کرمان رصد - موفقیت نهضت ملی شدن نفت، منافع انگلستان را چنان به خطر انداخته بود که حذف دولت مصدق به اولویت مشترک لندن و واشنگتن تبدیل شد. در چنین فضایی، محمدرضا پهلوی در ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ فرمان محرمانه عزل نخستوزیر را امضا کرد؛ فرمانی که مقدمه کودتایی شد که تنها دو سال پس از ملی شدن نفت، دستاوردهای آن را با بحرانی بزرگ مواجه ساخت.

به گزارش گروه تاریخ و امام و رهبری خبرگزاری صداوسیما، در حالی که دولت دکتر محمد مصدق با چالشهای فراوان داخلی و خارجی روبهرو بود، توانسته بود با تکیه بر حمایت نیروهای سیاسی و پشتوانه گسترده مردمی، بنیان مقاومتی ملی در برابر فشارهای انگلستان را شکل دهد. ملی شدن صنعت نفت و ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای قدرتهای خارجی، ایران را وارد مرحلهای تازه از استقلالخواهی و خوداتکایی کرده بود. در این مسیر، دولت مصدق با اجرای برنامههای سیاسی و اقتصادی مختلف، بهویژه سیاست «اقتصاد بدون نفت»، تلاش کرد کشور را از وابستگی به درآمدهای نفتی رها سازد و با مشارکت مردم، آثار تحریمها و فشارهای خارجی را کاهش دهد.
نتایج این رویکرد در حوزههای مختلف اقتصادی قابل مشاهده بود. در بخش کشاورزی، با وجود محدودیتها و فشارهای ناشی از تحریمها، تولید محصولاتی همچون غلات، پنبه و چای افزایش یافت و کشور نهتنها توانست بخش قابل توجهی از نیازهای داخلی خود را تأمین کند، بلکه در برخی حوزهها به صادرات نیز دست یافت. این موفقیتها نشان میداد که دولت ملی، علیرغم فشارهای سنگین خارجی، توانسته است مسیر مقاومت و اداره کشور را ادامه دهد.
تداوم این مقاومت برای انگلستان، که منافع خود را در ایران از دست رفته میدید، قابل تحمل نبود. از همین رو، لندن به این جمعبندی رسید که بدون حذف دولت مصدق امکان بازگرداندن شرایط پیشین وجود ندارد. با این حال، اجرای چنین پروژهای نیازمند همراهی ایالات متحده بود. دولت بریتانیا تلاش گستردهای را برای متقاعد کردن واشنگتن آغاز کرد و با برجستهسازی خطر گسترش کمونیسم در ایران، کوشید حمایت آمریکا را برای براندازی دولت ملی جلب کند.
در فضای جنگ سرد، این استدلال به تدریج در میان سیاستمداران آمریکایی طرفدارانی یافت. با روی کار آمدن دولت آیزنهاور و حضور چهرههایی، چون جان فاستر دالس در رأس سیاست خارجی آمریکا، زمینه برای همگرایی بیشتر واشنگتن و لندن فراهم شد. در چنین شرایطی، نگرانی از نفوذ کمونیسم به یکی از مهمترین بهانههای سیاسی برای مداخله در امور داخلی ایران تبدیل شد. این در حالی بود که اهمیت راهبردی روابط آمریکا و انگلستان و حفظ منافع مشترک آنان در منطقه، نقشی تعیینکنندهتر از آنچه بهصورت رسمی مطرح میشد، در تصمیمگیریهای پشت پرده داشت.
همزمان با تلاشهای دیپلماتیک و اطلاعاتی برای سرنگونی دولت، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز وارد عمل شد. بخشی از بودجه اختصاصیافته به این عملیات صرف تبلیغات گسترده علیه دولت مصدق، تخریب وجهه او در افکار عمومی، سازماندهی آشوبهای خیابانی و حمایت از مخالفان سیاسی شد. هدف آن بود که دولت ملی، ناتوان و بیثبات جلوه داده شود و زمینه برای اجرای طرح براندازی فراهم آید.
در این چارچوب، محمدرضا پهلوی نیز به یکی از حلقههای اجرایی این پروژه تبدیل شد. او در ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ فرمان محرمانه عزل دکتر مصدق و انتصاب فضلالله زاهدی به نخستوزیری را امضا کرد. اقدامی که عملاً آغاز مرحله نهایی عملیات براندازی دولت ملی به شمار میرفت. چند روز بعد، در ۲۵ مرداد، سرهنگ نعمتالله نصیری مأمور ابلاغ این فرمان و بازداشت نخستوزیر شد. اما هوشیاری نیروهای وفادار به دولت در ارتش، این طرح را ناکام گذاشت؛ گارد سلطنتی خلع سلاح شد، شبکه نظامی کودتا فروپاشید و شاه که از شکست طرح بیمناک شده بود، کشور را ترک کرد و ابتدا به عراق و سپس به ایتالیا رفت.
با وجود این شکست اولیه، طراحان کودتا از تلاش خود دست نکشیدند. تنها سه روز بعد، در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با سازماندهی گسترده نیروهای مخالف، بهرهگیری از عملیات روانی، جنگ تبلیغاتی و هدایت آشوبهای خیابانی، شرایط به گونهای رقم خورد که دولت ملی مصدق سقوط کرد و یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران شکل گرفت.
مرور این رویداد تاریخی نشان میدهد که هرچند دخالت قدرتهای خارجی در وقوع کودتای ۲۸ مرداد نقش اساسی داشت، اما سرنوشت تحولات سیاسی در نهایت به میزان انسجام ملی و حضور مردم در صحنه نیز گره خورده است. تجربه سقوط دولت مصدق، بهعنوان یکی از تلخترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران، این واقعیت را یادآوری میکند که هرگاه میان مردم، نخبگان و حاکمیت فاصله ایجاد شود، زمینه برای سوءاستفاده بیگانگان و پیشبرد پروژههای مداخلهجویانه فراهم خواهد شد.
در مقابل، تاریخ ایران در دهههای بعد بارها نشان داده است که حضور آگاهانه و مسئولانه مردم در بزنگاههای حساس، مهمترین عامل خنثیسازی توطئهها و عبور کش
ور از بحرانها بوده است. از مقاطع سرنوشتساز انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس گرفته تا مواجهه با انواع فتنهها، فشارهای خارجی و جنگهای ترکیبی، نقش مردم همواره بهعنوان پشتوانه اصلی امنیت، استقلال و ثبات کشور نمایان بوده است. این سرمایه اجتماعی ارزشمند، بزرگترین تضمین برای جلوگیری از تکرار حوادثی همچون کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت ملی مصدق به شمار میرود؛ چرا که ملتی که در صحنه حضور داشته باشد و نسبت به سرنوشت خود احساس مسئولیت کند، اجازه نخواهد داد اراده بیگانگان بر مقدرات کشور حاکم شود.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی