کرمان رصد - سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در عراق گفت: خروج نظامیان آمریکا به معنای توقف اقدامهای آنها نیست، بلکه این یک شکست راهبردی قطعی است که به دست مقاومت عراق ایجاد شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای حسن کاظمی قمی با حضور در برنامه «گفتگوی ویژه خبری» به تشریح ابعاد و پیامدهای خروج نظامیان آمریکایی از عراق پرداخت.
مقدمه مجری: در بامداد سه ژانویه ۲۰۲۰ حمله هوایی به نزدیکی فرودگاه بغداد که در آن حادثه سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس به شهادت رسیدند، این جنایت خشم ملت عراق را برانگیخت و پارلمان (مجلس) عراق تنها چند روز بعد از این حادثه تلخ یعنی ۵ ژانویه ۲۰۲۰ یا ۱۵ دی ۱۳۹۸ در نشستی فوق العاده به خروج نظامیان آمریکایی از این کشور رأی داد. با این حال از آن تاریخ به بعد آمریکاییها با بهانههای مختلف از اجرای این قانون سر باز زدند و رسیدیم به ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ و روز خروج نیروهای آمریکایی از عراق که روز حاکمیت نامیده شد. میخواهیم به خروج نظامیان آمریکایی از بغداد صحبت کنیم، عرصه و این مسیر را مورد تحلیل و واکاوی قرار بدهیم و بپردازیم به آنچه در منطقه غرب آسیا میگذرد.
سوال: میخواهم درباره ۳۰ سپتامبر صحبت کنم. روز حاکمیت، روز خروج نیروهای آمریکایی از عراق، اما قبل از آن و اهمیت آن در حاکمیت عراق و البته در حکمرانی دیگر کشورها، بپردازیم به یک مسیر، ورود آمریکاییها به عراق، مسیری که در اشغال گذراندند تا رسیدند به آنجایی که در پارلمان (مجلس) به خروج آنها رأی داده شد.
کاظمی قمی: در ابتدا گرامی میداریم هفته دفاع مقدس را و همچنین بزرگداشت دومین سالگرد فرماندهان شهید جبهه مقاومت سید مجاهد و سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله را سید هاشم را و آن یاران شهیدشان را که واقعا حماسههای بزرگی این مرد الهی آفرید علیه صهیونیستها. آزاد کرد لبنان را و توانست که مقاومت را جان بدهد و امروز اگرچه جسم او حضور ندارد، اما آنچه که به یادگار گذاشت، مسئله مقاومت حزب الله را یک ودیعه و امانت بزرگی است که انشاالله با کمک سایر جبهههای مقاومت بتوانند بر آن نظام جعلی صهیون و استکبار، انشاالله فائق بیایند. در مسئله امریکا و اشغال عراق، امریکاییها بعد از اینکه از مسئله افغانستان قدری خاطرشان آسوده شد، بنای بر این گذاشتند که یک حمله نظامی را باز طراحی کنند. واقعیت این است که اگر شما اسناد تاریخی سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ را بررسی کنید، میبینید که در بین مقامات امریکایی این بحث وجود داشت که آیا بعد از افغانستان نوبت ایران است یا عراق؟ این که شما ببینید که رئیس جمهور آن وقت امریکا اعلام کرد که گزینههای نظامی روی میز است.
البته با ایران در آن مقطع با توجه به تجربه ۸ سال دفاع ملت ایران و مقاومت ملت در آن جنگ تحمیلی ۸ ساله، جمع بندی آنها این شد که بعد از افغانستان اینها بیایند در حوزه غرب ایران بتوانند این کشور را عراق را از بین ببرند. طبیعتا بعد میتوانند با ایران سر جنگ بشوند و ایران را از بین ببرند. این در اسنادشان وجود دارد در اظهاراتشان وجود دارد. در سال ۲۰۰۳ امریکاییها به بهانه اینکه سلاح کشتار جمعی در حالی که وجود نداشت، اینها حمله کردند و این کشور را اشغال کردند. رژیم حزب بعث با محوریت صدام از بین رفت. ۲۱ روز هم بیشتر طول نکشید. یعنی از ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ شروع شد، ۲۰ فروردین ۸۲ رژیم صدام از بین رفت. البته این بهخاطر قدرت نظامی امریکا نبود، این در حقیقت میتوان گفت که از هم جدا شدن ملت و این نظامی بود که مورد قبول ملت نبود. حتی ۸ سال دفاع مقدس اینها را از بین برده بود، بعد تحریمهایی که صورت گرفته بود، این به قدرت نظامی امریکا در واقعیت نبود. امریکاییها آمدند در رأس یک ائتلافی که حدود ۳۰ تا کشور بود و حدود ۱۶۰ هزار نیروی نظامی آمدند و عراق را اشغال کردند، به اشغال خودشان درآوردند به بهانه این که آنجا سلاح کشتار جمعی است.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
