سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۵
اجتماعی

تأکید آیت‌الله جوادی آملی بر پیوند علم و ایمان

تأکید آیت‌الله جوادی آملی بر پیوند علم و ایمان
کرمان رصد - فارس/ یکی از مراجع تقلید شیعه در پیام خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه آمل، با تبیین جایگاه بنیادین علم در نظام خلقت، بر ضرورت پیوند عمیق میان دانش ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فارس / یکی از مراجع تقلید شیعه در پیام خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه آمل، با تبیین جایگاه بنیادین علم در نظام خلقت، بر ضرورت پیوند عمیق میان دانش و ایمان تأکید کرد.
آیین آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه شهرستان آمل با پیام آیت‌الله جوادی آملی صبح امروز در مدرسه علمیه حجتیه شهرستان آمل برگزار گردید که متن این پیام به شرح ذیل است:
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم«الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمه الهداه المهدیین و فاطمه الزهراء سلام الله علیها و علیهم اجمعین بهم نتولی و من أعدائهم نتبرء الی الله»مقدم شما بزرگان، علما و فرهیختگان را گرامی می‎داریم! هدف والایی که در پیش دارید که افتتاح مراکز علمی است را تبریک و تهنیت عرض می‎کنیم و از ذات اقدس اله مسئلت می‎کنیم هم حقیقت علم را برای همه ما روشن کند و هم حقیقت انسانیت را برای همه ما تبیین کند و هم راه پیدایش علم را برای انسان حقیقی، محقَق و معلوم کند تا جامعه جامعه علمی و فرهنگی شود!علم ارزشش به اعتبار معلوم است از یک سو و ارزش عالم به علم است از سوی دیگر؛ ولی همه اینها بین راه‎اند نه پایان راه. از قرآن کریم که سخن به میان می‎آید خدا خود را معلم معرفی می‎کند و اولین تعلیم را نسبت به انسان انجام داد که «و علم آدم الأسماء کلها» بعد «علم الإنسان ما لم یعلم». خداوند خلقت را و نظام هستی را با علم شروع کرد با علم ادامه می‎دهد و با علم به پایان می‎رساند. اضلاع این مثلث، علم هستند؛ منتها حقیقت علم روحی دارد که آن روح هم گرچه از سنخ علمی است ولی صبغه عملی‎اش بیشتر است. حوزه‎های علمیه یک سلسله مطالب علمی را فرا می‎گیرند دانشگاه‎ها هم همین طور. ​
در گذشته دور، حوزه و دانشگاه یک‎جا تدریس می‎شد مدارس علما که شیخ بهایی‎ها و امثال ذلک تربیت می‎شده‎اند هم دانشگاه بود هم حوزه بود اما الآن در اثر گسترش علوم، حوزه‎ها از دانشگاه‎ها مکاناً جدا شدند ولی روحاً یکی‎اند.ذات اقدس اله وقتی مسئله علم را مطرح می‎کند قبل از مسئله تعلیم، مسئله رحمت را ذکر می‎کند. قبل از اینکه بگوید معلم داریم می‎گوید رحمان داریم؛ قبل از اینکه حوزه علم یا دانشگاه علم را مطرح کند، حوزه رحمت را و دانشگاه رحمت را ذکر می‎کند که رحمت است که علمی که مایه حیات هر انسانی است را زنده نگه می‎دارد و آباد می‎کند. «الرحمن * علم القرآن * خلق الإنسان * علمه البیان»؛ این اضلاع چهارگانه را که بررسی می‎کنید مشخص می‎کند که عالم بر اساس رحمت می‎گردد نه بر اساس علم. علم، زیر مجموعه رحمت است؛ اگر رحمتی نباشد علمی نیست. این نظم گرچه با فاء و امثال فاء از حروف ترتیب یاد نشده است اما ترتیب ذکری آمده که «الرحمن * علم القرآن» یعنی اصل تعلیم لازم است اصل معلم لازم است اصل کتاب درس لازم است و این لوازم سه‎گانه را این صدر مشخص کرد که معلم، «الرحمن» است، محور تعلیم، قرآن است و اگر «الرحمن» قرآن را تعلیم می‎دهد این تعلیمش با رحمت همراه است. او رحمت یاد می‎دهد رحیم بودن را یاد می‎دهد.وقتی حوزه و دانشگاه شاگردان رحمت شدند و خدای رحمان رحمت تدریس کرد، از آن به بعد او می‎شود انسان که «الرحمن * علم القرآن * خلق الإنسان». قبل از رحمت، قبل از تعلیم قرآن، کسی به مقام انسانیت نمی‎رسد.
