پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

قالیباف:

مذاکره‌ای که یک روش مبارزه است؛ وادادگی و شعارزدگی وجود ندارد

مذاکره‌ای که یک روش مبارزه است؛ وادادگی و شعارزدگی وجود ندارد
کرمان رصد - رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ایران در مذاکره، روشی مبتنی بر عقلانیت و اقتدار را پیش می‌برد که در آن نه از وادادگی خبری است و نه از شعارزدگی، مسیری که لباس پیروزی را بر تن این ملت می‌پوشاند.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ایران در مذاکره، روشی مبتنی بر عقلانیت و اقتدار را پیش می‌برد که در آن نه از وادادگی خبری است و نه از شعارزدگی، مسیری که لباس پیروزی را بر تن این ملت می‌پوشاند.

کرمان رصد


به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، آقای محمد باقر قالیباف در گفتگو با شبکه خبر، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه تفاوت این دور از مذاکره با مذاکره های قبل چیست، گفت: این موضوع ابعاد گسترده‌ای دارد اگر بخواهیم تفاوت آنها را اشاره کنیم، ما از سابقه‌ای که از مذاکرات داریم شاید ما بعد از انقلاب را بخواهیم اشاره کنیم، تجربه مذاکراتی و مذاکره در رابطه با جنگ ایران و عراق باشد و بحث مذاکراتی که منجر به قطعنامه ۵۹۸ شد.
قالیباف: ابعاد این دوره از مذاکرات از این جهت متفاوت است که خود حادثه، حادثه‌ای بسیار بزرگ است، درست است که ما به عنوان یک کشور در منطقه هستیم و ممکن است صحنه درگیری، منطقه‌ای باشد، اما واقعیت این است که این حادثه کاملاً تاثیرات جهانی دارد و آثار آن را می‌بینیم.این جنگ از جهت جغرافیای سیاسی، یک جنگ بین‌المللی با تاثیرات بین‌المللی است. از جهت موضوعی نیز، در حین اینکه یک جنگ نظامیِ تحمیل‌شده به ماست، قدرت اول نظامی، سیاسی و اقتصادی دنیا در کنار رژیم صهیونیستی که یکی از قدرت‌های هسته‌ای و نظامی موثر در منطقه با آخرین تکنولوژی‌ها است در مقابل ما قرار گرفتند. در حقیقت، دو نماد با دو رویکرد متفاوت در این جنگ مقابل هم قرار گرفته‌اند؛ از یک سو یک روحیه و رویکرد استکباری و از سوی دیگر رویکرد توحیدی این در حقیقت یک جبهه حق و باطل است که به تمام معنا شکل گرفته و وارد جنگ شده است ما در حوزه نظامی مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی پیروز شدیم و اجازه ندادیم دشمنان به هیچ‌یک از ۹ هدف خود دست یابند، این جنگ، ابعاد مختلف را دقیقاً نشان داد.
در دوران دفاع مقدس، مردم حضور داشتند اما نقش آن‌ها عمدتاً پشتیبانی بود؛ کمک‌های مادی می‌کردند و فضای جنگ و جبهه در محیط‌های جغرافیاییِ محدودِ جبهه و پشت جبهه بود و کشور خیلی تحت تأثیر این موضوع نبود. اما امروز چهار میدان داریم: میدان اول، میدان نظامی است که نیروهای مسلح ما با شجاعت و ایثارگریِ بالا، جلودار آن هستند میدان دیگر، میدانِ خیابان است؛ از آن شب حادثه که سحرگاه ماه مبارک رمضان بود، مردم پای میدان بودند؛ در شهر و روستا. به تعبیر مقام معظم رهبری در ۲۸ بهمن (کمتر از ۱۱ روز به شهادتشان)، فرمودند: اگر ما هم نباشیم شما ملت مبعوث شده هستید؛ این خودش یک میدان است که هنوز هم ادامه دارد یک میدان دیگر، میدان دیپلماسی ماست و میدان دیگر ما، میدان خدمت است. این چهار میدان، به‌طور دقیق با یکدیگر پاسکاری می‌کنند. از آغاز انقلاب تا به امروز، شاید شباهت‌هایی در پیروزی انقلاب با نوع دیگری از چنین حضور موثری وجود داشت، اما این حضور کنونی، بی‌نظیر است و این چهار میدان با همدیگر به طور دقیق و به قول امروزی‌ها دقیق دارند با همدیگر پاس کاری می‌کنند. یعنی آن کسی که در بک ایستاده است دارد چطوری مأموریت اش را انجام می‌دهد، آن کسی که در خط هاف بک ایستاده است می‌داند چه کار کند، آنکه در نوک حمله است و به وقت این پاس کاری انجام می‌شود. 
