کرمان رصد - سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در عراق گفت: خروج نظامیان آمریکا به معنای توقف اقدامهای آنها نیست، بلکه این یک شکست راهبردی قطعی است که به دست مقاومت عراق ایجاد شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای حسن کاظمی قمی با حضور در برنامه «گفتگوی ویژه خبری» به تشریح ابعاد و پیامدهای خروج نظامیان آمریکایی از عراق پرداخت.
مقدمه مجری: در بامداد سه ژانوریه ۲۰۲۰ حمله هوایی به نزدیکی فرودگاه بغداد که در آن حادثه سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس به شهادت رسیدند، این جنایت خشم ملت عراق را برانگیخت و پارلمان عراق تنها چند روز بعد از این حادثه تلخ یعنی ۵ ژانویه ۲۰۲۰ یا ۱۵ دیماه ۱۳۹۸ در نشستی فوق العاده به خروج نظامیان آمریکایی از این کشور رای داد. با این حال از آن تاریخ به بعد آمریکاییها با بهانههای مختلف از اجرای این قانون سر باز زدند و رسیدیم به ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ و روز خروج نیروهای آمریکایی از عراق که روز حاکمیت نامیده شد. میخواهیم به خروج نظامیان آمریکایی از بغداد صحبت کنیم، عرصه و این مسیر را مورد تحلیل و واکاوی قرار بدهیم و بپردازیم به آنچه در منطقه غرب آسیا میگذرد.
سوال: میخواهم راجع به ۳۰ سپتامبر صحبت کنم روز حاکمیت، روز خروج نیروهای آمریکایی از عراق، اما قبل از آن و اهمیت آن در حاکمیت عراق و البته در حکمرانی دیگر کشورها، اما قبل از آن بپردازیم به یک مسیر، ورود آمریکاییها به عراق، مسیری که در اشغال طی کردند تا رسیدند به آنجایی که در پارلمان به خروج آنها رای داده شد.
کاظمیقمی: در ابتدا گرامی میداریم هفته دفاع مقدس را و همچنین بزرگداشت دومین سالگرد فرماندهان شهید جبهه مقاومت سید مجاهد و سید مقاومت شهید سیدحسن نصراله را سید هاشم را و آن یاران شهیدشان را که واقعا حماسههای بزرگی مرد الهی آفرید علیه صهیونیست آزاد کرد لبنان را و توانست که مقاومت را جان بدهد و امروز اگر چه جسم او حضور ندارد، اما آنچه که به یادگار گذاشت مسئله مقاومت حزب الله را یک ودیعه و امانت بزرگی است که انشاالله با کمک سایر جبهههای مقاومت اینها بتوانند بر آن نظام جعلی صهیون و استکبار انشاالله فائق بیایند. در مسئله امریکا و اشغال عراق، امریکاییها بعد از این که از مسئله افغانستان قدری خاطرشان آسوده شد بنای بر این گذاشتند که یک حمله نظامی را باز طراحی کنند. واقعیت این است که اگر شما اسناد تاریخی سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ را بررسی کنید میبینید که در بین مقامات امریکایی این بحث وجود داشت که آیا بعد از افغانستان نوبت ایران است یا عراق؟ این که شما ببینید که رئیس جمهور آن وقت امریکا اعلام کرد که گزینههای نظامی روی میز است.
البته با ایران در آن مقطع اصلا ما جمع بندی شد این شد که با توجه به تجربه ۸ سال دفاع ملت ایران، مقاومت ملت در آن جنگ تحمیلی هشت ساله جمع بندی شان این شد که بعد از افغانستان اینها بیایند در حوزه غرب ایران بتوانند این کشور را عراق را از بین ببرند طبیعتا بعد میتوانند با ایران سرجنگ بشوند و ایران را از بین ببرند. این در اسنادشان وجود دارد در اظهارات شان وجود دارد. در سال ۲۰۰۳ امریکاییها به بهانه این که سلاح کشتار جمعی در حالی که وجود نداشت اینها حمله کردند و این کشور را اشغال کردند رژیم حزب بعث با محوریت صدام از بین رفت. ۲۱ روز هم بیشتر طول نکشید یعنی از ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ شروع شد ۲۰ فروردین ۸۲ رژیم صدام از بین رفت البته این بخاطر قدرت نظامی امریکا نبود، این در حقیقت میتوان گفت که از هم جدا شدن ملت و این نظامی بود که مورد قبول ملت نبود. حتی هشت سال دفاع مقدس اینها را از بین برده بود بعد تحریمهایی که صورت گرفته بود این به قدرت نظامی امریکا واقعیت نبود. امریکاییها آمدند در راس یک ائتلافی که حدود ۳۰ تا کشور بود و حدود ۱۶۰ هزار نیروی نظامی آمدند و عراق را اشغال کردند به اشغال خودشان درآوردند به بهانه این که آنجا سلاح کشتار جمعی است.
