کرمان رصد - پاسداری و حفظِ وحدت یک «ضرورت ملی» است، چرا که دشمن بیش از پیش بر طبل اختلاف و افتراق در سطوح اجتماعی و سیاسی میکوبد. از این رو بازشناسی جایگاه وحدت در اندیشه رهبران جمهوری اسلامی، تنها راه خروج از تبدیل تضادهای ساختگی به «همبستگیهای سازنده» برای پیروزی نهایی است.
پاسداری و حفظِ وحدت یک «ضرورت ملی» است، چرا که دشمن بیش از پیش بر طبل اختلاف و افتراق در سطوح اجتماعی و سیاسی میکوبد. از این رو بازشناسی جایگاه وحدت در اندیشه رهبران جمهوری اسلامی، تنها راه خروج از تبدیل تضادهای ساختگی به «همبستگیهای سازنده» برای پیروزی نهایی است.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما ، وحدت در اندیشه رهبران جمهوری اسلامی ایران، نه یک توصیه اخلاقی ساده و یا روشی برای رسیدن به اهداف مقطعی، بلکه یک «اصل قرآنی» و «استراتژی بنیادین» برای نجات امت اسلامی است که ریشه در «توحید» دارد. از منظر امام خمینی (ره)، تفرقه تنها یک نقص اجتماعی نیست، بلکه ابزاری است که استکبار برای تسلط بر جهان اسلام به کار میگیرد؛ لذا وحدت، تنها راه خروج از ذلت و دستیابی به عزت و استقلال است. این تفکر در دوران امام خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) به عنوان «محور عملیاتی» نظام قرار گرفت و در اندیشه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظله العالی) نیز به عنوان تداوم این مسیر برای رسیدن به عدالت جهانی، تبیین و ترسیم میشود.
امام خمینی (ره) وحدت را ضامنِ مانایی مسلمانان میدانستند و بر این باور بودند که نظام اسلامی تنها زمانی میتواند در برابر تلاطمهای جهانی تاب بیاورد که بر پایه اتحاد مستضعفان استوار باشد. آن حضرت وحدت را در یک سیر تکاملی ترسیم کردند که از مرحله بیداری و آگاه شدن از توطئههای دشمن و شناسایی ریشههای تفرقه آغاز شده، با پیوند میان مستضعفان جهان برای مقابله با استکبار پیش میرود و در نهایت به استقرار عدالت الهی در جهان منجر میشود. از دیدگاه امام (ره)، تفرقه نه تنها برآمده از توطئههای قدرتهای سلطهگر است که سود خود را در تدوام اختلافات میبینند، بلکه ریشه در عواملی درونی، چون جهل و خودخواهی نیز دارد. از این رو، نکته برجسته در اندیشه آن حضرت این است که تحقق وحدت بدون خودسازی و مبارزه با نفس ممکن نیست. کسانی که تفرقهافکنی میکنند، در واقع اسیر تکبر و هواهای نفسانیاند و دردِ دین ندارند. بنابراین، ابزارهای عملیاتی رسیدن به این وحدت، «حسن ظن»، «تحمل نظرات مخالف»، «گفتوگو» و «جلب قلوب از طریق محبت» است، چرا که این مسیر تنها با تهذیب نفس به دست میآید.
وحدت مورد نظر امام (ره)، مرزهای مذهبی و قومی را شکست. آن حضرت صراحتاً تأکید داشتند در اسلام، تفاوتهای سنی و شیعه یا کرد و فارس مطرح نیست و دایره وحدت باید از مذاهب اسلامی تا ادیان الهی و تمامی مستضعفان جهان گسترش یابد تا هرگونه بهانهای برای تفرقه از بین برود. امام (ره) همواره هشدار میدادند که تفرقه منجر به ذلت، سلب عنایت الهی و در نهایت سقوط در دام استعمار و استکبار میشود.
امام سیدعلی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) با تکیه بر میراث امام خمینی (ره)، وحدت را از یک ایده به یک «برنامه عملیاتی» تبدیل کردند و تأکید داشتند که، چون تفرقه از مهمترین سلاحهای دشمن است، مسلمانان نیز باید وحدت را به عنوان یک «سلاح متقابل» به کار گیرند. آن حضرت با نگاهی عمیق، وحدت را از سطح یک توصیه ساده به سطح مبانی فلسفی و اعتقادی ارتقا دادند و پیوند ناگسستنی میان توحید و وحدت برقرار کردند. در این دیدگاه، مبنای فکری وحدت همان توحید است و در جامعهای که مبدأ هستی یکی است، انسانها به یک مرکز متصلاند، لذا تفرقه در واقع نوعی جدایی از حقیقت توحیدی است.
امامِ شهید، با استناد به آیات قرآنی بویژه سوره حجرات و آیه ۱۰۳ سوره آل عمران، تأکید داشتند که وحدت یک امر تکوینی و قرآنی است و حتی در اعتصام به حبلالله نیز، اجتماع مورد تأکید است. از این منظر، اختلافات فقهی و مذهبی، تفاوتهایی باطنی و طبیعی هستند که نباید به تضادهای سیاسی و اجتماعی تبدیل شوند. چرا که هدف دشمن، تبدیل همین تفاوتها به تضادهای خونین است. بنابراین، وحدت در نگاه رهبر شهید یعنی پذیرش تفاوتها در عین همسویی برای اهداف کلان، مانند مقابله با استکبار و نظام سلطه.
