سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵
مقالات

سرمقاله وطن امروز/ انتخاباتی زیر سایه طوفان‌الاقصی

سرمقاله وطن امروز/ انتخاباتی زیر سایه طوفان‌الاقصی
کرمان رصد - وطن امروز/ «انتخاباتی زیر سایه طوفان‌الاقصی» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: انتخابات ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - وطن امروز / «انتخاباتی زیر سایه طوفان‌الاقصی» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر رژیم صهیونیستی، نخستین مراجعه عمومی به صندوق رأی پس از عملیات طوفان‌الاقصی و 3 سال جنگ‌های فرسایشی و ماجراجویی‌های توسعه‌طلبانه نخست‌وزیر رژیم، در فضایی آکنده از التهاب سیاسی، شکاف اجتماعی و نااطمینانی امنیتی برگزار خواهد شد؛ انتخاباتی که بیش از تعیین ترکیب کنست، به آوردگاهی برای داوری درباره کارنامه بنیامین نتانیاهو و آینده ساختار حکمرانی رژیم تبدیل شده است. اهمیت این رویارویی چنان است که بر اساس نظرسنجی مؤسسه سیاست‌گذاری مردم یهود، ۸۱ درصد اسرائیلی‌ها آن را انتخاباتی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز ارزیابی می‌کنند. تبعات شکست اطلاعاتی و امنیتی 7 اکتبر ۲۰۲۳ همچنان بر فضای انتخاباتی سایه افکنده است.
تجمعات اعتراضی مستمر، مطالبه تشکیل کمیسیون مستقل حقیقت‌یاب، افشاگری‌های رسانه‌ای و لفاظی‌های تند نامزدها علیه یکدیگر، صحنه سیاسی رژیم را به عرصه تقابل روایت‌های متعارض تبدیل کرده است. مخالفان، نتانیاهو را مسؤول اصلی ناکامی امنیتی و استمرار جنگ می‌دانند و در مقابل، نخست‌وزیر رژیم می‌کوشد با برجسته‌سازی عملیات نظامی در 7 جبهه، خود را معمار احیای بازدارندگی معرفی کند. این دوگانگی، انتخابات پیش‌ رو را به نقطه تلاقی بحران مشروعیت، منازعه قدرت و مخاطرات امنیتی منطقه تبدیل کرده است.
الف) لیکود در تنگنای نظرسنجی‌ها و انباشت بحران‌های داخلی
نخستین چالش نتانیاهو، موقعیت شکننده حزب لیکود در نظرسنجی‌هاست. پیمایش‌های اخیر معاریو، شبکه‌های ۱۱ و ۱۲ و تایمز اسرائیل، عموما حزب یشار به رهبری گادی آیزنکوت را با ۲۱ تا ۲۴ کرسی، بالاتر از لیکود با ۲۰ تا ۲۱ کرسی نشان می‌دهد؛ هرچند برخی نظرسنجی‌های نزدیک به جریان راست، تصویری متفاوت ارائه کرده‌اند. میانگین شماری از پیمایش‌های اخیر نیز ۵۴ کرسی برای مخالفان، ۵۳ کرسی برای متحدان نتانیاهو و ۱۳ کرسی برای احزاب عرب برآورد می‌کند؛ آرایشی که از فقدان اکثریت قاطع حکایت دارد. ساختار انتخاباتی رژیم صهیونیستی بر پیچیدگی این وضعیت می‌افزاید. تشکیل دولت در کنست ۱۲۰ نفره مستلزم برخورداری از حمایت ۶۱ نماینده است؛ حال آنکه نظام نمایندگی تناسبی و حدنصاب ۳,۲۵ درصدی ورود به پارلمان، سرنوشت دولت را به عملکرد احزاب کوچک گره زده است.
آمیخای ماگن، پژوهشگر دانشگاه استنفورد در تحلیلی در «امریکن پرپس» یادآور شده از میان ۳۸ حزب حاضر در رقابت، احتمالا تنها ۱۱ تا ۱۴ حزب وارد کنست خواهند شد. در چنین ساختاری، ناکامی یک فهرست با اختلاف چندصد رأی می‌تواند موازنه قدرت را دگرگون کند.
