کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| نظرسنجی جدید رویترز/ایپسوس نشان میدهد پنج ماه بعد از شروع جنگ ایران، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا بدترین وضعیت اجتماعی در تاریخ جنگهای آمریکا را به خود اختصاص داده است. بر اساس این نظرسنجی، فقط ۳۵ درصد آمریکاییها جنگ را تأیید میکنند و ۵۸ درصد انتظار دارند قیمت بنزین بدتر شود. حتی در طیف جمهوریخواهانی که همحزب ترامپ هستند، فقط ۴۱ درصد معتقدند جنگ ثباتبخش خواهد بود. تاریخ ایالات متحده آمریکا آمیخته با جنگهای مداخلهجویانه است. از جنگ کره گرفته تا ویتنام، خلیجفارس، عراق، افغانستان، ایران و... بااینحال آمریکا در جنگ علیه ایران با چالشهای مختلفی در زمینه پشتوانه اجتماعی روبهرو بود. یک پدیده معنادار در آمریکا برای جنگیدن، «رالی دور پرچم» است. «رالی دور پرچم» یک پدیده شناختهشده در علم سیاست است که اولینبار توسط جان مولر، استاد علوم سیاسی در سال 1970 مطرح شد. مولر کشف کرد که هر بار آمریکا وارد یک بحران بینالمللی یا عملیات نظامی میشود، تأیید عملکرد رئیسجمهور بهصورت سیستماتیک و ناگهانی بالا میپرد.
منطق این پدیده، روانشناختی-سیاسی است. این پدیده میگوید که در شرایطی مثل جنگ، بحران خارجی یا تهدید امنیتی، بخشی از جامعه موقتاً حول رهبران و حاکمیت خود متحد میشوند؛ مخالفان سیاسی سکوت میکنند (نمیخواهند در زمان جنگ «ضدوطن» به نظر برسند)، رسانهها ملایمتر رفتار میکنند و بخش عمومی فعالتر میشود. در نتیجه حمایت از دولت یا رئیسجمهور افزایش پیدا میکند. بهعنوان نمونه در ماجرای ۱۱ سپتامبر 2001 که جامعه آمریکا با یک تهدید خارجی شدید مواجه شد، حمایت از رئیسجمهور جورج دبلیو بوش بهشدت بالا رفت و محبوبیت او از حدود 51 درصد به نزدیک 90 درصد رسید. ترامپ در جنگ علیه ایران نهتنها نمره مثبتی از این پدیده نگرفته که حتی در وضعیت منفی هم به سر میبرد.
همزمان با انتشار این گزارش، روز گذشته سیانان به نقل از منابع آگاه اعلام کرد که فرمانده سنتکام پیشنهادهایی را برای خروج از جنگ در ایران به ترامپ ارائه کرده است. این رالی اما همیشه موقتی است. دادههای تاریخی نشان میدهد این محبوبیت معمولاً ظرف ۶ تا ۱۰ هفته محو میشود و اگر جنگ طولانی شود، تأیید رئیسجمهور حتی به پایینتر از سطح قبل از جنگ هم برمیگردد. چون مردم احساس خیانت میکنند و فکر میکنند توسط دولت فریب خوردهاند.
ترومن - جنگ کره (1332–1329)
جنگ کره در تیر ۱۳۲۹ شروع شد، وقتی نیروهای کره شمالی به کره جنوبی حمله کردند و آمریکا به بهانه پرچمداری سازمان ملل وارد جنگ شد. جنگ سه سال طول کشید. میلیونها کرهای که عمدتاً غیرنظامی بودند کشته شدند و هیچیک از دو طرف عملاً پیروز نشد و مرز تقریباً همانجایی ماند که قبل از جنگ بود. ترومن رالی کوچکی گرفت (۷+) و تأییدش از ۸۷درصد به ۲۲درصد سقوط کرد. جنگ بدون نتیجه ماند و آمریکاییها از یک درگیری طولانی که هزاران کشته داده بود و هیچ پیروزی واقعی در پی نداشت، خسته شدند. ترومن در انتخابات ۱۳۳۱ حتی کاندیدا نشد.
جانسون و نیکسون - جنگ ویتنام (1352–1344)
آمریکا از اوایل دهه ۱۳۴۰ در ویتنام دخالت نظامی داشت، ولی جانسون در اسفند ۱۳۴۴ دخالت را بهصورت تمامعیار تشدید کرد. جنگ ده سال طول کشید. بیش از ۵۸ هزار نظامی آمریکایی و بیش از دو میلیون ویتنامی -عمدتاً غیرنظامی- کشته شدند. آمریکا بمبهای خود را بر روستاها ریخت و در نهایت بدون رسیدن به هیچیک از اهدافش عقبنشینی کرد. جانسون رالی کوچکی گرفت (۶+) ولی تأییدش در مدیریت جنگ از ۵۶درصد به ۳۲درصد سقوط کرد. بعد از حمله عید تِت (بهمن ۱۳۴۶) اعلام کرد دیگر کاندیدا نمیشود. نیکسون با وعده صلح وارد شد ولی بمبارانهایش کشمکش را طولانیتر کرد. سرانجام در بهمن ۱۳۵۱ قرارداد صلح امضا شد و آمریکا شکستخورده عقبنشینی کرد. ویتنام یکی از بدترین فاجعههای نظامی تاریخ آمریکا بود.
