کرمان رصد - عصر ایران /متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
کاش اخلال در سخنرانی وزیر فرهنگ در یزد با سر دادن شعار درباره حجاب اجباری آقای صالحی را به صرافت تغییر نام وزارتخانه به فرهنگ و هنر بیندازد تا جماعتی وزارت متبوع او را به سبب کلمه ارشاد در ادامه عنوان آن با گشت ارشاد سابق اشتباه نگیرند!
مهرداد خدیر| بارها نوشتهام و در نشست با وزیران فرهنگ در دولتهای اصلاحطلب یا اعتدالگرا گفتهام که عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موجب سوء تفاهم است زیرا این تصور را ایجاد کرده که وظیفهٔ ارشاد خلایق بر عهدهٔ این وزارتخانه است و از این رو اگر عنوان آن به فرهنگ و هنر بازگردد این انتظار هم از آن رخت برمیبندد. جدای این بعد از ماجرای مهسا در ۴ سال قبل و به خاطر عملکرد گشت ارشاد برای این کلمه آبرویی باقی نمانده و بر خلاف نظر پیشنهاد دهندهٔ اولیه دیگر یادآور حسینیه ارشاد و دکتر شریعتی نیست و یحتمل تن خود مرحوم دکتر میناچی هم از این تصور و انتظار در گور میلرزد!
این اشارات و توضیحات از این روست که جماعتی در یزد تا وزیر ارشاد را دیدند به جای آن که از او بخواهند سینمای جدید تاسیس کند یا از حجم سانسور بکاهد یا به موسیقی بیشتر توجه شود از پوشش خانمها انتقاد کردند و از اخلال هم رویگردان نبودند و بر ارشاد تاکید داشتند. از نگاه اینان مردمان را میتوان قالب بندی کرد و به شکلی درآورد که مطلوب و ایدهآل است و اگر چنین نیست لابد نقص از وزارت ارشاد است!
در واقع آنچه در جریان سخنرانی سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در یزد رخ داد میتواند به همین خاطر باشد و این که وزیر ارشاد را متولی ارشاد و گشت ارشاد و نوع حجاب دانستهاند و شاید بتوان گفت از مشاهده واژه ارشاد دچار سوء تفاهم شدهاند!
نام این وزارتخانه پیش از انقلاب مدتی فرهنگ و هنر و دورهای هم اطلاعات و جهانگردی بود و بعد از انقلاب در دوران وزارت دکتر ناصر میناچی به ارشاد ملی تغییر یافت و دلیل آن نه نیاز اهل فرهنگ و هنر به ارشاد حکومت که تعلق خاطر مرحوم میناچی به حسینیه ارشاد بود که در پایهگذاری و مدیریت آن نهاد نقش موثر داشت.
بعد از چندی و خصوصا در پی عزل اولین رییس جمهوری اما کلمه ملی در ادبیات رسمی مورد غضب واقع شد و به تبع وزارت ارشاد ملی به ارشاد اسلامی تغییر یافت و خیلیها به مرور تصور کردند ماموریت هدایت مردمان بر عهده این وزارتخانه است و شاید با همین تصور سالها بعد یک مهندس احتراق موتور و بیگانه با فرهنگ و هنر در سال های ۷۲ تا ۷۵ وزیر ارشاد اسلامی شد!
با این پیشینه شاید برخی تصور کنند حذف عبارت ارشاد اسلامی حساسیت زا خواهد بود اما وزارت فرهنگ و هنر هم ذیل جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و از شمول اسلامی بیرون نمیافتد و جدای این سازمان تبلیغات اسلامی با بودجه ۸ هزار میلیارد تومانی متولی تبلیغات اسلامی است و شهرداری تهران هم در دوره جاری عملا سازمان زیباسازی را به شعبهای از سازمان تبلیغات تبدیل کرده و به وزارت ارشاد نیاز ندارند.
بر این اساس به اخلال کنندگان باید یادآور شد:
سید عباس صالح شریعتی یا همان آقای صالحی خودمان وزیر فرهنگ است و کلمه ارشاد ربطی به گشت ارشاد ندارد و حوزه او فرهنگ و هنر است و مطالبه شان باید کشف استعدادهای شهرشان و ارتقای فرهنگ و هنر باشد نه ارشاد مردمان و این خواست را باید با امام جماعت مسجد محل مطرح کنند. گشت ارشاد نیروی انتظامی هم به تاریخ پیوسته و قابلیت احیا ندارد. آن قدر گرفتاری دارند و در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه اذیت شدند که دنبال دردسر و دختر بی روسری نمیتوانند بدوند.
اگر مدعی پیروی از رهبری هستند نیز توصیه رهبری کنونی نظام قابل یادآوری است که تفاوتهای اجتماعی را نباید برجسته کرد و اصرار بر دخالت در سبک زندگی جز نارضایتی ثمری ندارد ولو گریبان وزیر ساکت و بیآزار کابینه را با سوء تفاهم بر سر واژه ارشاد بگیرند.
هر چند شاید هم درباره صلح و تفاهم جدید خبرهایی در راه است و قرار است این جماعت با این امور سرگرم باشند. اگر چنین باشد چنانچه قدری در تغییر نام تاخیر شود قابل تحمل است!