مناقشه آمیزست و اگر وتو کند این رفت و برگشتها اتفاق خواهد افتاد. در مجموع دو سال پیش رو، دو سال سختی خواهد بود، به علت منازعات سیاسی. نمیگویم استیضاح موفقی رقم خواهد خورد ولی حداقل برای اذیت کردن ترامپ و بالابردن هزینهها پرونده های آن را مطرح خواهند کرد.
سوال: پیش از انتخابات دائما رئیس جمهور آمریکا ددلاین و تاریخ انتخابات را مطرح میکرد و میگفت انتخابات پیش رو به ایران حمله نمیکنم. برنامهای برای حمله نظامی به ایران ندارم، گاهی موضوع مذاکره و گفتوگو را مطرح میکند، میگوید خوب پیش میرود، گاهی میگوید کوه کلنگ در رصدست. سیاست عریان شدهای پیش چشم جهانیان پیش گرفته، ادامه این سیاستها برای ترامپ در عرصه سیاست خارجی و سیاست داخلی آمریکا چه تبعاتی برای او و هم حزبی هایش دارد؟
غلام زاده: آمریکا ناچار است این جنگ را تمام کند، یا با حمله دیگری، یا با پذیرش شکست یا با توافق. یکی از این اتفاقات باید بیفتد و این پرونده را نمیتواند مفتوح نگه دارد، چه پرونده جنگ، چه پرونده تنگه هرمز و چه پرونده محاصره دریایی باید به سرانجامی برسد. رفتار بازار نفت که قیمتها امشب خیلی شدید افت کرد، نشان میدهد که بازار انتظار ندارد تنشی شکل بگیرد و انتظار بازار، رفتن به سمت مسیرهای دیگرست و لزوما این اتفاق نمیافتد. از این سمت موضع ایران روشن است، مذاکرهای در جریان نیست و قرار نیست مذاکرهای اتفاق بیفتد. ما هفت شرط مطرح کردیم یا میپذیرد یا نمیپذیرد. وقتی پذیرفت باید دیگر سازوکار اجرای آن پذیرش محل گفتوگو اگر لازم باشد شکل بگیرد؛ لذا مذاکرهای متصور نیست، یا باید بپذیرد و یا باید رها کند و برود، یا باید جنگ را رقم بزند و قمار کند. این قمار به نظر میآید سنگین باشد، لذا احتمال این که رها کند شاید جدیترین گزینه برای آمریکا باشد.