بوش پدر - جنگ خلیجفارس (1370–1369)
عراق در مرداد ۱۳۶۹ کویت را اشغال کرد. ائتلافی به رهبری آمریکا با مجوز سازمان ملل در بهمن ۱۳۶۹ بمباران را شروع کرد و در اسفند حمله زمینی آغاز شد. عراق ظرف صد ساعت شکست خورد و کویت آزاد شد. ولی بمبارانهای ائتلاف زیرساختهای عراق را ویران کرد و صدها هزار غیرنظامی عراقی - بهویژه کودکان - در اثر بمباران و تحریمهای بعدی کشته شدند. بوش پدر بزرگترین رالی تاریخ را گرفت (۲۹+) و تأییدش به ۸۹درصد رسید؛ این نرخ رضایت ریشه در حادثه 11 سپتامبر داشت. به هر حال این رضایتمندی ۴۱ هفته طول کشید و بعد از بین رفت. اقتصاد وارد رکود شد و بوش در انتخابات ۱۳۷۱ باخت. در نتیجه نرخ تأیید او از ۸۹درصد به ۲۹درصد سقوط کرد.
بوش پسر - افغانستان (1399–1380) و عراق (1390–1382)
بوش پسر بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، افغانستان را بمباران و حکومت طالبان را سرنگون کرد، ولی جنگ تمام نشد. طالبان دوباره قوت گرفت و جنگ ۲۰ سال طول کشید؛ طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا. بیش از ۱۷۰ هزار نظامی آمریکایی کشته یا زخمی شدند و صدها هزار افغانستانی که اکثرشان غیرنظامی بودند کشته شدند. سرانجام در مرداد ۱۴۰۰، جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا عقبنشینی کرد و طالبان ظرف روزها دوباره قدرت را به دست گرفت.
بلایی که سر عراق آوردند بدتر بود. بوش در اسفند ۱۳۸۲ با ادعای وجود «سلاحهای کشتار دستهجمعی» که هیچ سندی برای آن نداشت عراق را اشغال کرد. بیش از ۴۵۰۰ نظامی آمریکایی و صدها هزار غیرنظامی عراقی کشته شدند. بمبارانهای وسیع، شکنجه گسترده زندانیان در زندان ابوغریب و ویرانی زیرساختها هنوز آثارش را بر پیکر عراق بر جای گذاشته است. پس از این بود که بغداد به جنگ داخلی و ظهور داعش کشیده شد. بوش رالی اولیه قوی گرفت (افغانستان ۱۵+، عراق ۱۷+) ولی جنگها طولانی شدند و تأییدش از ۹۰درصد به ۲۵درصد سقوط کرد. بعدتر در ۱۳۸۷ تأییدش به ۳۱درصد رسید. در نهایت جمهوریخواهان اکثریت کنگره را از دست دادند و بوش بهعنوان رئیسجمهوری که بر اساس دروغ جنگ شروع کرد و نتوانست پایانش دهد، در تاریخ ثبت شد.

ترامپ - جنگ ۱۲روزه، ونزوئلا و 40 روزه
جنگ دوازدهروزه (خرداد ۱۴۰۴): اسرائیل در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ با حمله به نقاط مسکونی، تأسیسات نظامی و هستهای ایران جنگ را آغاز کرد. بمبارانها حتی بیمارستانها و مدارس را هم در بر گرفت. ترامپ از حملههای اسرائیل حمایت کرد و بعد بمباران تأسیسات ایرانی را هم شروع کرد. جنگ دوازده روز بعد با آتشبس تمام شد. اینجا رالی منفی بود. تأیید ترامپ از ۴۶درصد به ۴۰درصد سقوط کرد. ۸۵درصد آمریکاییها با دخالت نظامی مخالف بودند و حتی ۵۳درصد جمهوریخواهان هم مخالف بودند. ترامپ وعده داده بود آمریکا وارد جنگهای جدید نمیشود، ولی با حمایت از بمبارانهای اسرائیل و بعد بمباران مستقیم تأسیسات ایرانی، دقیقاً همان کاری را کرد که قول داده بود نمیکند. این نخستینبار در تاریخ بود که تأیید رئیسجمهور بعد از بحران نظامی کاهش مییافت.
