کرمان رصد - رئیس دانشگاه شهید بهشتی گفت: این دانشگاه راه شهدای هسته ای را ادامه می دهد و برای پاسداشت این شهدا، میزبان یادوارهای با عنوان «خون و خرد» می شود.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، بمناسبت شهادت دانشمندان هسته ای دانشگاه شهید بهشتی، یادواره ای که قرار است برپا شود، محمودرضا آقامیری؛ رئیس دانشگاه شهید بهشتی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری ابعاد شخصیتی و علمی دانشمندان شهید و موقعیت فعلی صنعت هسته ای کشور را تبیین کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
مقدمه: به مناسبت اینکه در آستانه سالروز شهادت برخی شهدای هستهای بیست و سوم خرداد هستیم به همت دانشگاه شهید بهشتی بناست یادواره ای تحت عنوان «خرد و خون» برگزار شود. امشب به بهانه برگزاری این یادواره دعوت کردیم از آقای دکتر آقامیری ریئس محترم دانشگاه شهید بهشتی تا هم راجع به این یادواره صحبت کنیم و هم راجع به فناوری هستهای کشور و اتفاقاتی که پیش از آن افتاده. اتفاقاتی که در حال حاضر رخ داده و مسائلی که شاید بیارتباط با مسائل جنگ هم نباشد.
سوال: یادواره «خرد و خون» به چه مناسبت است؟
آقامیری: در خلال جنگ دوازده روزه دانشگاه شهید بهشتی با مصیبتی روبهرو شد و آن شهادت پنج تن از استادان دانشکده مهندسی هستهای بود. یعنی از پیشکسوتان هستهای ایران دکتر شهید مینوچهر رئیس دانشکده، دکتر استاد شهید تهرانچی که چهره شناخته شده بودند. استاد دکتر ذوالفقاری، استاد دکتر فقهی و همچنین آقای دکتر استاد دکتر عباسی اینها شهدایی بودند که در خلال جنگ دوازده روزه در صبح بیست و سوم خرداد ماه خانه هاشون مورد تهاجم قرار گرفت و تعدادی از این دوستان به همراه خانواده هاشون و بعضی هم خوشبختانه خودشان تنها. امسال در سالگرد شهادت شهدای عزیر تصمیم داریم به نوعی چهره این افراد را به جامعه علمی کشور معرفی کنیم. در جهان خیلی کم اتفاق افتاده که دانشگاهها مورد تهاجم قرار گیرند. در جنگ یا مدارس مورد تهاجم قرار گیرند. جایی که جنگهای نابرابر و تجاوزکارانه دارد صورت میگیرد این جنگ اخیر بود. این نکته که مقام معظم رهبری شهیدمان فرمودند که اونها با دین و دانش ما مخالف هستند و به عبارتی میخواهیم تبیین کنیم اتفاق افتاده در یکسال گذشته را.
سوال: این رویداد منحصر به خود دانشگاه نیست. یعنی تلاشتان اینه که یک رویداد ملی است؟
آقامیری: بله رویداد ملی است. سعی کردیم همه دستگاه ها را درگیر و به نوعی این تبیین را به صورت ملی ارائه کنیم.
سوال: چه روزی برگزار میشود؟
آقامیری: سه شنبه همین هفته سهشنبه بعدازظهر ساعت پنج تا هفت و نیم بعدازظهر در محوطه اصلی دانشگاه شهید بهشتی و در فضای متفاوت از فضای سالن و مجموعهها.
سوال: راجع به شهدایی که اشاره فرمودید یک به یک ذکر نام کنیم خدماتی که ارائه کردند که مردم بدانند چه شخصیتهایی را از دست دادیم؟
آقامیری: بله خیلی مهمه. آقای دکتر شهید عبدالحمید مینوچهر ایشان در سه دوره رئیس دانشکده هستهای بودند. از بنیانگذاران دانشکده هستهای بودند. بعد از آغاز کار دانشکده، مقام رهبری یکی از جاهایی که بازدید کردند مقام شهیدان دانشکده هستهای بود و از اون موقع سال هشتاد تقریباً فعالیت دانشکده شروع شد. دکتر مینوچهر یکی از استوانههای دانشکده بود. ایشان دانشگاه روسیه درس خوانده بودند و جزو افرادی بود که در علم هستهای به نظر من جزو رتبه کا بود. جزو آدم های قدر بود و هم محاسبات در کار راکتور در مباحث مربوط به بخشهای مختلف هستهای چه کاربردش چه کارهای خود اصل رآکتور.
