کرمان رصد - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالناصر سعید| تثبیت راهبردی در ساحل غربی و بازتعریف موازنه دریای سرخ
تحولات شتابان هفتههای گذشته در غرب و جنوب یمن، معادله بحران دهساله این کشور را وارد مرحلهای نوین کرده است؛ مرحلهای که در آن صنعا از موضع «دفاع واکنشی و مدیریت بحران بقا» به مرحله «تثبیت حاکمیت سرزمینی و اعمال نفوذ ژئوپلیتیک» گذر کرده است. آنچه نیروهای دولت مستقر در صنعا (انصارالله) در روزهای اخیر رقم زدند، یک مانور مقطعی نیست، بلکه بازطراحی عینی موازنه قدرت بر مبنای سه دستاورد همزمان است:
۱. تثبیت مادی بر گلوگاه بابالمندب- مهمترین نقطه عطف میدانی، تسلط نیروهای صنعا بر شهر و بندر استراتژیک «المخا» و به دنبال آن جزیره حیاتی «میون» (پریم) در میانه تنگه بابالمندب بود. ارزش این دستاورد در آن است که نفوذ صنعا بر این آبراه بینالمللی را از «بازدارندگی پرتابهای و موشکی از راه دور» به «اشراف توپوگرافیک و سرزمینی مستقیم» ارتقا داد. همانگونه که موسسات مطالعاتی بینالمللی نظیر «چتمهاوس» نیز اذعان کردهاند، این پیشروی مهمترین دگرگونی در نقشه ژئوپلیتیک یمن طی سالهای اخیر به شمار میرود. صنعا نشان داد که امنیت و پایداری دریانوردی در دریای سرخ دیگر بدون در نظر گرفتن موقعیت زمینی و حقوق حاکمیتی آن قابل تضمین نخواهد بود. با این حال، این اشراف سرزمینی به معنای کنترل مطلق بر کشتیرانی بینالمللی نیست؛ امنیت بابالمندب محصول مجموعهای از عوامل است، از جمله حضور قدرتهای دریایی خارجی، واکنش کشورهای ساحلی، توان نظامی عربستان و متحدانش و مهمتر از همه، تصمیم بازیگران یمنی درباره مرز میان فشار نظامی و حفظ جریان تجارت بینالمللی. اهمیت دستاورد صنعا در این است که حذف آن از ترتیبات آینده امنیت دریای سرخ را دشوارتر کرده است، نه اینکه به تنهایی اختیار کامل این آبراه را در دست گرفته باشد.
۲. فشار بر خطوط مواصلاتی جنوب و چندپارگی اردوگاه رقیب- امتداد این عملیات به ارتفاعات مشرف بر حومه جنوبی و غربی استان تعز (محورهای بنیعمر، الحجریه و اخلال در شریان لجستیکی تعز- عدن) ...
دستاوردهای ساحلی را به یک عمق دفاعی متصل ساخت. این پیشروی البته محصول دو عامل همراستا بود: آمادگی رزمی نیروهای صنعا از یکسو و تعمیق بحران بیاعتمادی و چندپارگی در اردوگاه ائتلاف رقیب-بهویژه میان ریاض و حزب «الاصلاح»-ازسوی دیگر. با این همه، نبردهای شدید پیرامون مرکز شهر تعز و تداوم تبادل آتش و بمبارانهای متقابل هوایی نشان میدهد که طرفهای مقابل نیز حاضر به پذیرش آسان این واقعیت جدید نیستند و موازنه همچنان در بستری از «بازدارندگی پرهزینه و متقابل» جریان دارد. حملات هوایی گسترده به مناطق تحت کنترل صنعا و گزارش برخورد پرتابهای با یک مدرسه در نجران، صرفنظر از اختلاف درباره منشا آن، نشان میدهد که هیچ یک از دوطرف هنوز قادر به حذف دیگری نیست. برتری هوایی و مالی عربستان در مقابل قدرت جغرافیایی، موشکی و پهپادی صنعا، معادلهای نامتقارن، اما متقابل پدید آورده که جایگزینی برای سازوکار سیاسی ندارد.
