کرمان رصد - رژیمهای آمریکا و صهیونی با راه اندازی دو جنگ نظامی و یک کودتای امنیتی طی ۱۴ ماه گذشته کوشیدند زمینه تغییر نظام را فراهم کنند. در هر سه مرحله وعده داده بودند که کار جمهوری اسلامی حداکثر طی ۵ روز تمام است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما ؛ دکتر حسن عابدینی، کارشناس ارشد مسائل بین الملل و معاون سیاسی صدا و سیما در یادداشتی نوشت: طرح فروپاشی ۵ روزه که نتانیاهو خرداد ماه پارسال در کاخ سفید به ترامپ ارائه داد به قدری فریبنده بود که ترامپ با ذوق زدگی تحقق ان را سبب تغییر حد نصاب جنگ شش روزه اسراییل با اعراب دانسته بود.
رژیم صهیونی سال ۱۹۶۷ در جنگی شش روزه توانسته بود سه ارتش قدرتمند جمال عبدالناصر مصری، ملک حسین اردنی و حافظ اسد سوری که مورد حمایت چند کشور عربی دیگر هم بودند را شکست دهد. در این جنگ صحرای سینای مصر، کرانههای غربی رود اردن و بلندیهای جولان سوریه به اشغال ارتش رژیم صهیونیستی در امد.
نتانیاهو و ترامپ در جنگ نخست ضد ایران که ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد با انکه ۱۲ روز به درازا کشیده شد در دستیابی به اهداف با ناکامی مواجه شدند و با واسطه تراشی از ایران تقاضای آتش بس کردند.
این دو شرور، یک کودتای ترکیبی، پیچیده و امنیتی را نیز بصورت سراسری در ۱۸ دی ماه پارسال با یورش به کلانتریها و پایگاههای بسیج، کشتار مردم و تخریب گسترده اموال مردم و اماکن عمومی شروع کردند. مقامهای رژیم صهیونی از گفتن این جمله که ماموران موساد بصورت مستقیم در ان مشارکت دارند، ابایی نداشتند.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هم مدتی پس از شکست کودتا اعتراف کرد که سلاح و تجهیزات نظامی برای کودتاچیان ارسال کرده بود، اما ظاهرا در میانه راه برخی تجزیه طلبان به سازمان جاسوسی سیا رو دست زدهاند.
جنگ تحمیلی سوم هم نهم اسنفند ماه سال ۱۴۰۴ با موشکباران دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی شروع شد که در این اقدام جنایتکارانه تروریستی حضرت آیت الله خامنهای بهمراه تنی چند از فرماندهان ارشد، بشهادت رسیدند. قرارگاه شرارت طلبان غربی، عبری و عربی پس از ۳۹ روز از این جنگ هم طرفی نبستند و درخواست آتش بس کردند.
بر اساس ارزیابیهای دقیق نه فقط تحلیلگران و اندیشکدهها جهانی بلکه جامعه اطلاعاتی و امینتی دوست و دشمن هم اعتراف کردند در این سه رویداد نظامی و امنیتی، جمهوری اسلامی توانسته است بر توان و اراده دو قدرت اتمی (آمریکا، اسرائیل)، ظرفیت ناتو و تلاش آشکار و پنهان مستعمرههای ریز و درشت نظام سلطه فایق آید.
ایران طبق وعدهای که داده بود توانست با اقتدار از منافع و امنیت ملی و تمامیت ارضی اش دفاع کند. جنگ بصورت افقی گسترش یافت و انگونه که تهدید کرده بود منطقهای شد.
هزینه انسانی و تجهیزاتی آمریکا در جنگ تحمیلی سوم نسبت به جنگ تحمیلی دوم افزایش چشمگیری داشت که بسیار فراتر از آن بود که تابعی از مدت زمان درگیری باشد.
نیروهای مسلح ایران در جنگ رمضان با انتخاب هدفهای راهبردی، قدرت تخریب و نقطه زنی دقیق موشکهای بومی موجب چندین برابر شدن هزینهها بر پنتاگون و کشورهای متحد با واشنگتن شدند.
