پنجشنبه ۵ شهريور ۱۴۰۵
مقالات

مین هرمز زیر پای ترامپ | آخرین خبر

مین هرمز زیر پای ترامپ | آخرین خبر
کرمان رصد - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست پانیذ رحیمی| دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث‌سوشال» مدعی شد: ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پانیذ رحیمی| دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث‌سوشال» مدعی شد: «به من اطلاع داده شده که نیروی دریایی ایالات متحده تمام مین‌ها را از تنگه هرمز جمع‌آوری یا منفجر کرده است.» فارغ از اینکه این ادعا تا چه اندازه با واقعیت میدانی همخوانی دارد، مجموعه‌ای از داده‌های اقتصادی و سیاسی حالا تصویر دیگری پیش روی ترامپ می‌گذارد؛ گویی مهم‌ترین مین هرمز، این‌بار زیر پای خود او کار گذاشته شده است. درحالی‌که قرار بود جنگ با ایران، نمایشی از قدرت آمریکا باشد و در 48 ساعت به پایان برسد، اما حالا 180 روز از شروع جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیست‌ها علیه ایران می‌گذرد؛ اما این جنایت‌کاران موفق به تسلیم ملت ایران نشده‌اند. در سمت دیگر، داده‌های اقتصادی نشان می‌دهد هرچه درگیری طولانی‌تر می‌شود، بخش اعظمی از هزینه‌های آن علاوه بر شرکای تجاری و متحدان آمریکایی به داخل مرز‌های این کشور برگشته است. از رشد هزینه انرژی تا کاهش ذخایر استراتژیک نفت در کمترین حد ۴۰ساله، هزینه 100 میلیارددلاری جنگ و عبور بدهی عمومی از مرز ۴۰ تریلیون دلار، حالا ردپای جنگ را می‌توان در اقتصاد و سیاست آمریکا دید. در سوی دیگر، اختلال در تردد از تنگه هرمز بازار جهانی نفت و گاز را تحت‌فشار قرار داده و هزینه حمل انرژی را بالا برده است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد جنگی که قرار بود واشنگتن با قدرت نظامی خود آن را مدیریت کند، به‌تدریج از افزایش آمار مرگ‌ومیر و خودکشی نیرو‌های مستقر در ناو لینکلن نیز فراتر رفته و به مسئله‌ای برای اقتصاد، جامعه و سرمایه سیاسی آمریکا تبدیل شده است.
سقوط اعتماد آمریکایی‌ها
جنگ با ایران اگرچه تبعات اقتصادی سنگینی برای آمریکایی‌ها به همراه داشته، اما صورت‌حساب آن برای همه، به‌ویژه دونالد ترامپ، به اقتصاد محدود نمی‌شود. ترامپ که با بازگشت دوباره به کاخ سفید فرصت دیگری برای نشستن پشت میز ریاست‌جمهوری پیدا کرده بود، حالا بخشی از هزینه ورود به این جنگ را از جیب سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی می‌پردازد؛ جایی که محبوبیت او در ماه‌های اخیر روندی نزولی پیدا کرده و حمایت آمریکایی‌ها از ادامه جنگ نیز به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. گویی هرچه جنگ طولانی‌تر می‌شود، فاصله ترامپ با افکار عمومی آمریکا نیز بیشتر می‌شود و هزینه تصمیمی که در میدان نظامی گرفته شد، حالا خود را در میدان سیاست نشان می‌دهد.
تازه‌ترین نظرسنجی رویترز و ایپسوس نشان می‌دهد حمایت آمریکایی‌ها از ادامه جنگ با ایران به ۳۱ درصد رسیده؛ عددی که پایین‌ترین سطح از زمان آغاز درگیری با ایران به شمار می‌رود. نکته قابل توجه اینجاست که این عدد در ماه مارس ۳۷ درصد و در ابتدای ماه جاری ۳۴ درصد بوده است. حتی در میان حامیان ترامپ نیز حمایت از ادامه عملیات نظامی کاهش یافته و از ۷۷ درصد در ماه مارس به ۶۹ درصد رسیده است. هم‌زمان، ۸۳ درصد آمریکایی‌ها معتقدند جنگ برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت؛ نگرانی‌ای که می‌تواند هزینه سیاسی درگیری را برای ترامپ بیشتر کند. به این ترتیب، هرچه جنگ طولانی‌تر می‌شود، حمایت افکار عمومی از ادامه آن کاهش می‌یابد و رئیس‌جمهور آمریکا بیش از گذشته باید نگران تأثیر این درگیری بر محبوبیت و سرمایه سیاسی خود باشد.
