عصر قم - حکام مستبد بحرین قصد دارند حدود شصت عالم دین را در یک روز به پای میز محاکمه کشانند. این محاکمه، داوری بر افراد نیست؛ بلکه داوری بر اصل روحانیت و رسالت آنان است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در روزگاری که سکوت، خود یک فتواست، منامه کیفرخواستی نوشته است که در ستون «متهم» آن، نام یک فرد نمی درخشد؛ بلکه نام یک نهاد، یک تاریخ و یک پرچم برافراشته در دل حقجویان عالم است .
حکام مستبد بحرین قصد دارند حدود شصت عالم دین را در یک روز به پای میز محاکمه کشانند؛ نه برای آن که کاری کرده باشند؛ بلکه برای آن که بوده اند . برای آن که در جزیره ای کوچک، امتداد رسالت انبیا ی الهی را زنده نگه داشته و اجازه ندادند که منبر، به دیوار سکوت دربار ستمشاهی بدل شود. این محاکمه، داوری بر افراد نیست؛ بلکه داوری بر اصل روحانیت و رسالت آنان است .
حکم شرعی این واقعه را باید از سرچشمه فقه جست وجو کرد؛ اما تکلیف آن بر هیچ عالمی پوشیده نیست. آن جا که دین خدا را به بند کشیده و زبان هدایت را می برند، سکوت، تنها یک خطای سیاسی، سنجیده نمی شود؛ بلکه خیانتی است در حرمت علم و در امانت تبلیغ .
امروز عالمان بحرین نه به جرم شورش که به جرم ارشاد و امر به معروف محاکمه می شوند و در چنین معادله ای، هر صدایی که خاموش بماند، در آن کیفرخواست، شریک خواهد بود. حرمت خون و آبروی عالمان دین، از احکام مسلّم شرع است و پاسداشت آن بر عهده همه کسانی است که بر کرسی تبیین نشسته اند .
اما این نمایشنامه، افقی فراتر از یک پرونده قضایی دارد. آ ل خلیفه سال هاست طرحی بزرگ تر را به پیش می برد که همان طرح «خلع سلاح معنوی شیعیان منطقه» است؛ چراکه سلاح مردم مسلمان و جبهه حق را، نه در زرادخانه ها؛ بلکه در محراب و منبر و در حافظه جمعی مقاومت می دانند. از همین رو با تلاش های فراوان، ابتدا جمعیت های مردمی را منحل کردند و سپس تابعیت را به بازیچه گرفتند، آن گاه شیخ مقاومت را در حصر خانگی نشاندند و امروز به سراغ مدرسان فقه و اصول و مبلغان احکام آمده اند.

منطق حاکم مستبد بحرین روشن و واضح است. آنان معتقدند که «اگر ریشه را بخشکانند، شاخه ها خود فرو می ریزند» و اگر مدرس فقه را در سیاه چال کنند، امت بی زبان خواهد شد؛ اما این نقابی که بر چهره «پادشاهی اصلاح طلب» کشیده بودند، امروز در آفتاب این محاکمه ذوب شده است .
در برابر این تهدید اما، آنچه می درخشد، صبر ستودنی حوزه ای کوچک و محاصره شده است که سال ها با کمترین امکانات، پرچم هدایت را برافراشته نگاه داشته است. علمای بحرین، شاگردان مکتب صبرند؛ مکتبی که در آن، زندان، دانشگاه تبیین می شود و حصر، میدان جهاد کبری.
درس حوزه های بحرین به حوزه های علمیه
حوزه های بحرین با همه تنگناهایی که در پیش روی آنان قرار دارد، درسی بزرگ به حوزه های بزرگ جهان اسلام دادند که «عزت روحانیت به شمار ساختمان ها و بودجه ها نیست، بلکه به استقامت، ایمان و اراده پولادین است». امروز بزرگ ترین رسوایی این روزگار آن است که حوزه ای به این کوچکی، این چنین استوار بایستد و مجامع به ظاهر پرشمار، محتاطانه سکوت پیشه کنند و از وزارت خارجه آنان کمترین تلاشی برای دفاع از آنان به چشم نخورد .
امروز پرسش اصلی این جاست که چرا دستگاه سرکوب منامه، پس از این همه محکومیت مراجع و بیانیه های تند علما، گویا هزینه این محکومیت ها را ناچیز می شمارد؟ پاسخ اما در فاصله میان «اعلام» و «اقدام» است؛ چراکه محکومیت مکرر، اگر به سازوکار نرسد، خود به بخشی از تشریفات بدل می شود و امروز وضعیت علمای بحرین و کشورهای مشابه، به مرحله ای رسیده است که نیازمند زنجیره ای از تدابیر عینی هستیم و حداقل چیزی که می توان در این زمینه انجام داد عبارتند از: «برخورد و فشار شدید سیاسی کشورهای مسلمان، تحریم علمی و فرهنگی نهادهای همدست، قطع پیوندهای آموزشی با ساختار سرکوب، به رسمیت شناختن محاصره علمی بحرین در مجامع حوزوی و شکل گیری یک هم آوایی نهادی روحانیت جهان اسلام تا هزینه تعدی به عالم دین را از حد یک بیانیه فراتر ببرند ».

امروز مقاومت منبر، نیازمند پشتوانه نهاد است، نه فقط همدلی وجدان
وظیفه دیگر امروز ما، وظیفه تبیین است. در سال هایی که بازار سنجش یکسان ظالم و مظلوم گرم است و مدعیان حقوق بشر، قاتل و مقتول را در یک ترازو گذاشته و از ظالم طرفداری می کنند، رسالت حوزه آن است که مرز حق و باطل را با زبان فقه و برهان، روشن و بی لرزش نگه دارد و بحرین، آزمون این مرزبندی است . هرگاه امت اسلامی در شناخت مظلوم تردید کند، جبهه باطل یک گام به پیش خواهد رفت و هرگاه علمای دین، بی پرده و بی تعارف، نام ظالم را ببرند، آن کیفرخواست ساختگی، در همان دادگاه وجدان بشری مندرس می شود.
امروز چشم مادران زندانی به منبرهاست. آنان از ما نه ترحم می خواهند و نه اشک؛ بلکه صدای رسا می خواهند و اقدام.
نویسنده: سعید چراغی