پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

جنگ تحمیلی سوم و شکست راهبرد نظم سازی آمریکا

جنگ تحمیلی سوم و شکست راهبرد نظم سازی آمریکا
کرمان رصد - رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف جنگی خود و ایستادگی و استقلال دفاعی جمهوری اسلامی، اعتبار چتر امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از پایه‌های معماری امنیتی منطقه را تضعیف کرده است.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف جنگی خود و ایستادگی و استقلال دفاعی جمهوری اسلامی، اعتبار چتر امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از پایه‌های معماری امنیتی منطقه را تضعیف کرده است.

کرمان رصد


به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، نگاهداری با تشریح تحولات نظم امنیتی منطقه پس از جنگ تحمیلی سوم، اظهار کرد: از سالیان گذشته، هژمونی آمریکا در جهان و به‌ویژه در منطقه غرب آسیا روندی نزولی داشته است. از همین رو، ایالات متحده همراه با رژیم صهیونیستی تلاش کرده است برای مهار این روند و بازآرایی نظم منطقه‌ای، شبکه‌ای از ائتلاف‌ها و ترتیبات امنیتی را ایجاد و تقویت کند. توافق ابراهیم و پیمان‌های دفاعی ـ امنیتی دو یا چندجانبه آمریکا با کشور‌های منطقه، به‌ویژه کشور‌های عربی، مهم‌ترین نمود این راهبرد بوده‌اند. هدف اصلی این اقدامات، ایجاد معماری امنیتی جدیدی با محوریت آمریکا و رژیم صهیونیستی و تثبیت جایگاه آنان در معادلات منطقه‌ای بوده است. 
وی ادامه داد: جنگ تحمیلی سوم (رمضان)، راهبرد نظم‌سازی آمریکا و رژیم صهیونیستی را با یک آزمون راهبردی جدی مواجه کرد. ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف جنگی خود از یک سو و ایستادگی و استقلال دفاعی جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، اعتبار چتر امنیتی آمریکا و قابلیت رژیم صهیونیستی را به‌عنوان یکی از پایه‌های این معماری تضعیف کرد. در نتیجه، تلاش برای ایجاد نظم منطقه‌ای مبتنی بر ائتلاف‌ها و پیمان‌های امنیتی تحت حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی، عملاً با یک شکست راهبردی مواجه شده است. این وضعیت می‌تواند محاسبات امنیتی کشور‌های منطقه را نیز دستخوش تغییر کند. 
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به مهم‌ترین پیامد‌های تضعیف اعتبار چتر امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: یکی از مهم‌ترین پیامد‌ها این است که کشور‌های منطقه بیش از گذشته به سمت تقویت توانمندی‌های بومی، تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی و توسعه سازوکار‌های درون‌منطقه‌ای حرکت کرده‌اند. این روند نشانه‌ای از گذار تدریجی از «امنیت مبتنی بر تضمین خارجی» به «امنیت مبتنی بر ظرفیت‌های بومی و منطقه‌ای» است و توافق سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان را نیز می‌توان از این منظر مورد تحلیل قرار داد. البته این دیدگاه نیز وجود دارد که توافق جدید میان این سه کشور را باید در چارچوب رقابت یا مقابله با جمهوری اسلامی ایران تفسیر کرد؛ اما در سطحی کلان‌تر، می‌توان آن را پیامد کاهش اعتبار امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه دانست. 
وی ادامه داد: بنابراین، چنین توافق‌هایی می‌تواند نشانه‌ای از تغییر محاسبات امنیتی کشور‌های منطقه و تلاش برای شکل‌دهی به نظم جدیدی باشد که الزاماً تابع معماری امنیتی مورد نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست.توافق همکاری سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان بر اصل دفاع متقابل و تلقی حمله به یک عضو به‌مثابه حمله به همه اعضا استوار است. از این منظر، می‌توان گفت توافق همکاری سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان بیش از آنکه صرفاً اقدامی علیه یک کشور منطقه‌ای باشد، واکنشی به کاهش اعتبار معماری امنیتی پیشین و تلاشی برای بازتولید امنیت درون‌منطقه‌ای است. اگر معماری امنیتی مورد نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی بر «تضمین امنیت از بیرون» استوار بود،توافق همکاری سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان نشانه حرکت معکوس به سمت «تأمین امنیت از طریق تجمیع ظرفیت‌های قدرت‌های منطقه‌ای» است. 
نگاهداری گفت: عربستان سعودی، به‌عنوان ایجادکننده این توافق، تلاش دارد ظرفیت نظامی و صنایع دفاعی ترکیه را با توانمندی‌های نظامی و بازدارندگی راهبردی (هسته‌ای) پاکستان ترکیب کند. از این رو، اهمیت اصلی توافق همکاری سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان صرفاً در ترکیب سه کشور نیست، بلکه در تغییر منطق امنیتی حاکم بر آن نهفته است. اگرچه این توافق محصول کاهش اعتبار نظم امنیتی پیشین است، اما هنوز مشخص نیست که خود تا چه اندازه می‌تواند پایدار و کارآمد باشد؛ زیرا توافق همکاری سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان در شرایط فعلی فاقد بسیاری از الزامات یک پیمان دفاع جمعی مؤثر است. مرجع و ادراک تهدید هر یک از کشور‌های عضو این توافق با دیگری متفاوت است. از سوی دیگر، تعهد به دفاع متقابل نیز با یک مسئله اساسی مواجه است؛ اگر یکی از اعضا وارد جنگی شود که دو عضو دیگر آن را تهدید مستقیم علیه منافع خود تلقی نکنند، ممکن است میان اجرای تعهد ائتلافی و حفظ منافع ملی خود گرفتار شوند. 
وی تأکید کرد: چالش اساسی توافق همکاری سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان فاصله میان سطح سیاسی توافق و سطح نهادی و عملیاتی آن است. این توافق در مرحله کنونی بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی عملیاتی باشد، یک بیانیه سیاسی ـ راهبردی است. اعتبار واقعی این توافق نه صرفاً در متن اعلامی آن، بلکه در مرحله پس از امضا و در میزان توانایی اعضا برای ایجاد نهادها، سازوکار‌ها و ظرفیت‌های عملیاتی مشترک، سنجیده خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران باید تحولات جدید امنیتی منطقه را با نگاهی راهبردی و فراتر از شکل ظاهری ائتلاف‌ها، دنبال کند. نباید اجازه داد ترتیبات امنیتی جدید منطقه، به‌جای آنکه جایگزین چتر امنیتی آمریکا شوند، صرفاً به بازتولید همان منطق در قالبی بومی منجر شوند. آنچه اهمیت دارد، جهت‌گیری این ترتیبات و منطق حاکم بر آنهاست؛ اینکه آیا به سمت خوداتکایی، همکاری و امنیت درون‌منطقه‌ای حرکت می‌کنند یا در نهایت به سازوکاری برای شکل‌دهی به ترتیبات تنش‌زا تبدیل خواهند شد. 
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس گفت: از این منظر، جنگ تحمیلی سوم صرفاً یک رویارویی نظامی نبود، بلکه آزمونی برای معماری امنیتی درحال شکل‌گیری منطقه است؛ آزمونی که نتیجه آن می‌تواند در بازتعریف ترتیبات امنیتی و موازنه قدرت در غرب آسیا در سال‌های آینده نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.


نظرات شما