تنگه هرمز یقه ترامپ را گرفت
این آمار در حالی منتشر می‌شود که دولت ترامپ به دلیل افزایش قیمت بنزین با فشار‌های فزاینده‌ای روبه‌روست. این مسئله بار اقتصادی سنگینی بر دوش متحدان جمهوری‌خواه که خود را برای انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آماده می‌کنند، وارد کرده است؛ به‌ویژه در شرایطی که رأی‌دهندگان مستقل در انتخابات کنگره، با اختلاف ۳۳ درصد در برابر ۱۹ درصد، دموکرات‌ها را بر جمهوری‌خواهان ترجیح می‌دهند. این گزارش اضافه می‌کند تداوم بسته‌بودن تنگه هرمز و سقوط صادرات نفت از منطقه، قیمت سوخت را بالا نگه داشته و تهدیدی برای افزایش فشار‌های اقتصادی بر دولت آمریکا در آستانه انتخابات محسوب می‌شود.
کاهش رشد اقتصاد آمریکا
برآورد‌ها از رشد اقتصادی آمریکا در سال ۲۰۲۶ با کاهش محسوسی نسبت به سال‌های قبل همراه شده است. بر اساس برخی برآورد‌ها، رشد واقعی اقتصاد آمریکا در سال جاری به حدود 1.8 درصد کاهش می‌یابد؛ رقمی که فاصله محسوسی با رشد 2.8 درصدی در سال ۲۰۲۴ دارد. این در حالی است که دولت ترامپ برای اقتصاد آمریکا نرخ رشد ۳ درصدی را هدف‌گذاری کرده است. به‌این‌ترتیب، عملکرد فعلی اقتصاد آمریکا فاصله قابل‌توجهی با هدف تعیین‌شده دولت ترامپ دارد و تحقق این هدف در ماه‌های باقی‌مانده سال، به شتاب گرفتن قابل‌توجه فعالیت‌های اقتصادی نیاز خواهد داشت. تداوم رشد پایین‌تر از انتظار، درعین‌حال می‌تواند پرسش‌هایی درباره اثر سیاست‌های اقتصادی دولت جدید بر سرمایه‌گذاری، مصرف و تقاضای داخلی ایجاد کند.
ذخایر نفت آمریکا کمترین مقدار در 43 سال اخیر
تازه‌ترین داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تصویری قابل‌تأملی از ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) ارائه می‌دهد. داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد این ذخایر در هفته گذشته بیش از ۶ میلیون بشکه دیگر کاهش یافته و برای نخستین‌بار از زمان شکل‌گیری خود، به زیر مرز ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده است؛ موجودی این ذخایر اکنون تنها 298.7 میلیون بشکه است. آخرین‌بار که ذخایر استراتژیک آمریکا در چنین سطحی قرار داشت، به اوایل دهه ۱۹۸۰ و سال‌های ابتدایی شکل‌گیری این ذخایر بازمی‌گشت. این در حالی است که ظرفیت اسمی ذخایر استراتژیک آمریکا حدود ۷۱۴ میلیون بشکه است. در سال‌های اخیر نیز دولت‌های مختلف برای مقابله با اختلال در عرضه یا تأمین نیاز‌های مالی از این ذخایر برداشت کرده‌اند و در مجموع، موجودی آن حدود ۱۷۰ میلیون بشکه کاهش یافته است. به‌این‌ترتیب، اگر درگیری در خاورمیانه دوباره تشدید شود یا اختلال تازه‌ای در عرضه جهانی نفت رخ دهد، واشنگتن در مقایسه با گذشته ذخیره کمتری برای آرام‌کردن بازار در اختیار خواهد داشت؛ موضوعی که می‌تواند فشار بیشتری بر قیمت نفت وارد کند و حتی سناریوی نفت ۱۵۰ دلاری را دوباره مطرح کند.
در بازار نیز قیمت نفت برنت در معاملات صبح چهارشنبه با 1.58 دلار کاهش، به حدود 87 دلار در هر بشکه رسید و نفت وست تگزاس اینترمدیت نیز با افت 1.2 دلاری، حدود 81 لار معامله شد.