از من سؤال کنید تفاوت کجاست می‌گویم امروز به گونه‌ای است که این چهار جبهه و این چهار میدان مؤثر با هم دنبال می‌کنند، یک پرچم که پرچم مبارزه با زور و ستم و رفتار خشونت باری که رژیم استکباری آمریکا و رژیم جنایتکار انجام دادند این پرچم حالا من توضیح می‌دهم در هر لحظه‌ای و در هر روز و در هر هفته در دست یکی از این میادین هست و در حقیقت اینها باهم دارند یه لباس را می‌دوزند و اون لباس، لباس زیبنده پیروزی بر تیم ایران اسلامی است و افتخار این ملت من سراغ ندارم که چنین هماهنگی باشد و این همه نشئت درگرفته از این است که انسجام وجود دارد عقلانیت وجود دارد اقتدار وجود دارد و تعاریف متفاوت است یعنی ما وقتی حرف از دیپلماسی می‌زنیم حرف از مذاکره می‌زنیم او را یک دیپلماسی اقتدار می‌دانیم و در حقیقت مذاکره اگر خاطرتان باشد من در برجام یک وقتی بحث شد آن موقع من یک جمله‌ای گفتم گفتم من با مذاکره مخالف نیستم موافقم ولی توجه کنید با کدام مذاکره من موافقم با مذاکره‌ای که خودش یک شیوه مبارزه باشد فرق این دوره مذاکره با دوره‌های قبلی در این هست که این علم پیروزی میدان که دشمنان ما هم گفتند و دوستان ما هم دیدند ملت ما هم یک عظمت را دیدند که نیرو‌های مسلح ما با اینکه واقعاً «کم من فئه قلیله» بودند نسبت به این دشمن غداری سراپا تجهیزات و فناوری و امکانات هستند.
اصلا ما با آنها از بعد عده و عده قابل قیاس نیستیم ولی، چون این ملت مبعوث شده‌اند این ملت اعتقاد به سنت الهی دارند که راس سنت‌های الهی هم عقلانیت است و هم عقلانیت دارند هم اقتدار دارند یک عقلانیت ایرانی که یکپارچه در خودش نشان می‌دهد یک اقتدار ایران این که ایران یکپارچه در کنار این لباس پیروزی را دارند با هم به تن این ملت رشید ایران در حقیقت به تن می‌کنم این افتخار دارد شکل می‌گیرد و پیش می‌آید لذا در مذاکره‌ای که یک روش مبارزه هست وادادگی وجود ندارد در کنار این که وادادگی وجود ندارد شعارزدگی هم وجود ندارد بعضی اوقات شعار می‌دهیم شعار وقتی دشمن می‌فهمد به تعبیر امروز خالی بندیه تهدید توخالی است دشمن را جسورتر می‌کند دشمن را پررو‌تر می‌کند در این جنگ نمونه‌هایی را من اگر بخواهم به جناب‌عالی بگویم همین اتفاقی که در خلیج فارس افتاد در همین زمان آتش بس به هر حال نگاه کنید آتش‌بس را دشمن درخواست کرد دنبال کرد مدتی بود پیگیری می‌کرد مورد قبول واقع نمی‌شد ولی وقتی که تصمیم گرفته شد به هر حال آتش‌بس برقرار شد دیدید که در همین خلیج فارس مرتب آخرین حادثه‌اش حادثه هلیکوپتر آمریکایی‌ها بود که آن حادثه پیش آمد.