دکتر ذوالفقاری هم همینطور. آقای ذوالفقاری معاون دانشگاه هم بودند. جزء شخصیت های صاحب نظر بودند. من چیزی ندیدم که ذوالفقاری بخواهد و مثلا ناتوان باشد یا مثلاً سخت باشد برایش. ایشان به شدت متفکر بود. دانشجوهایی که با ایشان کار کردند شاید از بهترین و عالمترین خروجیهای دانشکده هستهای ما بودند.
آقای دکتر فقهی دانشجوی دکتر شهریاری بود که در سال هشتاد و نه شهید شدند. ما خیلی نگران بودیم از دست دادن دکتر شهریاری برایمان خیلی سخت بود و دکتر فقهی توانست هم جای دکتر شهریاری را تا حدودی پر کند هم بهخاطر اون روحیه جوان و آشنایی به فضای جدیدی که فضای علم و فناوری جهانه یک قدم شاید توی بعضی مسائل خیلی جلوتر هم حرکت کرد. ایشان چند ماه قبل از اینکه شهید شوند مسئولیت پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای سازمان انرژی اتمی را بر عهده داشت. خیلی جوان بود و خیلی هم پر کار.
آقای دکتر عباسی را تقریباً همه میشناسند. رئیس سازمان انرژی اتمی بود و خوب توی مسائل هستهای صاحبنظر.
اما عزیز بزرگی را از دست دادیم که جزء دوستان خوب قدیمی من بود. دکتر تهرانچی در الکترومغناطیس جزو افرادی بود که میتوانستیم بگوییم جزو رتبههای یک آدمهای نمره یک ایران هستند و ایشان هم تو همون روز شهید شدند. دکتر تهرانچی پروژههای خیلی بزرگی را برای این کشور انجام داده که انشاءالله باید در فرصتی اینها را به مردم ارائه کنیم.
کارهایی که همه شهدا انجام دادند همه کارهای خاصی بود که در این بیست و چند سال شاید هیچ کدام آرامش نداشتند در کار. همیشه با دغدغهای برای کشور همراه بود و آخرین روزهای قبل شهادت هم واقعاً در بحث خیلی جدی را برای کار سنگین هسته ای اینها داشتند که متاسفانه ناتمام ماند و به شهادت رسیدند.
سوال: این که در ساعات اولیه حمله و تجاوز، فرماندهان نظامی به شهادت میرسند به لحاظ جنگ و نظامی توجیهپذیر است کل ساختار نظامی و دفاعی فرو بپاشد ولی اینکه در همان ساعات دانشمندان هستهای هم همزمان با فرماندهان به شهادت میرسد این به چه معنی است؟
آقامیری: همان من مطلبی که مقام معظم رهبر شهیدمان فرمودند که اینها با دین و دانش مخالفند. دانش پایههای ارتقا و اقتدار یک کشور هستند از نظر من و ما داشتیم این کار را با جدیت انجام میدادیم. دانشگاه شهید بهشتی و سایر دانشگاهها و اساتید ما داشتند این اقتدار را خلق میکردند. شاید تا قبل از جنگ دوازده روزه، ما خیلی از مطالب را نمیدانستیم که در فضای نظامی ما و در فضای اقتداری ما چی هست؟ اما امروز اینها وجود دارد و این نشان میدهد مسیری که دوستان ما رفته بودند درست بوده. چون دشمن اینها را به عنوان نیروهایی که میتوانند اقتدار کشور و اقتدار نظام را ارتقا دهند دیده بود و اینها را ترور کرد.
