کرمان رصد - فرهنگ در نظام اسلامی یک مسئله فرا راهبردی است؛ بنیادی که سایر مسائل راهبردی جامعه بر آن استوار میشود و بیتوجهی به آن، این مسائل را از رسیدن به اهداف مورد نظر بازمیدارد.

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری صدا و سیما؛ رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای در پیامشان به مناسبت هفته دولت، برای نخستین بار اصطلاح «فرا راهبردی» را به ادبیات سیاسی و مدیریتی کشور وارد کردند. ایشان در تعریف این اصطلاح بیان کردهاند: «تعبیر فراراهبردی بهمعنی آن است که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله باشد».
بر این اساس فرا راهبردی به معنای سطحی از تصمیمسازی و برنامهریزی است که فراتر از راهبردهای معمول قرار دارد و سایر راهبردها باید خود را با آن هماهنگ کنند. در حقیقت فرا راهبرد، به منزله چارچوبی است که تعیین میکند کدام اهداف ارزش پیگیری دارند و کدام یک از راهبردها در اولویت قرار دارند.
با این توضیحات، فرا راهبردی نه یک موضوع کلان در کنار موضوعات دیگر، بلکه بنیانی است که همه اجزای نظام برنامهریزی بر آن استوار میشود. بنابراین، وقتی رهبر انقلاب از «توجه فراراهبردی به مسئله فرهنگ، تعلیم و تربیت» سخن میگویند، به این معناست ارکان نظام اسلامی به ویژه دولت، باید تنظیم راهبردهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و علمی کشور را با ملاحظه این مسئله انجام دهند. به عبارت دیگر هیچ تصمیم کلانی نباید بدون سنجش نسبت آن با مقوله فرهنگ و تعلیم و تربیت اتخاذ گردد.
اما چرا حضرت آیت لله خامنهای تا این اندازه بر مقوله فرهنگ تأکیده کرده و آن را در صدر موضوعات راهبردی کشور نشاندهاند؟
به نظر میرسد باید پاسخ را در ماهیت انقلاب اسلامی جستوجو کرد. انقلاب اسلامی ایران برخلاف بسیاری از انقلابهای مشهور دنیا مانند انقلاب فرانسه و روسیه که عمدتاً بر پایه مطالبات اقتصادی یا سیاسی شکل گرفتند، انقلابی مبتنی بر فرهنگ و موتور محرکه آن هم، ارزشهای دینی، اخلاقی و هویتی مردم بود.
اگر مارکس پدر انقلابهای کمونیستی و کارگری، اقتصاد را زیر بنا و فرهنگ را رو بنا میخواند، اما رهبران انقلاب اسلامی بر فرهنگ به مثابه بنیان انقلاب تاکید کرده و از مسیر مولفههای فرهنگی مانند معارف دین، انقلاب اسلامی را هدایت میکردند. از دیدگاه آنها انقلاب صرفاً جابهجایی قدرت نیست، بلکه امتداد حرکت تاریخی انبیاء به شمار میرود. امام شهید (ره) با توجه به این مسئله، هدف انقلاب را حاکمیت اسلام دانستهاند (۱۴/۳/۷۸).
البته این موضوع به معنای چشم پوشی از نیازهای مادی جامعه نیست؛ بر این اساس امام خمینی (ره) از همان ابتدای نهضت به تبیین این مسئله پرداختند. به عنوان نمونه ایشان در یکی از بیانات خود تصریح کردهاند: «مکتب اسلام یک مکتب مادى نیست؛ یک مکتب مادى- معنوى است. مادیت را در پناه معنویت، اسلام قبول دارد. معنویات، اخلاق، تهذیب نفس. اسلام براى تهذیب انسان آمده است؛ براى انسانسازى آمده است. همه مکتب هاى توحیدى براى انسان سازى آمده اند، مقصد اسلام و مقصد همه انبیا این است که آدمها را تربیت کنند؛ صورت هاى آدمى را آدم معنوى و واقعى کنند. مهم در نظر انبیا این است که انسان درست بشود. اگر انسان تربیت شد، همه مسائل حل است. یک مملکتى که داراى انسان مهذب است، همه مطالبش حل است. انسان آگاه مهذب همه ابعاد سعادت را براى کشور تأمین میکند» (صحیفه امام، ۷/۵۳۱).