اما در سمت فراورده‌های نفتی، تصویر متفاوت است. ذخایر بنزین آمریکا 2.5 میلیون بشکه کاهش یافته و به‌رغم افزایش تولید روزانه بنزین به 9.8 میلیون بشکه، کاهش ذخایر نشان‌دهنده فشار بیشتر بر بازار فراورده‌هاست. در مقابل، ذخایر فراورده‌های میان تقطیر 2.2 میلیون بشکه افزایش یافته، هرچند همچنان ۱۴ درصد پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله قرار دارد. ازسوی‌دیگر، کل فراورده‌های عرضه‌شده در چهار هفته گذشته که شاخصی از تقاضای نفت در آمریکاست، به‌طور متوسط 20.5 میلیون بشکه در روز بوده که ۳ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته است. میانگین تقاضای بنزین نیز در همین دوره 8.9 میلیون بشکه در روز گزارش شده است.
چالش بدهی 40 تریلیون دلاری
هم‌زمان با افزایش هزینه‌های برنامه‌های تأمین اجتماعی و پرداخت بهره بدهی، درآمد‌های دولت آمریکا که تحت‌تأثیر کاهش مالیات قرار گرفته‌اند، بیش‌ازپیش از مخارج عقب مانده‌اند و شکاف بودجه‌ای را عمیق‌تر کرده‌اند. تازه‌ترین داده‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد بدهی عمومی این کشور روز سه‌شنبه به بیش از 40 تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که شامل 32.3 تریلیون دلار اوراق خزانه در اختیار عموم و 7.8 تریلیون دلار بدهی دولت به نهاد‌های خود است. به این ترتیب، بدهی فدرال آمریکا در کمتر از یک دهه، از 19.9 تریلیون دلار در زمان آغاز نخستین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ در ژانویه ۲۰۱۷، بیش از دو برابر شده است. نزدیک به یک‌سوم این افزایش در جریان استقراض گسترده دولت برای مقابله با همه‌گیری کرونا و اجرای بسته‌های حمایتی در دولت ترامپ و سپس جو بایدن رخ داد و بخش باقی‌مانده نیز به سیاست‌های مالی دو دولت و ناترازی بلندمدت میان درآمد‌ها و هزینه‌های دولت نسبت داده می‌شود. از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵ حدود 3.8 تریلیون دلار به بار بدهی آمریکا اضافه شده و مجموع افزایش بدهی در دو دوره ریاست‌جمهوری او به 11.6 تریلیون دلار رسیده است؛ در دولت بایدن نیز بدهی آمریکا 8.4 تریلیون دلار افزایش یافت که علاوه بر هزینه‌های مقابله با کرونا، سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌ها، انرژی پاک و دیگر اولویت‌های دولت دموکرات را دربر می‌گرفت. برآورد‌های کمیسیون غیرحزبی بودجه فدرال مسئول نیز نشان می‌دهد تصمیم‌های مالی ترامپ و بایدن، مسیر بدهی آمریکا را در هر دو دوره، بالاتر از سطحی برده که صرفاً بر اساس قوانین و سیاست‌های هزینه‌ای موجود در زمان آغاز ریاست‌جمهوری آن‌ها انتظار می‌رفت.
هزینه 100 میلیارد دلاری جنگ
هزینه جنگ برای آمریکا فقط در میدان نبرد باقی نمانده و حالا صورت‌حساب آن از پنتاگون تا جایگاه‌های سوخت رسیده است. پیت هگست وزیر دفاع آمریکا، اواخر ژوئیه در کمیته تخصیص بودجه سنا هزینه این درگیری را حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار اعلام کرده بود؛ اما گزارش ان‌بی‌سی نیوز در اوایل همان ماه نشان می‌داد برآورد داخلی پنتاگون، با احتساب هزینه تعمیر پایگاه‌های نظامی آسیب‌دیده، جایگزینی هواپیما‌های منهدم‌شده و بازسازی ذخایر تسلیحاتی، به ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار می‌رسد. در همین حال، راسل ووت مدیر دفتر مدیریت و بودجه کاخ سفید، در ماه ژوئن درخواست ۶۷.۱ میلیارد دلار بودجه اضافی برای پنتاگون را به کنگره ارائه کرده بود که از جمله شامل ۱.۷ میلیارد دلار برای آمادگی نظامی، ۱۷.۳ میلیارد دلار برای هزینه‌های عملیاتی و ۲۱ میلیارد دلار برای مهمات می‌شد؛ ارقامی که نشان می‌دهد ارتش آمریکا در جریان درگیری‌های غرب آسیا بخش قابل‌توجهی از ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کرده است.