در حالی که وجود نداشت، اما این بهانهها را اگر کنار بگذاریم، هدف امریکاییها چه بود؟ اشغال عراق به دست ارتش نظامی امریکا و ائتلاف که در حقیقت در رأس آن امریکاییها بودند و امریکاییها مدعی رهبری جهانی مبارزه با تروریسم بودند، هدف این بود که با اشغال عراق این گام اول شکلدهی خاورمیانه جدیدی باشد در چارچوب نظم نوینی که امریکاییها بعد از فروپاشی شوروی به دنبال فرماندهی واحد در سطح بینالمللی و جهانی دنبال میکردند. انتخاب خاورمیانه به دلیل موقعیت حساس و موقعیت استراتژیک (راهبردی)، موقعیت از نگاه اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیک (جغرافیای سیاسی) از همه جهت اگر امریکا بتواند بر این منطقه تسلط پیدا کند، میتواند سیاست جهانی را به دلیل وابستگی که تمام اقتصاد جهان به نفت این منطقه است، یعنی چند هدف را در این شکلدهی خاورمیانه جدید داشت. یکی سلطه به نفع خود بود. دوم مقابله با نظامهای مستقل مثل جمهوری اسلامی بود. برخورد با مقاومتهای اسلامی بود. مثل حزبالله. امریکا به دنبال این بود که هژمونی (برتری) خود را در این منطقه داشته باشد، پس اشغال در عراق، گام اول شکلدهی بود.
سوال: یک نکته، بر اساس دلایل و بهانههایی که اشاره کردید، آمریکا در عراق، حاضر میشود و این کشور را اشغال میکند بهدست نظامیان خود، چه میشود که این مسیر منتهی به شکست میشود و در نهایت، خروج؟
کاظمی قمی: پس اینها اشغال کردند، امریکاییها بعد بلافاصله آمدند، یک ژنرال نظامی را گذاشتند در رأس حکومت و امریکاییها ۴ تا هدف را دنبال میکردند. یک نظام سیاسی که خودشان میخواهند، حضور نظامی خود را دائمی کنند، نیروهای مسلح عراق را امریکایی کنند و مدیریت روابط خارجی عراق را هم در دست خودشان بگیرند.
سوال: و در نهایت، مسلط شوند به ایران و یک خاورمیانه جدید؟
کاظمی قمی: این گام اولی بود که با همین مدل (الگو) بروند سراغ کشورهای دیگر، عربستان بود، مصر بود، ایران که دیگر اصلا با حرکت نظامی میخواستند این کار را انجام بدهند. اگر اینها موفق میشدند، دیگر شاید نیازی نبود به اینکه امریکاییها اینطور قشونکشی کنند برای کشورهای دیگر. آنها تسلیم میشدند. این فقط جمهوری اسلامی ایران بود که مانده بود. در این معرکه چه اتفاقی افتاد که اینها موفق نشدند؟ حقیقت مسئله این است امریکاییها اول به دلیل اینکه هیچگاه حاضر نیستند که منافع خودشان را با منافع ملتها گره بزنند، یعنی همان ابتدا که میآیند آنچه که میبینند منافع خودشان است. مسئله دوم امریکاییها به ظرفیتهای اعتقادی ملتها توجه ندارند. آنچه که میبیند از دریچه محاسبات مادی است، من تعداد موشکم بیشتر است، هواپیمایم بیشتر است. در معرکه عراق، در معرکه مصافی که ملت ایران با امریکاییها دارند، در حقیقت تبلور پیروزی خون بر شمشیر است که این برگرفته از مکتب عاشورای حسینی است. امریکا این را متوجه نمیشود و مسئله دیگر اینکه ظرفیتهای مردمی در این کشورها به شدت بالا است و نکته مهم دیگر این بود.
در کنار ظرفیتهای عراق، مردم عراق، رهبران عراق، یک کشوری در همسایگی عراق بود به نام جمهوری اسلامی ایران که امریکا را بهعنوان دشمن اول جهان اسلام و امت اسلام و منطقه و ایران میدانست. دوم با شگردهای آمریکا آشنا بود، متکی به ایمان الهی بود. شما ببینید وقتی که امام ما انقلاب کرد، دست خالی بود، اما پیروز شد و ایران اسلامی که در صدر آن ولایت فقیه بود، امام شهید بود به این جمعبندی رسیدند به اینکه نباید امریکا در عراق موفق بشود، توفیق امریکا در عراق یعنی شکلدهی یک خاورمیانه جدید با مشخصاتی که امریکاییها داشتند. پس یک ظرفیت فوقالعاده مهمی در کنار مردم عراق و رهبران عراق به نام جمهوری اسلامی ایران، از آن طرف بعد اعتقادی که عرض کردم، شما نگاه کنید در بزنگاههای حساس در عراق در فضای امنیتی آن، در فضای سیاسی آن، مراجع دینی چگونه در حمایت از مسیری که مردم انتخاب کرده بودند، حرکت کردند.
