چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵
سیاسی

ترامپ دوباره اعتراف کرد:

جنگ، برای نفت

جنگ، برای نفت
کرمان رصد - ترامپ در ایرلند بار دیگر گفت به دنبال نفت ایران و تکرار الگوی ونزوئلا است؛ اعترافی که از هدف واقعی جنگ و ماهیت استعماری سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا پرده برمی‌دارد.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - ترامپ در ایرلند بار دیگر گفت به دنبال نفت ایران و تکرار الگوی ونزوئلا است؛ اعترافی که از هدف واقعی جنگ و ماهیت استعماری سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا پرده برمی‌دارد.

کرمان رصد


به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما ؛ روز یک شنبه، دونالد ترامپ در جریان سفر به ایرلند، ادعا کرد آمریکا می‌تواند در ایران بماند و نفت آن را مانند نفت ونزوئلا در کنترل خود داشته باشد؛ ادعایی نخ نما که در طول چند ماه گذشته بار‌ها تکرار شده است. به عنوان نمونه او در خرداد ماه، با انتشار پستی در شبکه‌های اجتماعی، صریحا گفت: «ایالات متحده امشب ضربه بسیار سنگینی به ایران خواهد زد... در مقطعی در آینده نه چندان دور، جزیره خارک و دیگر نقاط زیر ساخت نفتی را خواهیم گرفت و کنترل کامل بازار نفت و گاز آن‌ها را به دست خواهیم آورد، درست مانند کاری که در ونزوئلا انجام دادیم».
هر چند واشنگتن تاکنون قادر به اجرای این تهدید‌ها نبوده است، اما این اظهارات را نمی‌توان صرفاً به عنوان یک تهدید کلامی تلقی کرد، بلکه باید آن را به عنوان اقدامی برای پرده برداری از راهبردی دید که آمریکا حداقل از نهم اسفند ماه سال گذشته، تلاش کرده است آن را در منطقه غرب آسیا به مرحله اجرا در آورد. علی رغم این که ترامپ در جنگ با ایران به هیچ یک از اهداف راهبردی خود دست نیافته و همچنان تحت فشار قرار دارد، اما با این سخنان خود، نقاب از چهره پروژه‌ای برداشته است که در آن نفت ایران برای او نه به مثابه یک هدف جنبی، بلکه یکی از غایات اصلی جنگ است.
نکته قابل توجه این که، هر چند در سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا - که در نوامبر آن سال به امضای ترامپ رسیده - صراحتا بیان شده است که به دلیل تنوع منابع انرژی و تبدیل شدن آمریکا به یک صادر کننده خالص انرژی، منطقه غرب آسیا دیگر همانند نیم قرن گذشته، برای سیاست خارجی آمریکا از اولویت بالایی برخوردار نیست؛ اما این موضوع نباید موجب خطای محاسباتی در قبال سیاست‌های ترامپ شود؛ چرا که در بند‌های دیگری از این سند تصریح شده است آمریکا از تضمین منافع اصلی و حیاتی خود مبنی بر اینکه منابع انرژی به دست دشمن نیفتاده و تنگه هرمز نیز باز بماند، کوتاهی نخواهد کرد و همچنان این موضوع در اولویت قرار دارد. روشن است که از منظر آمریکا، ایران دستکم یکی از مصادیق مهم «دشمن» قلمداد می‌شود؛ بنابراین به بهانه تضمین امنیت انرژی آن‌ها به دنبال تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا از طریق کنترل ایران خواهند بود. به یقین این کنترل، شامل تلاش برای به چنگ آوردن نفت و گاز ایران نیز خواهد شد؛ موضوعی که ترامپ در این توییت صریحا به آن اشاره کرده و الگوی رفتاری آمریکا در ربایش نفت کشور‌هایی مانند عراق، سوریه و اخیرا ونزوئلا نیز به روشنی بر این مطلب شهادت می‌دهد.
تلاش برای به چنگ آوردن منابع انرژی ملت‌ها نه به تازگی، بلکه از دهه‌ها پیش به عنوان گزینه‌ای مطلوب بر روی میز سیاست خارجی آمریکا وجود داشته است؛ به عنوان نمونه مطابق برخی از اسناد فاش شده توسط آرشیو ملی انگلیس، سال ۱۹۷۳ و در جریان بحران نفت - که طی آن کشور‌های اوپک، قیمت نفت را به دلیل حمایت آمریکا و غرب از رژیم صهیونی در جنگ اکتبر (جنگ رمضان یا جنگ یوم کیپور) افزایش دادند- سرویس امنیتی انگلیس به دولت این کشور در مورد احتمال حمله نظامی آمریکا به شماری از کشور‌های عربی مانند عربستان، کویت و امارات برای تسلط بر منابع انرژی آن‌ها هشدار می‌دهد؛ بنابراین چشمداشت به منابع انرژی سایر کشور‌ها برای روسای جمهور آمریکا از نیکسون سال ۱۹۷۳ تا ترامپ سال ۲۰۲۶، تبدیل به یک الگوی رفتاری ثابت شده است. آن‌ها با اعمال قدرت نظامی، نه تنها