کرمان رصد - رهبر انقلاب اسلامی با تبیین شکستهای نظامی و میدانی جبهه آمریکایی-صهیونیستی، از راهبرد جدید دشمن در «جنگ شناختی» پرده برداشتند؛ نبردی رسانهای که با هدف ضربه زدن به «تابآوری مردم» و ایجاد «خطای محاسباتی در مسئولان» طراحی شده و پادزهر آن مقاومت فعال، بصیرت و اتحاد ملی است.
رهبر انقلاب اسلامی با تبیین شکستهای نظامی و میدانی جبهه آمریکایی-صهیونیستی، از راهبرد جدید دشمن در «جنگ شناختی» پرده برداشتند؛ نبردی رسانهای که با هدف ضربه زدن به «تابآوری مردم» و ایجاد «خطای محاسباتی در مسئولان» طراحی شده و پادزهر آن مقاومت فعال، بصیرت و اتحاد ملی است.

#دکتر_حسن_عابدینی کارشناس ارشد مسائل بین الملل و معاون سیاسی ،صداوسیما نوشت:
رهبر عزیز انقلاب اسلامی در پیامی که به مناسبت عید سعید غدیر و سی و هفتمین سالگرد رحلت امام امت قرائت شد پرده از دسیسه تازه دشمن برداشتند که بیانگر فکر منسجم و قوی در شناخت و تحلیل مسائل انقلاب اسلامی و نوآوری در خلق ادبیات و مفهوم پردازی نوین در حکمرانی است.
آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای تصریح کردند: دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.
ایشان در این گزاره چهار مولفه حقیقی مبتنی بر واقعیت میدان را به روشنی بیان کردند و از این منظر به اسیب شناسی اینده و افشای دسیسه دشمن امریکایی - صهیونی پرداختهاند که شامل:
۱- شکست نظامی و میدانی دشمن
شکست دشمن در میدان ناشی از اراده و توان رزمندگان است. دشمنی که قدرتمندترین ماشین ادمکشی و جنگ افزارهای تخریب گیتی را در اختیار دارد. رویدادی که ژنرالها و تحلیلگران نظامی از نتایج ان انگشت به دهان گرفتند.
موشکها، پهپادها و ... ارزان قیمتی که با دانش بومی ساخته شده است باذن الله توانسته است در جنگی نامتقارن طلسم شکست ناپذیری سامانههای گرانقیمت و جنگ افزارهای افسانهای را باطل کند.
۲- شکست دشمن در خیابان
دشمن امریکایی - صهیونی که مدتها به تضعیف نظام از درون دل بسته بود در این مرحله دچار شکستی شد که اگر از شکست نظامی با اهمیتتر نباشد بی تردید کمتر نیست. بعثت مردم که امام شهید پیشتر پیش بینی کرده بودند در بیش از سه ماه گذشته عملا در هزاران نقطه در خیابان و میادین شهرها و روستاها محقق شد. این رخدادی بود که دشمن از درک ان عاجز مانده است.
۳ -تحقیر پرمعنا و عمیق دشمن
دشمن نه فقط از رزمندگان و مردم در میدان و خیابان شکست خورده است که در افکار عمومی جهانی نیز دچار نوعی استیصال و سرشکستگی روانی و راهبردی شد. موج گسترده اظهار نظر اندیشکدهها، سیاستمداران و ناظران سیاسی مبنی بر ناکامی سردمداران کاخ سفید موید این دیدگاه است که سبب خشم سران استکبار جهانی شده است.
۴- واگرایی ملموس کشورها
انزوای امریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران از دیگر پیامدهای جنگ تحمیلی سوم است. کشورهای غربی، غربی و حتی متحدان سنتی بصورت اشکار حاضر به همراهی ضد ایران نشدند. این موضوع خشم رییس جمهور ترامپ را بر انگیخت. روسیه و چین به عنوان رقبا هم با وتوکردن قطعنامه مورد حمایت امریکا عملا میخی بر تابوت یک جانبه گرایی واشنگتن زدند. این تحولات نمادی از افول هژمونی امریکاست که در ناتوانی او در ایجاد وحدت میان متحدان و تفرقه میان رقبا متبلور شده است.