در بخش چهارم یعنی بعد از رحمان بعد از قرآن بعد از انسان، آن ‎گاه اگر کسی چیزی می‎نگارد یا می‎گوید به این «بیان» گفته می‎شود که «الرحمن» یک، «علم القرآن» دو، بعد از اینها «خلق الإنسان» سه، آن ‎گاه «علمه البیان» چهار. حرف هر کسی بیان نیست، نوشته هر کسی بیان نیست. آن نوشته و آن گفته‎ای بیان است که از انسان باشد و آن گوینده‎ای انسان است که شاگرد قرآن باشد و آن شاگردی شاگرد قرآن است که از الله یاد گرفته باشد نه از هوی و هوس نه از شهرت این و آن و مانند آن.این تنظیم را ذات اقدس اله برای جامعه بشریت ذکر کرد. خدای سبحان متنی دارد؛ «علم آدم الأسماء» متن است و این متن را آیات دیگر شرح می‎دهند که یکی از آیاتی که شارح «علم آدم الأسماء» است همین مربع و چهار ضلعی است که «الرحمن * علم القرآن * خلق الإنسان * علمه البیان». اگر علم نباشد سخن از رحمت نیست و اگر رحمت نباشد علم نافع نیست. بعد از تعلیم الهی و حدوث علم، شخص می‎شود انسان و اگر انسان شد وقتی دست به قلم کرد یا زبان باز کرد چیزی نگاشت یا چیزی گفت، آن می‎شود بیان وگرنه بیان نیست. بهیمه را بهمیه می‎گویند چون صدایش بیان نیست پیام ندارد روشن نیست مبهم است و مبهم‎گوی، بیان ندارد. خیلی‎ها هستند که مبهم‎گوی‎اند و بیان ندارند. اضلاع چهارگانه که در حوزه و دانشگاه إن ‎شاء الله مطرح هستند اول توحید است بعد تعلیم قرآن است بعد انسان ‎شدن است بعد سخن گفتن و تعلیم و تربیت است.از وجود مبارک امیر بیان و بنان علی بن ابی طالب (علیه آلاف التحیه و الثناء) سؤال شده است که شما اسلام را ایمان را کفر را و نفاق را برای ما معنا کنید.
حضرت فرمود شما که سائل هستید در یک مجلس خصوصی از من این مطلب را سؤال کردید، آن گاه حضرت روزی را معین کردند که همگان جمع شدند و در آن روز حضرت ایمان را اسلام را و مانند آنها را معنا کردند که اسلام چیست ایمان چیست علم چیست و فایده همه اینها را بیان کردند. فرمود علم، حقیقت زنده‎ای است موجود است زنده است ولی گاهی بیمار می‎شود گاهی گذشت روزگار آن را سالمند می‎کند گاهی ویران می‎شود؛ شما باید علم را زنده نگه دارید(یک)، علم را تعمیر کنید(دو)، علم را آباد و زنده و فعال نگه دارید (سه)؛ آنچه که علم ویران‎شده را تعمیر می‎کند ایمان است که «بالإیمان یعمر العلم». علم گاهی فرسوده می‎شود کهنه می‎شود و باید تعمیر بشود؛ آنچه که این علم کهنه شده را تعمیر می‎کند ایمان است. ایمان، علم را زنده نگه می‎دارد (یک)، علم را شاداب نگه می‎دارد (دو) علم را اثربخش نگه می‎دارد (سه) و مانند اینها.فرمود: «بالإیمان یعمر العلم»؛ علم فرسوده، جامعه متمدن به بار نمی‎آورد بلکه جامعه فرسوده تحویل می‎دهد حوزه فرسوده تحویل می‎دهد دانشگاه فرسوده تحویل می‎دهد. حوزه‎ای می‎تواند آباد باشد و آباد کند و دانشگاهی می‎تواند آباد باشد و آباد کند که دانش دانشگاهی و علم حوزوی گذشته از اینکه زنده است سالم باشد آباد باشد و آبادی علم به ایمان است. اگر کسی راه خود را شناخت و راه خود را طی کرد و راه دیگری را نبست، این علم، معمور است یعنی آباد است. حوزه آباد جامعه را آباد می‎کند، دانشگاه آباد جامعه را آباد می‎کند. دیگر جنگی در کار نیست دیگر تهاجم آن دو ابرقدرت دیوصفت هم در کار نیست؛ نه کسی بی راهه می‎رود نه کسی راه دیگری را می‎بندد.