در حالی که وجود نداشت، اما این بهانهها را اگر کنار بگذاریم هدف امریکاییها چه بود؟ اشغال عراق توسط ارتش نظامی امریکا و ائتلاف که در حقیقت در راس آن امریکاییها بودند و امریکاییها مدعی رهبری جهانی مبارزه با تروریسم بودند، هدف این بود که با اشغال عراق این گام اول شکل دهی خاورمیانه جدیدی باشد در چارچوب نظم نوینی که امریکاییها بعد از فروپاشی شوروی به دنبال فرماندهی واحد در سطح بین المللی و جهانی دنبال میکردند. انتخاب خاورمیانه به دلیل موقعیت حساس و موقعیت استراتژیک، موقعیت از نگاه اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیک از همه جهت اگر امریکا بتواند بر این منطقه تسلط پیدا کند میتواند سیاست جهانی را به دلیل وابستگی که تمام اقتصاد جهان به نفت این منطقه است یعنی چند هدف را در این شکل دهی خاورمیانه جدید داشت یکی سلطه به نفع بود دوم مقابله با نظامهای مستقل مثل جمهوری اسلامی بود برخورد با مقاومتهای اسلامی بود مثل حزب الله و امریکا به دنبال این بود که هژمونی خودش را در این منطقه داشته باشد پس اشغال در عراق گام اول شکل دهی بود.
سوال: یک نکته، بر اساس دلایل و بهانههایی که اشاره کردید آمریکا در عراق حاضر و این کشور را اشغال میکند توسط نظامیان خودش، چه میشود که این مسیر منتهی به شکست میشود و در نهایت خروج؟
کاظمیقمی: پس اینها اشغال کردند، امریکاییها بعد بلافاصله آمدند یک ژنرال نظامی را گذاشتند در راس حکومت و امریکاییها ۴ تا هدف را داشتند دنبال میکردند یک نظام سیاسی که خودشان میخواهند، حضور نظامی شان را دائمی کنند نیروهای مسلح عراق را امریکایی کنند مدیریت روابط خارجی عراق را هم در کنترل خودشان بگیرند.
سوال: و در نهایت مسلط شوند به ایران و یک خاورمیانه جدید.
کاظمیقمی: این گام اولی بود که با همین مدل بروند سراغ کشورهای دیگر، عربستان بود، مصر بود، ایران که دیگر اصلا با حرکت نظامی میخواستند این کار را انجام بدهند. اگر اینها موفق میشدند دیگر شاید نیازی نبودبه این که امریکایی این طوری قشون کشی کنند برای کشورهای دیگر آنها تسلیم میشدند این فقط جمهوری اسلامی ایران بود که ... در این معرکه چه اتفاقی افتاد که اینها موفق نشدند؟ حقیقت مسئله این است امریکاییها اول به دلیل این که هیچگاه حاضر نیستند که منافع خودشان را با منافع ملتها گره بزنند یعنی همان ابتدا که میآیند آنچه که میبینند منافع خودشان است. مسئله دوم امریکاییها به ظرفیتهای اعتقادی ملتها توجه ندارند. آنچه که میبیند از دریچه محاسبات مادی است، من تعداد موشکم بیشتر است هواپیمایم بیشتر است، اما این که ایمان ... شما در معرکه عراق، در معرکه مصافی که ملت ایران با امریکاییها دارند، در حقیقت تبلور پیروزی خون بر شمشیر است که این برگرفته از مکتب عاشورای حسینی است امریکا این را متوجه نمیشود و مسئله دیگر این که ظرفیتهای مردمی در این کشورها به شدت بالا است و نکته مهم دیگر این بود.