به دنبال سیطره بر منابع نفتی کشور‌ها و بهره برداری از آن هستند، بلکه همزمان تلاش می‌کنند درآمد‌های نفتی کشور‌های مذکور را نیز تحت کنترل داشته باشند. با اینکه حدود ۲۳ سال از تاریخ اشغال عراق توسط آمریکا می‌گذرد، اما همچنان درآمد‌های نفتی آن‌ها به واسطه صندوق توسعه عراق، از سوی فدرال رزرو آمریکا کنترل می‌شود؛ موضوعی که استقلال اقتصادی و سیاسی عراق را عملا به حاشیه برده و توان تصمیمات مستقل مبتنی بر منافع ملی را از این کشور سلب کرده است؛ بنابراین اظهارات ترامپ در مورد تصرف منابع نفتی ایران، صرفا رجز خوانی در میدان جنگ نیست، بلکه بیان بی پرده و عریان یک راهبرد زیاده خواهانه امپریالیستی است که بار‌ها از سوی او تکرار شده است. اما ترامپ این بار نیز همچون گذشته دچار خطای محاسباتی شده است؛ خطایی راهبردی که بر درکی نادرست از معادله کنونی قدرت در غرب آسیا استوار است. هرگونه اقدامی برای تصاحب نفت ایران با شکست قطعی مواجه خواهد شد؛ زیرا واقعیت‌های میدانی و معادلات راهبردی منطقه به کلی با ادعا‌های ترامپ در تضاد است. البته آتش سنگین نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه نیرو‌های آمریکای و منافع آن‌ها در روز‌های اخیر نیز به ابزاری برای تصحیح این خطای محاسباتی تبدیل می‌شود و به او می‌فهماند که ایران، ونزوئلا نیست.
پیامد‌های جهانی اقدام علیه نفت ایران، آن را به گزینه‌ای بسیار پر هزینه برای کاخ سفید تبدیل می‌کند؛ گزینه‌ای که منجر به تشدید بحران کنونی انرژی، جهش بی‌سابقه قیمت نفت و شوک شدید به اقتصاد جهان می‌شود؛ به ویژه این که از روز‌های گذشته، برخی از عناصر محور مقاومت، برای چندمین بار خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی - که میادین نفتی شرق این کشور را به بندر ینبع در غرب متصل می‌سازد – را هدف حملات سنگین خود قرار داده‌اند. این موضوع، علاوه بر منتفی ساختن برنامه دور زدن تنگه هرمز، بحران صادرات نفت از غرب آسیا را تشدید می‌کند. به هر حال، متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز به خوبی می‌دانند که اگر ترامپ دست به اقدامی عجولانه بزند، زیرساخت‌های نفتی آنها همچون هفته‌های گذشته، به هدفی مشروع برای ایران تبدیل خواهد شد؛ چرا که تهران بار‌ها اعلام کرده امنیت انرژی یا برای همه خواهد بود و یا هیچ کس؛ در عمل نیز به این موضوع پایبند بوده است. بنابراین، تهدید ترامپ نه تنها عملی نیست، بلکه نوعی خود زنی است.
مستاجر کاخ سفید، هنوز در جنگ علیه ایران پیروز نشده که اکنون به دنبال تقسیم غنایم باشد. او به هیچ یک از اهداف اعلامی خود دست نیافته است. اظهارات متناقض او، سردرگمی کاخ سفید را نشان می‌دهد؛ از یک سو طمع برای غارت ثروت ملی ایران و از سوی دیگر ناتوانی برای تحقق این دزدی مدرن، ترامپ را دچار سرگردانی کرده است. رئیس جمهور آمریکا، در این جنگ از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است؛ پس بالفرض اگر تا به حال در این زمینه، اقدامی انجام نداده، به این معناست که او قادر به انجام آن نبوده است. اکنون تنها گزینه ترامپ، استمرار محاصره دریایی ایران و یا تلاش برای ایجاد آشوب در داخل کشور است. توانایی نیرو‌های مسلح برای شلیک موشک‌هایی جدید به سوی ناو‌های آمریکایی و هدف قرار دادن آن ها، نشان می‌دهد دیگر محاصره دریایی تهدیدی معتبر به شمار نمی‌رود.
ترامپ اکنون از طریق سیا و موساد، تلاش می‌کند مشکلات معیشتی و فشار‌های اقتصادی را به میدانی برای آشوب آفرینی و تضعیف ایران، تبدیل کند. بیش از ۶ ماه حضور در میدان، نشان می‌دهد مردم به خوبی از این تلاش‌ها آگاه هستند و در سطح بالایی از آمادگی قرار دارند. دستگاه‌ها و نهاد‌های کشور به ویژه دولت نیز- هر چند در وضعیتی دشوار به مدیریت امور کشور مشغول هستند- به یقین با درکی صحیح از این طرح دشمن، همچون گذشته و با تلاشی مضاعف، او را در رسیدن به این هدف ناکام خواهند گذاشت.
سلطه بر نفت ایران هر چند یک آرزوی بزرگ برای ترامپ است، اما در مقطع کنونی چیزی جز یک دروغ بزرگ برای فریب افکار عمومی با هدف کنترل بازار نفت و پوشاندن شکست‌های پی در پی در یک جنگ فرسایشی تمام عیار نیست.
نویسنده: عباس کریمیان


نظرات شما