کرمان رصد - در توافقی که به تازگی مطرح شده، ایران به درستی بر این نکته تأکید ورزیده است که ورود به هرگونه گفتگوی هستهای و رفع تحریمها، مشروط به اجرای کامل و راستیآزماییِ بندهای تفاهم پایان جنگ است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، در حالی که فضای سیاسی برای آغاز احتمالی گفتوگوهای هستهای فراهم شده است، آنچه به عنوان «تفاهمنامه پایان جنگ» میان طرفین مطرح شده، اکنون در مرحلهای حساس و تعیینکننده قرار دارد.
این تفاهمنامه که بر محورهای کلیدی همچون توقف دائمی خصومتها، عقبنشینی نیروهای اشغالگر و آزادسازی منابع مالی ایران استوار است، هماکنون با چالش جدیِ «عدم پایبندی طرف مقابل» مواجه است. بررسی دقیق بندهای این تفاهم و رفتارهای اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا نشان میدهد که بدونِ راستیآزماییِ دقیق، عبور به مرحله بعدی مذاکرات میتواند به مثابه یک خطای استراتژیک تلقی شود.
۱. نقضِ عهد در جبهه لبنان؛ سنگ محک توافق
بر اساس مفاد تفاهمنامه، طرفین متعهد به پایان فوری و دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله لبنان شدهاند. با این حال، تداوم حضور نظامی رژیم صهیونیستی در مناطق اشغالی جنوب لبنان و عدم آغاز روند عقبنشینی، به وضوح نقض این توافق است. همانطور که وزیر امور خارجه تصریح کرده است، خاتمه جنگ بدون خروج کامل اشغالگران یک مفهوم بیمعناست. در واقع، هرگونه اقدام نظامی از سوی این رژیم پس از امضای تفاهم، نقض آشکار آن محسوب میشود و تداوم وضع موجود، عملاً اجرای تفاهم را با بنبست مواجه کرده است.
۲ . تهدیدهای ترامپ؛ سایه سنگین بر توافق
یکی از بندهای اصلی این تفاهم، تعهد طرفین به پرهیز از استفاده از زور یا تهدید علیه یکدیگر است. با این وجود، تهدیدهای روزانه دونالد ترامپ و معاون وی علیه جمهوری اسلامی ایران، نه تنها خلاف روح توافق، بلکه نقض صریح بند اول آن است. این تضاد رفتاری نشاندهنده آن است که طرف مقابل هنوز به استراتژی فشار و ارعاب متکی است؛ رویکردی که تداوم آن میتواند مشروعیت کل تفاهمنامه را زیر سوال ببرد.
۳. شروطِ غیرقابلتغییر ایران؛ از دسترسی به اموال تا راستیآزمایی
ایران به درستی بر این نکته تأکید ورزیده است که ورود به هرگونه گفتگوی هستهای و رفع تحریمها، مشروط به اجرای کامل و راستیآزماییِ بندهای تفاهم پایان جنگ است. یکی از مطالبات اصلی، دسترسی عملیاتی به حداقل ۱۲ میلیارد دلار از اموال بلوکهشده ایران است. پیش از آغاز هرگونه رایزنی جدید، باید امکان هزینهکرد این مبالغ به صورت عینی راستیآزمایی شود. در حوزه فنی نیز، بازگشایی تنگه هرمز که نیازمند ملاحظات امنیتی و زیرساختی است، به صورت یکباره ممکن نیست و این امر در کنار محاصره دریایی، باید ذیل یک نقشه راه شفاف مدیریت شود.
۴. راهبرد «ضمانت اجرایی»؛ بازدارندگی در برابر فریب
برای جلوگیری از تکرار تجربههای تلخ گذشته و انتقال پیام قاطعیت به دشمن، اتخاذ سازوکارهای تضمینکننده ضروری است:
اهرم تنگه هرمز: این تنگه میتواند به عنوان مؤثرترین ضامن اجرایی تعهدات آمریکا عمل کند؛ به گونهای که هرگونه کوتاهی در اجرای تعهدات، با محدودیت یا مسدودسازی موقت تردد شناورها پاسخ داده شود.
پاسخ نظامی متناسب: در برابر نقض نظامی تفاهم از سوی دشمن، واکنش نظامیِ مستقیم و بازدارنده باید به عنوان بخشی از سبد ابزارهای دفاعی لحاظ شود.
ابزار دیپلماسی هوشمند: ادامه یا توقف گفتوگوهای هستهای، خود به عنوان یک اهرم فشار در جهت وادار کردن طرف مقابل به اجرای تعهدات عمل میکند.
نتیجهگیری
پیام راهبردی ایران به طرف مقابل باید شفاف باشد: قاطعیت در اعمال شروط تفاهمنامه، تنها راه جلوگیری از بازگشت به سناریوی جنگ است. هرگونه انفعال یا شتابزدگی برای آغاز گفتوگوها بدون تحقق بندهای پایان جنگ، این پیام غلط را به دشمن مخابره میکند که ایران تحت فشار، تن به توافقِ ناتمام داده است.
در همین راستا، انتشار «فکتشیت» رسمی ایران از بندهای تفاهمنامه، ضرورتی اجتنابناپذیر برای شفافسازی مطالبات و واکنش به هرگونه بدعهدی است. تهران باید با تکیه بر «دیپلماسیِ اقتدار»، راستیآزماییِ میدانی را پیششرط غیرقابلمذاکره برای هرگونه تعامل آینده قرار دهد.