کرمان رصد - تحولات ماههای اخیر در منطقه غرب آسیا بار دیگر نشان داد که دوران تحمیل اراده قدرتهای خارجی بر ملتهای منطقه به پایان خود نزدیک شده است.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما، آمریکا و رژیم صهیونیستی با تصور برتری نظامی و سیاسی، راهبردی مبتنی بر فشار، تهدید و جنگ را علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال کردند؛ راهبردی که قرار بود به تضعیف قدرت منطقهای ایران، فروپاشی محور مقاومت و تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا منجر شود. اما نتیجه نهایی، چیزی متفاوت از آنچه طراحان جنگ انتظار داشتند، رقم زد.
در آغاز بحران، مقامات آمریکایی با ادبیاتی تهدیدآمیز از گزینه نظامی سخن میگفتند و تلاش داشتند با ایجاد فضای روانی و سیاسی، ایران را وادار به پذیرش مطالبات خود کنند. در کنار تهدیدها، پیامهای متعددی نیز برای مذاکره و توافق ارسال شد؛ موضوعی که از همان ابتدا نشان میداد واشنگتن نسبت به موفقیت راهبرد نظامی خود اطمینان کامل ندارد.
چرا آمریکا در جنگ با ایران به اهداف خود نرسید؟
بررسی روند جنگ ایران و رژیم صهیونیستی نشان میدهد مهمترین هدف آمریکا و متحدانش، تضعیف قدرت بازدارندگی ایران بود. آنان تصور میکردند فشار نظامی و سیاسی میتواند توان راهبردی جمهوری اسلامی را کاهش دهد و تهران را در موضع ضعف قرار دهد.
اما آنچه در عمل رخ داد، کاملاً متفاوت بود. نه ساختار سیاسی ایران دچار بحران شد، نه توان دفاعی کشور از بین رفت و نه جبهه مقاومت از معادلات منطقه حذف شد. برعکس، توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به نمایش گذاشته شد و نشان داد که هرگونه محاسبه درباره تغییر موازنه منطقه بدون در نظر گرفتن قدرت ایران، محکوم به شکست است.
قدرت بازدارندگی ایران تنها به توان نظامی محدود نمیشود. انسجام ملی، ظرفیتهای دفاعی، توان موشکی، قدرت منطقهای و حمایت افکار عمومی از استقلال کشور، مجموعهای از عوامل بازدارنده را شکل دادهاند که امکان تحقق اهداف دشمنان را دشوار میکند.
اعتراف رسانههای صهیونیستی به شکست راهبرد جنگ
یکی از نشانههای مهم ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بازتاب این واقعیت در رسانههای غربی و صهیونیستی است. بن کاسپیت، تحلیلگر روزنامه صهیونیستی معاریو، با اشاره به نتایج جنگ تأکید کرده است که کسانی که از سقوط نظام جمهوری اسلامی سخن میگفتند و پیروزی سریع ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی را قطعی میدانستند، امروز با واقعیتهای متفاوتی مواجه شدهاند.
چنین ارزیابیهایی نشان میدهد که فاصله میان اهداف اعلامی آغاز جنگ و نتایج واقعی آن بسیار زیاد است. جنگی که قرار بود به تضعیف ایران منجر شود، در نهایت محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را آشکار کرد.
تفاهم اخیر؛ توافق یا اعتراف به بنبست نظامی؟
در شرایطی که گفتوگوها برای رسیدن به توافق نهایی ادامه دارد، برخی مقامات آمریکایی تلاش میکنند تفاهمهای اولیه را بهعنوان یک موفقیت بزرگ معرفی کنند. با این حال، واقعیت آن است که اگر راهبرد فشار و جنگ موفق بود، اساساً نیازی به بازگشت به میز مذاکره وجود نداشت.
تفاهم اخیر را نمیتوان نشانهای از شکست ایران دانست. برعکس، این روند بیش از هر چیز نشاندهنده آن است که گزینه نظامی نتوانسته اهداف موردنظر آمریکا و رژیم صهیونیستی را محقق کند. به همین دلیل، دیپلماسی بار دیگر به یکی از مسیرهای اصلی مدیریت بحران تبدیل شده است.
نقش جبهه مقاومت در تغییر معادلات منطقه
یکی دیگر از عوامل مهم در ناکامی راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی، نقشآفرینی جبهه مقاومت در تحولات منطقه است. طی سالهای گذشته، محور مقاومت به یکی از مؤلفههای اصلی امنیت منطقه تبدیل شده و توانسته است بسیاری از محاسبات قدرتهای خارجی را تغییر دهد.
جنگ اخیر نیز نشان داد که معادلات غرب آسیا دیگر مانند گذشته نیست و هرگونه اقدام نظامی گسترده میتواند با واکنشهای پیچیده و چندلایه روبهرو شود. همین مسئله باعث شد طراحان جنگ نتوانند به اهداف اولیه خود دست پیدا کنند.
آینده غرب آسیا و افول نفوذ آمریکا
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام حج سال ۱۴۰۵ بر روند کاهش نفوذ آمریکا در منطقه تأکید کردند و از شکلگیری شرایطی جدید در غرب آسیا سخن گفتند. این نگاه بر این واقعیت استوار است که ملتهای منطقه دیگر پذیرای سلطه خارجی نیستند و نظم منطقهای در حال عبور از مرحلهای تاریخی است.
در چنین شرایطی، موضوعاتی همچون مدیریت تنگه هرمز، مطالبه غرامت خسارتهای جنگ، حفظ انسجام جبهه مقاومت و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، به محورهای مهم تحولات آینده تبدیل شدهاند.
جمعبندی
جنگ ایران و رژیم صهیونیستی آزمونی مهم برای سنجش قدرت بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بود. نتیجه این آزمون نشان