کرمان رصد - مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی با بیان اینکه اخذ عوارض از تنگه های بین المللی در دنیا نمونه های مشابهی دارد، گفت: بررسیهای اقتصادی نشان میدهد ایران میتواند بر اساس قواعد عرفی بینالمللی، سالانه بین ۱۰ تا ۴۰ میلیارد دلار از محل ارائه خدمات در تنگه هرمز درآمد کسب کند. به گفته امینی رعایا اخذ عوارض از تنگه های بین المللی در دنیا نمونه های مشابهی هم دارد.
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی با بیان اینکه اخذ عوارض از تنگه های بین المللی در دنیا نمونه های مشابهی دارد، گفت: بررسیهای اقتصادی نشان میدهد ایران میتواند بر اساس قواعد عرفی بینالمللی، سالانه بین ۱۰ تا ۴۰ میلیارد دلار از محل ارائه خدمات در تنگه هرمز درآمد کسب کند. به گفته امینی رعایا اخذ عوارض از تنگه های بین المللی در دنیا نمونه های مشابهی هم دارد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، محمد امینی رعیا با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری، اهمیت تنگه هرمز و تأثیرگذاری آن بر مؤلفه های قدرت و منافع ملی را تشریح کرد و به پرسش ها در این باره پاسخ داد. متن کامل این برنامه به شرح زیر است:
سؤال: مؤلفه تأثیرگذار جنگ ۴۰ روزه و در ادامه آن؛ آن چه که این روزها به شدت دشمنان کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را به تکاپو انداخته برای این که بتوانند خدعه، نیرنگ یا توطئهای در ارتباط با آن داشته باشند؛ موضوع تنگه هرمز، خیلیها اگر اخبار جنگ ۴۰ روزه را مرور کنیم، این گزاره، مؤلفه و این نکته را دنبال میکردند که جمهوری اسلامی ایران با داشتن تنگه هرمز دیگر نیازی به ابزارهای هستهای و موضوعات دیگر ندارد؛ به جهت اهمیت، تأثیرگذاری بر مؤلفه قدرت و منافع ملی. بپردازیم به این که تنگه هرمز چرا اهمیت دارد و این اهمیت بر موضوعات و حوزههایی مثل سیاست و اقتصاد چقدر تأثیرگذار است؟
محمد امینی رعیا؛ مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی: تنگه هرمز به سبب مدیریت بخش قابل توجهی از انرژی دنیا حائز اهمیت است و در این جریان جنگ، این هم به وفور و به مراتب مختلف از رسانه ملی و جاهای مختلف مطرح شد. حدود ۲۰ میلیون؛ حالا بالا یا پایین؛ بشکه نفت روزانه از تنگه هرمز عبور میکند و این حوزه از جغرافیای دنیا را تبدیل میکند به یک حوزه بسیار راهبردی و استراتژیک. از این جهت اگر کشوری بتواند اعمال قدرت و حکمرانی بر این تنگه کند، به نوعی تجارت انرژی دنیا را مدیریت میکند، فارغ از بحث انرژی؛ از نفت گرفته تا سایر اقلام انرژی، بخشی از کالاهای اساسی، اوره و محصولات مختلفی هم که در دنیا یا مصرف میشود یا این منطقه آن را مصرف میکند و به عنوان تقاضای بینالمللی هست هم، از این تنگه عبور و مرور میکند و از این جهت هم؛ تنگه راهبردی و استراتژیکی است. وجه دیگری که میتوانیم بر این موضوع صحه بگذاریم، این است که ما اگر مرور کنیم اتفاقاتی که افتاد را، دشمن آمده بود به زعم خود جلوی هستهای شدن ایران را بگیرد یا در نهایت بتواند حاکمیت را تغییر دهد و اصلاً فروپاشی نظام و تجزیه کشور؛ اهدافی بود که دنبال میکرد، منتها از آن اهداف الان رسیدیم به این که سر تنگه هرمز مذاکره میکنیم؛ یعنی همه آنها و انرژی هستهای کنار رفته است.
