کرمان رصد - دکترین بازدارندگی ایران در تنگه هرمز، پاسخی راهبردی به تجاوزات فرامنطقهای و تضمین کننده حفظ منافع حیاتی کشور در مواجهه با بحرانهای فراملی است. این دکترین از سوی جمهوری اسلامی بر پایه ترکیبی از حقوق بینالمللی، توانمندیهای نظامی و استقلال دفاعی استوار است.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما ؛ تنگه هرمز در ادوار مختلف، از دوران هخامنشیان و ساسانیان تا دوران اسلامی و عصر معاصر، همواره کانون رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است. در دوران پیش از اسلام، امپراتوریهای ایران با ایجاد بنادر پیشرفته و ناوگانهای قدرتمند، تنگه هرمز را به مرکز تبادلات جهانی تبدیل کردند.
در دوران اسلامی نیز، سلسلههایی، چون آلبویه، سلجوقیان و اتابکان با درک اهمیت این مسیر، امنیت تجارت دریایی را تأمین نمودند و در نهایت، نادرشاه افشار حاکمیت کامل ایران را بر این تنگه بازگرداند.
تنگه هرمز در دوران باستان، نه تنها یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه نماد تفوق سیاسی و راهبردی ایران در منطقه بوده است. هخامنشیان با فهم عمیق از موقعیت راهبردی این آبراهه، ناوگان دریایی خود را برای پیوند دادن هند به مصر گسیل داشتند تا در رقابتهای دریایی با قدرتهای رقیب نظیر یونان و روم پیشتاز باشند.
در عصر اشکانیان نیز این اهمیت تداوم یافت، به گونهای که نبردهای طولانی با رومیان در بینالنهرین، مستقیماً با هدف شکستن انحصار ایران بر جغرافیای سیاسی خلیج فارس و تنگه هرمز انجام میشد. در ادامه این روند، دوره ساسانیان را میتوان عصر طلایی دریانوردی ایران دانست.
چرا که این سلسله با تأسیس بندر هرمز در حوالی میناب کنونی، خلیج فارس را به قطب تبادلات جهانی در اقیانوس هند تبدیل کرد و دکترین دریانوردی خود را تا سواحل دریای سرخ گسترش داد. پس از ظهور اسلام نیز، این جایگاهِ راهبردی تداوم یافت و سلسلههای ایرانی نظیر آلبویه و اتابکان با بازگرداندن حاکمیت ملی بر دو سوی تنگه هرمز، امنیت تجارت دریایی را تأمین نمودند.
این روندِ اقتدارِ ملی در نهایت با اقدامات نظامی نادرشاه افشار در بازپسگیری شهرهای مهمی، چون بصره و ساخت پایگاههای دریایی در سواحل عمان، به تثبیت استیلای ایران بر این آبراهه حیاتی منجر شد.
با ورود به قرن بیستم و کشف نفت در سال ۱۹۰۸ میلادی، ماهیت تنگه هرمز از یک معبر تجاری به «شریان حیاتی انرژی جهان» تغییر یافت. این تغییر کارکرد باعث شد تا در جریان جنگ جهانی دوم، متفقین از این مسیر به عنوان «پل پیروزی» برای امدادرسانی به روسیه بهره جویند. پس از خروج انگلستان از منطقه در سال ۱۹۷۱، آمریکا با اتخاذ سیاست حضور غیرمستقیم، منافع خود را از طریق دولتهای همسو مدیریت کرد و در این دوره، ایران در قامت «ژاندارم منطقه» و تحت چتر پیمان سنتو، وظیفه تأمین امنیت انرژی غرب را بر عهده گرفت.
اما با پیروزی انقلاب اسلامی، این ابزار قدرت از نفوذ آمریکا خارج و مدیریت تنگه هرمز به رکنی از «استقلال ملی» و به ابزاری برای «تعادل راهبردی» تبدیل شد.
مدیریت جمهوری اسلامی ایران بر این تنگه، ترکیبی هوشمندانه از احترام به حقوق بینالمللی و تکیه بر اقتدار نظامی است. ایران در دوران صلح، همواره ضامن امنیت عبور بیضرر و پایبند به آزادی کشتیرانی بوده است. اما ایران در مواجهه با تجاوزات خارجی، دکترین دفاعی نوینی را تعریف کرد و پس از حمله تجاوزکارانه ائتلاف غربی- عبری و عربی در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم، با این رویکرد راهبردی، قابلیت انسداد کامل یا گزینشی تنگه هرمز را برای خنثیسازی تهاجم دشمن به اثبات رساند.
باید تأکید کرد که این اقدامات نه با هدف اخلال در تجارت جهانی، بلکه به عنوان یک واکنش قانونی و دفاعی در راستای جلوگیری از تکرار حملات به زیرساختهای ملی صورت گرفته است. طبق قواعد نبرد و قوانین بینالمللی، زمانی که منافع حیاتی یک کشور ساحلی در خطر باشد، حق مدیریت سختگیرانه بر آبراهههای تحت حاکمیت، قانونی و مشروع است. امروزه اقتصادهای بزرگ از شرق آسیا تا اروپای غربی، به ثبات این شریان وابستهاند و عبور روزانه میلیونها بشکه نفت، هرمز را به اهرمی اثرگذار تبدیل کرده که هرگونه ناامنی در آن، صدمات جبرانناپذیری به بازارهای مالی جهان وارد میکند. این وابستگی متقابل، در واقع بزرگترین ضامن بازدارندگی ایران در برابر ماجراجوییها و تجاوزات منطقهای و فرامنطقهای است.
در مجموع، تنگه هرمز نماد هویت و حاکمیت ملی ایران است. تجربه تحریک و تحرکات اخیر بویژه در اواخر سال ۱۴۰۴ و در پی آن در سال ۱۴۰۵ به روشنی نشان داد که نه تنها حضور مداخلهجویانه بیگانگان و متجاوزان عامل اصلی بیثباتی در منطقه است، بلکه امنیت تنگه هرمز، فقط از طریق «حاکمیت مقتدرانه ایران» و تعاملات سازنده منطقهای تأمین میشود. جمهوری اسلامی با تکیه بر دکترین «صلح در برابر صلح و بازدارندگی در برابر جنگ»، مدیریت این معبر حیاتی را در خدمت «توازن قدرت جهانی» قرار داده است.
رویکردی که با ایجاد تعادل میان «تسهیل تجارت در صلح» و «تغییر معادلات در جنگ»، هم امنیت ملی ایران و هم ثبات منطقه را تضمین و تأمین میکند.
نویسنده: فرشته مقدم