قبل از این هم در سال هشتاد و نه یکی از اعضای هیئت علمی با آقای دکتر شهریاری شهید میشود. این نشان میدهد مسیری بوده که دشمن از بیست و چند سال پیش آغاز کرده بود و هر روز تهدید میکرد هنوز هم تهدید میکند متاسفانه. یعنی هنوز هم اسامی رو در لیست می گذاره و اسامی را اعلام میکند که میخواهم اینها را بردارم. نظم جنگلی در جهان وجود دارد که کسی از کسی سؤال نمیکند که توجیه پذیر بودن زدن دانشمندان را ازش بفهمی. اصلاً هیچ مفهوم و توجیهی ندارد. شما توجیهی که شرایطی که الان وجود دارد و همونجور که فرمودید مثلاً فرمانده نظامی را توقع نداریم بتوانند بزنند ولی اگر زدند میتوانیم بپذیریم. اما ترور اساتید و دانشمندان ما فقط از قانون جنگل میتواند تبعیت کند.
سوال: وجه اشتراک این شهدا. مثلاً شهید شهریاری که ایشان پانزده سال قبلتر به شهادت میرسند چه وجه اشتراکی داشتند؟
آقامیری: همین دانشکده مهندسی هستهای دانشگاه شهید بهشتی از سال هفتاد و نه، کارمان را شروع کردیم. این دانشکده ای اقتدار آفرین بود. دشمن هم میدانست در این مدت، از سال دو هزار و شش برای اینکه دشمن فکر نکند ما داریم در مسائل هستهای مثلاً بلوف میزنیم تصمیم گرفتیم مقالات مان را چاپ کنیم تا امروز دانشمندان هسته ای هزار و دویست سیصد مقاله چاپ کرده اند در جهان و این نشان میداد که کار خیلی جدی دارد پیش می رود.
سوال: اسم این شهدا شد شهدای اقتدار علمی؟
آقامیری: کار صرفاً علمی بود. یعنی هیچ مقاله ای را نمی ببینید که سمت و سوی نظامی داشته باشد یا اصلاً دوسویه باشد، منتها خود نفس علم هستهای اقتدارآفرین است. یعنی علمی بازدارنده است و این علم بازدارنده طبیعتاً فرمانده ها و دانشمندانش را مورد سؤال و تهاجم و ترور هستند.
سوال: یک نکته مهم اینکه که آیا به اندازهای که برای فناوری هستهای هزینه کردیم، توانستیم بهرهمند باشیم از مزایایش؟
آقامیری: باید این تعریف شود. اولا سهم ما در مقایسه با هزینهای که جهان کرده خیلی کم است. مثلاً نیروگاه بوشهر برای به نیروگاه بوشهر تبدیل شود هزینه خواهد شد و مطمئناً هزینهاش کمتر از یک هزینه نیروگاه فسیلی است. به چه علت؟ یکی به علت اینکه از نظر کار و فضا معادل یک نیروگاه معمولی میتواند هزینه داشته باشد و حالا با حجم بیشتر اما بعد از اینکه به کار میافتد میزان سوختی که مصرف شود کمترین هزینه را دارد نسبت به گاز و زغالسنگ. یعنی نیروگاه هزار مگاواتی اگر بخواهد زغالسنگ بسوزوند روزی هفت میلیون کیلو باید زغالسنگ بسوزوند در حالیکه در نیروگاه هستهای در سال سی تن سوخت مصرف می کنیم. صد تن جایگذاری میشود اما سی تن مصرف می شود. یعنی هیچ. هزینه اش هم پایین است و کشوری مثل ما هزینه مان به این علت زیاد شد که خودمان کار خودمان را انجام دادیم. یعنی اگر ما مثلاً در یک مجموعهای بودیم که کسی غنیسازی انجام میداد، کسی تولید سوخت میکرد، مشکلمان کمتر بود. نامیبیا اورانیومش را می دهد در فرانسه غنیسازی میشود. جای دیگر تبدیل به سوخت میشود برمیگردد که دائماً قطاری رفت و آمد میکند مردم اعتراض میکنند. به این علت است ولی نسبت وقتی به کار می افتد مثل نیروگاه بوشهر که الان دارد هزار مگاوات برق تولید میکند و بخش کمی را خودش مصرف می کند. یک نیروگاه کم هزینه هست. یک نیروگاه ایمن است برای کار. به خاطر همین هم شما میروید کشور اروپایی بیشترین استفاده را از این می کنند. مثلا در کشور اروپایی بالای شصت درصد، فرانسه بالای هفتاد و پنج پنج شش درصد برق اش هستهای هست. هلند همینطور آلمان همینطور. خود آمریکا بیست درصد برقش را از برق هستهای تامین می کند. یعنی از صد و نود کشور بزرگ دنیا سی و سه کشور بهرهبرداری میکنند از برق هستهای. این نشان میدهد که این فناوری مقرون به صرفه است.
سوال: در قیاس سطح این فناوری را به یک سطح نازلی تقلیل میدهند و تصور بر این است که ما داریم هزینه را می دهیم برای اینکه بتوانیم نیروگاه بوشهری داشته باشیم؟
آقامیری: البته این هم میتواند باشد اما همه اش این نیست. مثلاً فرض کنید ما در سال هشتاد تعداد رادیو داروهایی که مصرف میکردیم و نیاز داشتیم چهار تا بیشتر نمیدادند به ما، امروز خود ما نزدیک به هفتاد تا داریم تولید میکنیم و حتی بخشی دارد صادر میشود. این حرکتی فنی است. صنعت هستهای کاربردهای مختلفی دارد. یکی نیروگاه هست یکی هم نظامی است منتها صفر یا یک دیده میشد. یا نیروگاهها را دارند محاسبه میکنند یا بحث نظام دارد. در حالی که اینطور نیست و خیلی از کشورها دارند از صنعت هستهای استفاده میکنند نه از نظر نظامی هستهای هستند نه فناوری شان فقط برای تولید انرژی است. علت این موضوع فشار و تحریمی بود که بر ما آوردند و امروز خوشبختانه توانستیم آن بازدارندگی هستهای را داشته باشیم. اسم این را میگذاریم بازدارندهای هسته ای.
سوال: این یعنی چی؟
آقامیری: یعنی شما در جایگاهی هستید که دیگر خیلی نمیتوانند باهاتون شوخی کنند.
سوال: در چه زمینهای؟
آقامیری: از نظر فناوری هستهای شما در جایی هستید که دیگر باید باهاتون مذاکره کنند این میشود بازدارندگی. تهدید میکنند خودشان هم می دانند که این تهدید بیمعناست و این تهدید خیلی مفهوم پیدا نمیکند که ما ال می کنیم و بل می کنیم. یک فضای بیسوادی. بعضی سیاستمداران جهان گاهی اوقات بهشون حکم میشود که با دانشمندان خودشان هم نمی روند مذاکره و صحبت کنند. یعنی با آن ها هم موضوع را مشورت و طرح نمیکنند. خیلی راحت نمیشود بگوییم مثلا اینکارو میکنیم یا فرض کنید این اورانیوم را میتوانیم جابه جایش کنیم این به این راحتی نیست. ولی الان از نظر من بازدارندگی هستهای بالاست. این را جهان و دانشمندان و آژانس هم میدانند. یعنی یک بحث علمی است.
سؤال: ما همیشه میگفتیم فناوری هستهای در ذهن و مغز دانشمندان هستهای ماست و این چیزی نیست که نابود شود، الان با شهادتهایی که پشت سر گذاشتیم و اساتید و دانشمندان برجستهای که از دست دادیم، فناوری و دانش هستهای ما آسیب جدی دیده؟
آقامیری: وقتی دانشمند از دست برود، ما آسیب میبینیم. دروغ است بگوییم نبوده و نیست. چون آدمهای ویژه وقتی میروند، خیلی خسارت میبینیم، ولی این طور نیست. الان یک سال گذشت، دانشکده هستهای ما از نظر روانی و روحی آسیب دید.
سؤال: در این جنگ اخیر هم شما آسیب دیدید؟
آقامیری: بله. ولی جوانهایی که فارغالتحصیل همین دانشگاه و تربیت شده همین اساتید بودند، الان کار را دست گرفته اند و خیلی هم جدی کار میکنند. شاید چند برابر تلاش میکنند که بتوانند جا را پر کنند. حتماً ما آسیب میبینیم وقتی این اتفاق میافتد، حتماً خسارت خواهیم دید، اما به نظرم قابل جبران است. اگرچه وقتی یک دانشمند میرود، طبیعی است پر کردن آن فضای خلائی که ایجاد میکند؛ خیلی راحت نیست، ولی الان تلاش میشود که جبران شود.
تا الان بیش از هزار و صد نفر کارشناسی ارشد و 300 تا 400 پیاچدی و دانشجوی دکترا فارغالتحصیل کردیم. آنهایی که ماندند؛ حدود 90 درصد آنها در داخل کشور هستند و به صنعت هستهای کمک میکنند. اینها کمک میآیند و همه آنها هم به کمک آمدند. بعضی از آنها با افتخار از خارج از کشور برمیگردند.
سؤال: فکر میکنید این شهادتهایی که اتفاق افتاد؛ هزینههایی که پرداخت کردیم، آیا در مسیر فناوری صلحآمیز ما تغییر و ریلگذاری جدیدی را ایجاد خواهد کرد؟ مسیری که پیش میرویم، آیا همان مسیر است؟
آقامیری: کار یک دانشمند، کار یک معلم و کار یک استاد در دانشگاه، توسعه علم و فناوری است. این که چگونه این بهرهبرداری شود؟ استراتژی بهرهبرداری از این فناوری چه باشد؟ این دیگر در دست دولتمردان است. تا امروز آن سرعت حتی کند نشده، چون سرعت کند نشده فکر میکنیم مسیرش را میرود. تأکید مقام معظم رهبری در چهلم دانشمندان هسته ای در سال گذشته، این بود که بروید چنددههزار آدم تربیت کنید. امسال تعداد دانشجوهایی که ما میگیریم، بیشتر از پارسال است و اصرار داریم که این را با سرعت و قدرت بیشتر، کار تربیت نیروی انسانی را داشته باشیم.
سؤال: رئیس جمهور آمریکا در جنگ 12 روزه، ادعایش این بود که هستهای را نابود کردم و الان باز دنبال همان اورانیوم غنیشدهای است که نابود کردند، این تناقض به نظر شما چطور بود؟
آقامیری: علت آن این است که حتی با دانشمندان خود هم مشورت نمیکنند. بالأخره ما اکثراً در غرب درس خواندیم. اساتید ما میدانستند ما چه میگوییم. طبیعی است که از رئیس جمهور و یک مقام سیاسی توقع داریم وقتی درباره مسأله فنی صحبت کند، با دو نفر افرادی که این تخصص را دارند باید مشورت کند. مثلاً از آقای رونیز دعوت کند، بگوید تو که در مذاکرات قبل بودی، حالا پا شو بیا ببینم من چه بگویم؟ میخواهم همه را نابود کنم. میگفت غنیسازی آنها از بین رفته. الان میگوید چرا غنیسازی 60 درصد دارید؟ اگر غنیسازی از بین رفته بود، چرا به 60 درصد رسیده است؟ به نظرم خیالپردازی است و وابسته شده اند به اوهامی که در ذهنشان به وجود میآید، با همان صحبت میکنند. امروز شاید مثلاً بنشینیم فکر کنیم، میگوییم ما غنیسازیمان را چند درصد باید نگه داریم؟
سؤال: اتفاقاً سؤال یک عده همین است که چرا ما به سمت 60 درصد رفتیم؟ نیازمان بوده؟
آقامیری: اگر بخواهیم رآکتورهای آب سبک داشته باشیم؛ سه و شش تا پنج و یک دهم درصد بتوانیم استفاده کنیم. اگر یک نوع رآکتور فستریدر امثال آن هست، میرود بالای 30 تا 40 درصد. اگر بخواهیم آبسنگین استفاده کنیم؛ طبیعتاً اورانیوم طبیعی. ما بر اساس نیازی که مصرف داریم باید این کار را انجام دهیم. ولی وقتی غنیسازی میکنیم، میتوانیم غنا را برای ذخیرهسازی بالا ببریم، بعداً رقیقسازی و استفاده کنیم. اگر بخواهیم مثلاً پیشرانی برای زیردریایی درست کنیم، باید بالای 90 درصد داشته باشیم. اگر رآکتور کوچک بخواهیم درست کنیم، رآکتورهایی که حجم خیلی کوچکی داشته باشد، طبیعتاً باید غنا بالا برود.