امام خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) با نگاهی واقعگرایانه، رنجهای امروز جهان اسلام، از نسلکشی در فلسطین، اشغال افغانستان و عراق، ایجاد پایگاههای نظامی و امنیتی در کشورها تا تهدیدهای آمریکا در جهان بهویژه غرب آسیا را نتیجه مستقیم «اختلافِ کلمه مسلمانان» دانستند و بر این باور بودند که تنها با «وحدتِ کلمه» است که میتوان از فشار دشمن در برابر جسم و جان مسلمانان جلوگیری کرد. در همین راستا بود که آن حضرت بر همکاریهای اقتصادی، سیاسی و نظامی میان کشورهای اسلامی تأکید داشتند تا وابستگی از شرق و غرب به استقلال واقعی بدل شود. اقداماتی نظیر نامگذاری سال ۱۳۸۶ به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی و تأسیس مجمع تقریب مذاهب، گواهی بر تبدیل این مبانی فلسفی به اقدامات اجرایی برای رهایی از سلطه بیگانگان و متجاوزان است.
علاوه بر این، در دوران امام خامنهای (رضوان الله تعالی علیه)، مفهوم وحدت با بصیرت سیاسی گره خورد. امامِ شهید با نگاهی دقیق به تغییرات ادبیات دشمن، هشدار دادند که تفرقه چهرهای جدید به خود گرفته است و ظهور مفاهیمی، چون تضاد سنی و شیعه در ادبیات سیاسی آمریکا و قدرتهای سلطه گر، نشاندهنده یک نقشه جدید برای ایجاد جنگهای داخلی در جهان اسلام است. جنگهای تحمیلی دوم و سوم با تحریک و تحرکات کشورهای غربی- عبری، و همراهی برخی کشورهای عربی در منطقه، مؤید این آیندهنگری رهبر شهید است.
در تداوم این مسیر، اندیشه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظله العالی) بر محور «وحدت برای تعالی» و تبدیل این انسجام به یک «قدرت اثرگذار» متمرکز است. معظم له با نگاهی به نیازهای نسل جدید و چالشهای معاصر، وحدت را نه تنها ابزاری برای مبارزه، بلکه مسیری برای ساختن آینده میبینند و در تبیینی دقیق، رعایت نعمت عظیم وحدت ملی و انسجام بیبدیل را از مصادیق «تقوا» معرفی میکنند. این دیدگاه، وحدت را از یک توصیه سیاسی به یک «تکلیف شرعی و اخلاقی» ارتقا میدهد و آن را با سرنوشت ملی گره میزند. چرا که از نظر امام سید مجتبی خامنهای (مدظله العالی)، این انسجام ملی، مهمترین عامل پیروزی در مقابل شیطان بزرگ است. از این منظر، نخبگان فکری و سیاسی باید از اختلافات پوچ سیاسی و برجستهکردن تفاوتهای اجتماعی پرهیز کنند. زیرا صرفنظر کردن از نقاط اختلاف بهویژه در مواقع لزوم، نه یک ضعف، بلکه یک ضرورت راهبردی برای پایایی، مانایی و پویایی ملت است.
از منظر معظم له، وحدت اسلامی باید به گونهای باشد که بتواند مدل جایگزینی برای نظامِ ظالمانه جهانی ارائه دهد؛ بنابراین وحدت در این سطح، دیگر تنها برای بقا نیست، بلکه برای پیشتازی و استقرار عدالت الهی در تمام جهان است. رهبر معظم انقلاب بر این باورند که اگر مسلمانان بتوانند در محور «توحید و قرآن» گرد هم آیند، میتوانند الگوی جدیدی از «عدالت و انصاف» را برای تمامی انسانها، صرفنظر از دین و نژاد، خلق کنند. با این حال، تحقق این هدف نیازمند آگاهی عمیق از ماهیت دشمن است. زیرا وحدت بدون دانش به یک اتفاق گذرا تبدیل میشود، اما وحدتی که بر پایه «سرمایه انسانی و دانش» استوار باشد، میتواند استقلال، آزادی و عزتِ از دست رفته مسلمانان را بازگرداند و تضادهای ساختگی دشمن را به «همبستگیهای سازنده» تبدیل کند.
از دیدگاه رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی)، این وحدت باید به حضور مؤثر در صحنه منجر شود. از این رو حضور فعال در عرصههای اجتماعی، سیاسی، ابزارهای عملیاتی برای نمایش این وحدت در برابر دشمن است تا عنصر «دشمنشکنی» در عمل تحقق یابد. بدین ترتیب، وحدت در اندیشه معظم له، زنجیرهای است که از تقوای فردی و صیانت از انسجام ملی آغاز شده و به هدف والای تعالی انسانی و استقرار عدالت جهانی در سراسر عالم منتهی میشود.
بویژه آنکه، دشمن همواره در پی یافتن نقاط ضعف است و هرگاه در میدانهای نظامی و سیاسی شکست بخورد، بلافاصله استراتژی خود را به «جنگ نرم» و «تفرقهافکنی» تغییر میدهد تا با ایجاد شکاف در بدنه جامعه، و یا جامعه و حاکمیت، به اهداف خود برسد. از این رو، پاسداری و حفظِ وحدت نه تنها یک توصیه مذهبی، بلکه یک «ضرورت امنیتی و ملی» است.
نویسنده: فرشته مقدم