کرمان رصد - ۸ اسفند در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان «روز امور تربیتی و تربیت اسلامی» نامگذاری شده است؛ روزی که یادآور تأسیس نهاد امور تربیتی در سال ۱۳۵۹ به ابتکار شهیدان بزرگوار محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در ساختار آموزش و پرورش جمهوری اسلامی است.
۸ اسفند در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان «روز امور تربیتی و تربیت اسلامی» نامگذاری شده است؛ روزی که یادآور تأسیس نهاد امور تربیتی در سال ۱۳۵۹ به ابتکار شهیدان بزرگوار محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در ساختار آموزش و پرورش جمهوری اسلامی است.

به گزارش گروه خبرگزاری صداوسیما ، روز امور تربیتی و تربیت اسلامی در تقویم نماد یک مسئولیت تاریخی است. مسئولیتی که بر دوش معلمان، مربیان، خانوادهها و همه نهادهای فرهنگی جامعه قرار دارد. اگر انقلاب اسلامی در ایران با اتکا به ایمان مردم شکل گرفت، استمرار و پویایی آن نیز در گرو تربیت نسلی است که ایمان را آگاهانه فهم و مسئولانه از آن پاسداری کند.
اکنون پس از گذشت بیش از چهار دهه، این مناسبت فرصتی مغتنم برای ارزیابی عملکرد تربیتی و بازاندیشی در شیوههای تعمیق پیام دین و انقلاب در ذهن و جان نسل جدید است.
تربیت دینی فرآیندی سطحی و شعاری نیست. این تربیت باید سه ساحت اساسی را همزمان دربر گیرد: ساحت معرفتی، ساحت عاطفی و ساحت رفتاری. در ساحت معرفتی، نوجوان باید بتواند با استدلال و تحلیل، باورهای خود را بشناسد و از آنها دفاع کند. در ساحت عاطفی، باید پیوند قلبی و هویتی با دین و ارزشهای انقلاب برقرار شود و در ساحت رفتاری، این باور و تعلق باید به عمل اجتماعی مسئولانه تبدیل گردد. هرگاه یکی از این اضلاع تضعیف شود، هویت دینی دچار آسیب میشود.
نسل نوجوان امروز در شرایطی متفاوت از دهههای نخست انقلاب رشد میکند. گسترش شبکههای اجتماعی، تنوع منابع خبری، جنگ روایتها و سرعت بالای انتقال اطلاعات، فضایی پیچیده و بعضاً سردرگمکننده ایجاد کرده است. نوجوان امروز با یک کلیک در معرض تحلیلها و روایتهایی قرار میگیرد که گاه هدفمند و جهتدار طراحی شدهاند. در چنین شرایطی، اگر نظام تربیتی صرفاً به آموزش محفوظات بسنده کند و مهارت تحلیل و تفکر نقاد را تقویت نکند، نوجوان در برابر موج شبهات و هیجانات آسیبپذیر خواهد بود.
نگاهی تحلیلی به حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ و حوادث پس از آن، نشان میدهد که بخشی از بدنه نوجوان و جوان جامعه در معرض تأثیرپذیری شدید رسانهای قرار گرفتند. از منظر تربیتی میتوان این رخداد را یک هشدار جدی تلقی کرد؛ هشداری مبنی بر اینکه در تعمیق معرفتی، تقویت قدرت تحلیل و پاسخگویی به شبهات، کاستیهایی وجود داشته است. در برخی اغتشاشات سالهای بعد نیز حضور نوجوانانی که گاه بدون درک عمیق از پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی وارد میدان شده بودند، این پرسش را تقویت کرد که آیا امور تربیتی توانسته است پیام انقلاب و مبانی دینی را بهصورت درونی و اقناعی منتقل کند؟
البته باید منصفانه دید که تربیت دینی در چهار دهه گذشته دستاوردهای ارزشمندی نیز داشته است. شکلگیری نسلهای متعهد، حضور جوانان در عرصههای علمی، فرهنگی و جهادی، و تقویت روحیه مسئولیتپذیری اجتماعی، همگی نشاندهنده ظرفیت بالای نظام تربیتی است. اما اقتضائات زمان تغییر کرده و شیوههای گذشته، هرچند مؤثر، دیگر به تنهایی پاسخگو نیستند.
یکی از چالشهای جدی، غلبه رویکرد حافظهمحور بر رویکرد فهممحور است. هنگامی که دانشآموز تنها به حفظ مطالب دینی بسنده میکند، اما فرصت گفتوگو و طرح پرسش و شنیدن پاسخ سئوالاتش را ندارد، باورها در عمق جان او تثبیت نمیشود.
چالش دیگر، فاصله نسلی میان مربیان و نوجوانان است. زبان نسل جدید تغییر کرده است. دغدغههای او با نسلهای پیشین تفاوت دارد. اگر مربی نتواند با این زبان ارتباط برقرار کند، پیام تربیتی اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. بنابراین، توانمندسازی مربیان در حوزه مهارتهای ارتباطی، سواد رسانهای و شناخت روانشناسی نوجوان ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در کنار این مسائل، حضور کمرنگ و غیرحرفهای در فضای مجازی نیز یکی از خلأهای جدی است. نوجوان بیشترین زمان خود را در این فضا میگذراند. اگر جریان تربیتی در این میدان فعال نباشد، طبیعی است که روایتهای رقیب ذهن او را شکل دهند. تولید محتوای جذاب، کوتاه، هنرمندانه و متناسب با ذائقه نسل جدید، یک ضرورت است نه انتخاب.
در نهایت باید پذیرفت که تربیت دینی یک پروژه کوتاهمدت نیست؛ فرآیندی مستمر و عمیق است که نیازمند صبر، خلاقیت و بازنگری مداوم است. ۸ اسفند یادآور این حقیقت است که آینده کشور در گرو کیفیت تربیت نسل امروز است. اگر ایمان با عقلانیت همراه شود، اگر شور انقلابی با شعور تحلیلی پیوند بخورد و اگر هویت دینی با مهارت زندگی تقویت گردد، نسلی شکل خواهد گرفت که در برابر طوفان شبهه و هیجان، آگاهانه و مسئولانه تصمیم میگیرد.
تربیت دینی زمانی موفق است که نوجوان نه از سر اجبار، بلکه از سر فهم و باور، راه خود را انتخاب کند. چنین تربیتی میتواند سرمایهای پایدار برای جامعه و انقلاب باشد و آیندهای روشن برای ایران رقم بزند.