پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
مقالات

در انتظار شوک دوم به اقتصاد جهانی؛ تهران اهرم راهبردی بعدی را فعال می‌کند؟

در انتظار شوک دوم به اقتصاد جهانی؛ تهران اهرم راهبردی بعدی را فعال می‌کند؟
کرمان رصد - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست با افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز و بیانیه‌های هشدارآمیز انصارالله یمن، ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز و بیانیه‌های هشدارآمیز انصارالله یمن، گمانه‌زنی‌ها پیرامون انسداد دوباره تنگه باب‌المندب افزایش یافته‌اند. در صورت چنین رخدادی، پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی در کنار پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز بسیار محسوس خواهد بود.
بازار


سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا روز چهارشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که قایقی حامل شش فرد مسلح در نزدیکی سواحل یمن با یک کشتی باری این کشور وارد تبادل آتش شد. مطابق این بیانیه، شناور مزبور پس از درگیری مسیر خود را تغییر داده از محل وقوع حادثه دور شده است. این سازمان کشتی‌های تجاری را فراخواند تا در هنگام تردد در این مسیر احتیاط را رعایت کنند. این موضوع بار دیگر پرسش‌هایی را در مورد امنیت تردد دریایی از طریق آبراهه استراتژیک باب‌المندب مطرح کرده است.
هشدار انصارالله یمن
به نوشته نیوزویک، درحالی‌که بازارهای جهانی انرژی همچنان از پیامدهای محاصره‌های متقابل آمریکا و ایران در تنگه هرمز آشفته‌اند، یکی از متحدان کلیدی ایران تهدید کرده که یکی دیگر از بحرانی‌ترین مسیرهای کشتیرانی جهان را دوباره به صحنه تنش تبدیل خواهد کرد.
 جنبش انصارالله یمن، که بیشتر با نام حوثی‌ها شناخته می‌شود، روز دوشنبه از اعمال «ممنوعیت کامل» برای عبور کشتی‌های اسرائیلی از دریای سرخ خبر داد. این اقدام نگرانی‌ها درباره بازگشت آشفتگی به تجارت جهانی را افزایش داده است؛ آن هم در شرایطی که ایران و اسرائیل علی‌رغم تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا، بار دیگر حملات متقابل خود را از سر گرفته‌اند.
این تهدید پیامدهای اقتصادی مهمی دارد. در جریان کارزار پیشین حوثی‌ها علیه کشتیرانی تجاری، ترافیک عبوری از کانال سوئز مصر حدود دو سوم کاهش یافت و بسیاری از کشتی‌ها ناچار شدند مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تری را از اطراف جنوب آفریقا طی کنند. آن کارزار تقریباً دو سال ادامه داشت؛ از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ تا آتش‌بس میان اسرائیل و حماس در اکتبر سال گذشته؛ اما جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، «محور مقاومت» را دوباره فعال کرده است؛ به‌گونه‌ای که حزب‌الله لبنان بار دیگر وارد درگیری شده و انصارالله نیز حملات دوربرد خود علیه اسرائیل را از سر گرفته است.
یکی از منابع انصارالله به نیوزویک گفت: «یمن قاطعانه در برابر تجاوزات اسرائیل ایستاده است؛ تجاوزاتی که نه تفاهمات لبنان را رعایت کرده و نه توافقات غزه را، و آمریکایی‌ها نیز به آن چراغ سبز داده‌اند.» او افزود: «ما بخشی از وحدت جبهه‌ها هستیم و این بهترین راه‌حل برای پایان دادن به عربده‌کشی اسرائیل است.» این منبع ادامه داد: «جهان باید درک کند که اسرائیل با ایجاد مداوم بحران در منطقه ما، چالشی بزرگ برای اقتصاد جهانی به وجود آورده است. محاصره‌ای که طی سال‌های گذشته به‌طور ناعادلانه علیه کشور ما، ایران و سایر جبهه‌های مقاومت اعمال شده باید پایان یابد. ما اجازه نخواهیم داد مردم‌مان همچنان از این محاصره ظالمانه رنج ببرند و در راه خدا برای رفع رنج ملت ستمدیده خود مبارزه خواهیم کرد.»
هزینه‌های یک جبهه تازه
اگر انصارالله بار دیگر محاصره مؤثری را در دریای سرخ و آب‌های اطراف آن برقرار کند، تأثیرات آن در شرایطی که تجارت جهانی از پیش با آشفتگی مواجه است، می‌تواند بسیار گسترده باشد. برآوردها نشان می‌دهند که عبور از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا به جای استفاده از کانال سوئز، برای نفتکش‌های بزرگ تا یک میلیون دلار هزینه اضافی در هر سفر ایجاد کرده و همچنین چندین هفته به زمان سفر افزوده است.
هزینه یک محاصره تازه حتی می‌تواند بیشتر باشد؛ زیرا هزینه حمل نفت و گاز در نتیجه عوارض عبور اعمال‌شده از سوی ایران در تنگه هرمز، افزایش شدید حق بیمه کشتی‌ها و کاهش کلی تردد در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، به‌شدت بالا رفته است. در صورت بازگشت درگیری‌های گسترده، احتمالاً حمل‌ونقل انرژی بیش از پیش محدود خواهد شد.
