يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۵
مقالات

چرا حملات به عربستان سعودی مؤثر است؟

چرا حملات به عربستان سعودی مؤثر است؟
کرمان رصد - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سید مهدی طالبی| دشمن می‌خواهد با محاصره دریایی و گسترش آن به مرز‌های ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| دشمن می‌خواهد با محاصره دریایی و گسترش آن به مرز‌های زمینی به‌زعم خود ایران و محور مقاومت را خفه کند. آنچه در این سیاست نادیده گرفته شده، رسیدن دست‌های مقاومت به گردن دشمن و متحدانش است. تسلط یمن بر ساحل غربی و اشراف بیشتر بر تنگه باب‌المندب و هدف قرارگرفتن بزرگ‌ترین خط لوله انتقال نفت منطقه که هر دو در روز‌های گذشته اتفاق افتادند، این امر را اثبات کردند‌. سعودی‌ها که در کنار رژیم صهیونیستی و امارات یک ضلع مهم در تحریک آمریکا به جنگ بودند و برخلاف آن دو، موذیانه این قضیه را مخفی کرده و خود را مخالف جنگ نشان می‌دادند، امروز در آتشی گرفتار شده‌اند که خود در پیرامون خاکشان افروختند. آتش ۹ اسفند در آخرین روز‌های زمستان، با عبور از بهار، در نفس‌های پایانی تابستان نه‌تنها خاموش نشده که شعله‌ورتر از شمال و جنوب به مرکز خاک عربستان سرایت می‌کند.
اهمیت عملیات علیه پترولاین
حمله علیه خط لوله نفت پترولاین از جهات مختلفی حائز اهمیت است:
1- در حال حاضر دو خط لوله انتقال نفت مهم در منطقه خلیج‌فارس وجود دارد. خط لوله پترولاین در عربستان که نفت را از شرق به غرب منتقل می‌کند. طول این خط ۱۲۰۰ کیلومتر و ظرفیت انتقال آن ۷ میلیون بشکه است. کارکرد آن دوگانه بوده و ۲ میلیون بشکه برای خوراک پالایشگاه‌های غرب منتقل می‌کند و می‌تواند تا ۵ میلیون بشکه را برای صادرات به بندر برساند. پیش از انسداد هرمز این خط لوله، ۲ میلیون نیاز پالایشگاهی را منتقل می‌کرد و پس از جنگ برای صادرات، مقدار آن افزایش یافت. دومین خط لوله، حبیشان - فجیره نام دارد که نفت امارات را از غرب به شرق این دولت می‌رساند. ظرفیت این خط لوله 1.5 تا 1.8 میلیون بشکه است. هر دو خط لوله برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شده‌اند؛ خط لوله سعودی به دریای سرخ و خط لوله اماراتی به دریای عمان می‌رسد.
ظرفیت خط لوله سعودی در حد مطلوب ۵ و حداکثر ۷ میلیون بشکه است. حد مطلوب خط اماراتی 1.5 و حداکثر 1.8 میلیون بشکه است. مجموع ظرفیت مطلوب هر دو خط 6.5 و حداکثر آن 8.8 میلیون بشکه است. اگر از هر دو عدد، ۲ میلیون بشکه نفت مصرفی پالایشگاه‌های غرب عربستان کم شود، این میزان به 4.5 تا 6.8 میلیون بشکه می‌رسد. این مقدار یک‌چهارم تا یک‌سوم ۲۰ میلیون بشکه‌ای است که پیش از جنگ از تنگه عبور می‌کرد. عبور این مقدار نفت، نمی‌توانست قیمت را به پیش از جنگ بازگرداند اما آن را تعدیل می‌کرد. ازسوی‌دیگر سعودی بر اثر افزایش قیمت، با مقدار کمتر صادرات، تقریباً به همان درآمد پیش از جنگ دست می‌یافت. با ضربه به پترولاین، درآمد‌های سعودی تحت فشار قرار خواهد گرفت.
کاهش درآمد سعودی پیامد‌هایی نیز در اوراق‌قرضه آمریکا دارد، زیرا توان ریاض را برای سرمایه‌گذاری در آن کاهش می‌دهد. هم‌زمان خط لوله حبیشان - فجیره با خطر گسترش منطقه ممنوعه توسط ایران روبه‌روست. تهران اعلام کرده در تمام منطقه‌ای که محاصره دریایی علیه ایران اجرا می‌شود، اجازه دریانوردی تجاری را نخواهد داد. اگر دشمن به خطوط لوله موجود و کریدور عمانی دلبسته بود، خطوط لوله ضربه خورده و انسداد به ورای کریدور عمانی گسترش یافته است.
2- پس از شوک سقوط سریع ساحل غربی در یمن، این دومین ضربه شگفت‌آور به سعودی بود؛ یکی از جنوب و دیگری در شمال، یکی خارج از خاک عربستان و دیگری در داخل آن، یکی رسمی و دیگری غیررسمی، یکی علیه گلوگاه دریایی و دیگری علیه گلوگاه زمینی.
3- پیش‌بینی می‌شد سعودی با شکست در یمن به‌سرعت به سمت اقدامی علیه مقاومت در یمن و لبنان حرکت کند که در آنجا به‌زعم ریاض، مقاومت آسیب‌پذیری‌هایی دارد. سریع‌تر از حرکت سعودی به سمت این دو پرونده، ضربه عراقی به سعودی رسید.
4- اگر گفته‌های امارات درباره حمله به نیروگاه هسته‌ای براکه از مبدأ عراق درست باشد، این دومین حمله مهیب و با تأثیرگذاری بالا از خاک این کشور است.
5- طی درگیری‌های کنونی محور مقاومت با سعودی ظرفیت پالایشی، ذخیره‌سازی و انتقال ضربه خورده است. آخرین و تنها زنجیره باقی مانده، «تولید» است. اگر این حلقه ضربه بخورد، ظرفیت پالایش، انتقال، ذخیره‌سازی و هر چیز دیگری بی‌معنا می‌شود. شاید بتوان گفت اگر در دور قبلی ضربه سنگین به تأسیسات گاز رأس دلفان قطر رخ نداده بود، مجموع ضربات کنونی به بخش انرژی، بیش از وقایع جنگ بوده است. اگر دشمن می‌خواهد روایتی بسازد که امروز بدون جنگ فشار بیشتری به ایران می‌آورد، محور مقاومت اثبات کرده فشاری که به طرف مقابل آورده، بیش از زمان جنگ است.
6- اوج قیمت نفت در حین جنگ ۱۱۰ دلار بود و در روز‌های اخیر این عدد بدون جنگ فراگیر ثبت شد. این عدد به این معنی است که حتی استفاده از ذخایر راهبردی مؤثر واقع نشده است. باید در نظر داشت چه تولید و چه برداشت از ذخایر استراتژیک نفت آمریکا، با قیمت‌های جهانی روانه بازار می‌شوند. پیچیدگی بازار انرژی فراتر از نفت است. قیمت گازوئیل بر اثر آسیب به پالایشگاه‌های روسیه، لیبی و سپس عربستان به‌عنوان سه تولید‌کننده و صادر‌کننده نفت و مشتقات آن، جلوتر از قیمت نفت افزایش داشته است‌. بالارفتن قیمت انرژی در یک زاویه باعث کاهش توانایی دولت‌های جهان برای خرید اوراق‌قرضه دولت آمریکا می‌شود. این دولت‌ها نه‌تنها نمی‌توانند اوراق بیشتری بخرند که مجبور خواهند شد اوراق پیشین را برای حفظ ارزش پول ملی خود به فروش برسانند.
زاویه دیگر، کاهش رشد اقتصادی و ضربه به ارزش خرید دلار است. آمریکا به این دلیل که ارز آن به‌عنوان ارز معتبر و اصلی مبادله می‌شود، واردات بیشتری نسبت به صادرات دارد تا با باقی‌ماندن دلار در دست دیگر کشور‌ها آن‌ها قادر به تجارت باشند. اگر قیمت انرژی و کالا رشد کند، این به معنای کاهش ارزش خرید دلار خواهد بود. به عبارتی دیگر آمریکا با صرف دلاری مشابه سال قبل، در سال جاری کالای کمتری می‌تواند وارد کند. همچنین بالارفتن قیمت انرژی، کالا و کاهش منابع مالی دولت‌ها برای کمک به شرکت‌های دارای مشکل، باعث زیان و ورشکستگی تعداد بیشتری از آن‌ها می‌گردد.
7- دولت‌های جهان‌، مشکلات انسداد تنگه هرمز را ناشی از جنگ‌افروزی آمریکا تلقی کردند. بااین‌حال واشنگتن تلاش دارد روایت را تغییر داده و ایران را به دلیل ضربه به اقتصاد جهان شماتت کند. بعید است این تلاش مؤثر واقع شده و یا در صورت مؤثر واقع‌شدن به ترتیبات عملی بینجامد. باوجوداین، آنچه فراگیر می‌شود تثبیت قدرت فزاینده محور مقاومت در اثرگذاری بر واقعیت‌های کلان جهان و حفظ آن است.
