کرمان رصد - ایسنا / «کارل دایسروث» از برندگان جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۶ در مصاحبه با وبسایت نوبل پرایز گفت که به شبزندهداری عادت دارد و حالا هم از خوشحالی تا مدتی نخواهد خوابید.
جایزه نوبل پزشکی امسال به طور مشترک به «کارل دایسروث»، «پیتر هگمان» و «گئورگ ناگل» برای اکتشاف در زمینه کانالهای یونی کنترلشونده با نور و اپتوژنتیک اهدا شد.
«آدام اسمیت»(Adam Smith) از وبسایت نوبل پرایز طی یک تماس تلفنی با دایسروث درباره احساس او نسبت به برنده شدن جایزه نوبل صحبت کرد.
دایسروث: سلام.
اسمیت: سلام. با کارل دایسروث صحبت میکنم؟
دایسروث: بله. سلام، کارل هستم.
اسمیت: سلام. آدام اسمیت هستم و از وبسایت نوبل پرایز در استکهلم تماس میگیرم. خوب، اول از همه بسیار تبریک میگویم.
دایسروث: سپاسگزارم. این افتخار فوقالعادهای است و غیرمنتظره، اما عمیقاً احساس افتخار میکنم.
اسمیت: خب، (جایزه) وسط شب غافلگیرت کرد. وقتی تماس گرفته شد، داشتی چه کار میکردی؟
دایسروث: راستش من معمولاً تا دیروقت کار میکنم. مشغول کار روی یک مقاله بودم و تازه رفته بودم کمی دراز بکشم که آن تماس برقرار شد. بنابراین چون عادت دارم شبزندهدار باشم، هنوز خواب نبودم و حالا هم فکر نمیکنم تا مدتی بتوانم بخوابم.
اسمیت: خدای من! فکر میکنم به خواب کافی نیاز داری؛ به ویژه که باید بین کلی کار تعادل برقرار کنی. پژوهش، تدریس، کار حرفهای و خانهای پر از بچه.
دایسروث: درست است، بله. خب، بچهها خواب هستند. حق با شماست. مهمتر از همه این که آنها بیشتر از من به خواب نیاز دارند. بنابراین، ایجاد این تعادل دشوار اما در عین حال روحیهبخش است.
اسمیت: همینطور است. خب، امیدواریم دستکم برای مدتی شب را بیوقفه بخوابند. هرچند تصور میکنم سروکله مهمانها در خانه پیدا خواهد شد. به نظرت شب چطور پیش خواهد رفت؟
دایسروث: خب، میخواهیم بگذاریم بچهها بخوابند و من هم میخواهم چند لحظهای را در سکوت بگذرانم و به همه تلاشهایی که داشتهایم فکر کنم؛ به همه کارآموزان، کارکنان و همکاران در سراسر جهان که نقش بسیار مهمی داشتهاند. به آنها فکر خواهم کرد و برای همه کارهایی که با هم انجام دادهایم، سپاسگزار خواهم بود. این لحظهای است برای این که نفسی تازه کنم، نگاهی به گذشته بیندازم و سپس به آینده نگاه کنم تا ببینم از اینجا به بعد چه مسیری را میتوانیم در پیش بگیریم.
اسمیت: اپتوژنتیک روش فوقالعادهای است که با امکانپذیر ساختن روشن و خاموش کردن سلولهای عصبی در سیستمهای زنده، حقایق گوناگونی را آشکار میکند. ممکن است به یکی از روابط یا یافتههای مورد علاقهات که به واسطه این روش کشف شده است، اشاره کنی؟ یعنی یک مورد ویژه که اکنون درک میکنیم اما پیش از این قادر به درک آن نبودیم.
