کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فرانسیس فوکویاما، نظریهپرداز سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد، در گفتگویی مفصل با برنامه «نیوزنایت» بیبیسی، درباره دونالد ترامپ، تأثیر او بر دموکراسی آمریکا و آینده سیاسی این کشور صحبت کرده است. فوکویاما که با ایده جنجالی «پایان تاریخ» در سال ۱۹۹۲ شهرت جهانی یافت، در کتاب جدید خود با عنوان «در قلمرو آخرین انسان» بار دیگر به تحولات سیاسی سه دهه اخیر پرداخته و در این گفتگو تصویری نگرانکننده از وضعیت دموکراسی آمریکا در دوران ترامپ ارائه داده است. «پایان تاریخ» فوکویاما، آنگونه که خودش روایت میکرد، نه یک توقف واقعی، بلکه ادعای برتری نهایی دموکراسی لیبرال بود؛ گویی پس از فروپاشی رقبا، این نظام آخرین ایستگاه تکامل سیاسی بشر است. اما حالا صحبت آن است که جاهطلبی و طبیعت انسان، این پیروزی را شکننده میکند.
پیشبینی ۳۰ سال پیش
یکی از نکات قابل توجه این گفتگو، اشاره فوکویاما به نام دونالد ترامپ در کتاب سال ۱۹۹۲ خود است؛ وقتی که مردم دنیا هنوز با موجود خطرناکی به نام ترامپ آشنا نشده بودند و هنوز نمیدانستند نتیجه دموکراسی در آمریکا تا چه حد میتواند علیه مردم جهان شود. فوکویا در مورد آن اشاره به ترامپ در سال 92 میلادی میگوید: «اتفاقاً در همان کتاب سال ۱۹۹۲ به دونالد ترامپ اشاره کردم و گفتم یکی از خوبیهای سرمایهداری این است که راهی برای تخلیه این همه جاهطلبی و انرژی فراهم میکند. دونالد ترامپ میتواند پولدار شود و همه چیز هم با ثبات میماند.» فوکویاما اعتراف میکند که در تحلیل خود از این پدیده غافل بوده است؛ نه پدیده ترامپ، بلکه بی ثباتی دموکراسی؛ وضعیتی که میتواند کسی مثل ترامپ را بر کرسی دموکراسی در آمریکا بنشاند. به نظر میرسد به نظر میرسد او حالا از اینکه تا آن حد خوشبینانه به ماجرا نگاه کرده، پشیمان باشد: «...نمیدانستم ۳۰ سال بعد دوباره ظاهر میشود. پولدار شدن برایش کافی نیست و میخواهد رئیسجمهور هم بشود و وارد سیاست شود. در واقع چیزی که آن موقع از آن غافل بودم، همین بخش بیثبات دموکراسی بود؛ اینکه آدمهای خیلی طلبکار میتوانند کل نظامی را که شکل گرفته به هم بزنند.» به نظر میرسد نگاه آرمانی فوکویاما به لیبرال دموکراسی باعث شده آن را ذاتاً پایدار در نظر بگیرد. در حالی که وقتی رقابت انتخاباتی به ابزاری برای فریب تبدیل شود و کاندیداها با وعدههای غیرواقعی، پوپولیسم، تحریف واقعیتها یا پنهانکردن هزینههای سیاستهای خود، رأیدهندگان را فریب میدهند، صحبت از ثبات دموکراسی سخت میشود. خصوص آنکه نهادهای ناظر واقعی هم ساخته نشده باشند. فوکویاما در پاسخ به پرسشی درباره احساس دوگانه نسبت به اشاره به ترامپ در سال 92، تأکید میکند: «فکر میکنم در نهایت شما به دنبال به رسمیت شناخته شدن سیاسی هم هستید، نه مثلاً فقط یک جت لوکس که همهجا با آن سفر کنید. آن برای ترامپ کافی نبود و فکر میکنم همین جاهطلبی سیاسی، همین میل به سلطه، ریشه خیلی از مشکلات سیاسی امروز ماست.»