آنچه که شما در جهان از خونریزی می‎بینید، این علم مرده است این علمی است که لگد می‎زند در حال احتضار و مرگ. حضرت فرمود همه جمع بشوید تا به همگان بگویم که علم تعمیر می‎خواهد و تعمیر علم به ایمان است: «بالإیمان یعمر العلم». علم آباد شده و تعمیر شده حوزه را آباد نگه می‎دارد دانشگاه را آباد نگه می‎دارد و جنگی در کار نیست.در بخش‎های وسیعی هم در قرآن کریم هم در روایات اهل بیت‎ (علیهم السلام) از حقیقت علم و دعوت کردن جامعه به علم سخن به میان آمده است اما آن علم نافعی که سودمند به حال انسان است، شناخت خود انسان است شناخت جهان است شناخت رابطه انسان و جهان است و شناخت ابدی است. انسان باید علمی فراهم بکند که موضوع و محمولش گذرا نباشند تاریخ‎مدار نباشند تاریخ نداشته باشند. علمی که تاریخ دارد عالمی که معرفتش تاریخ‎مند است جهان‎بین نیست. این جهان‎ تاریخ ندارد، «هو الأول»آن خداست «هو الآخر» آن خداست. چیزی که فرسوده نمی‎شود چیزی که کهنه نمی‎شود چیزی که از پا نمی‎افتد چیزی که تاریخ مصرف ندارد علم است. آنچه که تاریخ مصرفی دارد و تاریخ مصرفش می‎گذرد و در عصری قرار گرفته است که هیچ بهره‎ای از آن برده نمی‎شود، این شبه جهل است نه علم.بنابراین اولین معلم خداست و اولین شاگرد هم فرشتگان‎اند که «الرحمن * علم القرآن» از یک سو و «علم آدم الأسماء» از سوی دیگر. او معلم است اسماء الهی را معرفی کرد اگر این مراحل قبلی فراهم شد یعنی کسی شاگرد قرآن شد قر‎آن‎شناس شد قرآن هم معارف دنیا و برزخ و آخرت را ذکر می‎کند، آن وقت او می‎شود انسان و وقتی انسان شد آنچه از زبان او قلم او بیان او بنان او صادر می‎شود می‎شود بیان. «الرحمن» یک، «علم القرآن» دو، «خلق الانسان» سه، «علمه البیان»
بنابراین باید مقدم شما علما و فرهیختگان را گرامی داشت چه در حوزه و چه در دانشگاه؛ اما علمی یاد بگیریم که کهنه نشود (یک) و اگر یک وقت آثار کهنگی در آن پیدا شد با ایمان تعمیر بشود (دو) که «بالایمان یعمر العلم». علم یک وقت با تکرار زنده است یک وقت با تعمیر زنده است. تعمیر، علم را زنده می‎کند یعنی علم، آباد می‎شود؛ علم با عمل صالح آباد می‎شود. گرچه علم راهنماست که فلان کار بد است فلان کار خوب، فلان کار را باید انجام داد فلان کار را باید ترک کرد؛ ولی اگر به این علم عمل شد، این عمل صالح آن علم را تعمیر می‎کند، آن گاه این علم، تازه می‎شود. علم تعمیر شده هم حوزه را و هم دانشگاه را و هم جامعه را و هم جوامع را آباد می‎کند. این بزرگان و عزیزانی که شب‎ها مهمانان دین‎اند، خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین»؛ فرمود گاهی خدا با فرشته گاهی از رهگذر غیب گاهی از رهگذر حضور مردمی، دین را اداره می‎کند. الآن این عزیزان این بزرگان این خواهران این دختران این مادران این برادران این فرزندان این پسران اینها نیروهای الهی‎اند و به اذن خدا به صحنه آمدند تا بیگانه طرفی نبندد طمعی نکند وحدت اسلامی را تمامیت ارضی را کشور عزیز و مهربان ما را از ما نگیرد و تهاجم نکند. اینها نیروهای الهی‎اند برکات الهی‎اند.