امریکا فکر میکند که در برابر یک لشکر است، در حالی که این ظرفیتهای قدرت نرمی که جمهوری اسلامی ایران داشت، مردمی که در عراق بودند، امریکا را بهعنوان دشمن میدانستند، مردم عراق قبول نکردند این را که امریکاییها آمدند بهخاطر مردم عراق، صدام را برداشتند. چون یادشان نرفته بود در زمانی که این دیکتاتور وجود داشت، چگونه از او حمایت کردند. امریکا از همین دیکتاتور در جنگ علیه ایران، تمام اردوگاه شرق و غرب وارد عمل شدند و کمک کردند به صدام علیه جمهوری اسلامی ایران. اینها را فراموش نکردند در همان شرایط جنگی بود که شما میبینید میلیونها مهاجر عراقی در ایران زندگی میکردند. این چسبندگی و تنیدگی برآمده از منافع مشترک است، اعتقادات مشترک و تاریخ مشترکی که بین دو ملت است. پس امریکاییها نیامدند که بروند، آمدند با این اشغالگری، تثبیت موقعیت و حضور نظامی خود را دائم کنند، خاورمیانه جدیدی را بسازند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سوال: یک نکته، تا این جای مسیر، مسیری است که یکسری گزاره، آمریکاییها را از عراق پس میزند، حالا از همسایگی با جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت مردمی که اشاره میکنید و مقاومتی که شکل گرفت، میرسیم به ۵ ژانویه ۲۰۲۰ زمانی که پارلمان (مجلس) عراق به خروج نظامیان امریکایی رأی میدهد. آمریکاییهایی که آمدند بمانند، شرایط را و تمام نقشهها بر اساس این است که یکی پس از دیگری کشورها را تسلیم کنند. چه میشود که بهانه جویی میکنند و این تاریخ میرسد به زمانی که ما در حال حاضر داریم.
کاظمی قمی: اخراج نظامیهای امریکا بر اساس مصوبه ۲۰۲۰ نیست، امریکاییها اگر نگاه کنید شاکله اصلی قدرت نظامی آنها را در ۲۰۱۰ از عراق خارج کردند، یعنی امریکاییها که آمده بودند بمانند، فضایی برای آنها ایجاد شد که در این فضا به گونهای شد که در باتلاق امنیتی گیر کردند. اول که اشغال کردند حتی حاضر نشدند که بیایند از شورای امنیت سازمان ملل مصوبه و مجوز بگیرند، چرا؟ تعمدا نگرفتند که بگویند دیگر امروز هژمونی (برتری) امریکا بر دنیا حاکم است، دیگر شورای امنیتی نیست. بعد که حرکتهای ضد امریکایی شروع شد، برای اینکه بگویند که ما با مجوز آمدیم، فشار به سازمان ملل آوردند یک قطعنامه ۱۴۸۳ را، بعد عراقیها نپذیرفتند که اینها دائم بمانند، گفتند که برای مدت محدود، بعد همزمان شما میبینید که فضای ضد امنیتی علیه امریکا شروع شد، به جایی رسید که امریکاییها دیدند که اگر بخواهند در عراق بمانند، دچار یک خسارت سنگینی خواهند شد در بعد انسانی.
آمریکاییها خودشان میگویند ۶ هزار میلیارد دلار هزینه کردند، ۶ هزار کشته دادند، ۳۰ هزار مجروح دادند، ۲۰۱۰ مجبور شدند که شبانه ستونهای نظامی خود را فرار بدهند به سمت کویت، از این اخراجی که شما امروز که ۳۰ سپتامبر است، ۹ مهر ۱۴۰۵ است، این واحدهای باقیماندهای است که ۲۰۱۰ خارج شده بودند، آنها فرار کردند، حالا امریکاییها قبل از اینکه باز میخواستند بروند، آمدند چه کار کردند؟ یعنی شگردهایشان قابل توجه است که اینها همه را عراق با مشورتها و کمک ایران خنثی کرد. بعد آمدند با عراق یک توافقنامهای امنیت راهبردی وضع کردند که در آن توافقنامه امنیتی راهبردی این بود که محور مقابله با تهدیدات، امریکا باشد، دولت بیاید کمک کند و جمهوری اسلامی ایران در کمک به عراق باشد، ما مانع شدیم که چنین توافقی امضا شود. گفتیم به مصلحت شما نیست، محور مسئولیت مقابله با ناامنی و تروریسم، دولت عراق است، دیگران باید کمک کنند به عراق، در چارچوب آن توافقنامه امریکاییها میگفتند که تهدید را ما تشخیص میدهیم. از فردا میگفتند ایران تهدید است، پس باید حمله کرد. ما با مشورتی که دادیم به دوستان عراقی که این قانون کاپیتولاسیونی (مصونیت قضایی و سیاسی) که در این توافقنامه میآید، برای شما خطرناک است و اینها هم نپذیرفتند. امریکاییها دیگر راهی نداشتند جز اینکه باید خارج میشدند، پس خارج شدند.
