کرمان رصد - جهان سال نو میلادی را با آتشبازی و آرزوی صلح آغاز میکند، اما پشت این نورهای رنگین، جنگ و آشوبی جریان دارد که حاصل برنامهریزی هدفمند قدرتهایی است که بیثباتی را ابزار سلطه کردهاند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما ، سال نو میلادی مبارک. آغاز سال ۲۰۲۶ را تبریک میگوییم؛ سالی که مانند هر سال با آتشبازیهای باشکوه در شهرهای بزرگ دنیا آغاز میشود. میلیونها انسان، برای ساعاتی، چشم به آسمان میدوزند و از نورهای رنگین قرمز، نارنجی، سبز و آبی لذت میبرند؛ لحظاتی کوتاه از شادی، امید و آرزوی آرامش.
برخی مردم جهان، همانند هر سال، با ورود به سال جدید میلادی آرزو میکنند که آیندهای آرامتر، عادلانهتر و انسانیتر در انتظارشان باشد. اما در پس این تصاویر زیبا و جشنهای پرزرقوبرق، واقعیتی تلخ جریان دارد که نباید از نظر دور بماند؛ واقعیتی که به **برنامهریزی هدفمند برای آشوب، جنگ و سلطه** بازمیگردد. همان برگزارکنندگان کریسمس در اروپا و آمریکا با شعار صلح طلبی، همان جنایت کاران در دیگر سرزمینهای جهان هستند.
در حالی که مردم به صلح میاندیشند، برنامهریزان قدرت برای جهان نقشه میکشند. نقشههایی دقیق، چندلایه و بلندمدت که هدف نهایی آنها سلطه بر منابع طبیعی، انسانی و فکری ملتهاست. این برنامهها نه اتفاقیاند و نه مقطعی؛ سالهاست که گامبهگام و همچون قطعات یک جورچین کنار هم چیده میشوند تا قدرت و ثروت بیشتری را در اختیار اقلیتی محدود قرار دهند.
در این معادله نابرابر، ملتهای جهان به کارگرانی میمانند که برای کارفرمایی ثروتمند، خودخواه و بیرحم کار میکنند؛ کارفرمایی که نهتنها حقوقی برای آنها قائل نیست، بلکه حتی حق زیستن شرافتمندانه را نیز از ایشان دریغ میکند.
نگاهی به تاریخ، گواه روشنی بر این واقعیت است. اثر انگشتان خونی استعمارگران از چند قرن پیش تاکنون بر صفحه تاریخ باقی مانده است:
از به بردگی کشاندن میلیونها انسان آفریقایی، شکنجه و قتل مردان، زنان و کودکانی بیگناه.
از نسلکشی سرخپوستان آمریکا برای غصب سرزمینهایشان.
تا ربوده شدن و کشتار بومیان استرالیا و دهها شاهد مثال دیگر از این دست.
اما استعمار در عصر کنونی، چهرهای نو به خود گرفته است. امروز، سلطه تنها با زنجیر و اسلحه نیست؛ بلکه با **رسانه، تصویر، روایت و مهندسی افکار عمومی** اعمال میشود. سلطهگران با در اختیار گرفتن رسانههای دیداری، شنیداری و فضای مجازی، نهفقط بر زمین، که بر ذهن و روح انسانها نیز چنگ انداختهاند.
شاید به همین علت است که با اطمینان و بیپروایی، جنایات دهشتناک خود را تکرار میکنند. نمونه آشکار آن، فاجعه انسانی غزه است؛ جایی که طی حدود دو سال، دهها هزار زن، کودک و غیرنظامی قربانی شدند، بیآنکه عاملان این جنایات نگران پاسخگویی باشند. آنها مطمئناند که با گذر زمان، میتوان حقیقت را وارونه جلوه داد و حتی جنایت را به «حق» تبدیل کرد و آیا میتوان در این معادله به سهمی از صلح و آرامش برای ساکنان مظلوم غزه امیدوار بود؟
هرچند با گسترش دسترسی مردم به دوربین و اینترنت، افسار رسانه تا حدی از دست اربابان قدرت خارج شده است، اما نفوذ آنها در شئون مختلف زندگی بشر هنوز به اندازهای هست که بدون احساس خطر جدی، هم جنایت کنند و هم آشکارا از برنامههای آینده خود سخن بگویند؛ گویی نمایش بیرحمی، خود ابزاری برای ایجاد ترس و تسلیم است.
در چنین شرایطی، میتوان گفت مردم جهان تا حدی به **گروگانهای نظم مسلط جهانی** تبدیل شدهاند؛ گروگانهایی که با وجود اجبار به اطاعت، هنوز امید به رهایی را از دست ندادهاند؛ و این امید بیپایه نیست.
راه نجات، آگاهی و بیداری است؛ بیداریای که هر سال گستردهتر میشود و ملتها را به تفکر، پرسشگری و مقاومت وا میدارد. هرچند این حرکت آنقدر سریع نیست که فوراً مانع جنایت سازمان یافته استعمارگران غربی و آمریکایی شود، اما آنقدر قدرتمند هست که حقیقت را زنده نگه دارد و هر انسان را به رسانهای برای فریاد علیه ظلم تبدیل کند.
امروز، از آسیا تا آفریقا، از اروپا تا آمریکا، آتش جنگ و بیثباتی زبانه میکشد: سوریه، لبنان، عراق، یمن، لیبی، ونزوئلا، اوکراین و در رأس همه، فلسطین. با این حال، در دل همین تاریکی، جرقههای آگاهی روشن شده است.
سال میلادی دیگری آغاز شد
سالی که هزاران انسان با نگاه به آتشبازیهای سال نو، در دل آرزو کردند کاش این آتشها فقط برای جشن و شادی باشد، نه آتشی که سردمداران جهان برای به بردگی کشاندن ملتها در هر گوشهای از دنیا برافروختهاند.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی