شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

لبه تیغ محاسبات؛ چرا خطای راهبردی مسئولان در گام آخر جنگ جبران‌ناپذیر است؟

لبه تیغ محاسبات؛ چرا خطای راهبردی مسئولان در گام آخر جنگ جبران‌ناپذیر است؟
کرمان رصد - در آستانه تثبیت پیروزی ایران در نبرد اخیر، هرگونه خطای محاسباتی مسئولان در شناخت توان داخلی و ماهیت دشمن، می‌تواند مرز میان «بازدارندگی پایدار» یا «بروز تهدید‌های مستمر و جبران‌ناپذیر» در آینده کشور باشد.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - در آستانه تثبیت پیروزی ایران در نبرد اخیر، هرگونه خطای محاسباتی مسئولان در شناخت توان داخلی و ماهیت دشمن، می‌تواند مرز میان «بازدارندگی پایدار» یا «بروز تهدید‌های مستمر و جبران‌ناپذیر» در آینده کشور باشد.

کرمان رصد


به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، بحران‌ها و جنگ‌ها همواره بستری برای آزمون خطای دکترین‌های دفاعی و سیاسی هستند. دستگاه محاسباتی مسئولان و تصمیم‌گیران یک کشور، به عنوان مغز متفکر هدایت جامعه در چالش‌ها، همواره در معرض خطای تحلیل قرار دارد. اما تاریخ نشان داده است که وزن و اثرات این خطا‌ها در همه زمان‌ها یکسان نیست. در برهه‌های عادی، یک خطای محاسباتی شاید هزینه‌ای اقتصادی یا دیپلماتیک برجای بگذارد که در میان‌مدت قابل جبران باشد؛ اما در نقطه عطف یک جنگ راهبردی و در آستانه «تثبیت پیروزی»، هرگونه اشتباه در محاسبات، مرز میان «تولید بازدارندگی پایدار» یا «شکل‌گیری تهدید‌های مستمر و موجودیتی» در آینده خواهد بود.
در این مرحله حساس، دشمن تمام وزن خود را بر شکستن تاب‌آوری مردم و تحمیل فرمول تسلیم متمرکز کرده است. در چنین فضایی، خوانش دقیق شرایط، حیاتی‌ترین وظیفه دستگاه حکمرانی است. برای فرار از دام خطای محاسباتی، توجه به ۷ متغیر کلیدی زیر الزامی است:
۱. بازخوانی موقعیت خودی و دشمن؛ چه کسی برنده واقعی است؟
اولین و مهم‌ترین گام، تبیین دقیق موازنه قدرت در پایان این نبرد راهبردی است. هرگونه تردید در تعیین برنده و بازنده واقعی صحنه، بر خروجی تصمیمات بعدی سایه می‌اندازد. اگر مسئولان با ادبیات و ذهنیت یک «بازنده» پای میز مذاکره یا تبادل امتیاز بروند، دستاورد‌های میدانی را در حوزه دیپلماسی واگذار خواهند کرد. در مقابل، سخن گفتن از موضع «پیروز میدان»، شروط کشور را دیکته کرده و مانع از باج‌دهی به دشمنِ در حال عقب‌نشینی می‌شود.
۲. درک حساسیت مقطع کنونی پس از یک سال مقاومت
پشت سر گذاشتن دو جنگ تحمیلی و یک کودتای نافرجام طی یک سال گذشته، گواه تاب‌آوری ساختاری کشور است. اکنون تشخیص درست وضعیتی که دشمن در آن دست‌وپا می‌زند و مقایسه آن با موقعیت تثبیت‌شده خودی، یک ضرورت است. فهم ابعاد راهبردی تصمیمات در این برهه، مشخص می‌کند که اقدام امروز ما، پایه‌های پیروزی را بتن‌ریزی می‌کند یا زمین بازی را به سود دشمن تغییر می‌دهد.
۳. اراده مردم؛ لنگرگاه اصلی محاسبات
جنس نگاه مسئولان به ظرفیت جامعه، جهت‌گیری تصمیمات را مشخص می‌کند. نگاه اول، مبتنی بر ایمان به باور، توانایی و همراهی مردم در شرایط سخت پس از جنگ است که به تصمیمات شجاعانه منجر می‌شود. نگاه دوم، بی‌اعتمادی به اراده ملت است که خروجی آن عقب‌نشینی و انفعال خواهد بود. مردم لنگرگاه بازدارندگی هستند و دستگاه محاسباتی باید این وزن واقعی را در ترازوی خود لحاظ کند.
۴. تبارشناسی دشمن و تجربه‌آموزی از گذشته
خوش‌بینی در جهان سیاست، یک خطای استراتژیک است. نیات شوم و پیمان‌شکنی‌های مکرر دشمن در توافقات قبلی، بهترین خط‌کش برای سنجش رفتار‌های آتی اوست. دستگاه محاسباتی باید بر اساس سناریو‌های محتملِ مکر و حیله دشمن حرکت کند؛ در غیر این صورت، احتمال غافلگیری یا فریب خوردن در فرآیند‌های سیاسی به شدت بالا خواهد رفت.
۵. برآورد واقعی از ظرفیت‌های داخلی
طراحی هرگونه پاتک یا برنامه برای خنثی‌سازی فشار‌های اقتصادی و اجتماعی دشمن، به داشتن یک بانک اطلاعاتی دقیق از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل (انسانی و طبیعی) کشور مشروط است. تحلیل‌های ناقص، ناامیدکننده یا غیرواقعی از توان داخلی، دست تصمیم‌گیران را در طراحی برنامه‌های پویا می‌بندد و مدیران را به سمت تصمیمات عقیم هدایت می‌کند.
۶. بازی هوشمندانه با برگ‌های راهبردی
ایران دست‌بسته نیست؛ برگه‌های قدرتمندی همچون «ژئوپلیتیک تنگه هرمز»، «صنعت هسته‌ای»، «عمق راهبردی در جبهه مقاومت» و «توانمندی‌های دفاعی بومی» اهرم‌های فشار ما هستند. دستگاه محاسباتی باید اولاً در صیانت از این برگ‌ها دقیق عمل کند و ثانیاً از این اهرم‌ها برای تثبیت پیروزی و تحکیم اقتدار ملی نهایت بهره را ببرد.
۷. مدیریت افکار عمومی جهان از موضع قدرت
امروز ایران به دلیل ایستادگی مقتدرانه در برابر ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، در کانون توجه بین‌المللی قرار دارد. مواضع اعلامی مسئولان صِرفاً مصرف داخلی ندارد؛ بلکه افکار عمومی جهان روی کلمات تهران حساب باز می‌کنند. از این رو، ادبیات کارگزاران نظام باید کاملاً دقیق، منسجم و از موضع اقتدار باشد تا تصویری که از ایران به عنوان یک قدرت نوظهور در ذهن جهانیان شکل گرفته، مخدوش نشود.
نتیجه‌گیری: عبور از تردید، مسیر تحکیم اقتدار
دستگاه محاسباتی مسئولان کشور امروز بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار دارد. خوانش دقیق، واقع‌بینانه و مقتدرانه از ۷ عنصر فوق، قطعاً کشور را به سمت تحکیم اقتدار و صیانت از دستاوردها هدایت خواهد کرد. خروجی این تحلیل درست، تزریق امید به جامعه، خنثی‌سازی بذر ترس و تردید، انسجام داخلی و در نهایت، ارتقای چشمگیر تاب‌آوری ملی در برابر تکانه‌های بیرونی خواهد بود. صیانت از مغز محاسباتی کشور در برابر سیگنال‌های فریبنده دشمن، اولین گام برای تثبیت پیروزی نهایی است.


نظرات شما