چهارشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۵
مقالات

مأموریت مسقط | آخرین خبر

مأموریت مسقط | آخرین خبر
کرمان رصد - شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست عبدالرحمن فتح الهی| سفر روز گذشته بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، به تهران و دیدارش ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح الهی| سفر روز گذشته بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، به تهران و دیدارش با عراقچی در مقطعی رخ می‌دهد که معادلات درباره ایران و تنگه هرمز بیش از گذشته درهم‌تنیده و پیچیده شده است. این سفر‌ که در چارچوب رایزنی‌های مستمر تهران و مسقط درباره مسائل دوجانبه و منطقه‌ای انجام می‌شود، اکنون معنایی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول یافته است. عمان در حالی بار دیگر به تهران آمده که از روز دوشنبه، واشینگتن کارزار تازه‌ای از تحریم‌های گسترده علیه ایران را آغاز کرده و هم‌زمان فشار بر شبکه‌های اقتصادی و شرکای تجاری تهران را افزایش داده است. این هم‌زمانی، معادلات را دشوارتر کرده است.
فشار اقتصادی آمریکا دیگر صرفا در مرزهای ایران متوقف نمی‌ماند و با تهدید به هدف‌گیری بازیگران و شبکه‌هایی که با تهران همکاری می‌کنند، می‌تواند دامنه‌ای فرامرزی پیدا کند. در چنین فضایی، هر ابتکار دیپلماتیکی درباره تنگه هرمز ناگزیر در سایه محاسبات بزرگ‌تر امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک قرار می‌گیرد. از همین منظر، سفر البوسعیدی را باید در نقطه تلاقی دو روند متعارض دید؛ از یک سو تلاش ایران و عمان برای سامان‌دادن به مناسبات خود به‌عنوان دو کشور ساحلی هرمز و از سوی دیگر کوشش واشینگتن برای اعمال فشار حداکثری و محدودکردن فضای مانور اقتصادی و سیاسی تهران. اهمیت مذاکرات تهران و مسقط نیز دقیقا در همین‌جاست. آنچه میان دو کشور در حال شکل‌گیری است، صرفا توافقی درباره عبور شناورها نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از ترتیبات فنی و حقوقی برای مدیریت ترافیک دریایی، مسیرهای ورود و خروج، تبادل اطلاعات و هماهنگی امنیتی را دربر می‌گیرد. بنابراین، تفاهم احتمالی تهران و مسقط را باید کوششی برای ایجاد یک سازوکار باثبات میان دو کشور ساحلی دانست؛ سازوکاری که می‌تواند حتی در فضای پرتنش کنونی، کانال گفت‌وگو و همکاری را باز نگه دارد. با این حال، دشواری اصلی آنجاست که این روند باید در برابر فشارهای بیرونی نیز دوام بیاورد. عمان در سال‌های گذشته توانسته است جایگاه خود را به‌عنوان میانجی و کانال ارتباطی میان بازیگران متخاصم حفظ کند. اکنون اما واشینگتن با گسترش تحریم‌ها، عملا فضای تصمیم‌گیری شرکای ایران را نیز تحت فشار قرار داده است. از این‌رو، سفر البوسعیدی می‌تواند آزمونی برای استقلال دیپلماسی عمان و میزان ظرفیت تهران و مسقط برای صیانت از منافع مشترک خود باشد. در نهایت، ارزش این سفر نه‌فقط در آنچه ممکن است روی میز مذاکرات امضا شود، بلکه در توانایی دو کشور برای حفظ مسیر دیپلماسی در میانه فشار اقتصادی و امنیتی فزاینده نهفته است. اگر تهران و مسقط بتوانند تفاهم هرمز را از گرداب منازعه ایران و آمریکا تا حد امکان مستقل نگه دارند، این توافق می‌تواند نشانه‌ای از ظرفیت کشورهای منطقه برای ساختن ترتیبات بومی در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان باشد و اگر فشارهای بیرونی بر آن غلبه کند، نشان خواهد داد که دامنه بحران از پرونده ایران فراتر رفته و به آزمونی برای استقلال دیپلماسی منطقه‌ای تبدیل شده است.
