سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۵
مقالات

ایده تنگه‌پلاس

ایده تنگه‌پلاس
کرمان رصد - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی ملکی| درحالی‌که آمریکا، اروپا و متحدان عربی و عبری‌شان در تلاش برای ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| درحالی‌که آمریکا، اروپا و متحدان عربی و عبری‌شان در تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز هستند، ایران اعلام کرده قصد دارد منطقه ممنوعه جدیدی فراتر از تنگه هرمز اعلام کند. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی در گفت‌وگوی یکشنبه‌شب (15 شهریور 1405) با تلویزیون، به این طرح اشاره کرد؛ اما توضیحاتی بیشتری درباره آن ارائه نداد. بااین‌حال می‌توان حدس زد این منطقه می‌تواند بخشی از محدوده محاصره دریایی آمریکا تا تنگه هرمز را شامل شود. به این معنا، ایران علاوه‌بر سلاحی که بامداد یکشنبه آزمایش و ناو هواپیمابر آمریکایی را وادار به عقب‌نشینی کرد، حالا کارت دیگری وارد بازی کرده است. اهمیت این کارت جدید تقویت موقعیت جغرافیایی هرمز به‌عنوان ابزاری برای فشار اقتصادی و چانه‌زنی سیاسی است. در صورت اجرا، مزیت‌های راهبردی این طرح برای ایران را می‌توان در چند محور ارزیابی کرد.
اول؛ گسترش دامنه کنترل ایران به بیرون از تنگه
در طرح جدید، نقطه اثرگذاری ایران صرفاً محدوده ورود کشتی به تنگه هرمز نیست. محدوده‌ای که رضایی به آن اشاره کرده، احتمالاً از خط محاصره آمریکا به سمت هرمز و بنادر بارگیری امتداد پیدا می‌کند یا بخشی از آن را شامل می‌شود. یعنی مسیر دسترسی نیز به بخشی از موضوع تبدیل می‌شود؛ این یعنی گسترش دامنه خطر برای کشتی‌های متخلف.
دوم؛ متقابل کردن هزینه‌های محاصره
منطق محاصره زمانی بیشترین کارایی را دارد که هزینه عمدتاً بر کشور محاصره‌شده تحمیل شود و طرف محاصره‌کننده بتواند تجارت بازیگران دیگر را از پیامد‌های آن دور نگه دارد. طرح ایران این تفکیک را هدف می‌گیرد. این می‌تواند محاصره را از ابزاری برای فرسایش یک‌طرفه به وضعیتی با هزینه‌های متقابل تبدیل کند.
هرچه حفظ محاصره با دشواری بیشتری برای تجارت منطقه همراه شود، واشنگتن ناچار خواهد بود هزینه ادامه آن را نیز در محاسبات خود بگنجاند. انتظار برای فرسوده‌شدن ایران نباید گزینه‌ای کم‌هزینه برای آمریکا باقی بماند.
همچنین این طرح می‌تواند موضوع محاصره را از یک رویارویی دوجانبه فراتر ببرد. صاحبان بار، شرکت‌های کشتیرانی، کشور‌های صادرکننده انرژی و مصرف‌کنندگان آن، همگی به تداوم تجارت نیاز دارند. هرچه ادامه بحران برای این بازیگران هزینه بیشتری داشته باشد، احساس نیاز به پایان بحران هم برای آن‌ها بیشتر می‌شود. فرصت ایران در این است که پایان محدودیت علیه تجارت خود را به بخشی از راه‌حل بازگشت ثبات منطقه تبدیل کند. در این صورت، رفع محاصره علاوه بر مطالبه ایران به مسئله دیگران هم تبدیل خواهد شد.
سوم؛ لیست تحریم ایران
هر بازیگری برای اعمال تحریم نیاز به دو مؤلفه دارد؛ مزیتی که دیگران را از آن محروم می‌کند و ابزاری که به‌وسیله آن این محرومیت را اعمال می‌کند. ایران اکنون هر دو مؤلفه را دارد. مزیت، همان خلیج‌فارس و تنگه راهبردی هرمز است و ابزار‌هایش هم طی هفت ماه گذشته به‌خوبی آزمایش شده‌اند. شلیک بامداد یکشنبه (15 شهریور 1405) به سمت ناو هواپیمابر آمریکایی نشان داد بعد از ماه‌ها جنگ، ایران هنوز ابزار‌ها و ابتکاراتی در اختیار دارد که هنوز از آن‌ها رونمایی نکرده است؛ بنابراین ایران در موضوع تردد در تنگه هرمز می‌تواند به‌عنوان یک بازیگر تحریم‌کننده عمل کند؛ چنانچه از زمان آغاز جنگ تحمیلی سوم این کار را کرده است.