دشمن که در دو جنگ تحمیلی و یک کودتا در کمتر از یکسال نتوانست به اهدافش برسد بار دیگر با سرمایه گذاری بیشتری به جنگ شناختی روی اورده است. جنگ شناختی (Cognitive warfare) به معنای هدف قرار دادن قوه شناخت افکارعمومی و نخبگان جامعه از طریق تغییر هنجارها، ارزشها، باورها، نگرشها و رفتارهاست. این نبرد که نسبت به جنگ نظامی کم هزینه تر، اما گستردهتر است به مدیریت برداشت (perception management) معروف است.
مدیریت برداشت، یک فرآیند است که به آرامی و در گذر زمان ثمر بخش خواهد بود. در این فرآیند نبایستی میزان ارائه اطلاعات به یکباره دچار فقر یا انبوه شود، که اگر اینگونه شود، شاخکهای ارزیابی اطلاعات تصمیم سازان آن کشور حساس خواهد شد.
فرآیند نبرد در قرن بیست و یکم به ارامی در حال دگردیسی است. جنگ افکار بر جنگ ابزار غلبه یافته است. عرصه نبرد از سنگرها به رسانهها کشیده شده است. صفحه رسانههای نوشتاری، شنیداری و دیداری کانون معرکه جنگ پاک شده است.
جنگجویان این حوزه بدون روادید و فارغ از هر دلهرهای - مرزهای ملی را در هم مینوردند. در این جنگروانی، هدف تجاوز به اذهان و تضعیف قدرت تفکر تصمیم گیرندگان و افراد کلیدی است به طوری که مرکز کنترل پیام و تصمیم گیری را مختل میسازند.
این نوع جنگ، در واقع جنگ علیه عقل حریف و هدف دربند کشیدن بدن او نیست. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از توان بازدارندگی راهبردی و مزیت نسبی اندیشهای، کفایت منطقی پیروزی در جنگ شناختی را دارد. تاریخ حدود نیم قرن گذشته بارها این صلاحیت را اثبات کرده است.
امام شهیدمان پیشتر گفته بودند که هدف امریکا، بلعیدن ایران است. طبعا برای دستیابی به ان فتنه برپا میکند، فتنهای که طی ۴۷ سال گذشته، تحریف واقعیتها برای مدیریت ادراک، تحریم اقتصادی برای ایجاد نارضایتی، تهدید "جنگ نظامی، اقدام تروریستی و.. " با هدف ایجاد ترس و دلهره و اختلاف افکنی (قومی، مذهبی، صنفی و ...) برای ناامنی و جنگ داخلی استکه پادزهر همه این توطئهها " اتحاد مقدس " است.
امام شاهدمان، اما پس از ترسیم وضعیت کنونی رویارویی نظام استکبار و ایران، پرده از کید و دسیسه دشمن که روی دو نقطه " تاب اوری مردم " و " خطای محاسباتی مسئولان " متمرکز شده است، برداشتند:
الف: تابآوری مردم
مردم بی تردید از ستونهای اصلی خیمه گاه جمهوری اسلامی ایران است. این که در کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ بصورت رسمی همه پرسی برگزار میشود بیانگر جایگاه کانونی ملت در مردم سالاری دینی است.
این موضوع حتی در کلام معمار کبیر انقلاب اسلامی که " میزان، رای ملت است" و امام شهید که " رای ملت حق الناس است" بصراحت امده است که جایگاه رفیع مردم در حکمرانی را نشان میدهد.
ایت الله خامنهای رهبر معزز انقلاب اسلامی هم در استمرار باور به دیدگاه امامین انقلاب اسلامی بر ضرورت مقابله با تلاش دشمن برای صدمه زدن به " تاب اوری مردم " تاکید دارند. تابآوری مردم یعنی توانایی جامعه برای تحمل هزینهها، فشارهای روانی و اقتصادی، و عدم فروپاشی اراده جمعی است که دشمن در این مرحله برای صدمه زدن به آن سرمایه گذاری کرده است.
ب: ایجاد خطای محاسباتی مسئولان
طراحان در مدیریت برداشت میکوشند به آرامی و در گذر زمان، چنان اندیشهِ مقامهای ارشد کشورهای مورد نظر را تحت تاثیر قرار دهند که مطابق میل آنان تصمیم گیری کنند یا دست کم زیان ناشی از واکنشهای احتمالی آنان را بر ضد خود کاهش دهند.
تهدیدات حاصل از این نوع عملیات به مراتب قویتر و تاثیرگذارتر از سایرعملیات روانی بوده و از ضریب اثربخشی بالاتری برخوردار است، زیرا قشری که مورد هدف قرار میگیرد، برای سایر اقشار جامعه مرجعیت دارد و کل نظام سیاسی یک کشور را مورد حمله قرار دهد.
