جمعه ۱۳ شهريور ۱۴۰۵
اجتماعی

وقتی صدای حاج‌قاسم، کابوسِ ترامپ شد

وقتی صدای حاج‌قاسم، کابوسِ ترامپ شد
کرمان رصد - فارس/ از سالن همدان تا آوای انتظار گوشی‌های مردم؛ صدای حاج‌قاسم از یک هشدار سیاسی فراتر رفت و به میراثی زنده در حافظه مردم تبدیل شد؛ او در سال ۱۳۹۷ پایان بازی ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فارس/ از سالن همدان تا آوای انتظار گوشی‌های مردم؛ صدای حاج‌قاسم از یک هشدار سیاسی فراتر رفت و به میراثی زنده در حافظه مردم تبدیل شد؛ او در سال 1397 پایان بازی را ترسیم کرد و امروز، همان کلمات هنوز از پشت خط تلفن‌ها شنیده می‌شوند؛ صدایی که برای مردم یادآور ایستادگی است و برای قماربازان استکبار، کابوسی که تمام نشده است.
مرداد 1397؛ همدان. صحنه، نه یک سخنرانی معمولی، که یک میدان جنگ روانی تمام‌عیار بود. همه‌چیز از آنجا آغاز شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در توئیتی تند، سخیف و بی‌سابقه با حروف بزرگ خطاب به رئیس‌جمهور ایران نوشت: «دیگر هرگز ایالات متحده را تهدید نکن وگرنه متحمل عواقبی خواهی شد که نظیرش را در تاریخ کمتر کسی دیده است!»
ترامپ تهدید می‌کرد که اقدامی انجام خواهد داد که در دنیا سابقه نداشته است.در حالی که ترامپ و اتاق‌فکرهای واشنگتن، مستِ این قدرت‌نمایی پوشالی بودند، حاج‌قاسم با هوشمندی تمام، جنس منطق دشمن را رسوا کرد.
او ابتدا صراحتاً اعلام کرد، پاسخ دادن به این کلمات سخیف، در شأن رئیس‌جمهور کشور بزرگ ایران اسلامی نیست و او به‌عنوان «سرباز این ملت» پاسخ خواهد داد.
سپس با دست گذاشتن روی ریشه سبک رفتاری ترامپ گفت: «هنوز ادبیات ترامپ همان ادبیات قمارخانه است... کسی که اداره‌کننده قمارخانه است با جهان حرف می‌زند؛ وقتی با چین، با روسیه، با اروپا و با جهان حرف می‌زند انسان احساس می‌کند که قمارباز دارد حرف می‌زند.»حاج‌قاسم نه‌تنها ادبیات توئیتری ترامپ را به قمارخانه‌ها تقلیل داد، بلکه پاسخ آن تهدید «بی‌سابقه در تاریخ» را با یادآوری شکست‌های مفتضحانه گذشته آمریکا داد و گفت: «شما با چه پیشینه‌ای تهدید می‌کنید؟ یادتان رفته برای سربازانتان در درون تانک‌ها پوشاک بزرگ‌سالان تهیه می‌کردید؟» و سپس آن جمله ماندگار را به زبان آورد: «آقای ترامپ قمارباز! شما ما را تهدید می‌کنید؟ ما ملت شهادت هستیم، ما ملت امام حسین هستیم، شما این جنگ را شروع می‌کنید اما پایانش را ما ترسیم می‌کنیم.»
آوای انتظاری که به «موضع رسمی» تبدیل شد
نکته شگفت‌انگیز این ماجرا، نه در متن سخنرانی، که در «تداوم زیست آن کلمات» در بطن جامعه است. این سخنرانی به‌قدری در عمق جان مردم نشست که به جای آرشیو شدن در حافظه تاریخی، به «آوای انتظار» گوشی‌های همراه تبدیل شد.
هنوز هم که هنوز است، وقتی با شهروندی تماسی برقرار می‌کنی، به جای صدای بوق ممتد، آن صلابت کوبنده حاج‌قاسم را می‌شنوی:
«ترامپ قمارباز! من حریف تو هستم؛ نیروی قدس حریف شماست. بدانید هیچ شبی نیست که ما بخوابیم و به شما فکر نکنیم. به شما می‌گویم آقای ترامپ قمارباز! بدان در آنجایی که فکر نمی‌کنی، ما در نزدیک شما هستیم ...».
این آوای انتظار، تنها یک انتخاب سلیقه‌ای نیست؛ یک «بیانیه هویتی» است که نشان می‌دهد حاج‌قاسم، «اعتبار و شرف ملی» ما در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب است.
«قمارباز» و کابوس تمام‌نشدنی؛ چرا صدای حاج‌قاسم هنوز طنین‌انداز است؟
آنچه این روایت را از یک آرشیو صوتی صرف جدا کرده و به یک «نبض حیاتی» تبدیل کرده، سه دلیل استراتژیک دارد:اول؛ صدای «حقیقت» در عصر «دروغ‌های دیپلماتیک» است.