من اینجا عرض کنم، خروج نظامیهای امریکا که امروز بقایای آن را ما شاهد بودیم به مفهوم این نیست که امریکاییها دست از عراق برداشتند. یعنی امریکاییها از لباس نظامی و نیروهای رزمی خود را خارج کردند و این قطعا یک شکست راهبردی برای امریکا است، قطعی است، چرا؟ آمریکا که نمیخواست خارج شود، اخراجش کردند، چه کسی این اخراج را ایجاد کرد؟ مقاومت عراق بود، مقاومت عراق هم مفهومش این نیست که الان فقط عصائب، مقاومت هستند، مردم عراق، عصائب مقاومتی که در برابر اشغالگر و تروریسم شکل گرفت، بنا به فتاوای مرجعیت و بنا به درخواست دولت عراق و کمک جمهوری اسلامی ایران با فرماندهی حاج قاسم و شهدایی مانند حاج ابومهدی، ابوحسن عامری و دیگران، یعنی مرجعیت مخالف این حضور اشغالگرانه بود، خود دولت و مردم مخالف، اما آنکه ضربه کاری را زد، مقاومت بود. پس در ۲۰۱۰ آمریکاییها مجبور به خروج شدند، اما دست از شرارت برنداشتند، الان هم مقاومت، اینها را بیرون انداخت، سیادت عراق به سمت اکمال میرود، مثلاً در بعد سیاسی و امنیتی این اخراج یک مفهوم آن، این خواهد بود و قطعاً این اخراج نظامیهای آمریکا از عراق در حقیقت مقوم مقاومت در منطقه و چراغ راهی برای سایر ملتها خواهد شد که میشود از یوغ آمریکا خارج شد و این اخراج باعث خواهد شد که تسریع و پشتیبانی کند از مقاومت ۱۵ ماهه ملت ایران برای اخراج آمریکا از منطقه.
سؤال: ما رسیدیم به اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و تأثیرات آن و آنچه که اشاره کردید، الان ترامپ یک تعابیری استفاده میکند، یک مقایسهای انجام میدهد. خروج نیروهای آمریکایی از عراق را با خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان؛ ۲۰۲۱، خروج نیروهای آمریکایی از عراق را منظم عنوان میکند، خروج نیروهای نظامی از افغانستان را با هرج و مرج و پرهزینه، اصلاً اگر بیاییم از لحاظ سیاسی یا با نگاه نظامی به این موضوع نگاه کنیم، این مقایسه معتبر است؟
کاظمی قمی: نه، در هر دوی آنها آمریکا شکست خورد، اگر آمریکا آمد در افغانستان ۲۰ سال ماند، هزینه کرد و آن چه که به جا گذاشت، خرابیها بود؛ داعیه آن، این بود که من آمدهام که تروریسم را از بین ببرم، اما وقتی آمریکاییها رفتند، امنیت در آنجا نبود، کشت مواد مخدر در سال ۲۰۰۰ به ۲۰۰ تن رسید، آن سالی که درگیری هم شد، موقعی که آمریکاییها خارج شدند، تولید مواد مخدر به ۱۰ هزار تن رسید. آمریکاییها دروغ میگویند که ما برای کمک به بشریت آمدیم، مثلاً دواعش را چه کسی درست کرد؛ همه این گروههای تروریستی این ادعای خود آمریکاییها است، چه در افغانستان، چه درباره ایران و عراق، آمریکا شکست خورد. تمام شکستهای آن هم از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، شکلگیری نظام جمهوری اسلامی، حمایت این نظام از ملتها است و به همین خاطر هم هست که ریشه کینهتوزی و تجاوزات آمریکا نسبت به ملت ایران است، فقط مدام نگوییم نظام جمهوری اسلامی، یعنی دشمنی آن با ملت ایران است. چرا؟ از بدو پیروزی این انقلاب است که آمریکاییها در منطقه شکست میخورند، پس در هر دوی این میدان چه در افغانستان و چه در عراق شکست خوردند، آمدند با آن اهدافی که عرض کردم، مجبور به فرار شدند. اما چرا میگوید منظم؟ آن رقابتهای سیاسی بین دو حزب است، یعنی میخواهد بگوید دموکراتها آمدند در افغانستان بعد از ۲۰ سال به شکل فجیعی خارج شدند، اما نه من کنترل شده؛ این هم قیاس بیربطی است.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: در ماهیت شکست آنها هیچ تأثیری ندارد؟
کاظمی قمی: یعنی راهبردهای آمریکا شکست خوردند و این حقانیت مقاومت و اقتدار مقاومت را نشان میدهد. این الان در داخل عراق که سیادت عراق را تکمیل میکند، البته در میدانهای دیگر عراق باید بجنگد، در کجا؟ آمریکاییها امروز اقتصاد عراق را در گروگان خود گرفتند، مثل افغانستان، البته افغانستان از دست آنها خارج شد.