دیدید که او اقداماتی انجام داد ما فی الفور عکس‌العمل نشان دادیم، دیدید که دوتا ناوچه که اومدند عبور کنند مورد اصابت قرار گرفته‌اند و آتش گرفتند به حدی حجم آتش که ماهواره‌ها این آتش را نشان دادند آنها رفتند بگویند نیست ولی معلوم شد که هست و این‌طوری بود حتی از فرودگاه کشور‌های دیگر مثل اردن هر کجا از کشور‌ها اینها پرواز کردند مورد اصابت قرار گرفت این در حالی بود که ما در حال مذاکره بودیم شما نگاه کنید در لبنان به هر حال اونجا بخشی از جبهه مقاومت است در این تفاهم نامه‌ای که هست وقت از ما جبهه مقاومت هستیم و آمریکا هم با رژیم صهیونیستی طرف ما یعنی آمریکا متحدش رژیم صهیونیستی است ما هم با جبهه هستیم وقت آتش‌بس برقرار شده باید همه این جبهه را در بر بگیرد به طور خاصش لبنان من همین‌جا از همه مردم عزیز لبنان باید تشکر کنم به ویژه شیعیان و به ویژه حزب الله لبنان که در تجاوز آمریکا به ما در مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا به میدان آمدند و بیش از قریب به چهار هزار شهید دادند حتی ما باید بگوییم در زمانی که ما بعد از سی و هشت و چهل روز در آتش بوده‌ایم اینها تا صد و سه روز زیر آتش بودند درگیر بودند شهید دادند این تفاوت میدان هم اینجاست در همین جا ما روز‌هایی را داشتیم در همان سری قبل که ضاحیه را زده شد خوب تهدید شد آمریکا اگر این‌طور شود ما عکس‌العمل نشان میدهیم.
ما در مذاکره‌ای که با اینها صحبت کردیم اولتیماتوم دادیم حدود ساعت دو بود که دیدید ترامپ توتیت زد و به رژیم صهیونیستی گفت باید آتش قطع کنید دیگر حق نداری ضاحیه را بزنید نگاه کنید اینجا بود که ما با مذاکره که داشتیم در واقع دنبال می‌کردیم وادار کردیم که این اتفاق بیفتد و بدون شک این با قدرت نظامی ما بوده که این کار انجام شد نمونه دیگرش داشته‌ایم که باز به ضاحیه حمله شد اینجا بلافاصله دیدید که ما عملیات نصر انجام دادیم پس نگاه کنید اینجا باز میدان آمد و نیروی قدرت نظامی اومد اینکار را در حقیقت انجام داد و البته رژیم هم آمد که پاسخ این را بدهد دومرتبه عملیات نصر را ما ادامه دادیم پس دشمن متوجه شد ما حرف از مذاکره که می‌زنیم شمشیرمان هم آماده‌ است همه اتفاقی که در حال مذاکره بودیم همین روز یکشنبه ما داشتیم مذاکره می‌کردیم در همین تهران سر موضوعات با میانجی‌هایی که بودند همان بعدازظهر که اتفاق ضاحیه افتاد ما در همون جا هم اگر دقت کرده باشید اولاً من بلافاصله در عینی که طول مذاکره بودم اومدم بیرون این توتیت را زدم که خلاصه ما پای موضوع هستیم این تجاوز ما حتماً پاسخ می‌دهیم اصلاً فضای ما متفاوت شد یعنی به آنها گفتیم که ما حتماً، چون آنها تماس هم داشتند گفتم بدانید که این تجاوزی که به ضاحیه دادید تحت هر شرایطی پاسخ را ما خواهیم داد گفتند دیگر دارد نهایی می‌شود گفتیم امکان ندارد دوستانمان در نیرو‌های مسلح آماده بودند فرمان داشتند تدبیر فرماندهی داشتند هم آماده شدیم هرچی به من اونجا می‌گفتند شما نزنید گفتم ما حتماً می‌زنیم شما باید دقت کنید که پاسخ ندهید، چون شما زدید ما می‌زنیم اگر پاسخ بدهید منطقه را می‌زنیم این فرهنگ غالب بر مذاکره به عنوان یک مبارزه است. 