این پراکندگی پیش‌تر رژیم را میان سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ به 5 انتخابات متوالی کشاند. اکنون نیز اختلاف بن‌گویر و اسموتریچ، ظهور فهرست عوفر وینتر و تردید درباره عبور احزاب کوچک از حدنصاب، خطر هدررفت آرای راست را افزایش داده، تا جایی که نتانیاهو شخصا برای یکپارچه‌سازی فهرست‌های متحد خود وارد میدان شده است.
با این‌ حال، بحران انتخاباتی صرفا محصول پراکندگی احزاب نیست. معافیت سربازی حریدی‌ها به یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های جامعه صهیون تبدیل شده است. پس از 3 سال جنگ و فرسایش نیروهای ذخیره، استمرار معافیت طلاب مذهبی اعتراض گسترده سکولارها را برانگیخته است. بر اساس داده‌های مورد استناد ماگن، از ۲۴ هزار احضاریه صادرشده، تنها نزدیک ۱۲۰۰ حریدی به این احضاریه‌ها پاسخ داده‌اند. احتمال فاصله‌ گرفتن حزب یهودت هتوراه از نتانیاهو نیز نشان‌دهنده سرایت این اختلاف به بنیان ائتلاف حاکم است.
پرونده 7 اکتبر نیز همچنان گشوده است. گزارش هاآرتص درباره هشدار ادعایی محمد بن‌زاید پیش از عملیات، در کنار تحقیقات مربوط به تغییر زمان ثبت نخستین تماس تلفنی نتانیاهو در صبح حادثه، بر منازعه مسؤولیت‌پذیری افزوده است، هر چند دفتر نخست‌وزیری و متهمان، این ادعاها را رد کرده‌اند. همزمان مخالفت دولت با تشکیل کمیسیون مستقل مورد مطالبه مخالفان، بر بی‌اعتمادی عمومی دامن زده است.
محاکمه نتانیاهو در پرونده‌های فساد، تلاش ائتلاف حاکم برای تحدید اختیارات دستگاه قضایی، فشار اقتصادی ناشی از جنگ، مهاجرت بخشی از نیروهای متخصص، افزایش خشونت شهرک‌نشینان و انزوای بین‌المللی نیز بر این بحران انباشته شده‌اند. توسعه پروژه شهرک‌سازی «E1» و گسترش گفتمان الحاق کرانه باختری، همزمان نشانه تعمیق راست‌گرایی و تشدید شکاف میان جریان‌های مذهبی و سکولار است.
ب) 5 سناریو برای آینده قدرت؛ از بن‌بست تا دولت آیزنکوت
نزدیکی آرای 2 اردوگاه و دشواری دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی، پیش‌بینی نتیجه انتخابات را پیچیده کرده است. با اتکا به نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های کارشناسان، 5 سناریوی اصلی قابل ترسیم است.
نخست، بن‌بست سیاسی و تجدید انتخابات که در شرایط کنونی محتمل‌ترین سناریو به نظر می‌رسد. اگر هیچ‌یک از اردوگاه‌ها قادر به تشکیل ائتلاف نباشند، سرزمین‌ اشغالی بار دیگر وارد چرخه انتخابات تکراری خواهد شد. در نظرسنجی اول اکتبر هاآرتص، ۴۹ درصد پاسخ‌دهندگان نیز نتیجه انتخابات را نامشخص ارزیابی کرده‌اند. چنین وضعیتی عملا به سود نتانیاهو خواهد بود، زیرا تا تشکیل دولت جدید، نخست‌وزیری موقت را حفظ می‌کند و فرصت فرسایش مخالفان را به دست می‌آورد.
دوم، تشکیل دولت اقلیت به رهبری آیزنکوت با اتکا به حمایت بیرونی یا رأی ممتنع احزاب عرب است. تحقق این سناریو به توافق آیزنکوت، بنت، لاپید و لیبرمن نیاز دارد؛ چهره‌هایی که اگرچه در برکناری نتانیاهو اشتراک دارند اما درباره ترکیب دولت و سیاست‌های داخلی اختلافات جدی میان‌شان وجود دارد.