بهره گیری از نبرد نامتقارن هم در زمره مولفههایی است که طلسم ابتکار عمل نظامی واشنتگن در جنگ با ایران را شکست به گونهای که آمریکا هدفش را از تغییر نظام به بازگشایی تنگه هرمز تنزل داد. تنگهای که پیش از جنگ باز بود و امد و شد شناورها در ان براحتی انجام میشد.
راهبردهای متوهمانه ترامپ، کاخ سفید را دچار یک بن بست راهبردی کرده است که اگر این مسیر را ادامه دهد باید برای همیشه با هژمونی آمریکا وداع کند. آمریکا البته با تغییر مستمر سیاست هایش که دست کم دو بار میز مذاکره با ایران را بمباران کرد با کاهش اعتبار دیپلماتیک مواجه شد.
آمریکا از دیگر سو اگر با خطای محاسباتی به نبرد زمینی روی اورد وضعیت بسیار بدتر خواهد شد و به گفته برخی کارشناسان به " دام هزار توی ایرانی " میافتد که با ورود به دالان تاریک " چرخه جنگ ابدی " با " فرسایش توان تسلیحاتی" بیشتر مواجه میشود. فاش شدن کاهش تسلیحات راهبردی شامل موشکهای پاتریوت، تاد و... بیانگر نخستین پیامدهای وضعیت ناپایدار نظامی امریکاست.
پادشاه خودخوانده کاخ سفید که تجربه زیستهاش در جزیره بدنام اپستین از تجربه جنگیاش بیشتر است با وجود داشتن تجهیزات نظامی مبتنی بر فناوریهای نوین در عمل نتوانسته " برتری نظامی " و " طرف پیروز" را از خویش بنمایش بنمایش بگذارد.
کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که سالانه هزینههای گزافی برای خرید امنیت و قرار گرفتن زیر چتر حمایت پنتاگون بابت میزبانی از پایگاههای آمریکا پرداخت میکردند دریافتهاند که تفنگداران آمریکا در هنگامه رزم حتی توان تامین امنیت پایگاههای خود را هم ندارند.
این کشورها در احساسات دوگانه و متناقص گیر کردهاند اگر از آمریکا فاصله بگیرند دچار بحران امنیت داخلی میشوند و صدها میلیارد دلار تجهیزاتی هم که به اسم تجهیزات نظامی و پدافند هوایی مبتنی بر فناوری آمریکایی خریدهاند کارایی نخواهد داشت.
اگر به این وضعیت ادامه دهند هم طبعا باید ناامنی ناشی از انفجارها در پایگاههای امریکایی درون سرزمینشان را بصورت مستمر شاهد باشند.
این چالش فقط ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس نخواهد بود بلکه به سایر متحدان آمریکا تا شرق اسیا شامل کره جنوبی و ژاپن هم کشیده میشود و آینده پایگاههای آمریکایی در جای جای دیگر دنیا را نیز با چالش کارایی مواجه میکند.
ایران در جنگ تحمیلی سوم با بستن تنگه هرمز عملا با در اختیار گرفتن یکی از اصلیترین شریانهای حیاتی اقتصاد بین الملل توانست پنتاگون را زمینگیر کند. آمریکا با همه توان افزون بر ۱۶۰ روز است که تلاش کرد از سیطره ایران بر تنگه هرمز بکاهد، اما ره به جایی نبرد.
نیروهای مسلح یمن از دیگر سو با اختلال در امد و شد کشتیها از تنگه باب المندب هم تاثیر مدیریت ایران بر عبور و مرور تنگه هرمز را دو چندان کردند. کار بجایی رسیده است که محور مقاومت بصورت واقعی در مقابل نظام استکبار همانند یک صف واحد قد علم کردهاند.
فرصت نبرد نا متقارنی که برای محور مقاومت پیش آمده است و ناکارامدی که ارتش گرانقیمت پر زرق و برق آمریکا را در بر گرفته موجب افتادن تشت ورشکستگی محاسباتی کاخ سفید از بام گیتی شده است.... واین شروعی برای پاره شدن مصونت بازدارندگی است که پنتاگون بیش از ۸ دهه با غرور به استحکام آن میبالید دیگر آن هیبت پیشین را ندارد.
#دکتر_حسن_عابدینی، کارشناس ارشد مسائل بین الملل و معاون سیاسی رسانه ملی