این وضعیت فشار بیشتری بر کاخ سفید وارد کرده است؛ به‌ویژه درحالی‌که ایران وعده داده در برابر پیامدهای فلج‌کننده محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر خود مقاومت کند. ترامپ پیش‌تر تلاش کرده بود با تشدید چندین هفته‌ای حملات آمریکا در سال گذشته، نفوذ انصارالله بر دریای سرخ را در هم بشکند، اما در نهایت این عملیات با آتش‌بس پایان یافت.
باب‌المندب کجاست و چرا اهمیت دارد؟
 العربی‌الجدید هم در یادداشتی می‌نویسد: با اوج گرفتن تنش‌ها، ایران و متحدانش از قصد خود برای مسدود کردن کامل تنگه هرمز و همچنین فعال کردن جبهه‌های دیگر، به‌ویژه باب‌المندب، خبر داده‌اند. این آبراه که یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت و انرژی جهان به شمار می‌رود، در صورت بسته شدن می‌تواند شوک عظیمی به زنجیره‌های تأمین جهانی وارد کند و قیمت انرژی را به شدت افزایش دهد.
این آبراه مرز دریایی میان سه کشور را تشکیل می‌دهد: یمن در سواحل شرقی و شمال شرقی در شبه‌جزیره عربستان، و جیبوتی و اریتره در سواحل غربی و جنوب غربی در شاخ آفریقا. باب‌المندب با اتصال جنوب دریای سرخ به خلیج عدن و سپس اقیانوس هند، مسیر دریایی میان اروپا و آسیا را به‌طور چشمگیری کوتاه می‌کند و نیاز به دور زدن قاره آفریقا را از میان می‌برد. ابعاد فیزیکی این تنگه مهم‌ترین عامل آسیب‌پذیری آن است. در باریک‌ترین نقطه، عرض آن تنها به ۲۹ کیلومتر می‌رسد.
به گفته نادر انتصار، استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه آلابامای جنوبی: «اهمیت جغرافیایی اصلی تنگه باب‌المندب در نقش آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های جهان است، زیرا دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند.در چارچوب درگیری جاری میان آمریکا، اسرائیل و ایران، اهمیت باب‌المندب به حدی افزایش یافته که به یکی از جبهه‌های اصلی تبدیل شده و مستقیماً بر تجارت بین‌المللی و عرضه انرژی تأثیر می‌گذارد. فراتر از حوزه انرژی، تجارت عبوری از باب‌المندب تا حد زیادی جریان بسیاری از کالاها و همچنین ارتباطات فیبر نوری میان اروپا و آسیا را تعیین می‌کند.»
پیش از سلسله درگیری‌هایی که با جنگ آمریکا و حوثی‌ها آغاز شد و سپس به رویارویی مستقیم نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا انجامید، دریای سرخ شریان بی‌رقیب تجارت جهانی محسوب می‌شد. بر اساس داده‌های آنکتاد (UNCTAD) و نهادهای پایش دریایی، در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۵ درصد حجم تجارت جهانی و ۲۰ تا ۲۲ درصد ترافیک جهانی کانتینرها از این آبراه عبور می‌کرد. افزون بر این، طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، پیش از آغاز بحران‌ها روزانه حدود ۱۲ درصد نفت حمل‌شده از طریق دریا و ۸ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از این تنگه عبور می‌کرد.
اگر تنگه بسته شود چه اتفاقی می‌افتد؟
برخلاف تنگه هرمز، ایران هیچ مرز دریایی مستقیمی با باب‌المندب ندارد، اما می‌تواند با افزایش خطر عبور کشتی‌ها تا سطحی ناپذیرفتنی، رفت‌وآمد تجاری را به شدت مختل کند. به گفته انتصار: «تهران ابزارهای لازم برای بهره‌گیری از توانمندی‌های متحد خود، یعنی حوثی‌های یمن، را در اختیار دارد تا در صورت تمایل این آبراه باریک را بیش از پیش نظامی و تهدیدآمیز کند؛ به‌ویژه با توجه به ادامه جنگ واشنگتن علیه تهران.»
اگر باب‌المندب گذرناپذیر شود، کشتی‌هایی که در مسیرهای تجاری آسیا–اروپا و آسیا–اقیانوس اطلس شمالی فعالیت می‌کنند، مجبور خواهند شد مسیر طولانی و پرهزینه‌ای را از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا طی کنند. بر اساس داده‌های بانک جهانی، این تغییر مسیر برای کشتی‌های باری حدود ۴۸ درصد و برای نفتکش‌ها حدود ۳۸ درصد افزایش مسافت نسبت به شرایط عادی ایجاد می‌کند. در نتیجه، زمان سفر کشتی‌های باری می‌تواند تا ۴۵ درصد افزایش یابد.
اما تأثیرات این وضعیت فراتر از تأخیرهای کشتیرانی است و به یک شوک ساختاری برای اقتصاد جهانی تبدیل می‌شود. فرزین زندی، پژوهشگر علوم سیاسی دانشگاه کانزاس، اختلال احتمالی در باب‌المندب را یک «شوک ترکیبی انرژی، تجارت و زنجیره تأمین» توصیف کرد که پیامدهای گسترده‌ای خواهد داشت. به گفته او: «هرگونه اختلال در این مسیر باعث افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی، طولانی‌تر شدن مسیرهای کشتیرانی و افزایش ریسک‌های بیمه‌ای می‌شود. در حوزه انرژی نیز چنین اختلالی با ایجاد فشار بر عرضه کوتاه‌مدت نفت و LNG، موجب افزایش قیمت جهانی انرژی و شکل‌گیری نوعی " alt="کرمان رصد" width="100%" />