در کنار ظرفیتهای عراق مردم عراق، رهبران عراق، یک کشوری در همسایگی عراق بود به نام جمهوری اسلامی ایران، که امریکا را بعنوان دشمن اول جهان اسلام و امت اسلام و منطقه و ایران میدانست. دوم با شگردهای آمریکا آشنا بود، متکی به ایمان الهی بود شما ببینید وقتی که امام ما انقلاب کرد دست خالی بود، اما پیروز شد و ایران اسلامی که در راس آن ولایت فقیه بود امام شهید بود به این جمع بندی رسیدند به این که نباید امریکا در عراق موفق بشود، توفیق امریکا در عراق یعنی شکل دهی یک خاورمیانه جدیدی با مشخصاتی که امریکاییها داشتند. پس یک ظرفیت فوق العاده مهمی در کنار مردم عراق و رهبران عراق به نام جمهوری اسلامی ایران، از آن طرف بعد اعتقادی که عرض کردم شما نگاه کنید، در بزنگاههای حساس در عراق در فضای امنیتی آن، در فضای سیاسی آن، مراجع دینی چگونه در حمایت از مسیری که مردم انتخاب کرده بودند حرکت کردند.
امریکا فکر میکند که در برابر یک لشگر یک لشگر در حالی که این ظرفیتهای قدرت نرمی که جمهوری اسلامی داشت، مردمی که در عراق بودند، نسبت به امریکا، امریکا را بعنوان دشمن میدانستند، مردم عراق قبول نکردند به این که امریکاییها آمدند بخاطر مردم عراق صدام را برداشتند. چون یادشان نرفته بودکه در زمانی که این دیکتاتور وجود داشت چگونه حمایت کرد امریکا از همین دیکتاتور در جنگ علیه ایران، تمام اردوگاه شرق و غرب وارد عمل شدند و کمک کردند به صدام علیه جمهوری اسلامی اینها را فراموش نکردند در همان شرایط جنگی بود که شما میبینید میلیونها مهاجر عراقی در ایران زندگی میکردند این چسبندگی و تنیدگی برآمده از منافع مشترک است اعتقادات مشترک، تاریخ مشترکی که بین دو ملت است. پس امریکاییها نیامدند که بروند آمدند با این اشغالگری شان تثبیت موقعیت، حضور نظامی شان را دائم کنند، خاورمیانه جدیدی را بسازند.
سوال: یک نکته، تا این جای مسیر، مسیری است که یکسری گزاره آمریکاییها را از عراق پس میزند، حالا از همسایگی با جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت مردمی که اشاره میکنید و مقاومتی که شکل گرفت. میرسیم به ۵ ژانویه ۲۰۲۰ زمانی که پارلمان عراق به خروج نظامیان امریکایی رای میدهد آمریکاییهایی که آمدند که بمانند، شرایط را و تمام نقشهها و سناریوها بر اساس این است که یکی پس از دیگری کشورها را تسلیم کنند. چه میشود که بهانه جویی میکنند و این تاریخ میرسد به زمانی که ما در حال حاضر داریم.
کاظمیقمی: اخراج نظامیهای امریکا بر اساس مصوبه ۲۰۲۰ نیست، امریکاییها اگر نگاه کنید شاکله اصلی قدرت نظامی شان را در ۲۰۱۰ از عراق خارج کردند، یعنی امریکاییها که آمده بودند بمانند، فضایی برایشان ایجاد شد که در این فضا به گونهای شد که در باتلاق امنیتی گیر کردند. اول که اشغال کردند حتی حاضر نشدند که بیایند از شورای امنیت سازمان ملل مصوبه و مجوز بگیرند، چرا؟ تعمدا نگرفتند که بگویند دیگر امروز هژمونی امریکا بر دنیا حاکم است دیگر شورای امنیتی نیست. بعد که حرکتهای ضد امریکایی شروع شد، برای این که بگویند که ما با مجوز آمدیم فشار به سازمان ملل آوردند یک قطعنامه ۱۴۸۳ را، ب عد عراقیها نپذیرفتند که اینها دائم بمانند گفتند که برای مدت محدود، بعد همزمان شما میبینیدکه فضای ضد امنیتی علیه امریکا شروع شد به جایی رسید که امریکاییها دیدند که اگر بخواهند در عراق بمانند دچار یک خسارت سنگینی خواهند شد در بعد انسانی.
