کرمان رصد - ایسنا / محققان در پژوهشی تازه، عارضه خشکیدگی خوشه خرما را در ایران مرور کردهاند و بر این نکته تأکید دارند که این اختلال سالهاست مهمترین چالش تولید خرما در جنوب کشور باقی مانده است.
کشت نخل خرما در سالهای اخیر در جهان سریعتر گسترش یافته است، چون هم منبع غذایی مهمی است و هم در شرایط کمآبی و تغییرات آبوهوایی گزینهای قابل اتکا بهشمار میرود. بیشتر باغهای خرما در نوار بیابانی و کمباران از حاشیه جنوبی خاورمیانه تا شمال آفریقا متمرکز است و ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان جهان است. بر اساس آمارهای جهانی، تولید خرما در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته و سهم ایران از تولید دنیا بسیار بالاست. رسیدن میوه خرما چند مرحله دارد؛ از حبابوک و کیمری تا خارک، رطب و در نهایت خرمای کاملاً رسیده. هر اختلال در این مسیر میتواند هم حجم برداشت و هم کیفیت بازارپسند میوه را پایین بیاورد.
عارضه خشکیدگی خوشه خرما نخستین بار چند دهه قبل در استان کرمان گزارش شد و بعدها در استانهای دیگر مثل بوشهر و خوزستان نیز دیده شد. این مشکل در سالهای اخیر همچنان جدیترین چالش تولید خرمای ایران بوده و نگرانی باغداران، کارشناسان و کل زنجیره اقتصادی خرما را به دنبال دارد. پژوهشهای گذشته علل مختلفی را مطرح کردهاند: شرایط اقلیمی، کمبود یا اختلال تغذیه، عوامل بیماریزا از جمله قارچها، و مدیریت ناکافی نخلستان. شدت عارضه از باغی به باغ دیگر و از سالی به سال دیگر فرق میکند و معمولاً پس از وزش بادهای گرم و خشک تشدید میشود. در بسیاری موارد، درختان جوانتر آسیبپذیرترند و بروز عارضه در مرحله تبدیل خارک به رطب شایعتر است، بهویژه وقتی دما از حدود ۴۳ درجه سانتیگراد بالاتر برود و رطوبت نسبی هوا از ۲۵ درصد پایینتر بیاید. روند بیماری اغلب با پژمردگی میوه و خشک شدن نوک محور خوشه آغاز میشود، سپس لکههای قهوهای ظاهر میگردد و کمکم کل خوشه تحت تأثیر قرار میگیرد. در برخی ارقام تجاری حساس، خشکیدن میتواند بسیار سریع رخ دهد و میوههای کوچک و بیکیفیت باقی بگذارد؛ در نتیجه ضرر اقتصادی برای تولیدکنندگان جنوب کشور جدی است.
بهاره دامنکشان، مربی پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی کرمان، به همراه یک همکار از همان مرکز، پژوهشی را درباره جنبههای مختلف عارضه خشکیدگی خوشه خرما در ایران و راهبردهای کنترل آن انجام دادهاند. هدف این کار مرور و جمعبندی دانش موجود درباره علل بروز این عارضه و معرفی روشهای مدیریتی است که بتواند به کاهش خسارت در نخلستانها کمک کند. تمرکز پژوهش بر این است که باغداران و کارشناسان بتوانند با شناخت بهتر عوامل دخیل، اقدامهای مناسبتری را متناسب با رقم خرما و شرایط منطقهای انتخاب کنند؛ چون راهحل یکسان برای همه باغها جواب نمیدهد.
در این مطالعه، با تکیه بر پژوهشهای پیشین، روشهای مختلف مدیریت عارضه مرور شده است. از جمله تنک کردن میوه برای توزیع بهتر مواد غذایی بین میوههای باقیمانده، پوشش دادن خوشه برای کاهش تنش حرارتی و آسیب باد، تغذیه مناسب با کودهای آلی و شیمیایی و همچنین آمینوکلاتها و ریزمغذیها، استفاده از تنظیمکنندههای رشد، و کاربرد ترکیباتی مانند ژل آلوئهورا و پودر کائولین که با ایجاد پوشش روشن، جذب گرمای خورشید را کم میکنند. همچنین به کارگیری ذرات سوپرجاذب (هیدروژل) برای نگهداشتن آب بیشتر در خاک و همراه کردن این روشها با مدیریت صحیح آبیاری و اقدامات مزرعهای دیگر بررسی شده است.