۳. پیوند دستاورد نظامی با «کارآمدی خدماتی و اقتصادی»
وجه تمایز صنعا در این دوره، تلاش هدفمند برای تثبیت مشروعیت داخلی بود؛ اقدامی که صدای آن کمتر در محافل تبلیغاتی شنیده میشود: حکمرانی زیر فشار: اعلام و افتتاح بیش از ۱۲۰۰ پروژه خدماتی و زیربنایی در پایتخت (به ارزشی فراتر از ۵۶ میلیارد ریال یمن) در کنار ۱۱۸ طرح توسعهای در مناطقی چون الضالع، بهویژه اتکا به شبکههای انرژی خورشیدی برای نجات زیرساختهای درمانی و آب شرب، نشان داد که این ساختار در پی اثبات توان مدیریت مدنی است. در کشوری که زیرساختهای آن طی سالها جنگ آسیب دیده، تامین آب، برق، راه و خدمات درمانی تنها یک امر فنی نیست، بلکه بخشی از رقابت بر سر مشروعیت سیاسی محسوب میشود. دیپلماسی بندری و جذب تجارت: اقدام فوری صنعا در اعلام تخفیفهای ۵۰درصدی بر عوارض گمرکی و خدمات بندری در بنادر تحت کنترل خود ازجمله المخا، رقابت را از سنگرهای خاکی به شریانهای مالی کشاند؛ ابتکاری که هدف آن سوق دادن مسیر تجاری بخش خصوصی به مناطقی است که بخش عمده جمعیت یمن در آن ساکنند. با این حال، آثار واقعی این سیاست را نه در متن اعلامیهها، بلکه باید در حجم ورود کشتیها، قیمت کالاهای اساسی و هزینه نهایی مصرفکننده سنجید.
کانون تصمیمگیری در خود یمن است- در تحلیل این رویدادها، تکرار کلیشههای رایج که هر تحول میدانی را به رقابتهای منطقهای یا دستور مستقیم تهران تقلیل میدهند، مانع از درک دینامیکهای واقعی یمن میشود. مرکز اراده، ارزیابی منافع ملی و صدور فرمان در صنعاست.
انصارالله یک بازیگر اصیل، مستقل و ریشهدار یمنی است که برمبنای درک خود از امنیت سرزمینی، مطالبات جامعه و حقوق حاکمیتی یمن عمل میکند. همگراییهای منطقهای یا حمایتهای سیاسی، جایگزین اراده ملی یک جنبش مستقل نیست. نگاه واقعبینانه ایجاب میکند نیروهای خارجی بپذیرند که با یک دولت مستقر و دارای پایگاه عمیق اجتماعی روبهرو هستند نه یک ابزار نیابتی.
نتیجه- تحولات پاییز ۲۰۲۶ نشان داد که بازگشت به وضعیت پیشین و کنار گذاشتن صنعا از معادله یمن با ابزارهای صرفا نظامی یا مالی دشوار شده است. قدرت جدیدی که کنترل المخا، اشراف بر بابالمندب و مدیریت خدمات میلیونها شهروند را توامان در دست دارد، نقشه بازی را تغییر داده است. اما این قدرت فزاینده، مسوولیت صنعا را نیز درقبال جان غیرنظامیان، آزادی تجارت، اداره شفاف منابع و فراهم کردن زمینه گفتوگوی ملی سنگینتر میکند. قدرتی که خواهان به رسمیت شناخته شدن است، باید نشان دهد که میتواند میان بازدارندگی و خویشتنداری، میان اقتدار و پاسخگویی و میان پیروزی نظامی و صلح پایدار تمایز قائل شود. هرگونه راهحل پایدار برای آینده یمن و ترتیبات امنیتی آبراههای بینالمللی، ناگزیر باید از مسیر گفتوگوی یمنی-یمنی، احترام به استقلال تصمیمگیری صنعا و پذیرش واقعیتهای تثبیت شده بر زمین بگذرد. بابالمندب میتواند اهرم یک منازعه بیپایان باقی بماند یا به نقطه آغاز ترتیباتی تازه برای امنیت جمعی تبدیل شود. انتخاب میان این دو مسیر، پیش و بیش از هر پایتخت دیگری، در خود یمن صورت خواهد گرفت.