اما این هزینه‌ها تنها متوجه دولت آمریکا نیست؛ جنگ به جیب مردم نیز رسیده است. محدودیت‌های ایجادشده در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز، قیمت انرژی را بالا برده و میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا تا روز دوشنبه به حدود 4.1 دلار رسیده، درحالی‌که تنها دو روز پیش از آغاز درگیری آمریکا و اسرائیل، این رقم حدود زیر 3 دلار (دقیقاً 2.95 دلار) بود. تاکر کارلسون، مجری سرشناس آمریکایی نیز اخیراً گفت: «رسانه‌ها مدام در حال دروغ‌پراکنی هستند و می‌گویند ایران قصد ترور ترامپ را داشته است! اگر با این داستان‌سرایی‌ها جنگی ادامه پیدا کند، آمریکا هرگز پیروز آن نخواهد بود. چرا داریم سالی ۱.۵ تریلیون دلار برای بودجه دفاعی خرج می‌کنیم؟ ولی با این همه پول و توان، هنوز نتوانستیم کشوری را شکست بدهیم که به ما گفته بودن یک قدرت نظامی درجه ۲ یا حتی درجه ۳ است! خفه شوید، با این همه امکانات و توان نظامی، حتی قادر نیستید تنگه هرمز را باز کنید، کجای این قضیه شبیه پیروزی آمریکاست؟!»
جنگ 3 روزه 6 ماهه شد
آنچه در طول جنگ میان آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، از سوی بخش قابل‌توجهی از کارشناسان و رسانه‌های انگلیسی‌زبان مطرح می‌شد، این بود که ترامپ با همان ذهنیت و الگویی وارد جنگ شده که پیش‌تر در ونزوئلا به کار گرفته بود؛ با این تصور که می‌توان با نمایش قدرت نظامی، خیلی زود طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کرد و بعد از میدان خارج شد. ترامپ که در ماه‌های گذشته بار‌ها تلاش کرده بود خود را در قامت چهره‌ای صلح‌طلب و حتی شایسته دریافت جایزه صلح نوبل نشان دهد، حالا در میدان ایران چهره‌ای کاملاً متفاوت به خود گرفته بود؛ بیشتر شبیه قهرمان یک بازی رایانه‌ای که قرار است در چند مرحله کار را تمام کند و پیروز از میدان بیرون بیاید. اما ماجرا آن‌طور که ترامپ انتظار داشت پیش نرفت. خیلی زود مشخص شد که مسئله ایران نه در ۴۸ ساعت حل خواهد شد و نه با چند موج حمله هوایی به پایان می‌رسد. از صبح ۹ اسفندماه، جنگ ادامه پیدا کرد و هرچه زمان گذشت، ترامپ بیشتر به دنبال راهی برای خروج از میدان می‌گشت؛ راهی که بتواند دست‌کم تصویری از یک پیروزی یا یک پایان قهرمانانه از خود به جا بگذارد. براساس گزارش آتلانتیک، ترامپ در قبال ایران به‌تدریج به سمت استراتژی «صبر و انتظار» حرکت می‌کند و بیش از گذشته به تحریم‌های اقتصادی و محاصره دریایی آمریکا متکی شده است تا تهران را به پای میز مذاکره بکشاند؛ چرا که حملات انجام‌شده تاکنون نتوانسته‌اند به جنگ پایان دهند. در حال حاضر، دولت ترامپ روی این حساب کرده است که فشار اقتصادی مستمر بتواند کاری را انجام دهد که اقدامات نظامی و دیپلماسی تاکنون از انجامش عاجز بوده‌اند.