نگرانی از حمله ترامپ به دموکراسی
فوکویاما در بخشهایی از این گفتگو، نظر خبرنگار گفتگوکننده را در مورد نگرانیاش از تأثیر ترامپ بر دموکراسی آمریکا تایید میکند. وقتی خبرنگار به فوکویاما میگوید که «شما در کتاب جدیدتان گفتید ترامپ یکشبه نظم اقتصادی لیبرال را برچیده است. خیلی نگران به نظر میرسید. واقعاً خیلی نگرانید؟» فوکویاما این نگرانی را پنهان نمیکند و بر آن اصرار میورزد: «بله، خیلی نگرانم. فکر میکنم در تاریخ ایالات متحده، به جز شاید جنگ داخلی، هرگز چنین حملهای به دموکراسی آمریکا ندیدهایم. و توانسته شاید یکسوم آمریکاییها را هم قانع کند که بایدن با تقلب انتخاباتی رئیسجمهور شده که کاملاً نادرست است. این برای یک دموکراسی خیلی خطرناک است.» او در پاسخ به این پرسش که آیا ریاستجمهوری ترامپ بیثباتکنندهترین دوره آمریکا از زمان جنگ داخلی بوده است، توضیح میدهد: «از خیلی جهات، بنیادیترین حمله به سیستم بوده است.» فوکویاما در ادامه جنبش حقوق مدنی را «تحقق وعده نهادهای آمریکایی» میداند و میافزاید: «چیزی که پیشبینی نکرده بودیم، ظهور سیاستمداری بود که نتیجه دموکراتیک را قبول نکند. ترامپ نتیجه دموکراتیک انتخابات ۲۰۲۰ را قبول نکرد.» فوکویاما با اشاره به اینکه ترامپ در سال ۲۰۱۶ و بار دیگر در سال ۲۰۲۴ در همین نظام پیروز شده است، میگوید: «از یک نظر، انتخابات دوم حتی نگرانکنندهتر از اولی بود، چون بعد از ششم ژانویه (یورش حامیان ترامپ به کنگره) اتفاق افتاد.» او که ترامپ را در کالج انتخاباتی و رأی عمومی پیروز میداند، تأکید میکند: «فکر نمیکنم انتخاب کسی با چنین سابقهای تصویر مثبتی درباره رأیدهنده آمریکایی بدهد، ولی خوب، الان در همین وضعیتیم.» این سخنان فوکویاما را میتوان تاییدی بر این موضوع دانست که رأی اکثریت الزاماً از منطق و تعقل و حقانیت نمیگذرد و این دقیقاً همان جایی است که دموکراسی لیبرال به چالش کشیده میشود و از ثبات دور میشود.
ریشههای اجتماعی موفقیت ترامپ
فوکویاما در تحلیل چرایی انتخاب دو باره ترامپ توسط آمریکاییها، از یک الگوی بزرگتر سخن میگوید: «هیچ دانشگاهی به شما نمیگوید همه چیز فقط به یک نفر برمیگردد.» او عوامل متعددی را برمیشمارد: «ساختار اجتماعی متفاوتی شکل گرفته و بین افراد کمتحصیلتر نسبت به نخبگان تحصیلکرده که خیلی از نهادهای بزرگ کشور را اداره میکنند، خشم و دلخوری زیادی وجود دارد.» او نقش فناوری و شبکههای اجتماعی را نیز برجسته میکند: «ظهور اینترنت و شبکههای اجتماعی، جایی که هر کسی میتواند هر چیزی خواست را بگوید و همین کار را هم میکند. قبلاً نمیشد همینطور رفت تلویزیون و علناً دروغ گفت، چون یک سردبیر یا ویراستار مداخله میکرد و میگفت نه، باید این را راستیآزمایی کنید. اما امروز واقعاً با حجم عظیمی از تئوریهای توطئه روبهرو هستیم. مثلاً شمار قابل توجهی از آمریکاییها معتقدند واکسن کووید در واقع بیشتر ضرر داشته تا فایده. از نظر تجربی این کاملاً غلط است، اما حتی بعضی آمریکاییهای تحصیلکرده هم نسخهای از این روایت را باور دارند. فکر نمیکنم بدون این دنیای دیجیتال چنین چیزی ممکن بود.» نکته جالب توجهی که از این سخنان دریافته میشود آن است که همین آمریکاییهایی که واکسن کووید را مضر میدانند، قرار است با رای خود نماد لیبرال دموکراسی را انتخاب کنند!
