کرمان رصد - ۲۰۰ شب حضور مستمر ملت در میدان، سرمایهای اجتماعی و ضمانتی ماندگار برای صیانت از ایران و نظام اسلامی در برابر تهدیدها به شمار میرود.

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری صدا و سیما ؛ اهمیت حضور مردم در میدان و انسجام آنان برای حفظ نظام سیاسی و تمامیت ارضی کشور، موضوعی است که در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، مورد توجه قرار گرفته است؛ چرا که از لحاظ نظری، هر نظام سیاسی برای بقا و کارآمدی خود به دو نوع سرمایه نیاز دارد: سرمایه مادی و سرمایه اجتماعی. حضور مردم در میدان، نمود عینی سرمایه اجتماعی است. به بیان دیگر حضور مردم به معنای اعتماد، همبستگی و آمادگی جمعی آنان برای دفاع از کشور است.
وقتی ملت بهصورت خودجوش یا سازمانیافته در خیابانها حاضر میشوند، در حقیقت این پیام را به درون و بیرون کشور، مخابره میکنند که بقای نظام سیاسی به زور و اقتدار رسمی، متکی نیست؛ بلکه از پشتوانه مردمی برخوردار است. این پشتوانه، هم مشروعیت و مقبولیت درونی را افزایش میدهد و هم هزینههای مداخله خارجی را بالا میبرد. به بیان دیگر، انسجام مردمی نوعی بازدارندگی نرم و در عین حال سخت در برابر تهدیدات نظامی، تبلیغاتی و فشارهای حداکثری دشمن است.
همچنین، حضور مردم در میدان به معنای پیوند عاطفی و هویتی آنان با سرزمین و نظام سیاسی شان است؛ پیوندی که در بحرانها بهجای گسست، به وحدت و انسجام میانجامد. بنابراین، حضور مردم، حرکتی برای صیانت از سرنوشت مشترک و سرمایهای برای آینده ملت به شمار میشود؛ حرکتی که منجر به ثبات و امنیت کشور شده و پیششرط هرگونه اصلاح، توسعه و پیشرفت است.
این موضوع برای ایران و نظام اسلامی، از اهمیتی دو چندان برخوردار است؛ چرا که پیروزی انقلاب اسلامی و بقای آن، ریشه در اراده و پشتوانه مردمی آن دارد؛ چیزی که حکومت پهلوی از آن محروم بود. شواهد تاریخی نشان میدهد پس از اشغال تهران از سوی نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاخان، مردم از برکناری او راضی به نظر میرسیدند. لوئیس دریفوس، وزیرمختار ایالات متحده در تهران، که از نزدیک شاهد تحولات آن روزها بود، در ۲۷ شهریور ۱۳۲۰، دو روز پس از برکناری رضاخان، تلگرافی به وزیر خارجه کشورش مخابره کرد که در آن، واکنش ایرانیان به این رویداد را چنین توصیف کرده است: «واکنش مردم ایران به کنارهگیری شاه در مجموع، حاکی از آسودگی و مسرت آنها از رفتن یک حاکم مستبد است». او در ادامه، به نکتهای اشاره میکند که حاکی از نفرت مردم از رژیم پهلوی است: «بزرگترین سرخوردگی مردم این است که همچنان یکی از اعضای خاندان منفور پهلوی بر تخت شاهنشاهی تکیه زده است».
پهلوی دوم نیز وضعیتی بهتر از پدرش نداشت. به عنوان نمونه هنگامی که مراسم تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷، به یکی از بزرگترین گردهماییهای اعتراضی در تاریخ ایران تبدیل شده و جمعیت میلیونی شرکت کنندگان با در دست گرفتن پرچمهای سیاه عزا، برای اولین بار در آن مقیاس بزرگ فریاد «مرگ بر شاه» را سر میدادند، شاه خود نیز ناظر این صحنهها بود. ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود ماجرای آن روز را این گونه شرح داده است: تظاهرات عظیم تاسوعا و عاشورا پیش آمد و محمدرضا و ازهاری با هلیکوپتر تمام سطح شهر را بازدید کردند. محمدرضا خطاب به ازهاری گفت: «همهی خیابانها مملو از جمعیت است، پس موافقین من کجا هستند؟» و ازهاری پاسخ داد: «در خانههایشان». آخرین امید محمدرضا به یأس تبدیل شد و گفت: «پس فایدهی ماندن من در این مملکت چیست؟» و ازهاری پاسخ داد: «این بسته به نظر خودتان است».
اما در این سوی ماجرا، رهبران انقلاب اسلامی با تکیه بر اراده مردم، انقلاب را به پیروزی رسانده و در یک مسیر ۴۸ ساله هدایت کردند. باور عمیق به ملت و تکیه بر ظرفیتهای مردمی، از ویژگیهای بارز امام خمینی (ره) به شمار میرفت، تا اندازهای که رهبر شهید انقلاب (ره) در توصیف این بعد از شخصیت ایشان، بیان داشتهاند: «او معتقد به مردم بود؛ حقیقتاً به آراء مردم اعتقاد داشت. او به نظر و به رأی مردم اعتقاد داشت... به مردم از صمیم قلب علاقه داشت؛ به مردم عشق میورزید و آنها را دوست میداشت» (۱۴/۳/۷۸). باور به مردم و عشق به آنان سبب شده بود که مردم نیز به او باور داشته و به راه و مرامش عشق بورزند و همین به مثابه ضامنی برای ماندگاری میراث او «جمهوری اسلامی» شد.
آمریکا و متحدانش که این موضوع را به خوبی درک کرده و از پشتوانه مردمی انقلاب اسلامی آگاه بودند، از همان ابتدا در صدد بودند با اثرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان، پشتوانه مردمی نظام را تضعیف کنند. این هدف از طریق راهبردها و ابزارهای متنوع و پیچیدهای در دورههای مختلف تاریخی دنبال شده است؛ بنابراین استمرارحضور ملت، پدیدهای مهم برای حفظ ایران و نظام اسلامی است. ۲۰۰ شب، حضور در میدان نه واکنشی هیجانی، بلکه برخاسته از هویت اسلامی – ایرانی ملت است. دستاورد چنین حضوری را میتوان در چند سطح تحلیل کرد:
در سطح داخلی، این حضور میتواند وحدت ملی را در برابر فشارهای جنگ تقویت کند، دو قطبیهای موهوم و شکافهای قومی و مذهبی را از بین ببرد و به مسئولان اجازه دهد تا سیاستهای دفاعی و اقتصادی خود را با پشتوانه افکار عمومی پیش ببرند. مضاف بر این که حضور ملت در خیابان ها، طرحهای مشابه کودتای ۱۸ دی ماه سال گذشته را خنثی میکند. همچنین این حضور گسترده و مستمر، پاسخی قاطع و عینی به ادعاهای پوچ رسانههای غربی و مزدوران داخلی آنان نیز به شمار میرود که سالها با هزینههای کلان و با عملیات روانی مستمر، سعی در القای این دروغ بزرگ داشتند که جمهوری اسلامی فاقد پشتوانه مردمی است.
در سطح منطقهای و بینالمللی، تصویر یک ملت متحد در خیابانها، محاسبات دشمن را پیچیده میکند؛ زیرا اشغال یا فروپاشی کشوری مانند ایران، تنها به توان نظامی دشمن بستگی ندارد، بلکه به واکنشهای مردمی نیز وابسته است. بر همین اساس ترامپ و نتانیاهو تلاش میکردند از طریق رسانهها وانمود کنند ملت ایران تمایلی به نظام سیاسی خود ندارد و از هر تجاوزی به ایران استقبال میکند. حضور گسترده مردم به ویژه حماسه دهها میلیونی بدرقه امام شهید (ره)، به روشنی دروغهای مکرر و بی پایه ترامپ را که بارها مدعی شده بود جنگ علیه ایران را با هدف آزادی و نجات مردم ایران از چنگ نظام، آغاز کرده، برملا ساخت.
تداوم حضور ملت، روحیه نیروهای مسلح و تاب آوری اجتماعی را هم برای مقاومت در برابر دشمن افزایش میدهد. این حضور تا اندازهای اثرگذار بوده است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای، از آن چنین تعبیر کردهاند: «بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر [جنگ تحمیلی سوم]و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید» (۲۱/۱۲/۱۴۰۴).
بنابراین، حضور مستمر مردم، مهمترین سرمایه دفاعی کشور است و دستاورد این حماسه تاریخی، تجدید میثاقی محکم با اصول انقلاب اسلامی و اعلام دوباره پایبندی ملت به راهبرد مقاومت فعال است. ۲۰۰ شب حضور در میدان، سرمایه عظیم اجتماعی و معنوی را برای ایران به ارمغان آورده است؛ سرمایهای که بار دیگر اثبات کرد مشروعیت و قدرت ایران، ریشه در اعتماد و اراده ملت دارد.
نویسنده: عباس کریمیان