اما ایران توانست هزینه جنگ را از مرز‌های خود فراتر ببرد و یکی از حساس‌ترین نقاط اقتصاد جهان، یعنی تنگه هرمز، را به نقطه فشار تبدیل کند. اختلال در عبور انرژی از این مسیر، بازار نفت و گاز را تحت‌تأثیر قرار داد و اثرات آن خیلی زود به اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد آمریکا رسید؛ از افزایش قیمت انرژی و بنزین گرفته تا تشدید نگرانی‌های تورمی و افزایش فشار بر خانوار‌های آمریکایی. اینجا بود که ورق برای ترامپ تا حدی برگشت. جنگی که قرار بود با جنگنده و بمب‌های چندتنی به پایان برسد، حالا هزینه‌هایش را به داخل آمریکا منتقل کرده بود. ترامپ که دیگر نمی‌توانست روی یک پیروزی سریع حساب کند، به سراغ ابزار قدیمی‌تر خود رفت: تحریم اقتصادی. واشنگتن بار دیگر تلاش کرد با تشدید فشار‌های اقتصادی، همان مسیری را دنبال کند که سال‌ها یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های سیاست خارجی آمریکا بوده است. در نهایت، شاید مهم‌ترین تفاوت این جنگ با محاسبه اولیه ترامپ همین باشد قرار بود آمریکا با استفاده از قدرت نظامی خود، هزینه جنگ را به ایران تحمیل کند؛ اما با طولانی‌شدن درگیری، بخشی از همان هزینه‌ها به اقتصاد و جامعه آمریکا برگشت. از بازار انرژی و قیمت بنزین گرفته تا اعتماد مصرف‌کننده و محبوبیت سیاسی ترامپ؛ جنگ حالا فقط مسئله‌ای در خاورمیانه نیست و آثار آن را می‌توان در داخل آمریکا نیز دنبال کرد. اما تحریم‌ها نیز این بار با شرایط گذشته روبه‌رو نبودند. کشور‌های همسایه ایران و بخشی از شرکای تجاری تهران، برخلاف انتظار واشنگتن، لزوماً حاضر نیستند هزینه سیاست فشار آمریکا را بپذیرند و به نظر می‌رسد این نظم نوین جهانی جایگاه آمریکا را به‌عنوان ابرقدرت اقتصادی - سیاسی در دنیا تضعیف کرده است.
واکنش شرکای تجاری ایران به تعیین تکلیف آمریکایی‌ها
پیتر شیف، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی آمریکایی، در واکنش به آغاز عملیات موسوم به «مطرود اقتصادی» علیه ایران، با اشاره به ناکامی واشنگتن در دستیابی به اهداف خود از مسیر نظامی نوشت که ترامپ اکنون به استفاده از تحریم‌های اقتصادی روی آورده است. به نوشته شیف، این عملیات نه‌تنها ممکن است در تحقق اهداف خود علیه ایران ناکام بماند، بلکه طناب اقتصادی‌ای که قرار است دور گردن ایران محکم‌تر شود، می‌تواند در نهایت دور گردن خود آمریکا بیفتد و فشار اقتصادی بیشتری بر این کشور وارد کند.
خبرنگار الجزیره نیز در این باره در صفحه شخصی خود در ایکس نوشت به نظر می‌رسد که واشنگتن ممکن است در متقاعدکردن کشور‌های همسایه برای پیوستن به تحریم‌ها علیه تهران با مشکل مواجه شود. برخی گزارش‌ها حاکی است ترامپ با 15 کشور هم‌مرز با ایران تماس گرفته است - ۸ کشور از این میان، دشواری قطع روابط اقتصادی خود با ایران را به دلیل منافع در هم تنیده تأیید کرده‌اند - در حالی که 7 کشور دیگر پاسخ داده‌اند که در حال بررسی این احتمال هستند، که می‌تواند به‌عنوان یک امتناع مؤدبانه تعبیر شود. با این حساب یکی از هزینه‌های جنگ با ایران برای آمریکا این بود که آمریکا دیگر مثل سابق نمی‌تواند هر سیاستی را پیگیری کند و جایگاه سیاسی و تأثیر‌گذاری او بر ساختار تجاری ایران تا حدی به ویژه پس از هزینه‌زایی برای خاورمیانه و کشور‌های اروپایی و آسیایی تضعیف شده است که نشانه‌های آن را می‌توان در کنش و واکنش‌های کشور‌های منطقه و چین جست‌وجو کرد.
وزارت امور خارجه چین در واکنش به تهدید‌های آمریکا برای اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران اعلام کرد همکاری پکن و تهران بر اساس قوانین بین‌المللی انجام می‌شود و نباید در این همکاری‌ها مداخله یا اختلالی ایجاد شود. پکن همچنین تأکید کرد تحولات را از نزدیک دنبال می‌کند و برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود، تمامی اقدامات لازم را انجام خواهد داد. هرمز لتر نیز نوشت سفر رئیس سیا به مسکو حامل پیامی از سوی آمریکا بوده که در آن واشنگتن از مسکو خواسته ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز تحت‌فشار قرار دهد و هشدار داده که در غیر این صورت، نهاد‌ها و شرکت‌های روسی با تحریم مواجه خواهند شد. اما روسیه این درخواست را رد کرده و به ایران گفته است که اقدامات تهدیدشده از سوی آمریکا پیامد چندان مهمی برای روسیه نخواهد داشت.
