کرمان رصد - خراسان / «مسیر جهانی شدن «دارالعلم»» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سید عباسعلی وهاب زاده موسوی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
حرم مطهر رضوی در روزهای اخیر، میزبان رویدادی است که تصویر سنتی از اعتاب مقدسه را در ذهن ناظران ارتقا میبخشد. رویداد علمی دارالعلم که با مشارکت حوزه علمیه خراسان و آستان قدس رضوی در حال برگزاری است، طی دو هفته، فضایی را فراهم آورده تا اساتید مبرز حوزه و دانشگاه، در کنار فضلای حوزوی، به واکاوی مسائل مستحدثه، چالشی و اختلافی علمی بپردازند.
نفس برگزاری چنین رویدادی در جوار مضجع شریف امامی که به «عالم آل محمد (علیه و علیهم السلام)» شهرت دارند، اتفاقی مبارک و نویدبخش تحول در رویکردهای نهاد دین است. با این حال، از منظر سیاستگذاری علمی و حکمرانی فرهنگی، برای آن که این رویداد از یک گردهمایی مقطعی به یک نهاد اثرگذار و پایدار تبدیل شود، توجه به چند ملاحظه راهبردی ضروری به نظر میرسد:
۱. بازگشت به اصالت تاریخی؛ احیای مکتب گفتوگوی رضوی
تاریخ اسلام گواه است که در دوران حیات پربرکت امام رضا (ع)، شهر مرو و دربار خلافت، به صحنه بینظیرترین مناظرات و مباحثات دقیق علمی و کلامی میان ادیان و مکاتب مختلف تبدیل شده بود. امام (ع) با سعهصدر و تسلط علمی، مبتنی بر عقلانیت و منطق با مخالفان فکری خود به بحث مینشستند. رویداد دارالعلم، در حقیقت بازگشت آستان قدس رضوی به همان کارکرد اصیل و تاریخی است. تبدیل شدن حرم مطهر از صرفِ یک پایگاه زیارتی و عاطفی، به کانونی برای تضارب آرای نخبگانی، گامی بلند در راستای احیای سیره عملی امام هشتم (ع) است.
۲. تثبیت مرجعیت علمی آستان قدس در جهان اسلام
یکی از مهمترین کارکردهای برگزاری مستمر چنین رویدادهایی با محوریت مباحث چالشی و عمیق، پایهگذاری مرجعیت علمی آستان قدس است. اگر این رویدادها با کیفیت بالا و استانداردهای دقیق علمی تداوم یابد، آستان قدس میتواند در آیندهای نزدیک به عنوان قطب حلوفصل چالشهای فکری و فقهیِ جهان اسلام شناخته شود؛ جایی که گرههای کور علمی با هماندیشی نخبگان باز میشود.
۳. خروج از انحصار؛ ضرورت توسعه رویداد به علوم دانشگاهی و دیپلماسی علمی
هرچند پویایی علوم حوزوی برای پاسخگویی به نیازهای روز امری حیاتی است، اما مسائل پیچیده حکمرانی در دنیای امروز، ماهیتی چندبعدی و میانرشتهای دارند. از این رو، بسنده کردن این رویداد به علوم حوزوی صرف و مباحث درونمذهبی، ظرفیت عظیم آن را محدود میکند. پیشنهاد مشخص این است که در گامهای بعدی، این مدل برای «علوم دانشگاهی» نیز بازتولید شود. دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع) میتواند به عنوان بازوی دانشگاهی آستان، با ایجاد یک کنسرسیوم علمی مشترک با دانشگاههای وابسته به دیگر اعتاب مقدسه (در داخل و خارج از کشور نظیر عراق)، شبکهای از نخبگان دانشگاهی را گردهم آورد. فراتر از آن، برای تحقق کامل سیره رضوی، بستر این مباحث باید به روی دانشمندان سایر مذاهب اسلامی و حتی اندیشمندان دیگر ادیان الهی گشوده شود تا دیپلماسی علمی بر محوریت آستان قدس شکل بگیرد.
۴. از نخبگان تا عرصه عمومی؛ چالش «اجتماعیسازی دانش»
شکی نیست که ترویج این مدل از مباحثات آزاد و علمی، موجب رشد، نشاط و پویایی حوزههای علمیه میشود؛ اما از منظر حکمرانی، دانشی که پشت درهای بسته یا صرفاً در حلقههای خاصِ نخبگانی بماند، نمیتواند به حل مسائل جامعه کمک کند. ما نیازمند طراحی سازوکارهایی برای «اجتماعیسازی» این مباحث هستیم. خروجی این چالشهای علمی و اختلافی، باید با زبانی متناسب، هنرمندانه و رسانهای، به میان مردم و افکار عمومی کشیده شود. مردم باید ببینند که نهاد دین، در برابر پرسشهای سخت روزگار منفعل نیست و در بالاترین سطوح خود، با عقلانیت و پویایی در حال چارهاندیشی است. این اجتماعیسازی، نه تنها به ارتقای سواد عمومی و دینی جامعه کمک میکند، بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به نهاد علم و دین را نیز بازتولید خواهد کرد.
کلام آخر رویداد دارالعلم یک نقطه شروع تحسینبرانگیز است. با توسعه مرزهای این رویداد از علوم حوزوی به علوم میانرشتهای، گسترش دامنه مخاطبان از نخبگان شیعی به نخبگان جهان اسلام و ادیان دیگر و در نهایت ایجاد پیوند میان خروجیهای این رویداد با افکار عمومی، میتوان امیدوار بود که مشهدالرضا (ع)، بار دیگر به پایتخت بیبدیل گفتوگو، خردورزی و مرجعیت علمی در جهان معاصر تبدیل شود.