سه نفر با هم تصمیم بگیرند چه کار کنند، دو نفر می‌گویند این کار را بکنیم، یک نفر می‌گوید آن کار را بکنیم. به هر حال وقتی هیئت مدیره تصمیم گرفت، قانون و عقل به همه می‌گوید که وقتی این تصمیم گرفته شد همه کمک کنیم این کار انجام شود. در مجلس شورای اسلامی دیده‌اید یک موضوعی آنجا بیاید، قبل از اینکه رأی گیری شود، همه با هرچه توان دارند تلاش می‌کنند که با حرف خودشان بقیه را قانع کنند ولی نهایتاً به رأی می‌گذارند دیگر از آن به بعد آن قانون می‌شود. قانون که می‌شود دیگر فرقی نمی‌کند چه کسی موافق است و چه کسی مخالف است پس این خیلی مهم است که به آن توجه کنیم در همه ابعاد من یک مثال ساده زده‌ام. در مجلس پیچیده‌تر است که ۲۹۰ نفر با هم تصمیم می‌گیرند. من واقعاً داوطلب این کار برای مذاکره نبودم که هیچ، کراهت شدید هم داشتم، نمی‌خواستم به دلایل مختلف که اینجا نمی‌گویم. به هر حال امریکا به ویژه ترامپ حداقل این چیزی که روشن و مشخص است، سردار سلیمانی را او طراحی کرده است، او دستور داده است و او ناظر ترور او بوده است. شما فکر کنید برای من آقای سلیمانی برای همه ملت ما عزیز بوده است، برای همه جهان اسلام عزیز بوده ولی برای شخص من متفاوت بوده است.
شما فکر می‌کنید من با چنین فردی بخواهیم بنشینیم دنبال کنیم و یک مطالبی را جمع کنیم برای من کار راحتی است. ولی وقتی دیدم همه مسئولین نفر دومی را اصلاً نمی‌گویند، می‌گویند فقط شما، می‌گویم یکی دیگر را هم بگویید، حتی پیشنهاد دادم گفتم افراد دیگر هستند ولی وقتی اینطوری شد وظیفه ما است، بنا نیست که آن چیزی که ما دوست داریم انجام بدهیم، باید چیزی که وظیفه ما است را انجام بدهیم پس ما این شکل شروع کردیم. بله آنجا بحثی بود که بحث‌هایی که داشتیم، البته ما هیچ جا به معنای پیش شرط نداشتیم. پیش شرط به چه معنا، یک وقت دیدیم در خیابان‌ها دیشب پرده زدند، به دوستان گفتم این پیش شرط‌ها را اینطوری نوشتید اصلاً کلمه پیش شرط را می‌دانید یعنی چه یعنی اینها تا تحقق پیدا نکند ما مذاکره نمی‌کنیم ما در کدام سندی حرف زده شده باشد ممکن است خواسته ما باشد، به هر حال وقتی مذاکره می‌کنید در یک چارچوبی پیش می‌رود. ما به میانجی گفته بودیم به هر حال بحث مربوط به لبنان و بحث مربوط به پول‌های بلوکه شده از بحث‌های جدی ما بود که اینها محور مذاکرات ما به طور روشن است.
وقتی ما آنجا رفتیم از فرودگاه بخاطر دوری راه، من و دوستان و همکاران من که تشکر می‌کنم در آن ایام ما به شدت عملیات روانی، اقدامات، به هر حال ما داریم مذاکره می‌کنیم، همه را زیر ذره بین کنترل می‌کردیم. وقتی حرف آقای ونس را در زمان سوار شدن به هواپیما از آنجا که داشت می‌آمد و ما از تهران، آنجا که دیدم که نسبت به لبنان یک اظهارنظری شده بود قبل از پرواز از فرودگاه آنجا زدم که لبنان موضوعی است که تا روشن نشود مذاکره را شروع نمی‌کنیم. اگر به مذاکره بیاییم قبل از اینکه وارد هرچه شویم اول باید برای لبنان صحبت کنیم و به آنجا رفتیم. آنجا که از هواپیما پایین آمدم ۱۲ و نیم شب آنجا رسیدیم و شب قبل از آن هم من نخوابیده بودم در مسیر ۳ ساعت پرواز هم با دوستان همفکری کردیم و مرتب صحبت می‌کردیم تا به آنجا رسیدیم و زمانی که پیاده شدیم با آقای آسمونی بعنوان میانجی با وزیر خارجه شان ۲ و ساعت و نیم فقط در رابطه با بحث لبنان صحبت کردیم، چون بقیه موضوعات روشن بود. به او گفتم ۴ ساعت بعد ورود هیئت امریکایی به آنجا بود، من مطلع شدم که آقای ونس که آمده است در فرودگاه در رابطه با لبنان صحبت کردند، قبل از اینکه در بعدازظهر که جلسه شروع شود آقای آسمونی بعنوان میانجی دوباره با من صحبت کرد و گفت این بحث‌ها را صحبت کرده‌ایم و در اول جلسه هم که جلسه شروع شد و سه جانبه که بحث‌ها شروع شود اولین بحث همین شد که آقای ونس به من گفت که شما در رابطه با لبنان یک بحث‌هایی داشتید، ما اینطوری بود، گفتم این موضوع جدی ما است، بعد که من توضیح دادم بقیه قبول کردند و گفت این همان مذاکره روش مبارزه است این است یعنی این موضوع بوده است. همین الان بند ۱۱ این تفاهم نامه را اگر نگاه کنید، در ارتباط با بحث دارایی‌ها بند ۴ و بند ۵ و بند ۱۰ و الان این را می‌گویم که ثمره کار دیروز است، بند یک، این بند‌ها بند‌هایی است که اول تفاهم کرده‌ایم اینها باید اجرا شود یا تمام شود یک بخش‌هایی از آن درحال اجرا باشد که وارد بند‌های دیگری شویم.