آمریکاییها خودشان میگویند ۶ هزار میلیارد دلار هزینه کردند، ۶ هزار کشته دادند، ۳۰ هزار مجروح دادند، ۲۰۱۰ مجبور شدند که شبانه ستونهای نظامی شان را فرار بدهند به سمت کویت، از این اخراجی که شما امروز که ۳۰ سپتامبر است ۹ مهرماه ۱۴۰۵ است، این واحدهای باقیماندهای است که ۲۰۱۰ خارج شده بودند آنها فرار کردند حالا امریکاییها قبل از این که باز میخواستند بروند آمدند چه کار کردند؟ یعنی شگردهایشان قابل توجه است که اینها همه را عراق با مشورتها و کمک ایران خنثی کرد. بعد آمدند با عراق یک توافقنامهای امنیت راهبردی وضع کردند که در آن توافقنامه امنیتی راهبردی این بود که محور مقابله با تهدیدات، امریکا باشد دولت بیاید کمک کند و جمهوری اسلامی در کمک به عراق ما مانع شدیم که چنین توافقی امضا شود گفتیم به مصلحت شما نیست، محور مسئولیت مقابله با ناامنی و تروریسم دولت عراق است دیگران باید کمک کنند به عراق، درچارچوب ان توافقنامه امریکاییها میگفتند که تهدید را ما تشخیص میدهیم از فردا میگفتند ایران تهدید است پس باید حمله کرد ما با مشورتی که دادیم به دوستان عراقی که این قانون کاپیتولاسیونی که در این توافقنامه دارد میآید برای شما خطرناک است و اینها هم نپذیرفتند امریکاییها دیگر راهی نداشتند جز این که باید خارج میشدند پس خارج شدند.
من این جا عرض کنم، خروج نظامیهای امریکا که امروز بقایای آن را ما شاهد بودیم، مفهوم این نیست که امریکاییها دست از عراق برداشتند. یعنی امریکاییها از لباس نظامی و نیروهای رزمی شان را خارج کردند و این قطعا یک شکست راهبردی برای امریکاست قطعی است، چرا؟ آمریکا که نمیخواست خارج شود، اخراجش کردند، چه کسی این اخراج را ایجاد کرد؟ مقاومت عراق بود، مقاومت عراق هم مفهومش این نیست که الان فقط فصائل مقاومت هستند، مردم عراق، فصائل مقاومتی که در برابر اشغالگر و تروریسم شکل گرفت بنا به فتاوای مرجعیت و بنا به درخواست دولت عراق و کمک جمهوری اسلامی با فرماندهی حاج قاسم و شهدایی مانند حاج ابومهدی، ابوحسن عامری و دیگران، یعنی مرجعیت مخالف این حضور اشغالگرانه بود، خود دولت و مردم مخالف، اما آن که ضربه کاری را زد، مقاومت بود. پس در ۲۰۱۰ مجبور به خروج، آمریکاییها خارج شدند، اما دست از شرارت برنداشتند، الان هم مقاومت اینها را بیرون انداخت، سیادت عراق به سمت اکمال دارد میرود، مثلاً در بعد سیاسی و امنیتی این اخراج یک مفهومش این خواهد بود و قطعاً این اخراج نظامیهای آمریکا از عراق در حقیقت مقوم مقاومت در منطقه و چراغ راهی برای سایر ملتها خواهد شد که میشود از یوغ آمریکا خارج شد و این اخراج باعث خواهد شد که تسریع و پشتیبانی کند از مقاومت ۱۵ ماهه ملت ایران برای اخراج آمریکا از منطقه.
سؤال: ما رسیدیم به اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و تأثیرات آن و آنچه که اشاره کردید، الان ترامپ یک تعابیری استفاده میکند، یک مقایسهای انجام میدهد خروج نیروهای آمریکایی از عراق را با خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان؛ ۲۰۲۱، خروج نیروهای آمریکایی از عراق را منظم عنوان میکند، خروج نیروهای نظامی از افغانستان را با هرج و مرج و پرهزینه، اصلاً اگر بیاییم از لحاظ سیاسی یا با نگاه نظامی به این موضوع نگاه کنیم، این مقایسه معتبر است؟
کاظمیقمی: نه، هر دوی آنها آمریکا شکست خورد، اگر آمریکا آمد در افغانستان ۲۰ سال ماند، هزینه کرد و آن چه که به جا گذاشت، خرابیها بود؛ داعیهاش این بود که من آمدهام که تروریسم را از بین ببرم، اما وقتی آمریکاییها رفتند، امنیت در آنجا نبود، کشت مواد مخدر در سال دوهزار به ۲۰۰ تن رسید، آن سالی که درگیری هم شد، موقعی که آمریکاییها خارج شدند، تولید مواد مخدر به ۱۰ هزار تن رسید. آمریکاییها دروغ میگویند که ما برای کمک به بشریت آمدیم، مثلاً دواعش را چه کسی درست کرد؛ همه این گروه تروریستی این ادعای خود آمریکاییهاست، چه در افغانستان، چه در رابطه با ایران و عراق، آمریکا شکست خورد. تمام شکستهایش هم از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، شکلگیری نظام جمهوری اسلامی، حمایت این نظام از ملتهاست و به همین خاطر هم هست که ریشه کینهتوزی و تجاوزات آمریکا نسبت به ملت ایران است، فقط مدام نگوییم نظام جمهوری اسلامی، یعنی دشمنی آن با ملت ایران است چرا؟ از بدو پیروزی این انقلاب است که آمریکاییها در منطقه شکست میخورند، پس هر دوی این میدان چه در افغانستان و چه در عراق شکست خوردند، آمدند با آن اهدافی که عرض کردم مجبور به فرار شدند. اما چرا میگوید من منظم؟ آن رقابتهای سیاسی بین دو حزب است، یعنی میخواهد بگوید دموکراتها آمدند در افغانستان بعد از ۲۰ سال به شکل فجیعی خارج شدند، اما نه من کنترل شده؛ این هم قیاس بیربطی است.
سؤال: در ماهیت شکستشان هیچ تأثیری ندارد؟
کاظمیقمی: یعنی راهبردهای آمریکا شکست خوردند و این حقانیت مقاومت و اقتدار مقاومت را نشان میدهد. این الان در داخل عراق که سیادت عراق را تکمیل میکند، البته در میدانهای دیگر عراق باید بجنگد، در کجا؟ آمریکاییها امروز اقتصاد عراق را در گروگان خود گرفتند، مثل افغانستان، افغانستان خارج شد.
سؤال: پس اینجا بود که گفتید آمریکاییها دندان طمع را از عراق هنوز نکشیدند؟
کاظمیقمی: میکشد، آمریکاییها تا شکست و ناکامی کامل که این مسیر را دارد میرود، امروز از حیث منطقهای و بینالمللی، میبینید که آن هژمونی آمریکا دیگر فرو ریخت، صدای اعتراض در خود آمریکا و اروپا بلند شده؛ اینها واقعیتهایی است که برآمده از این مقاومتهاست و امروز در یک کشور اسلامی عربی مثل عراق وقتی آمریکاییها خارج میشوند، تمام آن کشورهایی که در چارچوب آن طرح پترودلار امنیت خودشان را سپردند به آمریکا که نفتشان را دادند، امروز میگویند که نمیشود به آمریکا اتکا کرد. این سرعت پیدا میکند، در سطح بینالمللی و جهانی هم امروز نگاه میکنید، امروز جبهه مقاومت فراتر از جغرافیای اسلامی خود میرود، به آنها هم الان این پیام را میدهد، پس آمریکاییها از مسیر نظامی به آن اهداف خود نرسیدند، چرا نرسیدند؟ مقاومت نگذاشت و امروز برای عراق که روز جشن استقلال عراق، البته استقلال عراق از کی شروع شد؟ از آن وقتی که صدام از بین رفت و نظام سیاسی عراق بر پایه خواسته مردم شکل گرفت و جمهوری اسلامی ایران؛ مرجعیت در کمک به این ملت کمک کرد، از آنجا شروع شده، اما استقلال باید کامل شود، من بعید نمیدانم که در همین روزها یک دفعه یک اقداماتی در عراق توسط برخی از جریانات تروریست شکل دهند و یک فضای ناامنی ایجاد کنند، بعد یک باره تبلیغ کنند که وقتی آمریکا خارج میشود، فضا ناامن میشود.
سؤال: پس دنبال یک بازی جدید در عراق هستند؟
کاظمیقمی: امکانش اصلاً منتفی نیست، اما مقاومت؛ حشدالشعبی، ارتش و نیروهای مسلح این تجربه را دارند که در سال ۲۰۱۰ که آمریکاییها فرار کردند، یک موج ناامنی ایجاد کردند؛ توسط چه کسانی؟ توسط گروههای تروریستی که خود آمریکاییها شکل داده بودند، پس امروز که روز جشن آمریکاییها در عراق است برای اخراج نظامیان آمریکا که یک شکست قطعی است، باید عراقیها مستحکمتر از امروز بتوانند در همه عرصههای دیگر؛ در عرصههای سیاسی، حوزه اقتصادی و سایر حوزههای دیگر حتی فرهنگی بتوانند آن ابزارهایی که آمریکا کنترل خود را بر این حوزهها دارد، اینها را هم از عراق بیرون بکشند. الان سؤال مهمی که در عراق مطرح است، این است؛ در زمانی که صدام به کویت حمله کرد اگر بخواهید از همین مصداق، چهره واقعی آمریکاییها را هم بشناسید؛ صدام با چراغ سبز آمریکا به کویت حمله کرد، آمریکاییها بعد در پاسخ به این حمله که آن با اشاره و چراغ سبز آمریکا بود، آمدند عراق و بعث را از کویت بیرون کردند، اما حاضر شدند که نظام صدام را از بین ببرند، بعد آمدند قانون نفت در برابر غذا را در سازمان ملل وضع کردند، صدام حمله کرده به کویت در سال ۹۰، آمریکا به همین بهانه، نظامیهایش را در منطقه آورد؛ اینها همه طراحی شده بود. الان ما در سال ۲۰۲۶ هستیم، هنوز نفتی که عراق میفروشد پولش میرود در صندوقی که دست آمریکاست. یعنی دولت عراق باید درخواست بدهد این قدر بودجه برای حقوق، این قدر بودجه برای دارو. اولین مسأله و سؤالی که برای مردم عراق پیش آمده که این قطعاً به عنوان یک موضوعی در برابر آمریکا خواهدشد، بعد از این اخراج نظامی، گام بعدی که عراقیها برخواهند داشت؛ استقلال اقتصادی است. صدام تجاوز کرده، آمریکاییها مدعی دروغین هستند که ما حزب بعث را برداشتیم، اما چطور این قانون را برنمیدارند؟ به خاطر این که آمریکا در چارچوب همان هدف اولیه که دارد، همچنان ابزارهای خود را حفظ میکند.
سؤال: به نظرم به همین دلیل هم هست؛ یعنی همچنان فشار خود را بر این عرصه اقتصادی عراق حاکم کرده که بتواند از این ابزار حتی در برابر روابط عراق؛ بغداد با دیگر پایتختها هم تأثیرگذار باشد.
کاظمیقمی: یک بعد آن اقتصادی است، آیا آمریکا دست از شرارتهای امنیتی و ضدامنیتی خود برمیدارد، از کار جاسوسی خود دست برمیدارد؟ قطعاً این کار را نخواهد کرد، یعنی آمریکاییها همین چیزی که در افغانستان شاهد هستیم، آمریکاییها از افغانستان خارج شدند در چارچوب برنامهای که خودشان داشتند، اما آمریکاییها آیا تلاششان این است که دیگر کاری به افغانستان ندارند؟ رها نکردند که، نظامی آنها خارج شده، اما دخالت سیاسی و در حوزه اقتصادی دخالت میکنند، همچنان تلاش میکنند که تروریسم و ناامنی را در آنجا شکل دهند، کاری کنند که در افغانستان کشورهای دیگر نروند سرمایهگذاری کنند؛ اینها را که نگاه میکنی آمریکا نظامی خود را خارج کرده، اما این سیاستهای خود را همچنان دنبال میکند. در نتیجه پس این شکست از ناحیه قطعی است، در مسأله و چیزی هم که گفته میشود که حالا که اشغالگر لباس نظامیاش را از تن بیرون کرد و خارج شد و این یک شکست قطعی برای آمریکاییهاست، مسأله مقاومت در عراق چه خواهد شد؟
ادامه دارد...