امیدواریم ذات اقدس اله این نظام را که به برکت خون‎های پاک شهدا، رهبر شهید و سایر عزیزان، گرامی شد و معزز شد، عزیزتر نگه بدارد و پایدار کند و به فرد فرد ملت بزرگ و بزرگان ایران اسلامی سعادت و سیادت و جلال و شکوه مرحمت کند و فرد فرد عزیزانی که این شب‎ها را احیا می‎دارند _اینها احیای شب است احیای دین است احیای مکتب است احیای مرام است_ خدا اینها را مورد عنایت و عز و جلال و شکوهش قرار بدهد هم گذشته‎ها و شهدا را با شهدای صدر اسلام محشور بکند و هم بزرگان و عزیزانی که رهبری این امور را به عهده دارند مشمول عنایت ویژه قرار بدهد! امیدواریم هم حوزه ما بشود حوزه‎ای که «بالایمان یعمر العلم» و هم دانشگاه ما دانشگاهی بشود که «بالایمان یعمر العلم»! ما علم نو می‎خواهیم نه کهنه، علم سالم می‎خواهیم نه پاره شده. علمی که پاره شده باشد کهنه شده باشد فرسوده باشد، نه حوزه را به آن شکوفایی می‎رساند نه دانشگاه را شکوهمند می‎کند. این بیان بلند علوی (سلام الله علیه) است که فرمود: «بالإیمان یعمر العلم». این حرف را در جمع گفت فرمود تو فردا بیا در جمع عمومی تا من اسلام را علم را ایمان را معنا کنم و در آن روز علناً فرمود علم چیز بسیار خوبی است ولی علم باید تعمیر بشود و اگر تعمیر نشد فرسوده می‎شود، آنچه که علم را تعمیر می‎کند ایمان است.
امیدواریم ذات اقدس اله همه ما را به توفیق این امور یاد شده موفق بدارد و جامعه ما را جامعه علوی قرار بدهد تا این نظام را به دست صاحب اصلی و اصیلش (ارواحنا فداه) تقدیم کنیم! کسی که بر تمام حالات او درود می‎فرستیم. اینکه درباره وجود مبارک ولی عصر می‎گوییم: «السلام علیک حین تقعد السلام علیک حین تقوم السلام علیک حین تقرأ و تبین» یعنی آن وقتی که می‎نشینی سلام بر تو آن وقتی که برمی‎خیزی سلام خدا بر تو. این چه موجودی است که ما می‎گوییم بر قیام و قعود تو سلام؟! «السلام علیک حین تقعد السلام علیک حین تقوم السلام علیک حین تقرأ و تبین»؛ سلام خدا بر تو آن وقتی که می‎نشینی سلام خدا بر تو آن وقتی که برمی‎خیزی! «سلام الله علیه و علیهم اجمعین».امیدواریم ذات اقدس اله این نظام را این جامعه را این مادرها را این خواهرها را این دخترها را این فرزندان ما را این مسئولین ما را این خدمتگزاران نظام ما را مورد عنایت ویژه ولی عصر قرار بدهد و این نظام را تا ظهور صاحب اصلی و اصیلش از هر گزندی حفظ بفرماید و خطر بیگانگان را به خود آنها برگرداند!«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته»


نظرات شما