یافتههای جمعبندیشده این تحقیق که در دوفصلنامه «پژوهشهای میوهکاری» وابسته به دانشگاه ارومیه انتشار یافتهاند، نشان میدهند مؤثرترین اقدامات عمومی بدون ورود به جزئیات هر رقم و هر منطقه شامل آبیاری بر اساس میانگین تبخیر ماهانه برای حفظ رطوبت خاک، افزایش ظرفیت نگهداری آب با هیدروژل، تغذیه خاک با کودهای حیوانی همراه کودهای فسفره و پتاسه و سایر عناصر بر اساس نیاز گیاه، و مصرف آمینوکلات و ریزمغذی در مرحله خارک هستند.
تنک کردن حدود ۳۰ درصد خوشهها در زمان گردهافشانی، پوشش خوشه با حصیر یا فویل آلومینیوم یا پودر کائولین، میانکاری با یونجه و سورگوم یا کشت آمیخته با درختانی مانند مرکبات برای بالا بردن رطوبت نسبی هوا، احداث بادشکن برای کاهش اثر بادهای گرم، و محلولپاشی تنظیمکنندههای رشدی مانند پوترسین نیز در فهرست راهکارهای پیشنهادی قرار دارد. نتیجه کلی این است که برای کنترل بهتر خسارت، اجرای همزمان چند استراتژی توصیه میشود.
از منظر نتیجهگیری عملی، مدیریت بهینه خشکیدگی خوشه خرما به آبیاری درست وابسته است؛ هرگونه کمآبی یا تغییر ناگهانی در برنامه آبیاری میتواند تنش به گیاه وارد کند و شدت عارضه را بیشتر کند. تأمین رطوبت در دوره بحرانی که بسته به رقم و منطقه معمولاً از تیر تا نیمه اول شهریور اهمیت دارد کلیدی است. آبیاری منظم از زمان تشکیل میوه تا اواخر مرحله رطب، اغلب هر ۴ تا ۷ روز یکبار و با اولویت آبیاری در شب، توصیه شده است. در مناطق گرم و خشک، بادشکن میتواند سرعت باد و تبخیر از برگ را کم کند و از چروکیدگی میوه جلوگیری کند. مطالعات گذشته نشان داده میانکاری با سورگوم و یونجه در کنار رقم حساسی مانند مضافتی میتواند شدت عارضه را بهشکل چشمگیر کاهش دهد؛ بنابراین ترکیب روشهای اقلیمی، تغذیهای و مدیریتی شانس موفقیت را بالا میبرد.
پوشش خوشه نیز یکی از ارزانترین راهها برای کم کردن آسیب مستقیم آفتاب و باد گرم است و علاوه بر خشکیدگی، در برابر برخی آسیبهای دیگر مانند پرندگان و حشرات نیز مفید است. همچنین تغذیه مناسب بهویژه تأمین کلسیم و پتاسیم در مناطق خرماخیز که خاکها اغلب فقیرتر است، نقش مهمی دارد؛ چون کمبود عناصر غذایی خود میتواند زمینه بروز عارضه را فراهم کند.
علاوه بر اینها، تنظیمکنندههای رشد و مواد آلی مانند آمینوکلاتها به گیاه در مقابله با تنش کمک میکنند و پودر کائولین با سفید کردن سطح گیاه، دمای آن را پایین میآورد. استفاده از سوپرجاذب نیز ریشه را در محیط مرطوبتری نگه میدارد و جذب آب را بهبود میبخشد. برای باغداران، پیام این تحقیق روشن است: انتخاب بسته اقدامات متناسب با رقم و اقلیم محلی، اجرای همزمان چند روش، و توجه ویژه به هفتههای حساس رشد میوه میتواند تفاوت میان برداشت سالم و خسارت سنگین را رقم بزند.