کرمان رصد - آیتالله طالقانی از شخصیتهای برجسته گفتمان انقلاب اسلامی است که با هدایت فکری نیروهای انقلاب، وحدتآفرینی میان آنها و حضوری اساسی در شورای انقلاب، نقشی تعیینکننده در پیشبرد نهضت اسلامی داشت.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما ؛ نوزدهم شهریور، سالروز درگذشت شخصیت برجستهای در تاریخ معاصر ایران است که امام خمینی (ره)، او را برادری برای خویش، پدری برای ملت و مجاهدی برای اسلام میخواندند (صحیفه امام: ۹/۵۳۲). امام شهید (ره) نیز با اشاره به شخصیت ایشان، در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت وی در سال ۱۳۹۵ تأکید کردند: «نگذارید نام ایشان و خصوصیات ایشان فراموش شود». این توصیفات، نشان از جایگاه ممتاز آیتالله طالقانی در گفتمان انقلاب اسلامی دارد.
برای درک ابعاد شخصیتی آیت الله طالقانی، باید به آغاز تحصیلات او در حوزه علمیه قم بازگشت. او در دورهای پا به حوزه نهاد که حکومت رضاخانی با سیاست تجددطلبی آمرانه و خشونتبار، فرهنگ اسلامی - ایرانی جامعه را نشانه گرفته بود. این مواجهه، ذهنش را به مسئله تعارض میان سنت و تجدد میکشاند و از موضعی انتقادی و انقلابی به تحولات آن روز نگاه میکرد. یکی از نخستین نمودهای این رویکرد، اعلامیهی تند او علیه کشف حجاب در سال ۱۳۱۸ بود که به زندانش انجامید.
پس از شهریور ۱۳۲۰ و در دوران پهلوی دوم، مبارزات او به صورتی گستردهتر ادامه یافت. تأسیس «کانون اسلام»، آغازی برای تشکیل جلسات تفسیر قرآن برای عموم، انتشار مجله دانشآموز و برگزاری سخنرانیهای گستردهی مردمی بود که همگی نشان از تلاش او برای پیوند دادن معارف دینی با فعالیتهای انقلابی دارد. هرچند کارشکنیهای رژیم پهلوی مانع از حضور او در مجلس شورای ملی شد، اما همکاری با آیتالله کاشانی و دکتر مصدق، تجربهای گرانبها برای او به ارمغان آورد. حوادث مرتبط با دکتر مصدق و کودتای ۲۸ مرداد، او را به این جمعبندی رساند که مبارزهی سیاسی صرف، بدون پشتوانه اعتقادی عمیق و حضور مردمی، محکوم به شکست است. از همین رو، پس از کودتای ۲۸ مرداد، فعالیتهای فرهنگی خود را به ویژه در مسجد هدایت، با قدرت بیشتری پی گرفت و به تفسیر قرآن و نهجالبلاغه به عنوان منبعی برای کنشگری اجتماعی روی آورد.
مسجد هدایت در آن سالها، با امامت آیت الله طالقانی، به شبکهای ارتباطی میان نیروهای مذهبی و غیرمذهبی بدل شد. سخنرانیهای او که آمیزهای از تفسیر، تحلیل تاریخی‑سیاسی و نقد حکومت پهلوی بود، عملاً کارکرد یک حزب سیاسی غیررسمی را پیدا کرد. در همین بستر، تفسیر «پرتوی از قرآن» او، مفاهیمی، چون امامت، امت، جهاد، شهادت و طاغوت را از حاشیه به متن مبارزه کشاند و با ارائهی خوانشی انقلابی از دین، الگویی زنده برای قیام علیه ظلم و استکبار ترسیم کرد. این چارچوب فکری، بعدها سرمشق بسیاری از گروههای مبارز شد.
زندانهای ساواک، که سالها از عمر ایشان را در برگرفت، مکانی برای انزوا از جامعه نبود، بلکه او زندان را به نهادی آموزشی و کانونی برای شبکهسازی تبدیل کرده بود. آیت الله طالقانی در آنجا به تربیت نسلی از مبارزان از گروههای مختلف پرداخت.
همزمان با تحرکات انقلابی در داخل کشور، فعالیتهای او از مرزهای ایران هم فراتر رفت؛ حضور در کنفرانسهای اسلامی مصر و پاکستان و ارتباط با انقلابیون دیگر کشورها، وجه بینالمللی اندیشهی او را نشان میدهد. در این میان، مسئلهی فلسطین جایگاهی ویژه داشت. او نه تنها پیش از انقلاب اسلامی، از پیشگامان مبارزه با صهیونیسم در ایران بود، بلکه پس از پیروزی انقلاب، در اولین نماز جمعهی تهران، با صراحت اعلام کرد: «سرنوشت ما سرنوشت دنیای اسلام و سرنوشت مستضعفین اسلام است. سرنوشت کسانی که در برابر استعمار و صهیونیست قرار گرفتهاند و عوامل استعمار. سرنوشت ما به هم پیوسته است و ما نمیتوانیم از آنها جدا باشیم. آنها هم نمیتوانند از ما جدا باشند از این رو همهی ما باید به هم کمک کنیم».
نقش او در انقلاب کلیدی بود. موقعیت منحصربهفرد آیت الله طالقانی به عنوان روحانی که مذهبی ها، ملیگراها، نیروهای چپ و روشنفکران به او اعتماد داشتند، او را به یکی اصلیترین سازندههای ائتلاف بین نیروهای انقلاب تبدیل کرد. امام خمینی دربارهی این ویژگی او فرمودند: «او میتوانست با رفتار و گفتارش به اعصاب ناآرام که موجب نگرانیها و تفرقها میشوند، آرامش بخشد» (صحیفه امام: ۱۳/۱۸۴). نمونه عینی این نفوذ، اعلامیهی او برای برپایی تظاهرات تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ بود که به همهپرسی علیه محمدرضا پهلوی تبدیل شد و با استقبال بیسابقهای روبهرو گردید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، آیت الله طالقانی علاوه بر ریاست شورای انقلاب، در مجلس خبرگان قانون اساسی و امامت جمعهی تهران به مجاهدتهای خود ادامه داد. امام خمینی (ره) در پیام تسلیت خود، او را به ابوذر تشبیه کرده و زبان گویایش را، چون شمشیر مالک اشتر، برنده و کوبنده خواندند و او را شخصیتی دانستند که از حبسی به حبس دیگر و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود، اما هیچگاه در جهاد بزرگ خود، سستی و سردی نداشت (صحیفه امام: ۹/۴۸۶).
وفات او در نوزدهم شهریور ۱۳۵۸، تنها چند ماه پس از استقرار نظام نوپای اسلامی، ضایعهای بزرگ برای جبهه انقلاب اسلامی بود. میراث فکری و عملی او را میتوان در سه محور خلاصه کرد: مبارزهی بیامان با استبداد و استعمار، تفسیر انقلابی و اجتماعی از دین، و تلاش خستگیناپذیر برای وحدت و انسجام ملی. از این منظر، آیتالله طالقانی نه تنها یک مجاهد بزرگ، بلکه یکی از معماران اصلی گفتمان انقلاب اسلامی است که این میراث سه گانه ایشان میتواند درس ماندگار برای امروز به شمار رود.
نویسنده: عباس کریمیان