ونزوئلا (دی ۱۴۰۴): نیروهای ویژه آمریکایی در ۱۳ دی ۱۴۰۴ وارد کاراکاس شدند و نیکلاس مادورو را دستگیر کردند. ترامپ اعلام کرد آمریکا موقتاً ونزوئلا را اداره خواهد کرد و روی ذخایر نفتیاش کار خواهد کرد. ولی اوضاع ونزوئلا بدتر شد. بر اساس نظرسنجیها ۹۵درصد مردم اقتصاد را رد میکردند و ۷۸درصد میگفتند کشور در مسیر اشتباه است. با اینکه ترامپ رئیسجمهور یک کشور را ربوده بود، رالی بسیار ضعیفی گرفت: فقط: (۳+)، آن هم فقط در یک نظرسنجی. ۳۳درصد عملیات را تأیید کردند و ۷۲درصد نگران دخالت بیشتر بودند.
جنگ 40 روزه (اسفند ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵): آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ حمله هماهنگ به ایران را شروع کردند. ایران تنگه هرمز را بست و قیمت نفت جهانی دوبرابر شد. بمبارانهای آمریکایی تأسیسات غیرنظامی و نظامی را دربر گرفت. هزاران ایرانی کشته شدند. ایران موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکایی در خلیجفارس شلیک کرد. جنگ همچنان در آبهای جنوب کشور ادامه دارد. ترامپ بارها از حملههای عظیم خبر داد، ولی هر بار عقبنشینی کرد. در اثر همین روند نرخ انرژی جهانی دچار نوسانات شدید شد و نارضایتی جهانی را در پی داشت. شاخص رالی او در این جنگ صفر است. به این معنا که مخالفت با این جنگ از همان روز اول وجود داشت. یعنی اصلاً رالی شکل نگرفت که بعد فروبریزد، چون ایده حمله به ایران از همان ابتدا در محافل سیاسی و امنیتی ایالات متحده آمریکا محل مناقشه بود.
نمودارها چه میگویند
نمودار مقدار «رالی دور پرچم» را برای هشت درگیری نظامی آمریکایی مقایسه میکند. عدد روی هر میله نشان میدهد تأیید عملکرد رئیسجمهور بلافاصله بعد از شروع بحران چند نقطه تغییر کرد نسبت به قبل از بحران.
نمودار سه منطقه را مشخص میکند:
منطقه قرمز (رالی منفی): بحران نظامی باعث سقوط تأیید رئیسجمهور شده. این در تاریخ نظرسنجی آمریکایی بیسابقه است. ترامپ در جنگ ۱۲روزه تنها رئیسجمهوری است که بعد از یک بحران بینالمللی نرخ تأییدش منفی شده است.
منطقه نارنجی (رالی ضعیف، ۰ تا ۸+): در این منطقه رالی وجود دارد ولی بسیار محدود. ونزوئلا (۳+)، ویتنام (۶+) و کره (۷+) در این منطقه قرار دارند. این رالیها معمولاً کوتاه و زودگذرند.
منطقه سبز (رالی قوی، ۸+ به بالا): بحران باعث پرش قابلتوجه تأیید شده. خلیجفارس (۲۹+)، عراق (۱۷+) و افغانستان (۱۵+) در این منطقهاند. ولی حتی این رالیها هم موقتی بودهاند و در نهایت محبوبیت سقوط کرده است. بوش پدر از ۸۹درصد به ۲۹درصد بوش پسر از ۹۰درصد به 25درصد. تفاوت مهم این است که همه رؤسای جمهور قبل از ترامپ حداقل برای چند هفته از رالی دور پرچم استفاده کردهاند، ولی ترامپ در هیچیک از سه بحران نظامی خود رالی قابلتوجهی نگرفته است.
جمعبندی
الگو واضح است. رالی دور پرچم یک روند موقتی است. بوش پدر از 89درصد به ۲۹درصد سقوط کرد. بوش پسر از ۹۰درصد به ۲۵درصد، جانسون از ۷۹درصد به ۳۵درصد، کارتر از ۷۵درصد به ۲۸درصد، ترومن از ۸۷درصد به ۲۲درصد، هرکدام ابتدا رالی گرفتند و بعد وقتی جنگ طولانی شد یا نتیجهای نداشت سقوط کردند. ترامپ در وضعیت بدتری قرار دارد چون حتی رالی اولیه هم نگرفته. بقیه از بالا سقوط کردند و حداقل برای چند هفتهای حمایت داشتند. ترامپ اما از همان ابتدا با مانع روبهرو بود. سقوط بعد از رالی قابلتوجیه است؛ چراکه هیجان موقت فروکش میکند، ولی سقوط بدون رالی به معنای فقدان مشروعیت از همان لحظه اول است.
منابع
رویترز-ایپسوس، گالاپ، نیوزویک، واشنگتنپست، لسآنجلس تایمز، یوگاو