سوم، تشکیل دولت ائتلافی مخالفان با اکثریتی شکننده است. پیوستن فهرست‌های کوچک یا همکاری حزب عرب رعَم می‌تواند مخالفان را به محدوده ۶۱ تا ۶۳ کرسی برساند. با این‌ حال، مخالفت لیبرمن و برخی راست‌گرایان با مشارکت احزاب عرب، مانعی اساسی محسوب می‌شود. حتی نخست‌وزیری آیزنکوت نیز قطعی نیست؛ ماگن احتمال داده لیبرمن به دلیل سوابق امنیتی و قدرت چانه‌زنی، گزینه توافقی ائتلاف مخالفان باشد.
چهارم، بازگشت نتانیاهو با ائتلاف راست مذهبی است. افزایش مشارکت محافظه‌کاران، کاهش مشارکت اعراب یا ورود حزب عوفر وینتر با 4 تا 5 کرسی به کنست می‌تواند مسیر تشکیل دولت را برای لیکود هموار کند. چنین نتیجه‌ای احتمالا به تشدید منازعات قضایی، توسعه شهرک‌سازی و تثبیت نفوذ راست افراطی خواهد انجامید.
پنجم، تشکیل دولت وحدت یا ائتلافی فراگیر است؛ سناریویی که به تغییر آرایش سنتی احزاب، جدایی بخشی از متحدان نتانیاهو یا کنار رفتن شخص او از رهبری لیکود وابسته خواهد بود. تشکیل چنین دولتی با اکثریت ۷۰ تا ۸۲ کرسی از نظر عددی امکان‌پذیر است اما اختلافات عمیق سیاسی، تحقق آن را دشوار می‌کند.
پ) بحران‌سازی برای بقا؛ جنگ می‌تواند انتخابات را به تعویق بیندازد؟
نتانیاهو در جامعه صهیونیست به استاد بندبازی در عرصه سیاسی و ایجاد ائتلاف‌های ناهمگون شهره است. وجه مشترک اغلب سیاست‌ورزی‌های وی به مقوله امنیت و بحران‌سازی گره خورده است. او طی دهه‌های گذشته نشان داده در تبدیل تهدیدهای امنیتی به سرمایه سیاسی و بهره‌برداری از شکاف‌های اجتماعی مهارت دارد. اکنون موقعیت متزلزل لیکود و خطر پایان نزدیک به 2 دهه نخست‌وزیری او، گمانه‌زنی درباره توسل دوباره‌اش به بحران خارجی یا ساخت بحران مصنوعی را افزایش داده است. ایهود باراک، نخست‌وزیر پیشین رژیم هشدار داده نتانیاهو ممکن است با تحریک حزب‌الله در جنوب لبنان یا تشدید تقابل با ایران، فضای انتخابات را دگرگون کند.
این نگرانی با انتشار گزارش‌های متعدد درباره احتمال حمله مجدد به ایران تقویت شده است. معاریو به نقل از بن کاسپیت از درخواست ادعایی واشنگتن برای اقدام مستقل رژیم سخن گفته؛ ادعایی که مقام‌های آمریکایی و صهیونیست آن را تکذیب کردند. در مقابل، اسرائیل‌هیوم از آمادگی تل‌آویو برای اقدام «با آمریکا یا بدون آمریکا» نوشته و جروزالم‌پست نیز هشدار ایال زمیر درباره اختلال در انتخابات بر اثر جنگ را بازتاب داده است.
وجه مشترک این روایت‌ها تبدیل پرونده ایران به متغیری تعیین‌کننده در محاسبات انتخاباتی است. محافل صهیونیست با برجسته‌سازی ادعاهای واهی مربوط به احیای برنامه هسته‌ای نظامی در کوه کلنگ، هراس‌افکنی از بازسازی توان موشکی و احتمال حمله پیش‌دستانه پیش‌بینی‌ناپذیر ایران، در حال تقویت گفتمان ضرورت اقدام پیش‌دستانه هستند. اظهارات مئیر بن‌شبات درباره خطر حمله ناگهانی تهران و تحلیل آمیت سگال درباره «پنجره 7 روزه» میان انتخابات رژیم صهیونیستی و آمریکا، مصادیق این روند به شمار می‌رود، هرچند شواهد علنی کافی برای اثبات وجود برنامه‌ای قریب‌الوقوع از سوی ایران ارائه نشده است.
این فضاسازی 2 کارکرد احتمالی برای تیم نتانیاهو دارد: نخست، آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش عملیات نظامی تازه؛ دوم، انتقال رقابت انتخاباتی از شکست 7 اکتبر، فساد و مشکلات معیشتی به مساله امنیت و ضرورت استمرار دولت زمان جنگ. نتانیاهو امیدوار است با بازتولید احساس تهدید موجودیتی، رأی‌دهندگان مردد راست‌گرا را بسیج و تصویر اقتدار از دست‌ رفته خود را ترمیم کند.
با این‌ حال، آغاز جنگ الزاما به تعویق انتخابات منجر نخواهد شد. مطابق قانون پایه کنست، تمدید دوره پارلمان مستلزم شرایط استثنایی و تصویب قانونی با حمایت دست‌کم ۸۰ نماینده است. بنابراین بهره‌برداری انتخاباتی از جنگ، اختلال عملی در رأی‌گیری و تعویق قانونی انتخابات 3 موضوع متمایزند. ضمن آنکه پاسخ احتمالی ایران، افزایش تلفات و هزینه‌های اقتصادی می‌تواند نتیجه‌ای معکوس برای نتانیاهو داشته باشد.
به زعم ناظران منطقه‌، ایران نیز تنها گزینه بحران‌سازی نیست. تشدید حملات به لبنان با ادعای ضرورت خلع سلاح حزب‌الله، از سرگیری عملیات گسترده در غزه به بهانه خلع سلاح حماس، گسترش کارزار نظامی در کرانه باختری علیه حماس و جهاد اسلامی، حمله به انصارالله یمن با ادعای حمایت از سعودی و تلاش برای تقویت همکاری امنیتی عربی ـ صهیونی، از دیگر مسیرهای احتمالی است.
همچنین حمله به گروه‌های مقاومت عراقی از جمله کتائب حزب‌الله و کتائب سیدالشهدا پس از خروج نیروهای آمریکایی یا تشدید عملیات در جنوب سوریه می‌تواند به گسترش دامنه بحران بینجامد. با این‌ حال، احتمال بهره‌برداری سیاسی از این جبهه‌ها به معنای وجود تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست. چه‌بسا نتانیاهو به‌ جای ورود به نبردی تمام‌عیار، راهبرد تشدید محدود و کنترل‌شده را برای حفظ فضای اضطرار انتخاب کند.
ت) فرجام یک انتخابات سرنوشت‌ساز
آیزنکوت، بنت، لیبرمن، لاپید، گانتس و دیگر افراد و جریان‌های مخالف، با وجود اختلافات بنیادین، برای پایان‌ دادن به دوران نتانیاهو مصممند. نظرسنجی‌های جریان اصلی نیز از برتری نسبی آنان حکایت دارد. همزمان سیاست‌های جنگی و توسعه‌طلبانه کابینه، بخشی از جامعه عرب دارای تابعیت رژیم را به مشارکت فعال‌تر برای جلوگیری از بقای نتانیاهو سوق داده است.
با این‌ همه، برتری انتخاباتی مخالفان الزاما به انتقال قدرت منجر نمی‌شود. ساختار ائتلافی شکننده، اختلافات سیاسی و توانایی نتانیاهو در بازتعریف دستورکار عمومی، همچنان امکان بقای او را حفظ کرده است. در چنین فضایی، پیشینه بحران‌سازی نخست‌وزیر رژیم و پیوند خوردن سرنوشت سیاسی وی با جنگ‌های منطقه‌، نگرانی درباره ثبات روزهای آینده را افزایش می‌دهد. پرسش تعیین‌کننده این است: انتخابات به پایان عصر نتانیاهو خواهد انجامید یا خاورمیانه بار دیگر هزینه تلاش او برای استمرار قدرت را خواهد پرداخت؟


نظرات شما