کرمان رصد - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
«اگر مختصر عقلی وجود داشته باشد، جنگی رخ نخواهد داد». این چکیده نگاه علیاکبر صالحی، وزیر خارجه اسبق ایران و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، به چشمانداز درگیری گسترده در منطقه است؛ جنگی که به باور او نه به تغییر نظام سیاسی ایران منجر میشود، نه انسجام ملی را از بین میبرد و نه اهداف راهبردی آمریکا را محقق میکند اما میتواند به زیرساختهای منطقه چنان آسیب بزند که جبران خسارات آن، دههها زمان ببرد. صالحی در گفتوگو با «انتخاب» هشدار داده است که حاصل چنین جنگی، در نهایت، شکلگیری یک «سرزمین سوخته» در منطقه خواهد بود که به باور او با تضعیف یا عقبنشینی آمریکا میتواند، دست اسرائیل را برای گسترش دامنه تحرکات منطقهای خود بازتر کند. از نگاه این دیپلمات باسابقه، دامنه خسارتهای جنگ به مرزهای منطقه محدود نمیماند و آسیب به زیرساختهای انرژی، صنایع شیمیایی و تولید کودهای شیمیایی، اقتصاد جهانی بهویژه اروپا را نیز تحت فشار قرار خواهد داد. صالحی همچنین با اشاره به بحرانهای داخلی اسرائیل، افزایش بدهیهای دولت این کشور، تشدید تنشهای منطقهای و تغییر نگاه افکار عمومی جهان به تلآویو، از هزینههای سیاسی و نظامی حمایت بیقیدوشرط آمریکا از اسرائیل میگوید. او در عین حال انگیزههای سیاسی نتانیاهو را از عوامل مؤثر بر تصمیمهای نظامی اسرائیل میداند و نسبت به پیامدهای راهبردی ایده «اسرائیل بزرگ» و تأثیر آن بر آینده منطقه هشدار میدهد.
جنگی که برنده ندارد
صالحی درباره پیامدهای یک درگیری گسترده در منطقه میگوید: «در حال حاضر، حتی با سطح فعلی تنشها، جهان زیانهای زیادی دیده است. اما در صورت وقوع جنگی گستردهتر، این خسارتها جبرانناپذیر و بلندمدت خواهد بود. تاکنون عمدتاً مسئله عبور و مرور کشتیها مطرح بوده اما در جنگ احتمالی، منابع تولید مواد شیمیایی، کودهای شیمیایی و زیرساختهای انرژی نیز آسیب جدی خواهند دید و جهان وارد شرایط بسیار دشوارتری میشود. نمونههایی از این فشارها هماکنون در اروپا قابل مشاهده است. رئیسجمهور فرانسه یکی از دلایل ناآرامیها و مشکلات اقتصادی کشورش را تأثیرات غیرمستقیم جنگ در منطقه دانسته است. جرقههای مشابهی در ایتالیا و حتی آلبانی زده شده و اگر این وضعیت تشدید شود، ممکن است بخشهای گستردهتری از اروپا را در آینده نزدیک- که نیاز به انرژی حیاتی است- دربر گیرد». او با رد این ارزیابی که جنگ میتواند، اهداف سیاسی و راهبردی آمریکا در قبال ایران را محقق کند، ادامه میدهد: «ابتدا باید ببینیم آن نتایج چیست. آیا رژیم تغییر میکند؟ به نظر من خیر. آیا مردم از نظام فاصله میگیرند و کشور را رها میکنند؟ برعکس، انسجام داخلی بیشتر میشود. آیا ایران تکهپاره میشود؟ مردم چنین اجازهای نخواهند داد. آیا ایران وارد مدار سیاستگذاری غرب میشود؟ مطلقاً خیر. پس آمریکا چه میخواهد؟ نه میتواند ایران را در مدار سیاسی خود قرار دهد، نه آن را تجزیه کند، نه نظام را عوض کند و نه مردم را از نظام جدا سازد. نتیجه نهایی، آسیب مادی به ایران است؛ گرفتاریهایی که شاید ۳۰ تا ۴۰ سال کشور را عقب بیندازد. اما تاریخ کشورها با دههها نوشته نمیشود؛ حداقل با قرنها سنجیده میشود. خود آمریکا حدود دو و نیم قرن پیش از صفر شروع کرد و به ابرقدرت تبدیل شد. بنابراین اگر مختصر عقلی وجود داشته باشد چنین جنگی رخ نخواهد داد. در غیر این صورت، پای نادانی، حماقت، جهالت از حقایق علیالارض و تصمیمگیریهای احساسی و عاطفی در میان است». صالحی درباره احتمال ورود کشورهای اروپایی به بحران و اعزام نیرو برای اسکورت کشتیها میگوید: «آمریکا با تمامی امکاناتی که بسیج کرده، نتوانسته عملا کار شاخصی انجام دهد، اروپا که در مقام مقایسه عددی نیست. مثلاً این پایگاهها و هواپیماهای سوخترسان؛ دهها، نمیدانم، هواپیمای سوخترسان. اصلاً همینجوری آسمان خلیج فارس را تبدیل به ایستگاه پمپ بنزینی هواپیما کردهاند؛ با این همه، هیچ کاری جدیای نتوانستهاند بکنند. اروپا، مثلاً انگلیس، میگوید ما یک تایفون فرستادیم؛ یک هواپیما! این چه کاری میتواند بکند؟ فقط میخواهند نمایش مشارکت و همپیمانی بدهند. در عمل با توجه به نتایج اسفبار در عراق و افغانستان این بار اروپا با احتیاط بیشتری عمل میکند».
اسرائیل در محاصره بحرانها
وزیر خارجه اسبق ایران، وضعیت اسرائیل را مجموعهای از بحرانهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی میداند که در کنار تنشهای منطقهای، آینده این رژیم را با دشواری روبهرو کرده است. صالحی در این باره میگوید: «در اسرائیل، مطبوعات واقعیتها را کامل بازتاب نمیدهند اما بهطور اجمال مشخص است که جنوب لبنان آشفته است، غزه تکلیفش روشن نشده و کرانه باختری وارد فاز جدید تشنج جدی شده است. علاوه بر آن اختلافات سیاسی داخلی اسرائیل جدی است و بدهی مالی دولت اسرائیل به شکل فوقالعادهای افزایش یافته. این موضوع در بلندمدت فشار اقتصادی سنگینی ایجاد خواهد کرد حتی اگر حمایتهای بینالمللی موقتاً ارزش پول را حفظ کند. تنشهای لفظی و عملی با سوریه و ترکیه نیز در حال شکلگیری و اوجگیری است. در مورد عربستان و حوثیها، بابالمندب فعلاً برای کشتیهای تجاری کشورهای جهان باز است و تنها به کشتیهای مرتبط با عربستان، حساسیت نشان داده میشود. اما در صورت تشدید جنگ این تنگه نیز با بحران غیرقابل کنترل روبهرو خواهد شد و یقیناً مشکلات جدیدی رخ خواهد داد. اگر چنین جنگی رخ دهد، در نهایت یک سرزمین سوخته در کل منطقه پدید میآید که راه را برای اسرائیل هموارتر میکند. آمریکا کنار میکشد یا تضعیف میشود و عملاً اسرائیل به عنوان بازیگر، فرصت جولان بیشتری پیدا میکند. این خطرناک است. پس از ایجاد منطقه سوخته، اسرائیل با جدیت بیشتری به سمت مصر و ترکیه خواهد رفت. همه این چیدمان حوادث، هرچند ممکن است تخیلی به نظر برسد، در دل ایده و آرمان تخیلی «اسرائیل بزرگ» (از نیل تا فرات) نهفته است. نتانیاهو چند ماه پیش و حتی سفیر آمریکا در اسرائیل صراحتاً و بهطور آشکارا و وقیحانه در این باره سخن گفته و برخی اندیشکدههای اسرائیلی نیز بر ضرورت تحقق آنچه در پرچم اسرائیل نمادین شده، تأکید دارند».