تغییر نگرش در جامعه، اختلال و خطا در دستگاه محاسباتی تصمیم گیران، اثربخش کردن جنگ اطلاعاتی، ایجاد گسست عاطفی-ادراکی بین تودهها و نخبگان با حاکمیت و زوال سرمایه اجتماعی از کار ویژههای جنگ شناختی یا مدیریت ادارک در عصر پسا مدرن است.
ایت الله حسینی خامنهای در پیامشان به مسئولان هشدار میدهند: هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد. این هشدار بویژه در این مقطع زمانی که دشمن از همه ابزارهای مدیریت ادراک بهره گیری میکند بسیار رهگشا است.
ابزار دشمن در هر دو جبهه " تاب آوری " و "ایجاد خطای محاسباتی " تلاش برای " کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف " است. در این چارچوب استفاده از ابزارهای جنگ شناختی، جنگ نرم وعملیات روانی و در یک کلام جنگ ترکیبی بر رویکرد صرفاً سختافزاری و نظامی پیشی میگیرد.
راه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن در این مرحله ایستادگی (مقاومت فعال، نه واکنش انفعالی)، روشنبینی (تشخیص به موقع و دقیق فتنه ها)، حفظ وحدت و انسجام (بستن راه نفوذ به اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی و نسلی و ...)، اعتماد متقابل (میان مردم و مسئولان و درون قوای مختلف) و هم صدایی نکردن با دشمن (حتی در نقدها، و تکرار نکردن روایت دشمن) است.
تدوین هدف راهبردی
پیشگامان جنگ ترکیبی در دنیا معتقدند، دستکاری اطلاعات بمراتب بهتر و آسانتر از تغییر دادن باورها و ارائه شواهد ساختگی و دروغین است. الن دالس رییس پیشین سازمان جاسوی سیا، روزی گفته بود - چنانچه از بمب شیمیایی استفاده شود، حداکثر میتوان مردم یک محله، شهر یا یک کشور را کشت یا مسموم کرد، اما اگر دروغی، خوب ساخته و پرداخته شود میتواند نه فقط مردم یک روستا، شهر یا یک کشور بلکه مردم یک قاره یا حتی جهان را مسموم کرد.
بسیاری از رهبران دنیا روزانه بصورت مستمر اقدام به دریافت اطلاعات از طریق تماشای تلویزیون یا خواندن مطبوعات میکنند. در زندگی جمعی امروز و بخصوص پس از روند جهانی شدن، " رسانه ها" نقش به سزایی در تصویر سازی و ایجاد جریانات فکری دارند. رسانهها در چارچوب سیاست صاحبان و مالکانشان میکوشند با مهندسی تدریجی و برنامه ریزی شده "خلاقیت " را در یک ملت بمیرانند یا احیا کنند و موجب تکوین تدریجی یک اندیشه و مفهوم یا تزریق ارام ارام یک ارزش یا باور دیگر شوند.
این هشداری در میانه جنگ ترکیبی برای افکار عمومی و مسئولان است که هرچه از رسانهها و سیاستمداران دشمن میشنوند باور نکنند، زیرا خبر جعلی سکه پر رونق این روزهای امپراتوری هزار توی رسانهای است. راستی ازمایی شرط اصلی در این دوران است و ارائه اطلاعات بایستی بگونهای باشد که با حافظه تاریخی و تجربه تصمیم گیران سازگاری داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران با اگاهی از ظرفیت هایش نه فقط در قامت یک بازیگر حرفهای در جنگهای شناختی پسا مدرن ظاهر شده که مهارت در اتخاذ شگردهای نوین حرفهای، شگفتی جهانیان را هم برانگیخته است. ناکامی واشنکتن در تازهترین جنگ شناختی ضد تهران که در جنگ تحمیلی سوم بویژه نبرد خلیج فارس روی داد نمادی از بلوغ دانش و بصیرت ایرانیان در این حوزه است.
بهر روی دشمن از این پس با تمرکز بر نبردهای شناختی و ترکیبی در دنیای پسا مدرن، ذهنیت مردم و مسئولان را هدف قرار میدهد و لحظهای نباید از کید مستمر شیطان بزرگ برای دستکاری دستگاه محاسباتی غفلت کرد، گرچه " ان کید الشیطان کان ضعیفا".