رضایی در گفت‌وگو گفته است کشتی‌هایی که بدون هماهنگی با ایران حرکت کنند و دستور توقف را نادیده بگیرند، همراه با مالکانشان در فهرست تحریم قرار خواهند گرفت. او پیامد‌های احتمالی این اقدام را دشواری دسترسی به بیمه و خطر محدودیت یا توقیف در بازگشت به منطقه توصیف کرده است. شرکت‌های بیمه از زمان آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران و اعمال کنترل تهران بر تنگه هرمز و خلیج‌فارس، متحمل هزینه‌های زیادی شدند و اعتمادشان نسبت به امنیت کشتیرانی در این منطقه سلب شده است. اکنون برای یک شرکت کشتیرانی، مسئله فقط این نیست که آیا کشتی امروز می‌تواند از هرمز عبور کند؛ مسئله این است که کشتی بعد از ورود به منطقه ممنوعه همچنان موتورش کار خواهد کرد یا نه؟ تهران تلاش می‌کند از این کارت ژئوپلیتیک، امتیازات اقتصادی نیز بگیرد.
چهارم؛ کارت سیاسی جدید
بخش دیگر سخنان رضایی، منطق دیپلماتیک این فشار جدید را توضیح می‌دهد. او در روایت خود از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، یکی از مشکلات را نبود تضمین عملی از سوی میانجی‌گران دانسته و گفته است ایران تا زمانی که آمریکا گام‌های عملی برای اعتمادسازی برندارد، وارد مراحل بعدی نخواهد شد؛ بنابراین کنترل هرمز یکی از ابزار‌های تضمین اجرای تعهدات تلقی می‌شود. به این معنا که تهران نمی‌خواهد ابتدا مهم‌ترین اهرم خود را کنار بگذارد و سپس منتظر تحقق وعده‌های طرف مقابل بماند. منطقه ممنوعه پیشنهادی می‌تواند مکمل همین رویکرد باشد و دست مذاکره‌کنندگان را پر کند به‌گونه‌ای که رفع این محدودیت نیز به بخشی از معامله تبدیل شود. اگر تمام مسئله آمریکا به باز یا بسته‌بودن هرمز تقلیل پیدا کند، هر تصمیم به انتخابی بزرگ و پرهزینه تبدیل می‌شود. اما وجود محدوده ممنوع جدید و محدودیت‌های مرتبط با آن، موضوع را از حالت دوئل خارج کرده و می‌تواند دست ایران را بازتر کند.
پنجم؛ افزایش سرعت حرکت زمان علیه آمریکا
هدف محاصره آمریکا علیه ایران این بود که با گذشت زمان، منابع اقتصادی کشور رو به تحلیل برود و به این وسیله بتواند تهران را وادار به پذیرش شروط کند. ایران با اعلام خوش‌موقع این ابزار فشار تازه، تلاش می‌کند هزینه ادامه وضعیت را برای واشنگتن بیشتر کند. نزدیک‌شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای هم در این زمینه مهم است.
پس اظهارات رضایی درباره ارسال حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون بشکه از ذخایر شناور به مقاصد فروش، در همین چهارچوب معنا پیدا می‌کند و پیامش این است که تهران برای ادامه فعالیت اقتصادی، پشتوانه‌ای در اختیار دارد و عجله‌ای برای توافق فوری -که همان تسلیم است- ندارد.
از حالا موضوع فقط تنگه نیست
تهران با گسترش محدوده ممنوعه و تحت کنترل خود، تلاش می‌کند هزینه محاصره را از خود فراتر ببرد و آن را به مسئله‌ای برای کشتیرانی، بیمه، تجارت انرژی و کشور‌های منطقه تبدیل کند؛ موضوعی که پیش‌تر نیز وجود داشت و با اعمال این طرح، احتمالاً به معضلی جدی برای کشور‌های اروپایی و منطقه تبدیل شود.
دنی سیترنوویچ، پژوهشگر ارشد برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) و افسر بازنشسته اطلاعات نظامی رژیم در واکنش به مصاحبه سرلشکر رضایی و طرح جدید منطقه ممنوعه گفت: «تهران هیچ نشانه‌ای از آمادگی برای کنارگذاشتن اهرم فشار خود بر تنگه هرمز نشان نداده است. تهدید‌های اخیر رضایی درباره ایجاد یک «منطقه ممنوعه» جدید نیز این موضوع را بیش‌ازپیش تأیید می‌کند.»


نظرات شما