کرمان رصد - فارس / شبیخون شجاعانه ۲۸ نفر از رزمندگان سپاه به فرماندهی شهید علی غیور اصلی در ۹ مهرماه ۱۳۵۹، دشمن بعثی را غافلگیر کرد و مانع از سقوط شهر اهواز شد.
۹ مهرماه سال ۱۳۵۹ بود؛ روزهای دلهره و امتحان سخت برای خوزستان. ارتش بعث عراق با لشکرهای زرهی و تجهیزات پیشرفته تا دندان مسلح شده بود تا کار ایران را در همان روزهای نخست یکسره کند. دشمن با عبور از رودخانه کرخه، تا دامنههای اهواز و جاده حمیدیه پیش آمده بود و صدای انفجار مهیب انبار مهمات تپه فولی آباد، اضطراب را در دل مردم اهواز دوچندان کرده بود. همهچیز بوی سقوط میداد و خیلیها فکر میکردند تانکهای عراقی چند ساعت دیگر وارد شهر میشوند.اما در این تاریکی مطلقِ ناامیدی، چراغی روشن شد که مسیر جنگ را تغییر داد.
شبیخونی که محاسبات صدام را به هم ریخت
در آن لحظات سرنوشتساز، فقط اندکی از پاسداران جانبرکف اهواز در مقر سپاه جمع شده بودند. میان آنها مردی شجاع به نام «علی غیور اصلی» (مسئول آموزش سپاه پاسداران خوزستان) حضور داشت که نخواست دست رو روی دست بگذارد. او با تکیه بر ایمان و شجاعت، دستهای کوچک اما پولادین به استعداد فقط ۲۸ نفر تشکیل داد و شبانه به دل دشمن زد.
این گروه کوچک به ۱۴ تیم آرپیزن تقسیم شدند و در حاشیه جاده حمیدیه - اهواز در سکوت مطلق کمین کردند. ساعت ۴ بامداد روز ۹ مهر ۱۳۵۹، با فرمان شهید غیور اصلی، طوفانی از آتش بر سر ستون زرهی عراقیها آوار شد.
فرار دشمن با تصور یک لشکر عظیم
حمله آنقدر غافلگیرکننده و دقیق بود که ارتش مجهز عراق دچار وحشت و سردرگمی عظیمی شد. فرماندهان عراقی که فکر میکردند با یک لشکر زرهی بزرگ روبهرو شدهاند، با برجای گذاشتن تلفات سنگین و تانکهای سالم، پا به فرار گذاشتند و به سمت کرخه کور عقبنشینی کردند.
با این شبیخون دلیرانه، نه تنها خطر سقوط از بیخ گوش اهواز کنده شد، بلکه جاده حمیدیه - سوسنگرد آزاد شد و رزمندگان به همراه هوانیروز قهرمان ارتش، مسیر خود را برای پاکسازی مناطق اشغالی ادامه دادند.
یاد قهرمانان همیشه زنده است
در این عملیات بینظیر، دشمن بعثی ضربه مهلکی خورد و بستان و سوسنگرد نیز از لوث وجود عناصر ضدانقلاب و مزدوران رژیم بعث پاکسازی شدند. سهم ما در این حماسه بزرگ، تنها ۴ شهیدی بود که خون پاکشان ریشه امنیت امروز این آب و خاک را آبیاری کرد.