آینده جنبش ترامپ و انتخابات ۲۰۲۸
فوکویاما درباره آینده جنبش ماگا و حزب جمهوریخواه پیشبینی میکند: «درباره امسال راحتتر میشود حرف زد. چند وقت دیگر انتخابات میاندورهای داریم و همه نشانهها میگوید ترامپ و جمهوریخواهان با یک عقبگرد بزرگ روبهرو میشوند. تقریباً قطعی به نظر میرسد که مجلس نمایندگان را از دست بدهند و الان احتمال از دست دادن سنا هم پنجاهپنجاه است.» او با اشاره به ویژگیهای شخصیتی ترامپ میافزاید: «این تا حد زیادی جلوی ترامپ را میگیرد، هرچند عادتش این است که هر وقت به دردسر میافتد بیشتر پافشاری میکند و کارهای افراطیتری انجام میدهد تا توجهها را از این واقعیت منحرف کند که در مقام رئیسجمهور ناموفق بوده است. بنابراین شاید دوباره درباره گرینلند بشنویم یا جنگهای تازه شروع شود.» فوکویاما مشکل اصلی را انتخابات ۲۰۲۸ میداند: «فعلاً چهره قدرتمندی از حزب دموکرات ظهور نکرده است.» او هشدار میدهد که دموکراتها نمیتوانند تنها با تکیه بر نفرت از ترامپ پیروز شوند: «در سال ۲۰۲۸ نمیتوانید فقط با این استدلال وارد انتخابات شوید که ما از دونالد ترامپ متنفریم و ترامپ هم نیستیم. باید دلیل مثبتی داشته باشند که مردم چرا باید به آنها رأی بدهند و پیدا کردن آن دلیل سخت شده است.» و بعد از سرخوردگی از لیبرالیسم میگوید: «مسئله فقط نفرت از دونالد ترامپ نیست. فکر میکنم سرخوردگی از لیبرالیسم جریان اصلی هم هست؛ اینکه نتوانسته برابری و فرصتهایی را ایجاد کند که یک حزب چپ اصولاً باید از آن دفاع کند.»
آیا ترامپ طرفدار روسیه است؟
فوکویاما در بخش دیگری از این گفتگو به موضع ترامپ درباره جنگ روسیه و اوکراین میپردازد. او با اشاره به وعده ترامپ برای پایان دادن به جنگ در ۲۴ ساعت میگوید: «راستش فکر میکنم این فقط یک مانور ظاهری است و او اساساً هنوز طرفدار روسیه است.» فوکویاما با مرور تاریخچه مواضع ترامپ توضیح میدهد: «او در دهه ۱۹۸۰ وقتی اتحاد جماهیر شوروی هنوز وجود داشت به مسکو رفت، بعد دهها هزار دلار خرج کرد و در نیویورک تایمز آگهی داد و گفت ناتو مقصر رویارویی جنگ سرد است و آمریکا نباید هزینه ناتو را بدهد، چون ناتو دارد ما را از نظر مالی میچاپد. بنابراین دهههاست که اول طرفدار شوروی و بعد طرفدار روسیه بوده است. موضوع عجیبی است، هیچکس واقعاً نمیفهمد چرا، اما یک خط ثابت در دیدگاهش بوده است.» او تأکید میکند: «من حتی یک لحظه هم باور نمیکنم که حالا نسبت به اوکراین همدلتر شده باشد. او ناراحت است، چون فکر میکرد روسها واقعاً اوکراین را شکست میدهند و از اینکه این اتفاق نیفتاده و اوکراین مجبور به توافق نشده، سرخورده است. اما نظرش را عوض نکرده است.» فوکویاما در پایان میگوید: «فکر میکنم دنبال افتخار این است که به عنوان یک میانجی صلح شناخته شود، ولی بعید میدانم به آن برسد.» نظریه طرفداری ترامپ از روسیه و مخالفت با اوکراین عجیب است و شاید بعدها فوکویاما در آن تجدیدنظر کند؛ اما به نظر میرسد در هر حال مواضع کنونی ترامپ که بیشتر دنبال طرح خود به عنوان فردی حامی صلح است، نتوانسته فوکویاما را راضی کند.
ریشه مشکل جایی دیگر است
در نهایت آنکه، فرانسیس فوکویاما در این گفتگو تصویری از ترامپ به عنوان یک تهدید بنیادین برای دموکراسی آمریکا ارائه میدهد؛ سیاستمداری که نتیجه انتخابات را نمیپذیرد، از حمایت یکسوم جامعه برخوردار است و میتواند کل نظام سیاسی را بیثبات کند. او همزمان با تحلیل ریشههای اجتماعی موفقیت ترامپ، هشدار میدهد که دموکراتها بدون ارائه یک برنامه مثبت و منسجم، در انتخابات ۲۰۲۸ با خطر بزرگی روبهرو خواهند بود. شاید فوکویاما هنوز در بند نگاه آرمانیاش به دموکراسی غربی است و فکر میکند اگر خروجی آن دموکراسی، کسی باشد که مثل ترامپ نیست، دموکراسی خوب است و اگر کسی مثل ترامپ انتخاب شود، یعنی دموکراسی بد است. در حالی که به نظر میرسد او باید ریشه مشکل را در جایی دیگر روبرو کند؛ جایی که همیشه به معضل ترسناکی مثل ترامپ امکان نشستن بر کرسی ریاست جمهوری میدهد.