دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
مقالات

یک تحلیلگر: کماکان هر دو گزینه مذاکره و جنگ برای ترامپ فعال هستند

یک تحلیلگر: کماکان هر دو گزینه مذاکره و جنگ برای ترامپ فعال هستند
کرمان رصد - شرق / متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست امیرعلی ابوالفتح در گپ‌و‌گفتش با «شرق» و در پاسخ به این پرسش که آیا واقعا مسیر ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - شرق / متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
امیرعلی ابوالفتح در گپ‌و‌گفتش با «شرق» و در پاسخ به این پرسش که آیا واقعا مسیر مذاکره میان ایران و آمریکا در حال گشوده‌شدن است یا آنکه گزینه جنگ همچنان با تمام وزن خود روی میز باقی مانده است؟ باور دارد که «نتیجه نهایی نه در سخنان متناقض دونالد ترامپ، بلکه در روند کلی رفتار دولت ایالات متحده است»؛ روندی که از منظر او، «سرشار از نبود قطعیت است».
تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا به‌شدت بر پارامتر «تردید» در مسیر پیش‌رو مانور می‌دهد و با تأکید بر اینکه در مناسبات ایران و آمریکا همواره دو گزینه «جنگ» و «توافق» به‌ طور هم‌زمان وجود داشته، اذعان دارد «ترامپ این دوگانگی را به شکل بی‌سابقه‌ای تشدید کرده است». از نگاه این مدرس دانشگاه، «رئیس‌جمهور آمریکا گاه با لحنی تهدیدآمیز از حمله نظامی سخن می‌گوید و گاه از توافقی بزرگ و قریب‌الوقوع حرف می‌زند؛ یک روز مدعی است ایران باید مهار شود و روز دیگر می‌گوید ایرانی‌ها به‌ طور جدی به دنبال مذاکره‌اند»، بنابراین این نوسانات کلامی، به تعبیر ابوالفتح، «بیش از آنکه راهنمای تحلیل باشد، خود منبع سردرگمی است».
با این حال، این کارشناس حوزه بین‌الملل معتقد است که «اگر از سطح گفتار ترامپ عبور کنیم و به سیر زمانی تحولات نگاه بیندازیم، نشانه‌هایی از کاهش احتمال اقدام نظامی آمریکا دیده می‌شود». به نظر ابوالفتح، «با عبور از وقایع تلخ و پرتنش روزهای هجدهم و نوزدهم دی در داخل ایران، هرچه فاصله زمانی بیشتر می‌شود، احتمال حمله نظامی کاهش و شانس رسیدن به نوعی توافق افزایش می‌یابد». البته این تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا با احتیاط تأکید می‌کند که «این به معنای منتفی‌شدن گزینه جنگ نیست؛ چراکه ترامپ سیاست‌مداری است که حتی در میانه بحران نیز می‌تواند تصمیم به آغاز درگیری بگیرد». ازاین‌رو، او معترف است که «در شرایط فعلی نه می‌توان با قطعیت و نه حتی با احتمال بالا درباره آینده سخن گفت».
در ادامه این تحلیل، یکی از محورهای مهم، بحث چارچوب مذاکرات و نحوه پیشبرد پرونده‌هاست. چون در روز‌های اخیر، این خط تحلیلی تقویت شده که آمریکا ممکن است از اصرار بر تحمیل هم‌زمان چهار شرط حداکثری عقب‌نشینی کرده و به پیشنهاد ترکیه برای پیشبرد مرحله‌به‌مرحله مذاکرات، با آغاز از پرونده هسته‌ای، نزدیک شده باشد. با این حال، ابوالفتح دراین‌باره صراحتا می‌گوید که «اطلاعی قطعی از روند مدنظر مذاکرات احتمالی و چارچوب تعیین‌شده ندارد». به گفته او، «این‌گونه جزئیات در اختیار کسانی است که مستقیما به روند مذاکرات نزدیک‌اند و نمی‌توان با اطمینان گفت که واشنگتن به دنبال مدل «فاز به فاز» مدنظر باراک اوباماست یا همچنان همان رویکرد یکجای مورد تأکید جمهوری‌خواهان را دنبال می‌کند».
در پاسخ به این سؤال که آیا ترامپ ممکن است در شروط خود انعطاف نشان دهد، ابوالفتح به تجربه گذشته اشاره می‌کند و از نگاه او، «اگر محاسبه آمریکا این باشد که صرفا ایران باید در همه موضوعات عقب‌نشینی کند و واشنگتن هیچ نرمشی از خود نشان ندهد، مسیر به‌ طور طبیعی به سمت جنگ خواهد رفت. اما اگر هدف رسیدن به یک توافق، حتی یک توافق بینابینی باشد، ناگزیر آمریکا نیز باید انعطاف‌هایی را بپذیرد». این مدرس دانشگاه یادآوری می‌کند که «ایالات متحده یک‌ بار مسیر اقدام نظامی را در جنگ 12روزه آزموده و خود ترامپ زمانی مدعی بود که تأسیسات هسته‌ای ایران را به‌ طور کامل نابود کرده است؛ ادعایی که اکنون حتی از سوی خود او نیز با تردید و عقب‌نشینی مواجه شده است». از این منظر است که ابوالفتح استدلال می‌کند که «تکرار مسیری که یک‌ بار نتیجه نداده، منطقی به نظر نمی‌رسد؛ هرچند درباره ترامپ هیچ گزینه‌ای را نمی‌توان از پیش کنار گذاشت».
کارشناش حوزه آمریکا همچنین درباره تحلیل تغییر لحن ترامپ هشدار می‌دهد. چون به باور او، «رئیس‌جمهور آمریکا فردی است که می‌تواند در عرض چند ساعت، مواضعی کاملا متضاد اتخاذ کند؛ از اعلام قریب‌الوقوع بودن جنگ تا تأکید بر موفقیت‌‌داشتن یا موفقیت‌نداشتن عملیات نظامی و از آن‌ سو وعده توافق نزدیک». به‌همین‌دلیل او توصیه می‌کند که «به جای تمرکز بر اظهارات متناقض ترامپ، باید رفتار کلی دولت ایالات متحده را مبنای تحلیل قرار داد». در این چارچوب، ابوالفتح معتقد است که «آمریکا به‌تدریج از نقطه‌ای که جنگ حتمی به نظر می‌رسید، فاصله گرفته و به سمت افزایش احتمال توافق حرکت کرده است؛ هرچند جنگ همچنان به‌ طور کامل منتفی نیست». در بخش پایانی تحلیل، این تحلیلگر به تجربه‌های پیشین و امکان تکرار اقدام نظامی حتی در جریان مذاکرات اشاره می‌کند و به باور او، «استفاده هم‌زمان از دیپلماسی و جنگ برای ترامپ نه‌تنها در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه واجد شرایطی برای کسب امتیازات حداکثری است»، پس او تأکید می‌کند که «تهران هم باید گزینه استفاده هم‌زمان از دیپلماسی و میدان را داشته باشد. ازاین‌رو حرکت در مسیر مذاکره به معنای غفلت از آمادگی‌های دفاعی نیست و برعکس، حفظ بالاترین سطح آمادگی دفاعی می‌تواند پشتوانه دیپلماسی باشد». از نگاه ابوالفتح، تصور «یا دیپلماسی یا میدان» یک دوگانه نادرست است؛ چراکه در شرایط پرابهام کنونی، هم تلاش برای رسیدن به توافق ضروری است و هم حفظ هوشیاری کامل در برابر سناریوهای پرخطر.
بازار


نظرات شما