سؤال: یعنی به نوعی بیش از صد روز از جنگ گذشته و دشمن ما به نقطه صفر برگشته و برای باز شدن و به دست آوردن گزینهای که شاید روز اول نبود، تلاش میکند؟
امینی رعیا: نبود و اصلاً فکر نمیکرد این گزینه شود و این الان برگ برنده ما شده؛ یعنی ما ابتکار و جسارت عملی که در تنگه هرمز به خرج دادیم؛ یعنی هر دو باهم؛ یک موقع هست ابتکار وجود دارد، جسارت ولی وجود ندارد، جمهوری اسلامی ایران جسارت به خرج داد در این جنگ، تنگه هرمز را به عنوان یکی از ابزارها و اقدامات خود بست و این شد برگ برنده او؛ برگ برندهای که الان شده موضوع اصلی مذاکرات و تلاش اصلی دشمن برای این که بتواند این را دوباره به حالت قبل برگرداند. این نشان میدهد هم تنگه هرمز؛ نقطه بسیار پراهمیتی است و هم ما در آن اقداماتی که راجع به تنگه انجام دادیم، تا زمانی که این مدیریت را داشتیم و اعمال میکردیم، خوب عمل کردیم.
سؤال: گفتید یکی از خاصیتها و ویژگیهای تنگه هرمز؛ مدیریت بر نبض و گلوگاه انرژی جهان است، جمهوری اسلامی ایران الان حاکمیت و مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز را در اختیار دارد و بارها و بارها در چه جنگ رمضان و چه بعد، اعلام کرده که وضعیت تنگه هرمز به نقل از مسئولان نظامی و سیاسی به قبل از ۹ اسفند باز نمیگردد. آمریکاییها بسیار عصبانی هستند از این موضوع و بسیار دلشان میخواهد که در این نبض و گلوگاه انرژی دخالت داشته باشند، راجع به این صحبت کنید؟
امینی رعیا: طبیعتاً وقتی ما میآییم این حکمرانی را بر تنگه اعمال میکنیم؛ چه اتفاقی میافتد؟ همین اتفاقی که در جنگ ۴۰ روزه و بعد از آن افتاد؛ تا زمانی که ما رسیدیم به تفاهمنامه، قیمت انرژی در دنیا افزایش پیدا میکند؛ از قیمت بنزین در خاک آمریکا گرفته تا قیمت سوخت جت و هواپیما که میبینیم هواپیماییهای متعدد در کشورهای جهان تقاضاهای خود و مصرف سوخت خود را کاهش میدهند، پروازهای خود را مجبور میشوند مدیریت کنند و کاهش دهند؛ اینها همه ناشی و از اثرات این افزایش قیمت انرژی است که به واسطه مدیریت و انسداد تنگه هرمز اتفاق افتاده است. طبیعتاً این مسأله باعث میشود که آن شرایط اجتماعی و سیاسی بینالمللی علیه امریکا شود و کشورهای مختلف فشار بیاورند به سبب مصارفی که دارند و مدیریت اقتصادشان که این تنگه باید باز شود؛ که در مقاطع مختلف، رئیس جمهور ملعون آمریکا میآید یک بار میگوید که من این تنگه را با ناو باز میکنم، با کمک کشورها میخواهم باز کنم، بعد کشورها همراهی نمیکنند، به طرق مختلف تلاش میکند که تنگه را باز کند، لذا نشان میدهد که این اهرم بسیار پرقدرتی است و تا زمانی که دست ماست، به عنوان یک برگ برنده عمل میکند.
سؤال: که همیشه دست ماست؟
امینی رعیا: بله.
سؤال: ممکن است در پس این موضوع، به جهت این که شما مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی هستید، به جهت کنترل و مدیریت هوشمند جمهوری اسلامی ایران، در بعد اقتصادی بیاید و مثل همیشه آن تقابلها و دشمنیهای خود را ادامه دهد، راهکار برای این که بتوان ضمن مدیریت بر عرصه تنگه هرمز، در عرصه اقتصادی کشور هم بتوانیم این نبض را در اختیار داشته باشیم و بتوانیم تا حد امکان از تبعات دشمنی اقتصادی دشمنمان بکاهیم، چیست؟
امینی رعیا: اتمام جنگ برای ما روزی اتفاق میافتد که ما بتوانیم یک درآمد پایدار سالانه ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری را به عنوان خروجی از این جنگ برای خود محقق کنیم. دلیل آن هم آسیبهایی است که از جنگ اتفاق افتاده و آن نیازی که ما به توسعه کشور داریم برای این که بتوانیم پیشرفت و اقتصادمان را بزرگ کنیم. یکی از مسیرهای مهم تحقق این درآمد ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری؛ همین تنگه هرمز است. تنگه هرمز؛ اول از همه برای ما از منظر حکمرانی سیاسی و بینالمللی روی تجارت انرژی دنیا اهمیت دارد، پس طبیعتاً بحث اول آن؛ بحث اقتصادش نیست، بحث اول این است که ما بتوانیم این را به عنوان یک اهرم قدرت داشته باشیم و به واسطه آن، اجازه ندهیم کشورها به ما تجاوز کنند یا بخواهند علیه ما اقدامی را انجام دهند؛ چه کشورهای منطقه و چه آمریکا و رژیم صهیونیستی.
