کرمان رصد - ورزش 3 /عکسهای فاطمه برمکی امروز در ناگویا دستبهدست میشد: درشتاندامترین ورزشکار زن تاریخ ایران.
فاطمه برمکی یکی از متفاوتترین چهرههای کاروان ایران در بازیهای آسیایی ناگویا بود. فوقسنگین کوراش ایران با اندامی بسیار درشتتر از بیشتر رقبایش وارد میدان شد و خیلی زود توجه تماشاگران و عکاسان را به خودش جلب کرد. تصاویر مبارزه او با حریفی از چینتایپه هم به یکی از پربازدیدترین عکسهای روز مسابقات تبدیل شد.
اما برای برمکی، این داستان قرار نبود به چند عکس جذاب ختم شود. او برای طلا آمده بود.

قرعه برای نماینده ایران در شروع کار چندان بد نبود و برمکی در دور نخست استراحت داشت. نخستین مبارزهاش در یکچهارم نهایی برابر یاچونگ یان از چینتایپه بود؛ مسابقهای که خیلی زود به نفع برمکی تمام شد. سه بر صفر برد و رفت سراغ نیمهنهایی، جایی که دیگر خبری از آزمون سبک و سنگین نبود.


حریف بعدی هم از چینتایپه میآمد؛ شیلیو لیلینگ.روی کاغذ، برمکی با آن جثه و قدرت بدنی، تصویری ترسناک برای حریف داشت. اما کوراش قرار نیست مسابقه انتخاب سنگینترین آدم روی تاتامی باشد. یک فن کافی است تا تمام معادلاتی که از بیرون میسازیم به هم بریزد.
همین اتفاق افتاد.لیلینگ توانست فن خودش را اجرا کند و مبارزه را از دست برمکی خارج کند. نتیجه نهایی پنج بر صفر بود؛ شکست سنگینی که در عین حال پایان کار برمکی در ناگویا نبود. مدال برنز برای نماینده ایران قطعی شد، اما فینال از دست رفت.


اینجا بود که آن لبخندها و تصاویر بامزه قبل از مسابقه، جای خودشان را به حسرت دادند.برمکی با توجه به نمایش قدرتمندش در مبارزه اول، امید زیادی برای رسیدن به فینال ایجاد کرده بود. کادر کوراش ایران هم روی طلای او حساب باز کرده بود، اما در همان مبارزهای که باید یک قدم دیگر به طلا نزدیک میشد، حریف چینتایپهای اجازه نداد قدرت بدنی برمکی تعیینکننده باشد.
این شاید جذابترین بخش داستان برمکی باشد؛ اینکه ۱۴۰ کیلوگرم وزن، لزوماً به معنی ۱۴۰ کیلوگرم برتری روی تاتامی نیست.
برنز آسیایی دستاورد بزرگی برای یک زن ورزشکار ایرانی است، مخصوصاً در سنگینترین وزن یک رشته رزمی. اما برای کسی که با هدف طلا وارد مسابقه شده، پله سوم معمولاً جشن کاملی نیست. برمکی حالا با یک مدال آسیایی به خانه برمیگردد، در حالی که احتمالاً بیشتر از همه به همان چند ثانیه نیمهنهایی فکر خواهد کرد؛ به مبارزهای که اگر یک فن آنطور که میخواست پیش میرفت، شاید امروز رنگ مدالش چیز دیگری بود.
