کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ماههاست که به آمریکاییها اثبات شده هزینه جنگ با ایران فراتر از آن چیزی است که پیش از 9 اسفند 1404 تصورش را میکردند. ترامپ 40 سال قبل وقتی هنوز یک بسازوبفروش جوان در نیویورک بود باورش نمیشد که قرار است ذخایر نفتی ایالات متحده را در ژوئیه 2026 یا همان تیرماه 1405 به همان دورهای برگرداند که داشت پروژه جدیدش را افتتاح میکرد. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا که زمانی با ۷۲۶ میلیون بشکه نماد قدرت انرژی واشنگتن بودند، در تیرماه ۱۴۰۵ به ۳۱۱.۴ میلیون بشکه سقوط کرده است؛ پایینترین سطح از بهار ۱۳۶۲. همزمان، قیمت هر گالن بنزین به ۴ دلار رسیده، صعود بازده اوراققرضه خبر از تورم بیشتر میدهد و حق بیمه جنگ برای عبور نفتکشها از تنگه هرمز از یک تا ۳ درصد ارزش کشتی به 7.5 تا ۱۰ درصد جهش کرده است. این تازه آغاز ماجراست؛ بسیاری از تحلیلگران بینالمللی هشدار میدهند اگر تقاضای بازارهای جهانی برای نفت ثابت بماند و اختلال در صادرات نفت از خلیجفارس ادامه پیدا کند، تنگه هرمز همچنان در کانون تنش باقی بماند و بابالمندب هم تنگه را پشتیبانی کند نفت 120 تا 150 دلاری اصلاً دور از انتظار نخواهد بود.
نفت
پاییز ۱۹۷۳، هزاران خودرو در آمریکا در صفهای چندکیلومتری پمپبنزین متوقف شده بودند. برخی جایگاهها تابلوی «بنزین تمام شد» نصب کرده بودند و رانندگان ساعتها منتظر میماندند تا شاید چند لیتر سوخت گیرشان بیاید. بحران نفتی که پس از جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی و تحریم نفتی کشورهای عرب علیه آمریکا شکل گرفت، نهتنها قیمت نفت را چندبرابر کرد، بلکه به واشنگتن نشان داد حتی بزرگترین اقتصاد جهان هم بدون یک پشتوانه راهبردی، در برابر شوکهای انرژی آسیبپذیر است. همین تجربه تلخ، نقطه آغاز تولد «ذخایر استراتژیک نفت آمریکا» بود. کنگره آمریکا در سال ۱۹۷۵ با تصویب قانون سیاست و صرفهجویی انرژی، دولت را موظف کرد مخازن عظیمی از نفت خام را در اعماق غارهای نمکی سواحل خلیج مکزیک ایجاد کند؛ ذخایری که قرار بود در روزهای سخت، از جنگ و تحریم گرفته تا طوفانهای ویرانگر و اختلال در عرضه جهانی نفت، آخرین سپر دفاعی اقتصاد آمریکا باشند. طی سه دهه بعد، میلیونها بشکه نفت به این مخازن تزریق شد و حجم آنها به بیش از 700 میلیون بشکه رسید؛ اما امروز پس از سالها برداشت از این ذخایر، عقربهها دوباره به همان نقطهای برگشتهاند که آمریکا بیش از چهار دهه پیش از آن آغاز کرده بود؛ سطحی که آخرین بار در بهار 1362 ثبت شده بود.
بازگشت ذخایر نفتی آمریکا به عصر حجر
آن سپر دفاعی که قرار بود در روزهای بحران به کمک اقتصاد آمریکا بیاید، امروز خود به کمجانترین وضعیت چند دهه اخیر رسیده است. این بازگشت، تنها یک عدد روی نمودار نیست؛ بلکه نشانه فرسایش یکی از مهمترین ابزارهای امنیت انرژی آمریکاست. از دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۲۰۱۰، دولتهای مختلف آمریکا با صرف میلیاردها دلار، این مخازن را بهتدریج پر کردند تا جایی که در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ همواره بیش از ۶۹۰ میلیون بشکه نفت در اختیار داشتند. چنین حجمی به واشنگتن اجازه میداد در برابر جنگها، تحریمها، طوفانهای ویرانگر، حملات به زیرساختهای انرژی یا هر شوک ناگهانی در بازار جهانی، با آزادسازی بخشی از ذخایر، قیمتها را کنترل کرده و از کمبود سوخت در داخل جلوگیری کند؛ اما امروز بخش بزرگی از آن حاشیه امنیت از بین رفته است.شتاب این کاهش نیز عمدتاً از سال ۲۰۲۱ آغاز شد. ذخایر استراتژیک آمریکا از ۶۲۱.۳ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۱ به ۴۶۸ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۲ سقوط کرد و تنها یک سال بعد به ۳۴۷.۵ میلیون بشکه رسید. هرچند در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تلاشهایی برای بازسازی این ذخایر انجام شد و حجم آنها به ۳۷۵.۴ و سپس ۴۰۳ میلیون بشکه افزایش یافت، اما افت دوباره تا ۳۱۱.۴ میلیون بشکه در ژوئیه ۲۰۲۶، عملاً تمام آن احیا را خنثی کرد و آمریکا را بار دیگر به پایینترین سطح ذخایر خود از دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان رساند.