سؤال: یعنی بحث اول؛ بحث امنیت ملی ماست؟
امینی رعیا: بله، در ادامه ما به روشهای مشروع و عرفی بینالمللی میتوانیم از این تنگه کسب درآمد هم کنیم که در منابع و بررسیهای مختلف این درآمد از دو تا سه میلیارد دلار تا نزدیک ۸۰ میلیارد دلار و ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده که برآوردهای خیلی بالاتر از حد معقولی است. آن چیزی که به صورت معقول، بر اساس قواعد عرفی دنیا، هزینه خدمات تنگهها و عبور و مرور ما میتوانیم از تنگه هرمز درآمد کسب کنیم؛ چیزی بین ۱۰ تا ۴۰ میلیارد دلار است؛ بین نیم تا دو درصد ارزش محمولهها و کشتیهای عبوری از تنگه.
سؤال: آنچه اشاره میکنید؛ مشابه آن در موقعیتهای دیگر، دیگر کشورها انجام میدهند؟
امینی رعیا: بله، کشورهای مختلف از تنگه کسب درآمد میکنند و با همین قاعده که ما بررسی کردیم؛ برای نمونه، تنگه مالاکا در سنگاپور؛ یک مدلی از کسب درآمد را دارد، تنگه بسفر در ترکیه است که کسب درآمد میکند. الگوهای اینها متفاوت است؛ یک جا عوارض دریافت میکند، یک جا هزینه خدمات دریافت میکند؛ مثلاً خدمات ناوبری، خدمات محیط زیستی، تسطیح مسیر؛ بالأخره کشتیهای مختلف که عبور میکنند نیازمند این است که شما...، بالأخره توالتهای بینراهی هم هزینه دارد، چه برسد به تنگهای که نیازمند این است که کسیرش تسطیح شود و از لحاظ محیط زیستی آلاینده در آن وجود نداشته باشد، چیزهای خیلی ساده هم در همه جای دنیا؛ خدمات بالأخره هزینه دارد، این که ما بیاییم تنگهای که این همه از آن کشتی عبور میکند، میتواند هزار مسأله در آن ایجاد شود، نیازمند این است که خدماتی در آن ارائه شود و این خدمات هم هزینه دارد و این که تا الان ما هزینه خدمات را دریافت نمیکردیم؛ اشتباه بوده، اتفاقاً.