چرا حملات به عربستان سعودی مؤثر است؟
سؤالی وجود دارد که به چه دلیل حملات علیه عربستان، موفق‌تر از حملات مشابه به رژیم صهیونیستی است. برای فهم این تفاوت، آگاهی از چند مسئله ضروری است:
1- وسعت سعودی، ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار کیلومتر است. گرچه بخش مهمی از خاک این دولت را صحرا‌ها تشکیل می‌دهند‌، اما تأسیسات پراکنده حیاتی در مناطق وسیعی پراکنده‌اند. تنها در یک مورد، خط لوله نفت شرق به غرب عربستان که پترولاین نام دارد، طولی برابر با ۱۲۰۰ کیلومتر دارد. وسعت عربستان سعودی، ۸۰ برابر خاک ۲۷ هزار کیلومترمربعی سراسر فلسطین است. اگر وسعت آن صرفاً با سرزمین‌های اشغالی سنجیده شود که ۲۲ هزار کیلومترمربع وسعت دارد، این عدد به ۹۷ برابر می‌رسد. وسعت کم هم‌زمان که یک ضعف برای رژیم صهیونیستی به حساب می‌آید، باعث شده بتواند پدافند مؤثرتری در آن ایجاد کند. در مقابل عربستان ده‌ها برابر وسیع‌تر از سرزمین‌های اشغالی، بحرین، قطر و یا کویت است. پوشش این خاک وسیع و دفاع از تأسیسات متعدد به همان سطح حفاظت در فلسطین اشغالی امکان‌پذیر نیست.
2- رژیم صهیونیستی پدافند پیشرفته‌تری دارد. آن‌ها دست‌کم از ۴ لایه پدافندی بهره می‌گیرند. در ارتفاع بالای جو تاد و پیکان-۳، در ارتفاع بالا و مماس پایین‌تر از جو، پاتریوت و پیکان-۲ و سپس در لایه‌های بعدی به ترتیب فلاخن داوود و گنبد آهنین. در مقابل سعودی‌ها از تاد و پاتریوت بهره می‌برند که برای هدف‌گیری اهداف با ارتفاع بالا کارایی دارد. حتی رژیم صهیونیستی که برای اهداف با ارتفاع و سرعت پایین سامانه موشکی گنبد آهنین و سامانه لیزری پرتو آهنین را توسعه و مستقر کرده و ازسوی‌دیگر چگالی بالایی از جنگ الکترونیک را در گستره خود اعمال می‌کند، همچنان در برابر پهپاد‌های انتحاری آسیب‌پذیر است. عربستان فاقد چنین سامانه‌هایی بوده و همانند رژیم نمی‌تواند به جنگ الکترونیک در تمام خاک خود فکر کند‌.
3- آمریکا در خارج از خاک و در داخل خاک فلسطین اشغالی چندین سامانه بسیار پیشرفته برای دفاع از رژیم صهیونیستی دارد. این سامانه‌ها جدای از دارایی‌های اختصاصی صهیونیست‌هاست. واشنگتن که در جنگ ۱۲ روزه یک تاد در فلسطین اشغالی داشت، پس از آن این تعداد را به ۲ یا ۳ سامانه رساند. پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه با سامانه‌های پدافندی زمین‌پایه و هواپایه پرواز‌های دائم نظارتی برای شناسایی هرگونه حمله احتمالی دارند. در خصوص رژیم باید جنگنده‌های انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی مستقر در پایگاه ناتو در اردن را هم در نظر گرفت. علاوه بر این‌ها، باید ناوشکن‌های مجهز به رادار‌های پیشرفته و موشک‌های استاندارد را هم در نظر گرفت. تاد، ناوشکن، اف-۲۲ و دفاع منطقه‌ای مزیت‌های رژیم در دریافت پشتیبانی از آمریکاست.
4- رژیم صهیونیستی با ایران هزار کیلومتر، با یمن ۱۵۰۰ کیلومتر و با عراق ۴۰۰ کیلومتر فاصله دارد. در مقابل، عراق و یمن با عربستان دارای مرز مشترک زمینی بوده و ایران نیز با این دولت دارای مرز آبی مشترک است. این فاصله کم، کار محور مقاومت را برای تهاجم به سعودی به نسبت رژیم، آسان‌تر می‌کند.
5- عربستان زودتر از رژیم حملات پهپادی گسترده را تجربه کرد، اما نیرو‌های مسلح و نظامیانش به اندازه صهیونیست‌ها در پی فراگیری درس، آموزش و ارزیابی نیستند. در نتیجه تل‌آویو کادر کارآزموده‌تری دارد.
6- هرچند سعودی زودتر از رژیم و در جنگ ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ شاهد حملات پهپادی یمن بود، اما این حملات و به‌ویژه تهاجم‌های عمقی، به نسبت آنچه بعد‌ها در برابر رژیم صهیونیستی رخ داد، اندک بودند. در مقابل رژیم صهیونیستی با وجود دوری از یمن، با انواع حملات از سوی این کشور و دیگر گروه‌های مقاومت روبه‌رو شد و تجربیات بیشتری کسب کرد.


نظرات شما