سؤال: پس اینجا بود که گفتید آمریکاییها دندان طمع را از عراق هنوز نکشیدند؟
کاظمی قمی: میکشد، آمریکاییها تا شکست و ناکامی کامل که این مسیر را میرود، امروز از حیث منطقهای و بینالمللی، میبینید که آن هژمونی (برتری) آمریکا دیگر فرو ریخت، صدای اعتراض در خود آمریکا و اروپا بلند شده؛ اینها واقعیتهایی است که برآمده از این مقاومتها است و امروز در یک کشور اسلامی ـ عربی مثل عراق وقتی آمریکاییها خارج میشوند، تمام آن کشورهایی که در چارچوب آن طرح پترودلار امنیت خودشان را سپردند به آمریکا که نفت خود را دادند، امروز میگویند که نمیشود به آمریکا اتکا کرد. این سرعت پیدا میکند، در سطح بینالمللی و جهانی هم امروز نگاه میکنید، امروز جبهه مقاومت فراتر از جغرافیای اسلامی خود میرود، به آنها هم الان این پیام را میدهد، پس آمریکاییها از مسیر نظامی به آن اهداف خود نرسیدند، چرا نرسیدند؟ مقاومت نگذاشت و امروز برای عراق، روز جشن استقلال بود، البته استقلال عراق از چه وقت شروع شد؟ از آن وقتی که صدام از بین رفت و نظام سیاسی عراق بر پایه خواسته مردم شکل گرفت و جمهوری اسلامی ایران و مرجعیت به این ملت کمک کرد، از آنجا شروع شده، اما استقلال باید کامل شود، من بعید نمیدانم که در همین روزها یک دفعه یک اقدامهایی در عراق بهدست برخی از جریانهای تروریست شکل دهند و یک فضای ناامنی ایجاد کنند، بعد یکباره تبلیغ کنند که وقتی آمریکا خارج میشود، فضا ناامن میشود.
سؤال: پس دنبال یک بازی جدید در عراق هستند؟
کاظمی قمی: امکان آن اصلاً منتفی نیست، اما مقاومت، حشدالشعبی، ارتش و نیروهای مسلح این تجربه را دارند که در سال ۲۰۱۰ که آمریکاییها فرار کردند، یک موج ناامنی ایجاد کردند؛ بهدست چه کسانی؟ بهدست گروههای تروریستی که خود آمریکاییها شکل داده بودند، پس امروز که روز جشن در عراق است برای اخراج نظامیان آمریکا که یک شکست قطعی است، باید عراقیها مستحکمتر از امروز بتوانند در همه عرصههای دیگر؛ در عرصههای سیاسی، حوزه اقتصادی و سایر حوزههای دیگر حتی فرهنگی بتوانند آن ابزارهایی که آمریکا کنترل خود را بر این حوزهها دارد، اینها را هم از عراق بیرون بکشند. الان سؤال مهمی که در عراق مطرح است، این است؛ در زمانی که صدام به کویت حمله کرد، اگر بخواهید از همین مصداق، چهره واقعی آمریکاییها را هم بشناسید؛ صدام با چراغ سبز آمریکا به کویت حمله کرد، آمریکاییها بعد در پاسخ به این حمله که آن با اشاره و چراغ سبز آمریکا بود، آمدند عراق و بعث را از کویت بیرون کردند، اما حاضر شدند که نظام صدام را از بین ببرند، بعد آمدند قانون نفت در برابر غذا را در سازمان ملل وضع کردند، صدام حمله کرده به کویت در سال ۹۰، آمریکا به همین بهانه، نظامیهای خود را به منطقه آورد؛ اینها همه طراحی شده بود. الان ما در سال ۲۰۲۶ هستیم، هنوز نفتی که عراق میفروشد، پول آن میرود در صندوقی که دست آمریکا است. یعنی دولت عراق باید درخواست بدهد این قدر بودجه برای حقوق، این قدر بودجه برای دارو. اولین مسئله و سؤالی است که برای مردم عراق پیش آمده که این قطعاً به عنوان یک موضوعی در برابر آمریکا خواهد بود، بعد از این اخراج نظامی، گام بعدی که عراقیها برخواهند داشت، استقلال اقتصادی است. صدام تجاوز کرده، آمریکاییها مدعی دروغین هستند که ما حزب بعث را برداشتیم، اما چطور این قانون را برنمیدارند؟ بهخاطر اینکه آمریکا در چارچوب همان هدف اولیه که دارد، همچنان ابزارهای خود را حفظ میکند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: به نظرم به همین دلیل هم هست؛ یعنی همچنان فشار خود را بر این عرصه اقتصادی عراق حاکم کرده که بتواند از این ابزار حتی در برابر روابط بغداد با دیگر پایتختها هم تأثیرگذار باشد.
