کرمان رصد - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
درحالیکه احتمال از سرگیری درگیری نظامی میان ایران و آمریکا همچنان مطرح است، تلاشها برای جلوگیری از جنگ و بازگرداندن طرفین به مذاکرات ادامه دارد. گزارشها از ارسال پیام جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و رفتوآمد میانجیهای قطری به تهران نشاندهنده سرعت گرفتن تحرکات دیپلماتیک برای جلوگیری از دور دیگری از تقابل نظامی است، تحرکاتی که البته در کنار تهدیدهای ترامپ و تقویت حضور نظامی آمریکا، از همزمانی مسیر دیپلماسی و گزینه نظامی حکایت دارد.
گمانهزنی از مفاد نامه ونس
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده است که ونس نامهای به محسن رضایی ارسال کرده تا امکان احیای مذاکرات را بیازماید و این اقدام به دستور ترامپ انجام شده است. با این حال، ترامپ در اظهارات علنی، تماس ونس را به نیاز ایران به تجهیزات پزشکی و مسائل دیگر مرتبط دانسته است. طبق این گزارش، ونس در نامه خود بر در نظر گرفتن منافع ملی دو کشور تاکید کرده است. بنا بر این روایت، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای منفعت اصلی آمریکا عنوان شده و بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ، رفع تحریمها و حفظ حاکمیت ملی، از منافع تهران توصیف شده است. این مقام گفته، ونس خواستار معرفی نمایندگانی از سوی ایران شده که اختیار گفتوگو درباره پرونده هستهای را داشته باشند. در گزارش والاستریت ژورنال اشاره شده که نامه ونس و گفتوگوهای بعدی میان مقامهای دو طرف شامل جزئیات مشخصی درباره پیشنهاد صلح نبوده، بلکه بر چارچوب احتمالی مذاکرات متمرکز بوده است. از این رو، تماس اخیر را نباید نشانه نزدیکی به دستیابی به توافق دانست، بلکه باید آن را بهعنوان تلاشی برای سنجش امکان بازگشت به میز مذاکره ارزیابی کرد.
چرا فرمانده رضایی؟
انتخاب محسن رضایی به عنوان مخاطب پیام نیز اهمیت زیادی دارد. در همین رابطه واشنگتنپست مدعی شد که نهادهای اطلاعاتی آمریکا او را به دلیل جایگاه امنیتی و سابقه فرماندهی سپاه، فردی بانفوذ میدانند که میتواند در شکلگیری اجماع برای تصمیمگیری نقشی مهم داشته باشد. این روزنامه همچنین گزارش داد که مقامهای اطلاعاتی آمریکایی باور دارند که دبیر شعام به طور مداوم با رهبر معظم ایران در ارتباط است.
ماموریت شیخ قطری
از طرف دیگر سفرهای اخیر هیاتهای قطری به تهران بهعنوان یکی از مهمترین واسطههای ارتباطی میان تهران و واشنگتن در کانون توجه بوده است. رویترز روز جمعه به نقل از یک مقام آگاه گزارش داد که میانجیهای قطری برای پیشبرد تلاشها برای توافق، بار دیگر به تهران بازگشتهاند و با آمریکا هماهنگ هستند. به گفته این منبع، دوحه روز یکشنبه پیشنویس طرحی برای صلح را به ایران ارائه کرده است؛ اما یک مقام ارشد ایرانی این پیشنهادها را غیرقابلقبول دانست. گره اصلی مذاکرات بر سر ترتیب اقدامات دو طرف است. طبق گزارش رویترز، واشنگتن میخواهد موضوع هستهای از ابتدای مذاکرات در دستور کار قرار گیرد؛ در مقابل، تهران خواستار پایان محاصره بنادر ایران و لغو تحریمهای صادرات نفت پیش از ورود به روندی تازه است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز روز چهارشنبه گفت که تهران برای بررسی ایدههایی که اجرای طرح هفتروزه خود برای پایاندادن به جنگ در منطقه را تضمین کنند، در تماس نزدیک با میانجیها قرار دارد.
تحولات فروردین تکرار میشود؟
فضای کنونی از برخی جهات یادآور نیمه دوم فروردین است؛ دورهای که در آن تبادل پیامها، درخواست برای گفتوگو با رئیس مجلس ایران و رفتوآمد میانجیها و تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران افزایش یافت. در آن مقطع این تلاشها سرانجام به آتشبس، گفتوگوهای اسلامآباد و در نهایت امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد منجر شد، توافقی که البته خیلی زود فروپاشید. اکنون نیز بازگشت میانجیهای قطری، پیام ونس و تماسهای منطقهای نشانههایی از فعالشدن دوباره دیپلماسی هستند. دیدار اخیر مقامهای ارشد امنیتی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه با رضایی در تهران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. نشستی که واشنگتنپست آن را تلاشی برای کاهش تنش و بازتابی نگرانی کشورهای منطقه از گسترش درگیری توصیف کرد. با این حال تجربه قبلی نشان میدهد که افزایش رفتوآمدها لزوما به معنای نزدیکشدن مواضع طرفین یا تضمینکننده دستیابی به توافق نیست.
در سوی دیگر، فشار نظامی و سیاسی ادامه دارد. ترامپ در روزهای اخیر از احتمال از سرگیری جنگ سخن گفته و والاستریت ژورنال گزارش داده است که احتمال انجام حملهای کوتاه و شدید در هفتههای آینده مطرح است. واشنگتنپست نیز از اعزام نیروهای بیشتری از آمریکا به منطقه و نگرانی کاخ سفید از رو به پایان بودن فرصت توافق خبر داده است. این تحولات در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا و در شرایطی که هزینههای جنگ و بهای سوخت، نارضایتی رأیدهندگان از دولت ترامپ را افزایش دادهاند، رخ میدهند. بنابراین ابتکار ونس میتواند با محاسبات سیاسی داخلی آمریکا و نیز تلاش برای پرهیز از طولانی شدن این جنگ پرهزینه مرتبط باشد. اکنون پرسش این است که آیا این تلاشها میتوانند به کاهش فاصله مواضع طرفین، مذاکرات و دستیابی به توافق پیش از دور دیگری از درگیری نظامی منجر شود یا اینکه رویارویی نظامی مجدد غیر قابل اجتناب خواهد بود.