سؤال: جمهوری اسلامی ایران به دلیل ایجاد امنیت محیط زیستی، کشتیرانی بینالمللی و هر آنچه درباره این موضوع ما بارها و بارها صحبت کردیم، به دریافت این منابع مالی و آن چه راجع به آن صحبت میکنیم...؟
امینی رعیا: این باید حتماً محقق شود، عرض کردم اول مسئله حکمرانی امنیتی سیاسی مهم است در تنگه و بعد بحث بعدی بحث درآمدزایی اقتصادی است که این بواسطه مسیرهای مشروع کاملا ممکن است مهمترین و عرفیترین مسیر آن هم از لحاظ قواعد بین المللی بحث هزینه خدمات است خدمات هم عرض کردم سه دسته اصلی دارد ناوبری این که مسیرهای کشورها به چه سمتی باشد جی پی اس و داستانهای از این دست، یکی بحث تسطیح مسیر کشتیها با محمولههای مختلف وزنهای مختلفی دارند برای این که بتوانند در مسیر به سادگی عبور کنند لازمه اش این است که مسیر به بخشهای مختلف متناسب باشد و یکی هم بحثهای محیط زیستی وقتی بحث انرژی وقتی نفت از تنگه دارد عبور میکند این یک آلایندگی دارد و برای این که این مدیریت شود هزینهای وجود دارد که این باید پرداخت شود. محاسبات بین نیم تا دو درصد است، ارزش محمولهها است بین هفت هشت ده میلیارد دلار تا ۴۰ میلیارد دلار میتواند برای ما درآمدزایی داشته باشد البته ما باید منطق اقتصادی را طوری طراحی کنیم که باعث نشود کشورها در میان مدت و بلند مدت بروند به سمت مسیرهای جایگزین و برایشان صرفه اقتصادی به صرفه باشد برایشان که بروند مسیرهای دیگر را فعال کنند هر چند تنگه هرمز بین تنگههای بین المللی از تقریبا تنها تنگهای است که خیلی دور زدن آن تقریبا ناممکن است مخصوصا در کوتاه مدت و میان مدت و اگر بخواهد کشوری این را دور بزنند و محصولات و کالاهایش را از مسیر دیگری عبور بدهد خیلی هزینه بالایی دارد و به صرفه نیست و این را باید در مدیریت بحث اقتصاد آن در نظر داشته باشیم.
سوال: یک جایی گفتید که دشمن ما در تنگه هرمز من به فکر این هست که خطا انجام بدهد، اصلا چرا باید خطا انجام بدهد؟ چرا با وجود این که الان متحمل هزینههای سنگین اقتصادی و انرژی شده، بازارهای انرژی و بازارهای اقتصادی نه تنها در آمریکا بلکه در تمام کشورها در دنیا متحمل خسارت شدند، باز هم دست از این خطای محاسباتی مکررش برنمی دارد.
امینی رعیا: جنگ بالاخره جنگ ارادهها است و آن میخواهد از مسیر فشاری که وارد میکند بالاخره باعث بشود که ما از این ابزار قدرت مان کوتاه بیاییم و اتفاقا این که ما داریم ایستادگی میکنیم روی آن دو تا اثر دارد، اول این که به او نشان میدهد ما هم در این جنگ اراده داریم و براحتی کوتاه نمیآییم از آن برگ برندههایی که داریم و ابزارهای قدرتی که داریم، این بحث اول است و ثانیا شما وقتی که از قبلا مذاکرات ما سر چه بود؟ سر بحث هستهای بود، یعنی فشار میآوردند که هستهای تان را باید کنترل کنید موشک تان را باید کنترل کنید ما یک برگ برنده بالاتری را آوردیم این باعث میشود که دشمن اصلا به خودش اجازه ندهد که برود سر گزینههای بعدی یعنی از لحاظ راهبردی مذاکره در سطح تنگه هرمز باعث میشود که دشمن اصلا دیگر به گزینههای بعدی فکر نکند و نتواند وارد آنها شود هر چند ما برای مدیریت تنگه هرمز اصلا بحث مذاکره و اینها هم خیلی معنادار نیست یعنی ما بدون مذاکره و بدون نیاز به موافقت حتی کشوری مثل عمان هم میتوانیم تنگه را مدیریت کنیم که من عرض میکنم از لحاظ حقوق بین الملل به چه شکل میشود ما میتوانیم این کار را انجام بدهیم و این به آن قضیه هم ربطی ندارد و ما اگر دشمن مثلا میآید در ازای ابزار تنگه هرمز محاصره را اعمال میکند ما اولا راجع به محاصره باید تلاش کنیم که محاصره را با استفاده از ابزارهای نظامی از بین ببریم حداکثر تلاشمان را در این زمینه کنیم که یک تلاشهایی انجام شده و در ادامه هم حتما انجام خواهد شد ثانیا وابستگی مان را به محاصره کم کنیم برای ما امکانپذیر است نه در کوتاه مدت و به سرعت ولی در میان مدت برای ما کاملا امکان پذیر است که مثلا تامین کالای اساسی و تجارت مان را از مرزهای جایگزین به مرور زمان بتوانیم مدیریت کنیم باز هم عرض میکنم نه به صورت کوتاه مدت به صورت میان مدت و برنامه محور و اگر بتوانیم که واقعا اینها را اولویت بدهیم میتوانیم از مسیرهای دیگر این را مدیریت کنیم و این باعث میشود که در تقابل با محاصره ما بتوانیم محاصره را به شیوه دیگری از بین ببریم کم اثر کنیم همانطور که در مقابل تحریمها باید این کار را انجام میدادیم.