نصرت‌الله تاجیک: سفر وزیر خارجه عمان می‌تواند مقدمه‌ای برای بازگشت به مسیر تفاهم میان تهران و مسقط باشد
پیرامون گمانه‌زنی‌ها درباره اهداف سفر روز گذشته وزیر خارجه عمان به ایران، نصرت‌الله تاجیک در یک شِمای کلی این اعتقاد را دارد که «حضور بدر البوسعیدی در تهران را نباید به نیابت از آمریکا دانست و آن را باید در امتداد روابط و رایزنی‌های دوجانبه تهران و مسقط ارزیابی کرد». پیرو این نکته، تحلیلگر ارشد حوزه خلیج فارس در گفت‌وگو با «شرق» با اشاره به جایگاه همکاری ایران و عمان در مسائل منطقه‌ای، به‌ویژه موضوع تنگه هرمز، خاطرنشان می‌کند:‌ «منافع دو کشور اقتضا می‌کند که تهران و مسقط در این حوزه به همکاری و تفاهم برسند». به گفته سفیر اسبق ایران در اردن، «هرچند ممکن است در برخی جزئیات و مسائل عملیاتی اختلاف‌نظرهایی وجود داشته باشد، اما سابقه روابط دو کشور نشان می‌دهد عمان همواره در موضوع تنگه هرمز رویکردی مبتنی بر بازگذاشتن فضا برای ایران داشته و در مقابل، ایران نیز رفتاری نداشته که منافع عمان را با تهدید مواجه کند». مشاور پیشین وزیر امور خارجه در حوزه خاورمیانه، در عین حال‌ فشارهای خارجی را یکی از عوامل تأثیرگذار بر روند همکاری‌ها و تفاهمات ایران و عمان می‌داند و معتقد است ‌‌آنچه می‌تواند نقش تخریبی در این مسیر ایفا کند، فشارهای «ناحق و نادرست» بر مسئولان عمانی است؛ فشارهایی که به باور تاجیک، «در مقاطع مختلف حتی در قالب تهدید علیه این کشور نیز خود را نشان داده است». از نگاه این تحلیلگر ارشد حوزه غرب آسیا، «همین متغیر خارجی سبب شده تا مسقط و تهران نتوانند صرفا بر مبنای منافع ملی و مشترک خود تصمیم بگیرند و روند رسیدن به تفاهم با موانعی روبه‌رو شود». دیپلمات بازنشسته کشورمان در توضیح وضعیت مذاکرات و رایزنی‌های پیشین میان دو کشور نیز با اشاره به اطلاعاتی که از مسیر رسانه‌ها و تحلیلگران منتشر شده، این ارزیابی را دارد‌ که «نشانه‌هایی وجود داشت که ایران و عمان به برخی تفاهمات نزدیک شده‌اند‌». به گفته تاجیک، «گویا متن‌هایی نیز میان دو طرف ردوبدل شده بود تا در دو کشور بررسی و برای رسیدن به نسخه نهایی، مراحل لازم طی شود‌». با این حال، به اذعان او، «این روند در ادامه با فشارهای آمریکا و به‌طور مشخص رویکرد تیم سیاست خارجی دولت ترامپ، با وقفه مواجه شد‌». کارشناس مسائل خاورمیانه این را هم یاد‌آور می‌شود:‌ «پیش از آغاز دور جدید رایزنی‌ها، از طریق قطر این پیام منتقل شده بود که هرگونه تفاهم میان ایران و عمان می‌تواند مورد قبول آمریکا قرار گیرد؛ اما در عمل پس از شکل‌گیری برخی پیشرفت‌ها، شرایط تغییر کرد‌». از نگاه سفیر اسبق ایران در اردن، «زمانی که مشخص شد وزن برخی تفاهمات احتمالی می‌تواند بیشتر به سود ایران باشد، فشارها برای متوقف‌کردن یا کندکردن روند افزایش یافت‌». او در این زمینه به افزایش فشار بر عمان اشاره می‌کند و معتقد است: «این کشور نیز برای آنکه بتواند بر‌اساس منافع ملی خود تصمیم بگیرد، نیازمند فضای بیشتری برای دورماندن از فشارهای خارجی است‌». با این حال، تاجیک تأکید دارد‌ «نباید سفر بدر البوسعیدی به تهران را اقدامی در چارچوب نمایندگی از سوی واشینگتن یا انتقال پیام آمریکا تفسیر کرد». به زعم دیپلمات بازنشسته کشورمان، «این سفر از قبل برنامه‌ریزی شده و ارتباط‌دادن آن با تحریم‌های اخیر آمریکا، چندان دقیق نیست‌». از منظر مشاور پیشین وزیر امور خارجه در حوزه خاورمیانه، «سفر وزیر خارجه عمان در ادامه رفت‌وآمدهای دیپلماتیک پیشین میان دو کشور صورت می‌گیرد؛ هم سفرهای قبلی البوسعیدی به تهران و هم سفرهای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به مسقط‌».
تاجیک در ادامه تحلیل خود، این احتمال را هم مطرح می‌کند که «سفر وزیر خارجه عمان پاسخی به آخرین سفر عراقچی به مسقط باشد و در امتداد رایزنی‌هایی تعریف شود که در هفته‌ها و ماه‌های گذشته میان دو طرف جریان داشته است». تحلیلگر حوزه غرب آسیا می‌گوید:‌ «در دوره اخیر، اگر قرار باشد میان ایران و آمریکا میانجیگری صورت بگیرد، به نظر می‌رسد نقش قطر پررنگ‌تر شده و به همین دلیل نمی‌توان برای سفر مقام عمانی به تهران‌ لزوما کارکردی آمریکایی تعریف کرد». به باور این دیپلمات بارنشسته، «حتی ممکن است آمریکا چندان علاقه‌مند به پررنگ‌شدن نقش عمان در تعاملات جاری نباشد؛ زیرا مسیر گفت‌وگوی ایران و عمان، مسیری مستقل از خواست و سیاست واشینگتن است‌». با چنین برداشتی، تاجیک تصریح می‌کند «ممکن است عوامل دیگری نیز در تحولات اخیر نقش داشته باشند»، اما در مجموع، برداشت او این است که سفر البوسعیدی «یک سفر عمانی» است، نه سفری «به نیابت از آمریکا».