مردم ما از زبان پر از لکنت دیپلماسی التماسی خسته‌اند. صدای حاج‌قاسم، صدای «سربازی» بود که قواعد بازی را با خون و جسارت می‌شناخت، نه با کاغذبازی‌های بروکراتیک. مردم این آوای انتظار را انتخاب کرده‌اند چون در آن، طعم اصالت یک فرمانده را می‌چشند؛ فرمانده‌ای که وقتی گفت «حریف تو هستم»، نه در حال شعار دادن بود و نه بلوف سیاسی؛ او در حال گزارش وضعیت میدان بود.
دوم؛ این صدا، یک «سپر روانی» است. وقتی فضای رسانه‌ای غرب با عملیات‌های روانی، تهدید و ارعاب تلاش می‌کند «ترس» را به خانه‌های ما تزریق کند، شنیدن صدای مقتدر حاج‌قاسم، «واکسن بازدارندگی» است. هر بار که گوشی زنگ می‌خورد و آن صدا طنین‌انداز می‌شود، برای مخاطب (و حتی خود صاحب گوشی) این پیام مخابره می‌شود: «ما هنوز در میدانیم، ما نترسیده‌ایم، و تهدیدات دشمن هنوز هم در برابر اراده ما، حقیر است.»سوم؛ تداوم «پایان بازی» است.
مردم با شنیدن این صدا، «نقد واقعی قدرت» را هر روز تمرین می‌کنند. حاج‌قاسم در آن سخنرانی، «پایان بازی» را وعده داد. وقتی مردم این صدا را در حافظه صوتی گوشی‌هایشان زنده نگه داشته‌اند، یعنی دارند به جهان یادآوری می‌کنند که «آن پایان هنوز در جریان است».
این صدا، سند زنده ایستادگی است؛ سندی که اجازه نمی‌دهد روایت دشمن از «قدرت برتر» در ذهن ملت بنشیند.صدای حاج‌قاسم، دیگر یک صوت نیست؛ «فریاد رسای یک ملت» است که از حنجره سردارشان بیرون می‌آید و به دشمن می‌گوید: «ما هنوز در کوچه‌های نزدیک شما هستیم.»
از یک سخنرانی تا یک واقعیت؛ پایان بازی آغاز شد
آن روز که حاج‌قاسم در پاسخ به تهدیدات توئیتری ترامپ، از شکست 160 هزار نیروی آمریکایی در عراق و التماس‌های فرماندهانشان برای خروج امن سخن می‌گفت، داشت «نقشه راه» شکست دشمن را برای تاریخ دیکته می‌کرد. امروز، در اوج آتش‌بازی‌های منطقه، می‌بینیم که همان دشمن مستأصل، در باتلاق محاسبات غلط خود گرفتار شده است.
حاج‌قاسم در همدان، تنها یک تهدید لفظی نکرد؛ او به «قمارباز» یادآوری کرد که تاریخ، مصرف‌کننده قدرت پوشالی است، نه فاتح آن. وقتی امروز می‌بینیم ائتلاف‌های غرب در برابر اراده مقاومت به لکنت افتاده‌اند، در واقع داریم تحقق همان «پایانِ» وعده‌داده‌شده را می‌بینیم که سردار در سال 97 ترسیم کرد؛ گویی او سال‌ها پیش، پایان همین سناریوی امروز را پیش‌بینی کرده بود.
میراث حاج‌قاسم در طوفانِ امروز
امروز که منطقه در تب و تاب تنش‌ها و آتش‌بازی‌های استراتژیک می‌سوزد، آن جمله طلایی سردار، معنایی فراتر از گذشته پیدا کرده است: «جنگ را شما شروع می‌کنید اما پایانش را ما ترسیم می‌کنیم.» نگاهی به آرایش محور مقاومت در سراسر غرب آسیا نشان می‌دهد که آن «حضور در سایه» که حاج‌قاسم وعده‌اش را داده بود، امروز به یک واقعیت میدانی عریان تبدیل شده است.
برخلاف تصور غرب که گمان می‌کرد با حذف فیزیکی حاج‌قاسم، سایه او از سر دشمن برداشته می‌شود، امروز «مکتب حاج‌قاسم» به یک شبکه هوشمند و منسجم تبدیل شده که پایان بازی را در سنگرهای مقاومت منطقه ترسیم می‌کند.
دشمن قمارباز هنوز هم در حال قمار است، اما حاج‌قاسم پیش‌تر قواعد این بازی را برای ما تعریف کرده بود. امروز اگر ایران با صلابت در برابر تهدیدات ایستاده، به این دلیل است که آن «آوای انتظارِ» گوش‌خراشِ برای دشمن، برای ما به یک «سرود امید» تبدیل شده است؛ سرودی که می‌گوید: ما بیداریم، ما نزدیکیم و این‌بار، قلم پایان‌بخش این جنگ، در دستان فرزندان خمینی است.


نظرات شما