سوال: ما خیلی وقت است که راجع به تقویت سیاست همسایگی داریم صحبت میکنیم، ما مرزهای خاکی مان یک عدد و یک آمار بسیار بالایی دارد و میتوانیم با تمرکز بر اینها بر نکتهای که اشاره کردید بر گزینههایی که دشمن در ذهنش هست که اگر ما را محاصره دریایی کند اگر بخواهد در بخش جنوبی کشور اتفاقاتی را رقم بزند، میتوانیم جلوی آنها را بگیریم. این سیاست باید چگونه پیش برود با همسایگان که بتوانیم اقتصاد داخل را تقویت کنیم که بتوانیم تامین کالاهای اساسی مان در داخل به مشکل برنخورد.
امینی رعیا: درمورد نمونه کالای اساسی اگر بخواهم عرض کنم ما تا شاید سالانه نزدیک ۲۳-۲۴ میلیون تن کالای اساسی وارد کشور میکنیم، هفت هشت ده قلم کالای اساسی اصلی، ذرت و کنجاله و اینها، این تا الان این طور بوده که شاید نزدیک ۷۰ تا ۸۰ درصد آن از مسیر مرزهای جنوبی ما یعنی دو تا گمرک اصلی ما در بنادر جنوبی شهید رجایی و امام خمینی وارد کشور میشده است و سهم مرزهای دیگر مثل شمال که ارتباط ما با روسیه و قزاقستان است چه از سمت اینچه برون و چه از سمت خزرو چه از سمت آستارا، ترکیه که مرز و مسیر مرسین اصطلاحا در این مدت عنوان میشد سمت پاکستان و چابهار و اینها در مجموع حدود ۲۰ درصد بود. این در کوتاه مدت نمیتواند یک دفعه این ۲۰ درصد بشود ۰ درصد طبیعتا، منتها اگر ما با برنامه ریزی عمل کنیم و اولویت بدهیم میشود این را به مرور زمان بیشتر کرد و اتفاقا رویکرد درست ما برای این که بتوانیم مسیرهای جایگزین را برای تامین کالای اساسی و برای تجارت فعال کنیم این است که برای این که، چون میگویند مثلا اگر ما برویم چابهار را فعال کنیم یا اگر برویم مسیرهای شمالی که به روسیه و قزاقستان ختم میشود یا از آنجا باعث تامین کالای اساسی میشود اینها را فعال کنیم میآید دشمن آنجا را هم میزند و اختلال ایجاد میکند طبیعتا این گزینه هم برای دشمن وجود دارد منتها راهبرد ما باید باشد که این مسیرها را در تعامل با کشورهایی که یا مقصد هستند یا مبدا کالاها هستند فعال کنیم مثلا مسیرهای شمالی و کوریدور شمال جنوب را که سه تا لاین مختلف دارد، اینچه برون است شرق خزر، خود خزر هست و بعد آستارا ما این را میتوانیم در تعامل با روسیه فعال کنیم وقتی روسیه خودش در آن منفعت داشته باشد دیگر هزینه حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به این مسیر تامین کالای اساسی خیلی زیاد میشود و این ریسک ما را خیلی کمتر میکند و مسیری مثل سرخس که تجارت زمینی ما با کشوری مثل چین بشود یا مسیری مثل چابهار که چین در آن منفعت دارد و میتواند منفعت داشته باشد را در تعامل با این کشور بزرگ بتوانیم توسعه اش بدهیم هم سرعت توسعه اش افزایش پیدا میکند و هم دشمن این ریسک را به خودش نمیدهد که اگر بیاید به چابهار حمله کند انگار دارد با چین و ایران همزمان میجنگد، چرا دشمن براحتی میآید چابهار را براحتی میزند؟ چون چابهار دست خود ما است یک شریک هندی هم داشتیم که هند هم که اصلا در خود پازل آمریکا بازی میکند برای همین حمله به چابهار هزینهای برای دشمن ندارد در صورتی که ما اگر همین چابهار را با کشوری مثل چین فعال میکردیم و منفعت چین را آنجا میدیدیم حمله دشمن به چابهار معادل حمله دشمن همزمان به ایران و چین تلقی میشد.