سؤال: یا برخی چرتکه میاندازند میگویند مثلاً اگر ایران میخواست فناوری هستهای خود را برای میله سوخت و اتفاقات این چنینی از خارج تأمین کند، با این عدد میتوانست الان هزینهای که کردیم، چندین...؟
آقامیری: عدد زیادی هزینه نکردیم. دوست دارم یک روز سازمان انرژی اتمی عددی را که در رآکتور بوشهر هزینه کرده، ارائه کند. از نظر سیاسی نمیگویم، از نظر اجتماعی و هزینه پرداختی غیرنقدی را کاری ندارم، چون بالأخره کشور تحت فشار و تحریم قرار گرفت. هزینه نقدی آن خیلی زیاد نیست. اتفاقاً دو سه هفته پیش با یکی از مسئولین بالای سازمان که صحبت میکردیم، عدد خیلی پایینتر از یک نیروگاه شاید مثلاً چهار هزار و سه هزار مگاواتی باشد که هر روز باید ما برای سوخت آن هزینه کنیم. ما در دراز مدت باید استراتژی خود را برای بهرهبرداری هستهای مشخص کنیم. الان نیروگاه در بندرعباس درست میشود. در بوشهر کنار دو نیروگاهی که فعال است، دو واحد دیگر ایجاد میشود. این واحدها اگر ایجاد شود، طبیعتاً ما باید برویم به سمت تولید سوخت برای خودمان، تولید سوخت هم طبیعتاً اورانیوم میخواهد. باید روی معادن اورانیوم کار شود. مسیر باید دوباره انجام شود. این اتفاق دارد میافتد، این بستگی دارد ما را کمی آزاد بگذارند بتوانیم خودمان سوخت تولید کنیم و کارمان را انجام دهیم. فشارهای بینالمللی که روی ماست، ما را مدام به سمت غنیسازی بالا میبرد. غنیسازی بالا شاید خیلی برای ما الان مفهوم پیدا نکند.
سؤال: این ماجرای اورانیوم غنی شده 60 درصدی که الان یکی از چالشهای اصلی در بحثهای مذاکراتی هم هست که حتی یک بار هم سخنگوی وزارت امور خارجه اشاره کرد که این ناموس و خاک ماست. چه اهمیتی برای ما دارد که این طور از آن حفاظت میکنیم و سر آن معامله نمیکنیم. حتی میگوییم فعلاً اصلاً وارد بحث هستهای در مذاکرات نمیشویم.
آقامیری: این سؤال شما را باید سیاسیون دانشگاه پاسخ دهند، اما از نظر من، این نماد همان اقتداری است که عرض میکنم. یعنی شما در جایگاهی هستید که هر آن بخواهید هر کاری انجام دهید، قدرتش را دارید. یعنی این که آن نگران بمب اتم است، نگران این است که ما به سمت این قسمت برویم.
سؤال: واقعاً مشکل آمریکاییها با ما سر بمب اتم است؟
آقامیری: نه. سر علم هستهای است. اصلاً سر علم است. چون همه هستهای را هم بدهیم، میگوید نانو را چرا کار میکنید؟ هوش مصنوعی چرا کار میکنید؟ هوش مصنوعی الان یک گروه سنگین در کشور کار میکنند، چهار روز دیگر به شما میگویند. چرا در علوم شناختی کار میکنید؟ یعنی هر مسیری را بخواهیم برویم، تا زمانی که فضا از فضای فنی بیرون بیاید، این مشکل را داریم. ولی اگر فضا برود به سمت فضای فنی، اصلاً پرونده ما در آژانس، پرونده سیاسی است، پرونده فنی و حقوقی نیست. گروسی یک چیزی میگوید، همه هم دنبال او میدوند که این فضا را به وجود میآورند. رفتن به سمت 60 درصد و رفتن به سمت این که ما این را حفظ کنیم، این که ناموس ماست؛ بیشتر حفاظت از آن اقتداری است که میخواهیم به نمایش بگذاریم. مثل همین بحث موشکی که الان وجود دارد؛ این یک حفاظت از این مسأله است.