سؤال: قبل از اینکه اینها را توضیح بدهید در مذاکره اسلام آباد مطالبه امریکایی‌ها چه بود؟
قالیباف: ما واقعاً ۲۲ ساعت مذاکره کردیم. ما دوباره دو سه ساعت دوستان استراحت کردیم، بعد از نماز صبح که از فرودگاه آمدیم و نماز خواندیم یک استراحتی کردیم حدود ۳ ساعت، از ۷ و نیم صبح در جلسات مذاکرات رفتیم و تا ۷ و نیم صبح روز بعد بی وقفه، در سه دور مذاکرات سه جانبه رودررو و سه دور مذاکرات با متن بین ما میانجی و آنها. البته همیشه مذاکره سه جانبه بوده است و میانجی هم بوده است و نهایتاً آن یک موضوع را دنبال می‌کردند در رابطه با بحث هسته‌ای. مهمترین خواسته آنها و مذاکرات آنها یعنی توجه شان به بحث هسته‌ای بود. ما هم اولین موضوع ما پایان جنگ بود، موضوع بعدی بحث لبنان بود، طلب هایمان و ضمانت اینکه جنگی آغاز نشود، به ما زور نگویید و تهدید نکنید. برای صادر کردن نفت و مشتقات نفت و پتروشیمی و بانک و بیمه و حمل و نقل ما که لازمه این صادرات است که انجام شود، اینها باید آزاد شود. مذاکره که شروع شود شاید دو یا سه یا پنج ماه هم طول بکشد. اینها باید در همان ابتدای کار همان بند‌هایی که به آنها اشاره کردم. بند ۱۳ می‌گوید این بند‌ها باید هم شروع شده باشد بعضی‌ها هم باید تمام شود از ابتدا و بلافاصله. من در پایان ان ۲۱ ساعت متوجه شدم مهمترین موضوع آنها هسته‌ای است و همه اش آن را می‌خواهند. من نمی‌توانم بگویم تو این را نخواه، اینجا آنجایی است که می‌گویند مذاکره وادادگی نیست، این عقلانیت است، این هوشمندی است، باید حواس مان به این باشد.
من بعنوان مذاکره من یک چیزی می‌خواهم و بگویم محاصره را بردار، او می‌تواند بگوید راجع به مذاکره با من حرف نزن، می‌تواند محاصره برداشته شود قبول نکند، بگوید من این کار را می‌خواهم ولی من نمی‌توانم به او بگویم حرف نزن. حق او است که دارد صحبت می‌کند، او دشمن ما است، ما به او بی اعتماد هستیم ولی نشسته‌ایم و داریم حرف می‌زنیم. ۲۰ دقیقه آخر راند سومی که هر جلسه سه چهار ساعت بوده است، می‌خواست بگوید صحبت کنیم گفتیم نگاه کنید من ممنوع هستم برای اینکه بر سر این موضوع صحبت کنم. حالا می‌رویم جلو این متن‌ها است دیگر کار را با هم دنبال می‌کنیم. ما در مذاکره به همین میزانی که می‌جنگیم مصمم هستیم ولی حق مان را می‌خواهیم، در اوج بی اعتمادی به شما؛ و ما اینجا جایی ایستاده‌ایم که چک هایمان را نقد می‌کنیم و به فضل الهی و به برکت خون شهداء به برکت مجاهدت‌های این مردم، دعا کنند ما هم دست مان روی ماشه است و هم زبان مان و مغزمان و قدرت اصلی مان به آنها منطق مان است.
خبر در حال تکمیل شدن است...


نظرات شما