نتانیاهو و هزینههای یک جنگ سیاسی
صالحی با اشاره به انتخابات پیشروی اسرائیل، حمله نظامی در آستانه انتخابات را اقدامی میداند که ممکن است بهجای تقویت موقعیت نتانیاهو، بحرانهای داخلی او را تشدید کند. او معتقد است: «اسرائیل در آستانه انتخابات حمله نخواهد کرد زیرا این کار بیشتر آن را تضعیف میکند و اوضاع داخلی آن را آشفتهتر میکند. گروههای سیاسی مخالف نتانیاهو ممکن است در ظاهر موقتاً حمایت کنند اما در باطن میگویند این جنگ از باب دلسوزی برای اسرائیل نیست بلکه برای نجات سیاسی خود او و کنار زدن رقبا بوده و هزینه آن از جیب مردم اسرائیل پرداخت میشود. اگر هدفش اسرائیل بود با اقدامات سه سال اخیر، اسرائیل را در افکار عمومی جهان نابود و بیآبرو نمیکرد. اسرائیلی که دههها سعی میکرد با لابی گسترده رسانهای خود در رسانههای معتبر جهان، چهرهای صلحطلب، تمدنساز و دموکراتیک از خود نشان دهد اکنون همین تصویر ساختگی را هم از دست داده است. سیاستمداران جهان ممکن است به دلایل مختلف جرأت انتقاد نداشته باشند اما مردم جهان متفاوتاند. نمونههایی از اعتراضات مردمی در کشورهای مختلف، از جمله کانادا، نشاندهنده تغییر افکار عمومی است. شناسایی نتانیاهو به عنوان مجرم حقوق بشری نیز بیآبرویی جدی برای اسرائیل ایجاد کرده است. اکنون نتانیاهو برای حفظ خود، در مسیر تخریب بیشتر جامعه اسرائیل آن هم از جیب مردم آن گام برمیدارد».
هزینه حمایت از اسرائیل برای واشنگتن
در ارزیابی صالحی، پیامدهای جنگ تنها به وضعیت اسرائیل محدود نمیشود و آمریکا نیز از حمایت همهجانبه از تلآویو هزینه میپردازد؛ هزینهای که به اعتقاد او در جایگاه بینالمللی و تصویر قدرت نظامی واشنگتن منعکس شده است. او درباره تغییر فضای سیاسی آمریکا در قبال اسرائیل میگوید: «میخ اسرائیل در آمریکا شل شده است. در گذشته، انتقاد صریح از اسرائیل تقریباً غیرممکن بود. اکنون اندیشکدهها و حتی برخی مقامات ارشد آمریکایی صراحتاً انتقاد میکنند. آمریکا به خاطر حمایت همهجانبه از اسرائیل و زیر پا گذاشتن مقررات بینالمللی، حیثیت سیاسی و نظامی خود را به خطر انداخته است. واقعیت توان نظامی آمریکا برای رقبا مانند چین و روسیه، آشکارتر شده است. ظاهر اتحاد غربی حفظ میشود اما در باطن اختلافات جدی وجود دارد؛ همانگونه که قرآن میفرماید: «تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتی». صالحی در پایان، با اشاره به انتخابات پیشروی آمریکا و اسرائیل، بر دشواری پیشبینی نتایج در شرایط متغیر بینالمللی تأکید میکند اما از احتمال کاهش موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان در آمریکا و حزب نتانیاهو در اسرائیل سخن میگوید. او در این باره تصریح میکند: «هر چند با توجه به حساسیت بسیار بالای شرایط موجود بینالمللی و درهمتنیدگی و سیال بودن بحرانها، پیشبینی دقیق مشکل است ولی به نظر میرسد، سرنوشت هر دو انتخابات تا حدی قابل پیشبینی است. در آمریکا بسیاری از آرا به سمت شکست جمهوریخواهان متمایل شده و شکست آنها محتمل به نظر میرسد. در اسرائیل نیز نظرسنجیها نشان میدهد، حزب نتانیاهو حداقل ۱۰ تا ۱۲ کرسی کمتر از دوره فعلی خواهد داشت. حتی با ائتلافها، جمع نهایی بسیار کمتر از دوره قبلی خواهد بود».