بر همین اساس است که فرهنگ در منظومه فکری رهبران انقلاب اسلامی، ستون فقرات انقلاب محسوب میشود و به تعبیر امام شهید (ره)، فرهنگ به منزله هوایی است که جامعه تنفس میکند. پس اگر این هوا آلوده شود، همه ارکان جامعه آسیب میبینند.
تعلیم و تربیت نیز از آن رو اهمیتی فرا راهبردی دارد که یکی از عناصر مهم فرهنگ و ابزاری برای انسان سازی به شمار میرود؛ اگر آموزشوپرورش، حوزه و دانشگاه، نتوانند انسانهایی مؤمن، متعهد، خلاق و پایبند به ارزشهای انسانی و اسلامی تربیت کنند، هیچ توسعه اقتصادی یا پیشرفت فنی نمیتواند خلأ فرهنگی، هویتی و اخلاقی را پر کند.
در ادامه پیام نیز، اشاره رهبر معظم انقلاب به اقشار خاصی که «منبع اشاعه فرهنگ مثبت و سازنده» هستند، جالب توجه و معنادار است. ایشان در این بخش از معلمان، اساتید دانشگاه و حوزه، پرستاران و پزشکانی که خود را وقف خدمت در نهادهای غیرخصوصی کردهاند و همچنین بانوان خانهدار یاد کردهاند. هرکدام از این افراد در لایهای متفاوت، نقشی مهم در انسان سازی و جامعه سازی ایفا میکنند.
نکته اساسی این است که بقای انقلاب اسلامی، بیش از آنکه وابسته به توان سیاسی، نظامی و اقتصادی کشور باشد، به استمرار همان فرهنگی وابسته است که انقلاب را به وجود آورد؛ فرهنگ اسلامی – ایرانی. انقلاب اسلامی با تکیه بر تحول درونی انسانها پیروز شد و اگر این تحول درونی در نسلهای بعد استمرار نیابد، انقلاب و به تبع آن ایران اسلامی، با خطرهای بسیاری روبه رو خواهد شد.
دشمنان ملت ایران نیز این حقیقت را دریافتهاند؛ آنها به خوبی میدانند با ابزارهای نظامی، قادر به شکست ملت ایران نیستند؛ جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، آشکارترین گواه این مدعاست. آنها با حمله نظامی، قادر به کسب هیچ دستاورد راهبردی نبودند و به هیچ یک از اهداف اعلامی خود نرسیدند: نه ایران بی قید و شرط تسلیم شد، نه تغییر نظام یا تغییر رفتار صورت گرفت، نه مسئله هستهای به سودشان حل شد، نه قدرت نظامی ایران از بین رفت و نه مردم ایران به شورش روی آوردند و نه تمامیت ارضی خدشه دار شد.
به همین دلیل، اکنون اصلیترین میدان نبرد آنان، میدان فرهنگ است. ادوارد شرلی نظریه پرداز آمریکایی گفته بود کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاستهای ایران از بین بردن خصوصیات انقلابی ایران است و باید عقاید انقلاب را از درون تهی کرد. تهاجم فرهنگی، نفوذ رسانهای، ترویج سبک زندگی مصرفی و فردگرایانه، تضعیف نهاد خانواده، بیاعتمادسازی نسبت به نهاد تعلیم و تربیت دینی، همگی بخشی از جنگ فرهنگی است که علیه انقلاب اسلامی به راه افتاده است.
در چنین وضعیتی، توجه فراراهبردی به فرهنگ و تعلیم و تربیت نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقای جامعه است؛ بنابراین این فراز از پیام رهبر انقلاب، هرچند تلاشی برای تصحیح این نگاه رایج است که فرهنگ را مسئلهای همچون سایر مسائل جامعه میبیند، اما تنها یک توصیه نمادین به مسئولان نیست، بلکه گامی برای تضمین بقای ایران و انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی اگر بخواهد در مسیر آرمانهای خود حرکت کند، چارهای جز آن ندارد که فرهنگ و تعلیم و تربیت را در کانون همه راهبردها بنشاند. از این منظر، بقای انقلاب و استمرار این حرکت عظیم تاریخی در گرو حفظ و تعمیق گفتمان فرهنگی آن است که بر ارزشهای اصیل اسلامی- ایرانی استوار شده است.
نویسنده: عباس کریمیان