سوال: یعنی نیروهای مسلح هزینه زایش میکنند به هر نقطه کوچکی که دشمن به سرزمین ما در هر جایی در هر حتی دور افتادهترین نقطه ایران نگاه چپ بیاندازد نیروهای مسلح ما عرصه سیاسی ما این موضوع را برایش هزینه زا خواهد کرد.
امینی رعیا: بله عرصه نظامی ما که فعالانه دارد عمل میکند و هر اقدامی که میتواند را انجام میدهد و درست هم عمل میکند و این بدیهی است که اگر جایی به ما حمله شود ما پاسخ متقابل را خواهیم داد. من بحث اقتصادی اش را عرض میکنم که ما نه تنها از لحاظ نظامی باید بازدارندگی ایجاد کنیم که کردیم و خواهیم کرد بلکه از لحاظ اقتصادی هم باید بازدارندگی ایجاد کنیم و بازدارندگی اقتصادی به چه شکل ایجاد میشود؟ در نظم نوین بین المللی؟
سوال: ما تکیه بر توان داخلی را باز هم در این نکته از یاد نمیبریم.
امینی رعیا: در نظم نوین بین المللی نظم جدید دنیا که رهبر شهید بارها به آن اشاره کرده بودند که ما باید نقش آفرینی بکنیم دیگر تک قدرتی در دنیا وجود ندارد، قدرتهای متعددی وجود دارند و ما باید تعامل مان را با این قدرتها تعریف کنیم وقتی اینها میآیند منافع مشترک میشود اینها میشوند خودشان یک جوری حافظ داراییهای ما و وابستگی متقابل ایجاد میشود.
سوال: یک نکتهای، من میروم سراغ مقطع بلافاصله بعد از تفاهمنامه اسلام آباد، با همه تفاسیری که ما در شبهای گذشته راجع به این تفاهمنامه صحبت کردیم و دیدیم که در عمل آمریکاییها چیزی از تفاهمنامه اسلام آباد باقی نگذاشتند میرویم سراغ آن بخش ترتیبات لازمی که جمهوری اسلامی ایران برای کشتیرانی امن در تنگه هرمز فراهم کرده، برویم سراغ آن بخشی که بلافاصله یک مسیر جایگزین مشخص شد مسیر دیگری مشخص شد، نیروهای مسلح ما پاسخ دادند که تنها راه عبور و مرور تنگه هرمز است، یک بدنه یک بخش واحد و موضوعاتی که ما در شبهای گذشته داشتیم از جانب نیروهای مسلح پرقدرت جمهوری اسلامی ایران و بلافاصله تخلفات مورد رصد قرار گرفت هشدار داده شد و باز هم اعلام شد، دشمن به دنبال این است که مسیر دیگری از کشتیرانی در تنگه هرمز را فعال کند، راجع به این صحبت کنیم.
امینی رعیا: اولا که ما برای این که بتوانیم تنگه هرمز را به صورت مستقل مدیریت کنیم، یعنی بدون وابستگی به کشوری حتی مثل عمان، که خودش یک بخشی از تنگه محسوب میشود، راهکارهایی داریم که کاملا از لحاظ حقوق بین المللی هم پذیرفته است این راهکار چیست؟ من اول این را عرض کنم و بعد برویم سراغ این که آن نقض عهدی که دشمن در تفاهمنامه کرد و چیزی غیراز این هم انتظار نمیرفت. از لحاظ قواعد حقوق بین الملل ما اینها را در گزارشهای اندیشکده با ذکر قاعده و بند مشخص اشاره کردیم دیگر به آن شمارهها و اینها برای این که بحث خیلی پیچیده نشود اشاره نمیکنم طبق قواعد حقوق بین الملل اگر کشوری سرزمین خودش را در اختیار کشور ثالثی قرار بدهد که آن کشور ثالث بیاید به کشور دیگری حمله کند، آن کشوری که سرزمینش را در اختیار قرار داده خودش متخاصم محسوب میشود، پس کشورهای منطقه که سرزمین شان را در اختیار آمریکا قرار دادند پایگاههایی که در این کشورها بود و از آنجا به ما حمله شد متخاصم نسبت به ما محسوب میشوند قطر، امارات مشخصا، کویت و بحرین و این کشورها، تا زمانی که تخاصم وجود دارد ما طبق همه قواعد بین المللی و مسیری دارد امنیت کشوری را به خطر میاندازد که آن تنگه هرمز است. ما میتوانیم یعنی تخاصم وجود دارد ما میتوانیم جلوی تنگه را بگیریم و تنگه را مسدود کنیم. تا زمانی که تخاصم از بین برود. وقتی این کشورها به ما حمله کردندو هنوز تعهدی ندادند مبنی بر این که ما دیگر حمله نمیکنیم، یا دیگر از خاک مان علیه شما استفاده نمیکنیم اینها در مواجهه با ما حالت تخاصم هستند هنوز، تا زمانی که این تخاصم وجود دارد ما میتوانیم تنگه را ببندیم، کی باز میکنیم؟ زمانی که این کشورها بیایند دانه به دانه مذاکرات دوجانبه با امارات، با قطر، با کویت، با بحرین، با ما معاهده امنیتی امضا کنند، معاهده امنیتی در آن این ذکر میشود که دیگر شما از خاکتان علیه ما استفاده نمیکنید اگر مجددا استفاده کردید ...