مسئله مهم دیگر، سرنوشت تفاهمی است که گفته می‌شد حدود یک ماه پیش زمینه‌های اعلام رسمی آن فراهم شده، اما تاکنون به نتیجه نهایی نرسیده است که سفیر اسبق کشورمان دراین‌باره معتقد است:‌ «نباید انتظار داشت چنین روند پیچیده‌ای به‌سادگی و در زمان کوتاه به سرانجام برسد»؛ چراکه به باور او‌، «موضوع هم از جنبه حقوقی و هم از نظر سیاسی دشوار است و علاوه بر آن، منطقه در شرایطی «ملتهب و سیال» قرار دارد؛ شرایطی که هر روز با یک تحول تازه، محاسبات طرف‌های مختلف را تغییر می‌دهد». از نگاه تاجیک، «مجموعه این عوامل، از پیچیدگی‌های حقوقی و سیاسی تا مداخلات خارجی و تحولات پرشتاب منطقه، دست به دست هم داده‌اند تا تفاهم مورد انتظار هنوز نهایی نشود که ‌البته در این میان احتمال کارشکنی آمریکایی‌ها را هم نباید نادیده گرفت». با این‌همه، او بر ضرورت پرهیز از ناامیدی تأکید و عنوان می‌کند: «ایران باید با صبوری دیپلماتیک، مسیر ایجاد تفاهم و گسترش روابط خارجی خود را ادامه دهد‌». تاجیک در همین چارچوب‌ باور دارد:‌ «سیاست خارجی ایران، به‌خصوص بعد از فصل تازه تحریم‌های کاخ سفید که از روز دوشنبه هفته جاری شروع شده است، نباید صرفا در پرونده روابط با آمریکا خلاصه شود». به تعبیر او، «تهران باید بیش از گذشته به گسترش روابط دوجانبه با کشورهای منطقه، همسایگان، اروپا و دیگر بازیگران بین‌المللی توجه کند. تحولات ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، تغییر در آرایش‌های سیاسی و امنیتی منطقه و جهان و همچنین اختلافات و تنش‌های ایجادشده در روابط آمریکا با برخی متحدان و شرکای خود، ظرفیت‌هایی را به وجود آورده که ایران می‌تواند از آنها برای یارگیری و اجماع‌سازی استفاده کند».‌ او همچنین درباره فضای ایجادشده پس از تحریم‌های اخیر آمریکا معتقد است: «بخشی از این رویکرد، بیش از آنکه الزاما دارای آثار فوری اجرایی باشد، واجد جنبه‌های جنگ روانی است». از همین رو، به زعم مشاور پیشین وزیر امور خارجه در حوزه خاورمیانه: «ایران باید در کنار حفظ آمادگی و توان بازدارندگی خود، وزن تحرکات دیپلماتیک را افزایش دهد و اجازه ندهد فشارهای روانی و سیاسی، میدان ابتکار عمل را محدود کند». جمع‌بندی تاجیک از سفر وزیر خارجه عمان این است: «تهران و مسقط باید با درایت، از فضای پیچیده کنونی عبور کنند و مبنای تصمیم‌گیری خود را منافع ملی و مشترک دو کشور قرار دهند». سفیر اسبق ایران در اردن امیدوار است: «این سفر بتواند مقدمه‌ای برای شکل‌گیری یک چارچوب مشترک و بازگشت به مسیر تفاهم باشد؛ چارچوبی که در آن ایران و عمان، با وجود مشورت با دیگر کشورها، تصمیم نهایی را بر اساس منافع خود اتخاذ کنند‌». به این ترتیب، از نگاه این دیپلمات پیشین: «شاید سفر بدر البوسعیدی به تهران الزاما به معنای اعلام فوری یک توافق یا تفاهم رسمی نباشد، اما می‌تواند گامی برای شکستن فضای تعلیق و بازکردن مسیر مذاکراتی باشد که پیش‌تر تا آستانه برخی تفاهمات پیش رفته بود». در شرایطی که منطقه همچنان ملتهب و متغیر است، تاجیک «راه عبور از این وضعیت را نه انتظار برای نتایج انتخابات آمریکا، تصمیم دیگران و شخصی مانند ترامپ یا سایر اتفاقات، بلکه تحرک بیشتر دیپلماتیک، گسترش ارتباطات خارجی و ایجاد ائتلاف‌ها و تفاهمات جدید به سود منافع ملی ایران می‌داند».


نظرات شما