دوشنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۵
مقالات

سرمقاله سازندگی/ همه‌پرسی برای جنگ نیست

سرمقاله سازندگی/ همه‌پرسی برای جنگ نیست
کرمان رصد - روزنامه سازندگی/ «همه‌پرسی برای جنگ نیست» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم کوروش احمدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: سخنان اخیر حسن روحانی ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - روزنامه سازندگی / «همه‌پرسی برای جنگ نیست» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم کوروش احمدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
سخنان اخیر حسن روحانی درباره ضرورت روشن شدن «چارچوب اهداف ملی» بار دیگر بحث قدیمی همه‌پرسی را به صدر فضای سیاسی کشور بازگردانده است. رئیس‌جمهور پیشین در دیدار با جمعی از مدیران دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفت اگر قرار است، کشور برای ۲۰ سال دیگر با قدرت‌های بزرگ جهانی بجنگد باید این موضوع را با مردم در میان گذاشت و اگر جامعه راه دیگری را انتخاب کرد، آیا نباید به نظر آنان تن داد؟ این سخنان به «همه‌پرسی درباره جنگ» تعبیر شد؛ تعبیری که بیش از آنکه به مضمون سخنان روحانی توجه کند، روی یک عبارت مشخص متمرکز شد. اما پرسش اساسی این است که آیا موضوع بحث باید خود جنگ باشد یا سیاست‌هایی که می‌تواند، زمینه‌ساز جنگ شود؟ جنگ به‌معنای یک رویداد نظامی، طبعاً موضوعی نیست که بتوان آن را به همه‌پرسی گذاشت. تصمیم درباره واکنش نسبت به عملیات نظامی، ادامه عملیات نظامی، به‌ویژه در شرایط بحرانی نیازمند سرعت، اطلاعات و رعایت جوانب امنیتی است. اما طیفی از موضوعات که مرتب با جنگ هستند قطعاً می‌توانند و باید موضوع سیاست‌ورزی مدنی قرار داشته باشند. مشخصاً مهم‌ترین سوال در این حوزه، این است که سیاست خارجی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا بتواند کشور را از خطر جنگ مصون نگه دارد و چه نوع سیاست خارجی می‌تواند، خطر جنگ را تشدید کند. تردید نیست که نوع مواجهه با قدرت‌های جهانی، میزان تنش با کشورهای مختلف و تصمیم درباره موضوعاتی که می‌تواند منشأ بحران شود، در مصون نگه داشتن کشور از جنگ یا درگیر کردن کشور در جنگ می‌تواند تعیین‌کننده باشد. مراجعه مستقیم به آرای مردم در «مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی» امری است که تقریباً در همه نظام‌های سیاسی پیش‌بینی شده است. نمونه‌های متعددی در کشورهای مختلف سراغ داریم که نهایتاً موضوعات مورد مناقشه و غیرقابل حل از راه‌های عادی را نهایتاً از طریق رجوع به همه‌پرسی حل کردند. اگر عزمی برای حل مسائل و اجتناب از صرف انرژی کشور و مردم به‌صورت نامحدود باشد، اتفاقاً باید از ارجاع مسائل پرمناقشه و مزمن به آراء عمومی استقبال کرد. مسئله اصلی امروز این نیست که مردم درباره «جنگ» رأی بدهند؛ اما نظر مردم درباره سیاست‌هایی که می‌توانند موجب طولانی‌تر شدن جنگ و احتراز از تقابلات بیشتر شوند حتماً می‌تواند راهگشا باشد. از آنجا که مسائل بنیادینی مانند نحوه تنظیم رابطه با جهان، چگونگی مواجهه با قدرت‌های بزرگ، یا تصمیم‌هایی که هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بلندمدت برای کشور ایجاد می‌کنند به‌طور مستقیم زندگی مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند به دور از انصاف است که مردم در شکل‌گیری آنها نقشی نداشته باشند. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان داده که همه‌پرسی لزوماً برای موضوعات ساده و روزمره نیست. در انگلیس مناقشه طولانی بر سر ادامه یا توقف عضویت در اتحادیه اروپا سرانجام از طریق همه‌پرسی حل شد؛ زیرا مناقشه‌ای گسترده و فرسایشی بود که از مسیرهای معمول سیاسی به نقطه حل‌وفصل نرسیده بود. از این منظر، مخالفت یا موافقت با همه‌پرسی نباید به بازی با واژه‌ها محدود شود بلکه مضمون واقعی موضوع که نظرخواهی از مردم در مورد سیاست‌های کلان کشور است باید مورد بحث قرار گیرد. منتقدان طبعاً حق دارند درباره موضوعات مورد پرسش در همه‌پرسی و شرایط زمانی مناسب و پیامدهای همه‌پرسی بحث کنند اما اصل همه‌پرسی را منطقاً و عقلاً نمی‌توان و نباید زیر سوال برد. در نهایت، بحث بر سر همه‌پرسی درباره جنگ نیست؛ سخن از این است که اگر قرار است یک کشور برای دهه‌ها بابت یک مسیر مشخص در سیاست خارجی هزینه بپردازد، آیا بهتر نیست که نظر مردم نیز در رابطه با آن مسیر پرسیده شود؟ جنگ را نمی‌توان به رأی گذاشت؛ اما شاید وقت آن رسیده باشد درباره سیاست‌هایی که ممکن است زمینه‌ساز جنگ شوند و راه‌های دوری از جنگ یک گفت‌وگوی عمومی در جامعه را کلید زد.


نظرات شما