سوال:این پیشنهاد است درست است؟
امینی رعیا: بله، پیشنهاد است که ما باید برویم سراغ این که با کشورهای منطقه که متقاضی هستند و مصرف کنندگان تنگه هستند معاهده امنیتی امضا کنیم اگر امضا کردند اجازه عبور را میدهیم، و از لحاظ قواعد بین المللی ...
سوال: این بحثی است دریافت مجوز از سوی نیروهای مسلح برای عبور امن، همین نکته را میگوید.
امینی رعیا: بله همین را میگوید منتها ما این را نباید ببریم وارد مذاکراتی کنیم که نتیجه اش مشخص نیست وقتی این را شما وارد مذاکره با عمان میکنید و عمان یک قاعدهای را در تنگه پذیرفته تحت عنوان قاعده عبور ترانزیت، او اصلا نمیتواند وارد این شود که بیاید مدیریت ایران را اجازه بدهد که بگوید هر چیز ایران گفت مگر این که ما بیاییم و بگوییم شماباید این کشورهایی که از تنگه استفاده میکنند بیایند با ما معاهده امنیتی امضا کنند، اگر معاهده امنیتی امضاکردند در معاهده امنیتی چه میگوییم؟ میگوییم که اگر به ما مجددا از خاک شما تجاوز شد مجدد تنگه بسته میشود، خسارت و غرامت باید داده شود و اگر میخواهید عبور کنید باید بر اساس ترتیبات و مسیری که ما تعیین میکنیم عبور کنید این سه تا چیزی است که حداقل بایددر این معاهده امنیتی بیاید حداکثرش هم این است که بگوییم باید کلا این پایگاهها جمع شود وگرنه امنیت ما درخطر است پایگاههای آمریکایی و آن جاهایی که رژیم صهیونیستی باید جمع شود این معاهده که امضا شد مثلا امارات یا قطر آمد با ما امضا کرد آن زمان مجوز عبور از تنگه توسط ما برای این کشور صادر میشود چرا؟ چون وقتی آن معاهده امضا شود ما دیگر از حالت تخاصم با آن کشور خارج شدیم، اگر ما به این شکل تنگه را مدیریت کنیم دیگر نیازی به مجوز آمریکا یا عمان برای مدیریت تنگه نداریم، طبق قاعده بین المللی گفتیم این کشورها با ما تخاصم دارند به ما حمله کردند کاملا درست است و زمانی این تخاصم به پایان میرسد که این معاهده امضا بشود با ما، وقتی معاهده امضا شد و آن کشورها به ما تعهد دادند تنگه برایشان باز میشود و باید از مسیر ما عبور کنند و اگر هم نقض کردند مجدد یعنی دوباره حملهای به ما کردند یا اقدام امنیتی علیه ما انجام دادند دوباره تنگه بسته میشود. این جوری ما میتوانیم مستقیما مدیریت کنیم. ما در بحث تفاهمنامه آمدیم این را متصل کردیم به عمان که کار اشتباهی بود منتها دشمن آمد نقض عهد کرد اصلا همان بحث اصلی بند ۵ تفاهم را هم نقض کرد که ترتیباتی که ایران لحاظ میکند باید بر اساس آن عبور و مرور اتفاق بیفتد و این به ما اجازه میدهد که الان دیگر برویم سراغ معاهدات امنیتی سیاسی دو جانبه با کشورهای منطقه و مدیریت منطقه را به این شکل انجام بدهیم بعد از این که ما توانستیم حاکمیت تان را اعمال کنیم روی تنگه، حالا بحث اقتصاد میرسد، که آن هم طبق قواعد عرفی بین المللی ما میتوانیم هزینه خدمات دریافت کنیم و از تنگه درآمدزایی هم داشته باشیم.