پیامدهای منطقه‌ای
پیامدهای منطقه‌ای نیز می‌تواند بسیار ویرانگر باشد. زندی در این رابطه گفت: «کشورهای شاخ آفریقا و یمن با فشارهای شدیدتری روبه‌رو خواهند شد؛ از جمله کاهش دسترسی به واردات ضروری، افزایش ناامنی غذایی و کاهش درآمدهای ترانزیتی.» او افزود: «اقتصادهایی که به مسیرهای دریایی وابسته‌اند، مانند مصر، نیز به طور غیرمستقیم از کاهش ترافیک دریایی و پیامدهای آن بر کانال سوئز آسیب خواهند دید.»
برای کشورهای خلیج فارس، باب‌المندب در ماه‌های اخیر به یک مسیر جایگزین مهم تبدیل شده است. انتصار توضیح داد: «با بحران کنونی در تنگه هرمز، برخی کشورهای تولیدکننده نفت در منطقه به‌طور فزاینده‌ای به باب‌المندب به‌عنوان دریچه‌ای برای صادرات نفت خود نگاه می‌کنند.» او افزود: «این موضوع به‌ویژه درباره عربستان سعودی صدق می‌کند که وابستگی خود را به خط لوله و بنادر دریای سرخ افزایش داده است.»
اما بسته شدن این مسیر جایگزین می‌تواند فاجعه‌بار باشد. به گفته زندی: «عربستان سعودی که پس از بسته شدن تنگه هرمز به صادرات انرژی از طریق باب‌المندب وابسته شده است، عملاً در محاصره اقتصادی قرار خواهد گرفت.» او افزود: «این وضعیت علاوه بر افزایش تنش میان کشورهای خلیج فارس، شرایط اقتصادی این کشورها و کل منطقه را با چالش‌های عمیق‌تری مواجه خواهد کرد.»
تهدید «غیرخطی» و سیاست آمریکا
اگر تنگه هرمز و باب‌المندب به طور همزمان دچار اختلال شوند، پیامدهای اقتصادی صرفاً دو برابر نخواهند شد، بلکه به شکلی بسیار شدیدتر افزایش خواهند یافت. زندی در این‌باره توضیح داد: «اگر این دو گلوگاه به طور همزمان مختل شوند، آثار اقتصادی آن‌ها صرفاً جمع جبری نخواهد بود، بلکه ماهیتی غیرخطی خواهد داشت.»
او هشدار داد که چنین وضعیتی به: افزایش شدید قیمت نفت و LNG؛ جهش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل؛ اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی؛ و تشدید فشارهای تورمی در اقتصادهای واردکننده انرژی منجر خواهد شد. این بحران دوگانه مستقیماً منافع واشنگتن را نیز تهدید می‌کند.
زندی گفت: «برای ایالات متحده، چنین شوکی سه نوع فشار ایجاد می‌کند: نخست، فشار تورمی داخلی ناشی از افزایش قیمت انرژی و حمل‌ونقل که مستقیماً بر سیاست اقتصادی دولت اثر می‌گذارد؛ دوم، افزایش خطر رکود جهانی به دلیل اختلال در تجارت و تولید؛ و سوم، افزایش نااطمینانی ژئوپلیتیکی در خاورمیانه که مستقیماً با امنیت انرژی متحدان آمریکا، به‌ویژه اروپا و شرق آسیا، مرتبط است.» او افزود: «مجموع این عوامل می‌تواند هزینه بی‌عملی را در محاسبات واشنگتن افزایش دهد و انگیزه‌ها برای اقدامات بازدارنده، اسکورت دریایی کشتی‌ها یا مدیریت بحران را تقویت کند.»
بااین‌حال، دستیابی به یک راه‌حل پایدار مستلزم تغییر بنیادین در راهبردهاست. زندی تأکید کرد که ثبات همچنان دست‌نیافتنی خواهد بود: «مگر آنکه ایالات متحده، همان‌گونه که بدون راهبرد روشن، اهداف مشخص یا توجیه قانع‌کننده وارد جنگ شد، به همان شکل از آن خارج شود، به این درگیری پایان دهد و خود، متحدانش و سایر کشورها را از وضعیتی که به وجود آمده رها سازد.»


نظرات شما