شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵
مقالات

چگونه ایران هزینه نبرد را به اقتصاد منطقه منتقل کرد؟

چگونه ایران هزینه نبرد را به اقتصاد منطقه منتقل کرد؟
کرمان رصد - دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست گزارش تحقیقی ۱۵ اکتبر رویترز با عنوان «حملات دقیق ایران چگونه ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
گزارش تحقیقی ۱۵ اکتبر رویترز با عنوان «حملات دقیق ایران چگونه زیرساخت‌های خلیج فارس را از کار انداخت و برنامه‌های جنگی آمریکا را مختل کرد» نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین ابعاد جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، فراتر از میدان نبرد نظامی، در شبکه پیچیده زیرساخت‌های اقتصادی منطقه جریان دارد.
بر اساس این گزارش مفصل، ایران و متحدانش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، دست‌کم ۱۳۵ حمله موشکی و پهپادی به ۸۴ مرکز زیرساختی در هفت کشور عربی منطقه انجام داده‌اند. بررسی رویترز حاکی است که این حملات در موارد متعدد به تجهیزات حیاتی و نقاط گلوگاهی عملیات صنعتی اصابت کرده‌اند؛ تجهیزاتی که از اختلالشان می‌تواند عملکرد یک مجموعه بزرگ اقتصادی را برای هفته‌ها یا ماه‌ها مختل کند.
نکته محوری گزارش این است که ایران با وجود برتری نظامی آمریکا و متحدانش، توانسته است از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی منطقه به‌عنوان اهرمی راهبردی استفاده کند. اهمیت این رویکرد در آن است که برای ایجاد اختلالی گسترده در تولید و صادرات انرژی، لزوما نیازی به نابودی کامل پالایشگاه‌ها، بنادر یا خطوط انتقال نیست؛ گاهی هدف قرار دادن یک قطعه محدود، سامانه انتقال یا واحد تامین برق کافی است تا فعالیت مجموعه‌ای بزرگ متوقف شود. به ارزیابی رویترز، دقت حملات و انتخاب هدف‌های حساس نشان می‌دهد که این عملیات در موارد متعددی از الگویی هدفمند برخوردار بوده است؛ الگویی که هزینه جنگ را از تاسیسات نظامی فراتر برده و به اقتصاد کشورهای منطقه و بازارهای جهانی منتقل کرده است.

کرمان رصد


یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، بندر فجیره در امارات متحده عربی است؛ بندری در خارج از تنگه هرمز که امکان انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی را بدون عبور از این آبراه فراهم می‌کند. این بندر در شرایطی که ایران تردد از تنگه هرمز را محدود کرده بود، اهمیت ویژه‌ای برای حفظ جریان صادرات انرژی داشت. با این حال، طبق بررسی رویترز، فجیره از آغاز جنگ دست‌کم ۱۹ بار هدف حمله قرار گرفت. در برخی حملات، مخازن نفت و سامانه‌های انتقالی آسیب دیدند؛ سامانه‌هایی که نفت را از پایانه‌های ذخیره‌سازی به محل بارگیری کشتی‌ها منتقل می‌کنند. در پی حملات ماه مارس، میزان بارگیری نفت به‌شدت کاهش یافت و پس از حمله چهارم مه، صادرات فرآورده‌های نفتی تقریبا یک ماه متوقف شد. به این ترتیب، حتی مسیر جایگزینی که برای کاهش اثر محاصره هرمز طراحی شده بود، خود به نقطه‌ای آسیب‌پذیر تبدیل شد.
نمونه مهم دیگر، تاسیسات گاز طبیعی مایع‌شده راس لفان قطر است؛ مجموعه‌ای که نقش اساسی در عرضه جهانی گاز دارد. حملات به دو واحد موسوم به «جعبه سرد» که برای سرد کردن و برای مایع‌سازی گاز ضروری‌اند، خسارتی سنگین به این تاسیسات وارد کرد. مدیرعامل شرکت قطر انرژی برآورد کرده بود که تعمیر کامل این تجهیزات ممکن است سه تا پنج سال زمان ببرد. اهمیت این خسارت تنها به اقتصاد قطر محدود نیست: گزارش رویترز می‌گوید حملات به تاسیسات راس لفان، نزدیک به یک‌پنجم جریان جهانی گاز طبیعی مایع‌شده را در معرض اختلال قرار داده است. این نمونه نشان می‌دهد که آسیب به تعداد محدودی از تجهیزات تخصصی، به‌دلیل پیچیدگی ساخت و جایگزینی آنها، می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از محل اصابت داشته باشد.
دامنه حملات به نفت و گاز محدود نمانده است. فرودگاه‌ها در چند کشور منطقه، مراکز داده آمازون در امارات و بحرین، کارخانه‌های تولید آلومینیوم و تاسیسات برق و آب نیز هدف قرار گرفته‌اند. در امارات، حمله به نیروگاه براکه به آسیب دیدن تجهیزات الکتریکی و انتقال یکی از چهار رآکتور به برق اضطراری تامین شده از دیزل انجامید؛ با این حال، اپراتور نیروگاه اعلام کرد که سامانه‌های ایمنی طبق طراحی عمل کرده‌اند و هیچ نشت پرتوزا یا خطری برای عموم رخ نداده است. در کویت، دست‌کم چهار مورد از هشت تاسیسات ترکیبی تولید برق و شیرین‌سازی آب هدف حمله قرار گرفتند. این موضوع برای کشوری که حدود ۹۰درصد آب آشامیدنی خود را از آب‌شیرین‌کن‌ها تامین می‌کند، اهمیت حیاتی دارد. حملات به کارخانه آلومینیوم الطویله در امارات نیز تولید را مختل کرد و بازگشت به ظرفیت عادی را به سال ۲۰۲۷ موکول ساخت.
در عربستان سعودی، حملات به پالایشگاه‌ها، مراکز فرآوری نفت و خطوط لوله نشان داد که حتی وجود مسیرهای جایگزین برای صادرات نیز مصونیت ایجاد نمی‌کند. خط لوله شرق به غرب عربستان، که نفت را به ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند و امکان دور زدن تنگه هرمز را می‌دهد، پس از حمله به ایستگاه‌های پمپاژ در ماه سپتامبر از کار افتاد. رویترز همچنین گزارش می‌دهد که حملات پنج مورد از ۹ پالایشگاه بزرگ عربستان را آسیب زده‌اند. تولید روزانه نفت این کشور در بخش عمده‌ای از ۶ ماه نخست جنگ به کمتر از هفت‌میلیون بشکه رسید؛ درحالی‌که پیش از جنگ بیش از ۱۰‌میلیون بشکه در روز بود. گزارش، زیان ناشی از کاهش تولید را با احتساب قیمت‌های جاری بیش از ۵۰‌میلیارد دلار برآورد می‌کند.
بخش دیگری از گزارش به شکاف میان واقعیت خسارات و روایت رسمی دولت‌های منطقه می‌پردازد. رویترز با بررسی تصاویر ماهواره‌ای، ویدئوها، داده‌های راداری و اظهارات رسمی و با مصاحبه با ۳۶ فرد آگاه، به این نتیجه رسید که در دست‌کم ۳۴ بیانیه رسمی، خسارت‌ها به بقایای موشک‌ها یا پهپادهای رهگیری‌شده نسبت داده شده‌اند. با این حال، ۱۴ متخصص و فرد مطلع که یافته‌ها و تصاویر رویترز را بررسی کردند، احتمال اینکه خسارت به تجهیزات حیاتی ده‌ها مرکز عمدتا ناشی از سقوط تصادفی بقایا باشد، بسیار اندک دانستند. همزمان، محدودیت‌های قانونی برای انتشار تصاویر حملات در برخی کشورهای خلیج فارس، ارزیابی مستقل ابعاد واقعی خسارت را دشوار کرده است.
در مجموع، پیام اصلی گزارش آن است که قدرت نظامی تنها با تعداد جنگنده‌ها، موشک‌ها یا سامانه‌های پدافندی سنجیده نمی‌شود. ایران با بهره‌گیری از موشک‌ها و پهپادها و با تمرکز بر نقاط حساس زنجیره تولید، انتقال و صادرات، توانسته است هزینه‌های جنگ را افزایش دهد، امنیت اقتصادی دولت‌های عربی میزبان پایگاه‌های آمریکا را به چالش بکشد و بر بازار جهانی انرژی فشار وارد کند. همزمان، اختلال در مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، از جمله فجیره و خط لوله شرق به غرب عربستان، نشان می‌دهد که راه‌های فرار از بحران نیز آسیب‌پذیرند. نتیجه راهبردی این وضعیت آن است که زیرساخت‌های اقتصادی به بخشی تعیین‌کننده از میدان جنگ تبدیل شده‌اند؛ بخشی که خسارت به آن می‌تواند بسیار طولانی‌تر از یک حمله نظامی ادامه یابد و در مذاکرات سیاسی نیز به اهرم فشار تبدیل شود.


نظرات شما