ترامپ کارت برنده ذخایر استراتژیک نفتی را سوزانده است
اما چرا آمریکا امروز با کمترین سطح ذخایر استراتژیک نفت خود در بیش از چهار دهه اخیر روبهرو شده است؟ به اعتقاد کارشناسان، یکی از مهمترین دلایل، تلاش واشنگتن برای مهار بحرانی بود که پس از جنگ ۴۰ روزه و بستهشدن تنگه هرمز بازار جهانی نفت را در بر گرفت. با جهش قیمتها و از کنترل خارجشدن بازار، دولت آمریکا ناچار شد برای جلوگیری از افزایش بیشتر بهای نفت و بنزین، میلیونها بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را روانه بازار کند. این سیاست اگرچه در کوتاهمدت توانست از شدت التهاب بازار بکاهد و تا حدی قیمتها را مهار کند، اما هزینه سنگینی به همراه داشت؛ مخازنی که طی بیش از چهار دهه برای روزهای بحرانی انباشته شده بودند، به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیدند. اکنون نیز همین موضوع به پاشنه آشیل واشنگتن تبدیل شده است؛ زیرا هرچه سطح ذخایر استراتژیک پایینتر باشد، توان دولت آمریکا برای مقابله با شوکهای جدید عرضه و مهار جهش قیمت نفت نیز محدودتر خواهد بود. اگر اختلالی در صادرات نفت از تنگه هرمز یا سایر گلوگاههای انرژی رخ دهد و قیمت نفت وارد کانال سهرقمی شود، کاخ سفید دیگر مانند گذشته ابزار قدرتمندی برای تزریق سریع نفت به بازار و مهار قیمتها در اختیار ندارد. چنین وضعیتی میتواند موج تازهای از افزایش قیمت بنزین، گازوئیل، هزینه حملونقل و تورم را به اقتصاد آمریکا تحمیل کند؛ سناریویی که برای دولتی که کنترل قیمت انرژی را یکی از مهمترین وعدههای اقتصادی خود میداند، میتواند به یک چالش سیاسی و اقتصادی بزرگ تبدیل شود.
1-افزایش قیمت بنزین و گازوئیل
هرچند که بررسی نمودارهای نفتی در طول نبردهای یک سال اخیر با ایران، موضوع ثابت محافل اقتصادی در ایران و جهان بود، اما مسیر ملموس درک افزایش قیمت نفت بهویژه برای مردم آمریکا از گرانی بنزین و گازوئیل عبور کرده است. به طور دقیقتر فشار اصلی بر مصرفکنندگان از مسیر بنزین و گازوئیل وارد میشود. کارشناسان معتقدند در شرایط کنونی مشکل بازار تنها کمبود نفت خام نیست، بلکه کاهش عرضه فراوردههای نفتی است. به گفته آنها، آسیب به پالایشگاههای خاورمیانه در جریان حملات ایران و کاهش تولید برخی پالایشگاههای روسیه بر اثر حملات پهپادی اوکراین، عرضه بنزین و گازوئیل را محدود کرده است. به همین دلیل، حتی در مقاطعی که قیمت نفت خام کاهش یافته، قیمت فراوردههای نفتی به همان نسبت پایین نیامده است. این وضعیت در بازار آمریکا نیز خود را نشان داده؛ بهطوریکه متوسط قیمت هر گالن بنزین از ۳.۸۷ دلار به ۴ دلار افزایش یافته است. ازآنجاکه حملونقل، کشاورزی و بخش بزرگی از زنجیره تأمین کالاها به بنزین و بهویژه گازوئیل وابسته است، ادامه این روند میتواند فشار تورمی را به سایر بخشهای اقتصاد نیز منتقل کند.