کاظمی قمی: یک بعد آن اقتصادی است، آیا آمریکا دست از شرارتهای امنیتی و ضد امنیتی خود برمیدارد، از کار جاسوسی خود دست برمیدارد؟ قطعاً این کار را نخواهد کرد، یعنی آمریکاییها همین چیزی که در افغانستان شاهد هستیم، آمریکاییها از افغانستان خارج شدند در چارچوب برنامهای که خودشان داشتند، اما آیا تلاش آمریکاییها این است که دیگر کاری به افغانستان ندارند؟ رها نکردند که، نظامی آنها خارج شده، اما دخالت سیاسی هست و در حوزه اقتصادی دخالت میکنند، همچنان تلاش میکنند که تروریسم و ناامنی را در آنجا شکل دهند، کاری کنند که در افغانستان، کشورهای دیگر سرمایهگذاری نکنند؛ اینها را که نگاه میکنید، آمریکا نظامی خود را خارج کرده، اما این سیاستهای خود را همچنان دنبال میکند. در نتیجه، این شکست قطعی است، در موضوعی هم که گفته میشود که حالا که اشغالگر لباس نظامی خود را از تن بیرون کرد و خارج شد و این یک شکست قطعی برای آمریکاییها است، موضوع مقاومت در عراق چه خواهد شد؟
سؤال: در جهت همین پرسش شما، اشاره کردید که آنچه حاصل شد به عنوان خروج و اخراج نیروهای نظامیان آمریکایی در عراق، حاصل مقاومت تاریخی عراق است، بیانیه سپاه هم به این موضوع اشاره میکند که این پیروزی تاریخی حاصل مقاومت است. همین یک پیام دارد؛ ضمن اینکه ادامه مسیر را به ما میگویید، پیام آن را هم بگویید؛ هم برای بازیگران منطقهای، هم برای عرصه بینالملل پیامهایی خواهد داشت؟
کاظمی قمی: پیام برای خود نظام سلطه این است؛ امکان ندارد با این مقاومت ۱۵ ماهه ملت ایران که ادامه خواهد داشت و شما میبینید آمریکاییها جنگ ۱۲ روزه، اغتشاشات خیابانی، جنگ ۴۰ روزه، پنج تا شش آتشبس، توافقنامه، الان هم واقعاً آمریکاییها برای این ه با ایران مذاکره کنند از سر استیصال و قلدری، مدام تهدید به جنگ میکنند، دنبال اغتشاش داخل هستند، محاصرههای هوایی و دریایی، تحریم اقتصادی؛ یعنی چیزی که الان دنبال میکنند که میبینید، برای خود عراق هم باز به همین صورت، یعنی آمریکا به سمت افول حرکت میکند؛ این باور جهانی است، دوم این که ملتها این درس را میگیرند که از مسیر مقاومت میتوان منافع، سیادت، حاکمیت و استقلال را به دست آورد. این فرمایشی است که امام شهید ما بارها و بارها کراراً فرمودند؛ راه توسعه و پیشرفت یک مسیر این است که شما هضم جامعه جهانی شوی که این شما را به سقوط بکشاند، مسیر رشد و بالندگی مقاومت است، هزینههایی هم دارد که البته هزینههای آن کمتر از آن هزینه اولی است. این اخراج این پیام را هم میدهد، پیام سوم این خواهد بود؛ کشورهای منطقه به این جمعبندی که این اخراج صورت گرفت، پس این حضور نظامی آمریکا در کشور ما امروز تبدیل شده به یک ناامنی، وقتی که از پایگاه نظامی به ایران حمله میکند.
ایران، هدف قرار میدهد و این برای آنها امنیتآفرین نیست که ناامنی است. آمریکاییها عامل ناامنی هستند، چه پیامی را میدهد؟ این را میدهد که کشورهای منطقه به این جمعبندی برسند که راه برونرفت از بحران ناامنی و بیثباتی این است که ما باید بیاییم امنیت جدید منطقه را بر پایه قدرت بومی خودمان مهندسی کنیم. این که میبینید مثلاً اخیراً پیمان دفاعی مکه شکل میگیرد، بحث خودش است، اما چه کسی دنبال میکند؟ عربستانی که چسبندگی آن در حوزه امنیت به آمریکاییها است؛ یعنی دیگر نمیتواند اعتماد کند. این اخراج نظامیان در عراق، اینها را تسریع میکند و میکشاند به اینکه بیاییم به سمت یک امنیت جمعی به خود کشورهای منطقه. سردمدار این حرکت جمعی و ارتباط جدید امنیتی در منطقه؛ قطعاً جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. در قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل بعد از جنگ ایران و عراق به ارتباط جدید امنیتی منطقه بر مبنای شش به علاوه دو اشاره میکند؛ یعنی شش کشور حوزه جنوب خلیج فارس به علاوه ایران و عراق و میخواهم امروز این را اضافه کنم؛ عامل ثبات، پایداری و امنیت؛ دفع اشغالگر، برخورد با ناامنی و تروریسم، امروز مقاومت منطقه است. امروز نقش مقاومت یمن در ثبات منطقه، بیبدیل است. اگر این ترتیبات امنیتی شکل بگیرد که مقدمات آن شکل میگیرد.
شاید برخی بگویند این خوشبینانه است، نه، من با منطق و ادله توضیح خواهم داد که شما الان بگویید که ما با عربستان در جنگ هستیم؟ البته ما با آمریکا در جنگ هستیم، اما از هر نقطه که تجاوز شود، پاسخ میدهیم، حالا چگونه میشود که ما با عربستان، قطر و عمان وارد ترتیبات جدید میشویم؟ آن قدر مشترکات منطقهای داریم و آنهایی که دشمن؛ آمریکا و دیگران آوردند باید کنار بگذاریم، این اخراج این نوید را میدهد، موضوع دیگری که در این اخراج باید جزو دستاوردها دید؛ طرح آبراهام که در حقیقت ظاهر آن؛ عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم اشغالگر قدس است، این را هم به عقب انداخت، اگرچه ما اطلاع داریم که فشار آمریکاییها بر کشورهای جنوبی ما شدید است و اینها هم ظرفیتی ندارند و مقاومتی نمیتوانند کنند، بعید نیست که الان کشور دیگری دو سه روز آینده بگوید من هم پیوستم، اما در مقام عمل، طرح آبراهام که ظاهر آن طرح عادیسازی است، اما به تعبیر من، علنیسازی روابط است، از بین خواهد رفت. با همه فشارهایی که آمریکاییها به عربستان آوردند که طرح آبراهام؛ یعنی طرح عادیسازی روابط با اسرائیل را در ظاهر امضا کن، حرف عربستان این است که اگر دو دولتسازی در سرزمینهای اشغالی باشد؛ یعنی دولت فلسطینی و یهود، من میپذیرم، تا الان نپذیرفته است.
آمریکاییها چه کار کردند؟ در این درگیریهای اخیری که بین عربستان و یمن که عامل همه این تجاوز و درگیریها خود عربستان است، یمنیها جانانه دفاع میکنند و امروز هم میگویند که رفع محاصره در برابر رفع محاصره؛ یعنی آنچه که الان واکنش نشان میدهد؛ واکنش بهحقی است، در عین حال که اعتقادم این است که یمنیها خویشتنداری میکنند. انصارالله نمیخواهد بجنگد، از خود دفاع میکند، در حالی که واقعاً امروز قدرت انصارالله، ارتش و مردم یمن در مقایسه با شش کشور حوزه جنوب خلیج فارس برتری دارد. یمن میتواند در طول ۲۴ ساعت، بحران ناامنی و اقتصاد برای عربستان و امارات درست کند، اما دنبال این مسئله نیست. در درگیریهای اخیر، عربستان از رئیس جمهور آمریکا درخواست کرد که به کمک آن بیاید، تساهل کرد که فشار بیاورد به عربستان که طرح آبراهام را بپذیرد، اگرچه در بمبارانهای بعد هواپیماها و جنگندههای آمریکایی وارد عمل شدند، این را باید به خاطر بسپاریم. در نتیجه خود این اخراج نظامی که دستاورد مقاومت در عراق است؛ یکی باعث به تأخیر افتادن طرح آبراهام و علنی شدن روابط با اسرائیل خواهد بود، خود این چه تأثیری میگذارد؟ تأثیر تقویت مقاومت علیه رژیم اشغالگر قدس هم خواهد بود، پس این هم میتواند دستاورد بینالمللی، منطقهای و تکمیل سیادت و استقلال خود عراق را برای خود مردم عراق داشته باشد، اما این پایان خباثتهای آمریکا نخواهد بود.