دایسروث: یکی از جنبههای بسیار مهم در علوم اعصاب و مطالعه سیستمهای زیستی پیچیده، امکان اعمال تغییرات دقیق در عملکرد اعم از ایجاد یا حذف یک عملکرد ویژه است. اکنون میتوان این دقت را حتی در فعالیت سلولهای ویژه درون بدن حیوانات زنده نیز به کار گرفت. یکی از نمونههای جالب در این زمینه که اخیراً شاهد آن بودهایم، توانایی ما در تنظیم دقیق ضربان قلب و بررسی تأثیرات ضربانهای گوناگون بر وضعیتهای مغز است. در واقع، ما شاهد نوعی ارتباط از بدن به مغز هستیم که با اعمال دقیق تغییر عملکرد در یک اندام محیطی همراه است. این امر به ما امکان میدهد تا تأثیرات آن را بر وضعیتهای مغزی و رفتاری مرتبط با تصمیمگیریهای پیچیده و اختلالات عصبی-روانی ببینیم. توانایی انجام مداخلهای دقیق در یک اندام و سپس سنجش و تحلیل اثرات و رفتارهای پیچیده ناشی از آن مداخله، چیزی است که پژوهشگران مدتها به دنبال آن بودهاند؛ یعنی ایجاد اختلالات یا تغییرات علیّ که هم دقیق باشند و هم اطلاعات ارزشمندی را ارائه دهند. این روش پاسخگوی پرسشهای بسیاری در علوم پایه و همچنین درک چگونگی بروز اختلالات در وضعیت بیماری است. برای من به عنوان یک روانپزشک نیز این موضوع اهمیت ویژهای دارد زیرا به نظر میرسد، بسیاری از رازهای پیچیده سرانجام در آستانه آشکار شدن و درک کامل قرار گرفتهاند.
اسمیت: همانطور که اشاره کردید، شما روانپزشک هستید و همچنان به ویزیت بیماران ادامه میدهید.
دایسروث: بله.
اسمیت: این موضوع چه چیزی برای شما و کارتان به همراه دارد؟ این که با افرادی صحبت میکنید که از انواع بیماریهای مرتبط با روان رنج میبرند.
دایسروث: برای من، این موضوع همواره منبعی برای دستیابی به دیدگاهی جدید و برقراری پیوند با آن چیزی است که واقعاً برای افراد اهمیت دارد؛ به ویژه برای کسانی که بیش از همه به کمک نیاز دارند و بیش از دیگران مورد سوءتفاهم قرار میگیرند. وقتی بیماران را میبینم و میشنوم که چگونه با تکیه بر احساسات و واژههای شخصی خود، حس درونیشان را نسبت به این حالتهای دگرگونشده که بسیار مختلکننده و ناتوانکنندهاند بیان میکنند، درک میکنم که توصیف این حالتها حتی برای خود تجربهکنندگانشان دشوار است و بررسی آنها نیز اغلب بسیار چالشبرانگیز است. با وجود این، آگاهی از آنچه واقعاً برای بیماران اهمیت دارد، به من کمک کرده است. این شناخت به طور مستمر در طراحی ارزیابیهای آزمایشگاهی، گفتوگو با دانشجویان و توانایی انتقال ماهیت آنچه در یک حالت دگرگونشد مغز انسان واقعاً اهمیت دارد، یاریرسان من بوده است.
اسمیت: میدانم که شما به موضوع درک عمومی بسیار اهمیت میدهید. پیرامون بیماریهای مرتبط با روان انگ وجود دارد که نادرست است و گمان میکنم این جایزه یعنی جایزه نوبل به نوعی بستری را برای کاهش این انگ فراهم میآورد.
دایسروث: به گمانم این امر قطعاً امکانپذیر است و محقق خواهد شد. من همواره به دنبال فرصتهایی هستم تا این واقعیت را بازگو کنم که هر اختلال روانپزشکی تا حدی در یک طیف قرار میگیرد و جنبههایی از این حالتهای متفاوت، ریشههایی عمیق در تاریخ تکاملی ما دارند. این حالتها به این دلیل وجود دارند که جنبههایی از آنها یا ژنهای دخیل در آنها به نحوی در مقطعی از زمان، کارکرد یا ارزشی داشتهاند. دستیابی به درکی عمیقتر و گستردهتر از کل سیر تاریخ و تکامل بشر و همچنین درهمتنیدگی رشتههای ژنتیکی و تجربیات ما به عنوان یک خانواده بشری، دیدگاهی است که میتوانیم آن را به اشتراک بگذاریم و به افراد کمک کنیم تا یکدیگر را بهتر درک کنند؛ به ویژه کسانی که رنج میکشند، اما واژهای را برای بیان آنچه بر آنها میگذرد، نمییابند. در واقع، تصویری کلی و جامع وجود دارد که همه این مسائل را به شکلی روشن و ملموس نمایان میسازد و امید من این است که بتوانیم همدلی و درک متقابل را افزایش دهیم.
اسمیت: نکته مهم و زیبایی بود. بسیار سپاسگزارم. گفتگو با شما مایه خرسندی بود.
دایسروث: صحبت با شما خیلی خوب بود. مراقب خودتان باشید. خدانگهدار.
اسمیت: خدانگهدار.

دایسروث هنگام مصاحبه با اسمیت