2-اوراققرضه در بالاترین سطح یک سال گذشته
پیامدهای جنگ تنها به بازار انرژی محدود نمانده و بازارهای مالی آمریکا نیز نسبت به افزایش ریسکهای تورمی واکنش نشان دادهاند. بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا که یکی از مهمترین شاخصهای انتظارات تورمی و هزینه تأمین مالی در اقتصاد محسوب میشود، از آغاز جنگ با ایران حدود ۶۰ واحد پایه افزایش یافته و به ۴.۶ درصد رسیده است؛ بالاترین سطح این شاخص در یک سال گذشته. افزایش بازده اوراق به این معناست که سرمایهگذاران انتظار تورم بالاتری را دارند و برای جبران کاهش ارزش پول خود، نرخ سود بیشتری مطالبه میکنند. نتیجه این روند، افزایش هزینه استقراض برای دولت، شرکتها و خانوارها و در نهایت کاهش سرمایهگذاری و کندتر شدن رشد اقتصادی است. همین نگرانیها باعث شده است که معاملهگران اکنون ۵۵ درصد احتمال دهند بانک مرکزی آمریکا در ماه سپتامبر بار دیگر نرخ بهره را 0.25 واحد درصد افزایش دهد؛ اقدامی که هرچند برای مهار تورم ضروری به نظر میرسد، اما میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد آمریکا وارد کند.

3-جهش چندبرابری حق بیمه کشتیها
یکی دیگر از پیامدهای مستقیم ناامنی در تنگه هرمز، افزایش چشمگیر هزینه بیمه کشتیهای تجاری و نفتکشهاست. بر اساس گزارش S&P Global، شرکتهای بیمه با افزایش ریسک حملات، تمایل کمتری به پوشش کشتیهای عبوری از این آبراه دارند و همین مسئله باعث شده است حق بیمه جنگ جهش کمسابقهای را تجربه کند. پیش از آغاز درگیریها، نرخها حدود ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی بود. با شروع درگیری هزینه بیمه جنگ برای عبور از تنگه هرمز به یک تا ۳ درصد ارزش بدنه کشتی رسید، اما اکنون این رقم به 7.5 تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی افزایش یافته است؛ یعنی بیش از سه تا هفتبرابر گذشته. به بیان دیگر، تنها هزینه بیمه یک نفتکش بزرگ با ظرفیت ۲۷۰ هزار تن میتواند به حدود ۲۱ میلیون دلار برسد؛ رقمی که تا چند ماه پیش قابل تصور نبود. افزایش هزینهها تنها به حق بیمه محدود نمیشود. گزارش S&P Global نشان میدهد هزینه حمل یک محموله ۲۷۰ هزارتنی نفت خام از خلیجفارس به چین به ۷۷.۹۶ دلار برای هر تن رسیده که حدود چهار برابر میانگین پنجساله این مسیر (۱۸.۹۱ دلار در هر تن) است. هرچند این نرخ در اوج درگیریها به حدود ۱۴۰ دلار در هر تن نیز رسیده بود، اما حتی نرخهای کنونی نیز نشان میدهد بازار کشتیرانی همچنان ریسک بالایی برای عبور از تنگه هرمز قائل است. کارشناسان معتقدند این افزایش هزینههای بیمه و حملونقل در نهایت به قیمت تمامشده نفت، فراوردههای نفتی و بسیاری از کالاهای وارداتی منتقل خواهد شد و فشار تورمی جدیدی بر اقتصاد جهانی وارد میکند. دونالد ترامپ که بارها با ادبیاتی تند، ایران را تهدید میکرد و مدعی بود میتواند تهران را به «عصر حجر» بازگرداند، اما امروز این ایران نیست که به دههها قبل بازگشته؛ این ذخایر استراتژیک نفت آمریکاست که عقربههایش به بیش از چهار دهه پیش برگشتهاند. مخازنی که روزگاری با بیش از ۷۲۶ میلیون بشکه نفت، نماد قدرت و حاشیه امنیت انرژی واشنگتن بودند، در تیرماه 1405 به ۳۱۱ میلیون بشکه رسیدهاند؛ آخرین بار در بهار 1362 ثبت شده بود. انگار آن همه رجزخوانی، سرانجام نه ایران که انبارهای نفتی آمریکا را به گذشته فرستاده است. حالا دیگر نه توییتهای ترامپ برای آرام کردن بازار نفت کارایی گذشته را دارند و نه برگ برندهای به نام «ذخایر استراتژیک» که یکبار برای مهار بحران خرج شد و امروز دیگر رمقی برای نجات دوباره بازار ندارد.