سوال: ما درباره عراق که صحبت کردیم، یک پرسش پیش میآید. وضع نیروهای حشدالشعبی، نخستوزیر عراق اعلام کرده که تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ گروههای مسلح باید سلاحهای خود را تحویل دولت بدهند و در ساختار امنیتی کشور ادغام بشوند. یک سوال مهم اینجا است که نیروهای حشدالشعبی را طبق قانون، بخشی از نیروهای مسلح عراق اعلام کردهاند و اعلام هم میکنند. تقویت، وضع قانون و موضوعهای امنیتی عراق چه میشود؟
کاظمی قمی: حشدالشعبی که یک بخش لاینفک (جدا نشدنی) نیروهای مسلح عراق هستند. این در قانون آمده، در نتیجه روی حشدالشعبی الان کسی بحثی ندارد. آن چیزی که الان میگویند که در پارلمان (مجلس) عراق باید برای حشدالشعبی تصویب بشود، بحث اصل خود وجودی حشد نیست، قانون حشدالشعبی که میگویند، مربوط به این است که خود این ساختار چقدر باشد، استعداد آن چقدر باشد، مسائل بازنشستگی آن، حقوق، درجههای آن، بحثی که الان در پارلمان (مجلس) هست، این است. آن چیزی که الان مطرح میکنند، نخستوزیر عراق اعلام کرد که اول اکتبر، نه ژانویه ۲۰۲۷، گفت ۳۰ سپتامبر که امروز باشد که الان جشن پیروزی است در برابر اشغالگر، من فردا اعلام میکنم از اول اکتبر به اینکه هر کسی خارج از کنترل دولت سلاح داشته باشد، با او برخورد خواهیم کرد. حالا این افتاده به کجا؟ افتاده به ژانویه، همه اذعان دارند اگر دولتی شکل گرفته، اگر اشغالگری اخراج شده، من نمیگویم خارج شد، چون نمیخواست خارج بشود، آن را اخراج کردند، بیرون کردند و با شیوههای دیگر، باز شرارت خود و حمایت از تروریسم و سعی خود را میکند که تروریستها را علیه ایران، مسلح کند و این کارهای خود را دنبال میکند، اما اینها هم شکست خواهد خورد.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
پس گفتند فردا این روی میدهد. الان میگویند در ژانویه، اما همه اذعان دارند اگر نظامی شکل گرفته، قانون اساسی شکل گرفته در چارچوب مردمسالاری، این مقاومت بود در برابر تروریسم که خود امریکاییها شکل دادند، پس این یک مسئله است و الان دیگر بحث خلع سلاح نیست در عراق، اشتباه نکنیم، بحثی که الان مطرح میشود، انضباط سلاح است. انضباط سلاح، چه وقت روی میدهد؟ وقتی که اطمینان حاصل شد، امنیت کامل شده است و تهدیدی وجود ندارد. هنوز تهدید وجود دارد. ببینید امروز داعش، سرزمین ندارد، اما سلولهای زیادی در عراق دارد. امریکاییها از نظر نظامی خود خارج شدهاند، اما شیطنتهای جاسوسی آنها همچنان وجود دارد. امروز ما شاهد این بودیم در بین درگیریهایی که عربستان علیه یمن انجام داد، یکباره عربستان، عراق را هدفگیری کرد. پس ما در یک جنگ منطقهای هستیم که امریکاییها باعث و بانی شدند، اسرائیل هم در کمک کردن به آن، کشورهای منطقه را تهدید میکند. از طرف دیگر باید این را گفت که الان در داخل عراق، تعداد زیادی گروههای مسلح تروریست وجود دارد. تروریستهایی که علیه ایران به تحریک و تسلیح امریکا همچنان هستند. پس اینها وجود دارند. از طرف دیگر برخی از گروههای ترکیه در عراق وجود دارند. حضور پایگاههای نظامی ترکیه هم در عراق هست. از طرف دیگر، برخی از مناطق مرزی عراق دست حاکمیت بغداد نیست. اینها باید به کنترل در بیاید. بحث این است که اگر همه این رویدادها بهوقوع بپیوندد و حل شود، آن وقت خود این مقاومتی که دولت و نظام را ایجاد کرد، آن وقت این مقاومت، انضباط سلاح آن هم حل میشود. آن وقت در قالب همان حشدالشعبی که الان وجود دارد، خواهد بود. پس الان دیگر بحث خلع سلاح نیست. دولت بر همین مبنا حرکت میکند و توافقهایی که بین مقاومت و دولت و دیگران انجام شده است، در این چارچوب خواهد بود.
سوال: انشاالله اخراج نیروهای نظامی از عراق، سرفصل اخراج نیروهای نظامی از منطقه باشد.
کاظمیقمی: مقدمهای است در تکمیل مقاومت ملت ایران برای اخراج امریکا در منطقه و شکلدهی ترتیبهای جدید امنیتی بر پایه ظرفیتهای داخلی منطقه.