سوال: ما راجع به تنگه هرمز صحبت کردیم تاثیرات آن، تا فرصت پیش رو را راجع به نسخه داخلی اقتصاد مقاومتی صحبت کنیم. چگونه اقتصاد مان را مقاوم کنیم؟ چگونه مردمان مان را درگیر این اقتصاد مقاومتی کنیم؟ و چگونه در مقابله با بدعهدیهای اقتصادی و دشمنیهای اقتصادی دشمن مان بایستیم؟
امینی رعیا: ما اصطلاحا یک واژهای داریم که رهبر شهید خیلی تاکید داشتند روی آن که ما باید تحریمها را نباید برویم سراغ دور زدن آن باید برویم سراغ خنثی کردن و بی اثر کردن آن، ما باید برای این که تحریمها را خنثی کنیم واقعا این جنگ به ما نشان داد و فرصتهایی که در جنگ بود کسی با جنگ موافق نیست ولی جنگ یک فرصتهایی در آن وجود داشت و به ما نشان داد که میتوانیم از آن بهره برداری کنیم باید از آن فرصتها استفاده کنیم برای این که برویم تحریمها را بی اثر کنیم و اقتصادمان را بزرگ کنیم. یکی از این فرصتها این است که ما باید وابستگی مان را به امارات و در مسائل ارزی کاملا کاهش بدهیم و دیگر به قبل از جنگ با امارات برنگردیم. نظامات ارزی ما باید به صورت دوجانبه با کشورهای همسو طراحی شود و از این طریق ما مبادلات و تعادلات ارزی مان را انجام بدهیم در ساختارهای رسمی، نه ساختارهای تراستی که کاملا غیرشفاف است و هزینه داردو وابسته میشود به یک کشوری مثل امارات که کاملا دارد در پازل آمریکا بازی میکند و در جنگ هم میبینیم که انگار اصلا نماینده یا خود رژیم صهیونیستی در منطقه است. پس یکی بحث ما نظامات ارزی مان را باید وابستگی اش را به کشوری مثل امارات که خود آمریکا و رژیم صهیونیستی است کاهش بدهیم و یکی این که باید مبادی تجاری مان را متنوع کنیم بالاخره دیگر لمس کردیم تا قبل از این ما میگفتیم و در گزارشات میآوردیم که این وابستگی ۷۰-۸۰ درصدی به دو تا گمرک ورودی در خلیج فارس این اشتباه است، ما چابهار را باید فعال کنیم، مرزهای شمالی مان را باید فعال کنیم مرزهای شرقی مثل سرخس را باید فعال کنیم پاکستان را باید فعال کنیم برویم به این سمت که این را توسعه بدهیم یک روزه هم این اتفاق نمیافتد، ولی این امکان وجود دارد و این باعث میشود تاب آوری کشور افزایش پیدا کند و اقتصاد ما مقاوم بشود. بحث دیگر خود چابهار است که یک نقطه خارج از تنگه هرمز است و میتواند درتعامل با کشورهای بزرگ توسعه پیدا کند و بحث مهم دیگر که شاید ما کمتر در این سالها به آن توجه کردیم بحث تعامل و تبادلات بزرگ اقتصادی با کشورهایی است که خودشان قدرت جدید محسوب میشوند مثل چین و مثل روسیه و سایر کشورهایی که میتوانند برای ما فرصت ایجاد کنیم هر چه ما مبادلات بزرگ با این کشورها داشته باشیم و تعاملات و قراردادهای بزرگ داشته باشیم وابستگی اقتصادمان به یک محدوده کم میشود و باعث میشود اقتصادمان مقاوم شود و ضربه پذیری اش کاهش پیدا کند.