سؤال: حال دانشگاه شهید بهشتی الان خوب است؟ به ویژه بعد از حملهای که اتفاق افتاد.
آقامیری: تقریباً بعد از اتفاقی که سال گذشته افتاد، فضای خاصی حاکم بود. چون ما شش نفر؛ آقای محسنی ارمکی هم که دانشآموخته ما بود، در این فضا شهید شد. شش نفر را از دست میدهید؛ شش نفری که هر روز همه میدیدند و با آنها ارتباط داشتند. اما خوشبختانه در چند ماه گذشته دوباره ما بازگشتی به سمت حال خوب شدن داشتیم و رفتن به سمت این که فضای طبیعی ما طی شود. متأسفانه در جنگ اخیر هم یکی از همکاران ما در دانشگاه، فرزند و پدر و مادر خود را از دست داد. یا یکی از اساتید ما در روزهای اول جنگ فرزندش را از دست داد. اینها دوباره همه میرود به سمتی، ولی فضای دانشگاه، فضای حماسی است. الان ما دنبال این هستیم که نقش دانشگاه را در این جنگ ایفا کنیم.
سؤال: نکتهای باقی مانده که نپرسیدم؟
آقامیری: اولاً تشکر میکنم که صداوسیما برای این مقوله وقت گذاشت. روز سهشنبه ساعت پنج تا هفت و نیم توقع داریم مردم و بزرگان ما برای پاسداشت این عزیزانی که جان خود و خانوادههایشان را در این مسیر از دست دادند، در دانشگاه حضور پیدا کنند. خوشبختانه وزارت ارشاد؛ ارکستر ملی کشور قرار است در آن جا برنامه اجرا کنند و دستگاههای مختلف سعی کردند کمک کنند. امیدواریم بتوانیم در حد خود پاسداشتی داشته باشیم از ایثارگری و گذشت این بزرگان.
سؤال: دانشگاه در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که انجام میدهد، کار برجستهای که الان امکان بیان آن باشد، معذوریت و ملاحظهای نداشته باشید هست؟
آقامیری: به هر حال جایی که قبلاً مورد تهاجم قرار گرفت، دانشکده هستهای بود. استاد ما؛ دکتر ذوالفقاری، قبل از شهادت، به عنوان استاد نمونه در جشنواره رازی وزارت بهداشت، برای تولید یک رادیودارو، انتخاب شده بود. یعنی شهید استاد دکتر ذوالفقاری، قبل از شهادتش، یک خروجی این گونه داشت. امروز جایی که این دوره مورد تجاوز قرار گرفت، مرکز آزمایشگاه لیزر و پلاسما بود که آن هم نشانه اقتدار ما بود که بیشتر روی تصویربرداری نوری کار میکردند و کار جدیدی را در جهان انجام میدادند.
سؤال: تعمداً آنجا مورد اصابت قرار گرفت؟ درست است؟ یعنی فکر میکنید با یک برنامهریزی، تعمداً...؟
آقامیری: بالأخره افراد و آن مجموعه مورد تهاجم قرار گرفت. چون وظیفه دانشگاه؛ تربیت نیروی انسانی و گسترش فناوری است و دارد کار خود را خوب انجام میدهد. شاید اگر نیاز باشد ما ساعتها صحبت کنیم که چه کارهای بزرگی در دانشگاه انجام شده، شاید پیشران هستهای را اگر میتوانستیم تمام کنیم، یکی از افتخاراتی بود که برای زیردریاییها و کشتیها میتوانستیم انجام دهیم. یعنی مجموعهای که بتوانند کار پیشران کشتیها را انجام دهد. کاری که دوستان ما علاقه داشتند و داشتند کار آن را انجام میدادند.