کرمان رصد - تنگه هرمز، ورودی و خروجی اصلی انرژی خلیج فارس است و بابالمندب، ورودی جنوبی دریای سرخ و کانال سوئز؛ پس طبیعی است که اختلال و ناامنی همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب، فشار را روی مسیرهای انرژی و تجارت جهانی چند برابر میکند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، مقدمه تحلیلی خبر ۲۱ در یکشنبه ۲۲ شهریور به این شرح است:
شب ۱۹۷ از جنگ تحمیلی سوم را با بازتاب جهانی پیشرویهای موفقیتآمیز در جبهه دوم مقاومت، یعنی برادران یمنی در رسانههای بینالمللی و آثار آن بر جغرافیای سیاسی، انرژی و امنیت جهانی آغاز میکنیم.
نشریه آمریکایی نیویورک تایمز، تحولهای جغرافیای سیاسی از تنگه هرمز تا بابالمندب را در صفحه اول خود کار کرده و نوشته است: ایران و متحدان آن، حالا بر دو گلوگاه اصلی انتقال نفت خاورمیانه (غرب آسیا) نفوذ پیدا کردند؛ تحولی که به نوشته نیویورک تایمز، اهرم فشار تهران را در برابر واشنگتن، افزایش داده است.
این تحول برای غربیها غافلگیرکننده بوده است، چون تراویز آکرز، تحلیلگر آمریکایی میگوید: بسته شدن همزمان تنگههای هرمز و بابالمندب غیر قابل تصور بود، مگر در گزارشهای پاورپوینتی و نقشههای شبیهسازی جنگ در دانشکدههای نظامی، اما این بدترین نقشه در کمتر از شش ماه به واقعیت تبدیل شده است.
از نظر فارن افرز، یمن به عنوان جبهه دوم ایران با تصرف بندر مخا و جزیره راهبردی میون، جایگاه خود را در بابالمندب تثبیت کرده و به اهرم مهم نظارت بر تجارت تریلیونها دلاری جهانی دست پیدا کرده است.
کریستین امانپور، خبرنگار ارشد سیانان، علاوه بر تجارت جهانی، تنگه بابالمندب را یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان و مسیر کشتیرانی به دریای سرخ و کانال سوئز عنوان کرده است.
بابالمندب، حالا در دست دوستان ایران و از نگاه واشنگتنپست، این موضوع به مفهوم تهدید بوده؛ این نشریه آمریکایی نوشته است: پیشروی ارتش یمن (که البته با عنوان حوثیها از آنان یاد میکند) در دریای سرخ، تهدیدی برای مسدود کردن یک مسیر کلیدی نفت در خاورمیانه (غرب آسیا) است.
اهمیت تسلط یمن بر بابالمندب، وقتی بیشتر میشود که تنگه هرمز را هم کنار آن بگذاریم؛ تنگهای که به گفته منابع ایرانی، حتی اگر ایران و عمان بر سر آن تفاهم کنند، تا ۷ شرط ایران برآورده نشود، باز نمیشود. میدانید که تنگه هرمز، ورودی و خروجی اصلی انرژی خلیج فارس است و بابالمندب، ورودی جنوبی دریای سرخ و کانال سوئز؛ پس طبیعی است که اختلال و ناامنی همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب، فشار را روی مسیرهای انرژی و تجارت جهانی چند برابر میکند.
خبرگزاری رویترز این موضوع را یکی از چالشهای مهم این روزهای بازار انرژی دانسته که فشار کم شدن صادرات نفت عربستان به بازارهای جهانی انرژی، بهخصوص به آمریکا منتقل شده و این فشار، قیمت نفت خام برنت را چند روزی است بالای ۱۰۰ دلار نگه داشته، همین مسائل باعث شده تا صحنه جغرافیای سیاسی، دچار و دستخوش تغییرهای مثبت به نفع جبهه مقاومت شود.
این موضوع را در اظهار نظرهای تحلیلگران غربی میتوان دید؛ مثل مایک آدامز، نویسنده و فعال رسانهای آمریکایی که میگوید نفوذ آمریکا در خاورمیانه (غرب آسیا) بهطور کامل از هم پاشیده است.
نیلسون، نویسنده و تحلیلگر سوئدی مسائل جغرافیای سیاسی هم نوشت: ایران نه تنها امپراطوری آمریکا را شکست داده که در حال گسترش قدرت خودش است، اما این افزایش قدرت ایران منحصر به عرصه نظامی نیست، در عرصه اقتصادی و سیاسی هم توسعه قدرت در میانه جنگ بهطور کامل ملموس است؛ مثل حضور قدرتمند ایران در ۳ روز نشست بریکس در کنار قدرتهایی مانند چین، روسیه و هند، پشت یک میز؛ میزی که آمریکا در آن حضور ندارد و مسائلی مثل کاهش وابستگی به دلار و مقابله با فشارها و تحریمهای غرب را در آن دنبال کردند.
تحریمها اگرچه همچنان پابرجا هستند، اما انحصار غرب بر مسیرهای تجارت، تأمین مالی و تعاملهای اقتصادی، بیشتر از قبل با چالش روبرو شده؛ بهتر است بگوییم که بریکس هنوز دیوار تحریم را فرو نریخته، اما شکافهایی در این دیوار ایجاد کرده؛ دیوار خصمانهای که به سد محکم مردم ایران خورده است؛ مردمی که این روزها با پرچمداریهای شبانه در خیابانها در حال کامل کردن جورچین موفقیتهای کشور خود هستند. آنان به ثبت یک حد نصاب بینظیر نزدیک میشوند: ۲۰۰ شب خیابانداری در کنار ۲۰۰ روز میدانداری رزمندگان در ایران و یمن.
نویسنده: خانم فاطمه شریفی