هشدار گلدمن ساکس درباره کمبود جهانی بنزین
تازه‌ترین تحلیل گلدمن ساکس از تشدید بحران در بازار جهانی فراورده‌های نفتی حکایت دارد؛ بحرانی که در پی حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات حیاتی پالایش نفت در دو منطقه راهبردی خاورمیانه و روسیه شکل‌گرفته است. بر اساس این گزارش، پالایشگاه‌های آسیب‌دیده در این مناطق به دلیل حملات گسترده و تکرارشونده، اکنون تنها با حدود ۶۰ درصد ظرفیت اسمی خود فعالیت می‌کنند و در نتیجه نزدیک به ۱۰ میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایش نفت خام جهان از مدار خارج شده است. در غرب آسیا نیز تشدید درگیری‌ها و حملات متقابل به زیرساخت‌های انرژی، بر فشار موجود در بازار افزوده است؛ به‌ویژه آنکه پس از حمله اسرائیل به میدان گازی ایران، حملات تلافی‌جویانه ایران به تأسیسات انرژی کشور‌های عرب منطقه، بخشی از زیرساخت‌های کلیدی تولید و پالایش را تحت‌تأثیر قرار داده است. مجموع این تحولات، نگرانی‌ها درباره کاهش عرضه فراورده‌های نفتی و شکل‌گیری کمبود بنزین در بازار جهانی را افزایش داده است.
بحران هرمز، از آمریکا تا آسیا
بحران بسته‌بودن تنگه هرمز فقط به اقتصاد‌های منطقه محدود نمی‌شود. بحران انرژی و هزینه‌هایی که از ناحیه انرژی به اقتصاد‌ها تحمیل می‌شود؛ مرز‌ها را درنوردیده و از اروپا و آمریکا گرفته تا تولیدات آسیایی را نیز گران کرده است، گرانی که آثار آن از اقتصاد‌های آسیایی به مصرف‌کننده آمریکایی نیز منتقل شده است.
کارشناسان می‌گویند تداوم بسته‌بودن تنگه هرمز، مسیر انتقال انرژی به بازار‌های آسیایی را طولانی‌تر و پرهزینه‌تر کرده است. در پی اختلال در تردد از این آبراه، شماری از کشتی‌های حامل LNG روسیه و آمریکا برای رسیدن به مقصد در آسیا ناچار به تغییر مسیر و عبور از دماغه امید نیک شده‌اند؛ مسیری که زمان و هزینه حمل محموله‌های انرژی را افزایش می‌دهد. هم‌زمان، قیمت LNG در بازار‌های آسیایی به نزدیکی بالاترین سطوح خود در سال جاری رسیده و فشار بیشتری بر واردکنندگان این منطقه وارد کرده است. هند نیز برای تأمین نیاز خود به LNG، ناچار به خرید محموله‌هایی با بالاترین قیمت طی سال‌های اخیر شده است؛ اتفاقی که نشان می‌دهد تبعات اختلال در هرمز از بازار نفت فراتر رفته و هزینه تأمین گاز و انرژی اقتصاد‌های آسیایی را نیز افزایش داده است.
هزینۀ ۲۰ برابری اجارۀ نفتکش در تنگه هرمز
افزایش ریسک تردد از تنگه هرمز، هزینه حمل نفت را به طور بی‌سابقه‌ای بالا برده است؛ به‌طوری که کرایه اجاره نفتکش‌های غول‌پیکر در مسیر خاورمیانه به چین به حدود ۵۰۰ هزار دلار در روز رسیده، درحالی‌که این رقم در ابتدای سال جاری میلادی تنها ۲۵ تا ۳۰ هزار دلار بود. خبرگزاری آلمان علت این جهش را کاهش تعداد نفتکش‌های حاضر به عبور از تنگه هرمز می‌داند؛ چراکه بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی به دلیل افزایش خطرات، از تردد در این مسیر خودداری می‌کنند و همین کاهش عرضه نفتکش، هزینه حمل را به‌شدت افزایش داده است. برای درک ابعاد این جهش کافی است بدانیم یک نفتکش غول‌پیکر حدود ۲ میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۲۰۰ میلیون دلار حمل می‌کند و سفر ۳۰ روزه آن از خلیج‌فارس به چین، با کرایه روزانه ۵۰۰ هزار دلار، حدود ۱۵ میلیون دلار هزینه حمل به همراه دارد؛ یعنی معادل 7.5 درصد ارزش کل محموله. به بیان ساده‌تر، در چنین شرایطی تقریباً از هر ۱۳ بشکه نفت، ارزش یک بشکه صرف هزینه حمل می‌شود.


نظرات شما