يکشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۵
مقالات

سرمقاله اعتماد/ اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود | آخرین خبر

سرمقاله اعتماد/ اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود | آخرین خبر
کرمان رصد - اعتماد/ «اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در سیاست خارجی، گاهی بزرگ‌ترین ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - اعتماد / «اسلام‌آباد فرصتی که نباید باز از دست برود» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
در سیاست خارجی، گاهی بزرگ‌ترین دستاورد، نه پیروزی بر رقیب، بلکه جلوگیری از تکرار جنگ است. تفاهمنامه اسلام‌آباد میان ایران و امریکا از همین منظر باید مورد توجه قرار گیرد؛ توافقی که در شرایطی دشوار، مسیر توقف رویارویی نظامی و حرکت به سوی مذاکره را گشود و مجموعه‌ای از تعهدات متقابل را پیش روی دو طرف قرار داد. این تفاهمنامه در ۲۸ خرداد سال جاری به امضا رسید و امروز به‌رغم تهدیدات دوطرف همچنان می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای رسیدن به یک قرارداد صلح بین طرفین مبنا قرار گیرد و اهمیت این توافق صرفا در پایان دادن به عملیات نظامی طرفین خلاصه نمی‌شد. در متن آن، اصولی همچون احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، خودداری از تهدید و استفاده از زور، آغاز مذاکرات برای توافق نهایی، کاهش محدودیت‌های دریایی، تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی ایران، آزادسازی برخی دارایی‌های مسدود شده، بحث درباره تحریم‌ها و حل‌وفصل مسائل هسته‌ای از مسیر مذاکره پیش‌بینی شده بود. مهم‌تر از همه، دو طرف پذیرفته بودند که اختلافات خود را به جای میدان نظامی، در چارچوب یک فرآیند مذاکره‌ای دنبال کنند. این دستاورد بزرگ را نمی‌توان صرفا یک موفقیت دیپلماتیک معمولی دانست. در شرایطی که منطقه با بی‌ثباتی، ناامنی انرژی، اختلال در تجارت و افزایش هزینه‌های اقتصادی جنگ روبه‌رو بود، ایجاد یک چارچوب برای توقف درگیری و بازگشت به میز مذاکره، خود یک دستاورد مهم نه فقط برای دولت پزشکیان بل برای منافع ملی ایران بود. در این میان، نقش دولت دکتر مسعود پزشکیان و دستگاه دیپلماسی کشور در پذیرش مسیر مذاکره و تبدیل یک بحران نظامی به یک چارچوب سیاسی، شایسته توجه است. ارزش یک دولت در سیاست خارجی تنها در تعداد توافق‌هایی که امضا می‌کند، نیست، بلکه در توانایی آن برای ایجاد گزینه‌هایی است که کشور را از دوگانه خطرناک «جنگ یا تسلیم» خارج کند. تفاهم اسلام‌آباد تلاش کرد گزینه سومی را پیش روی ایران قرار دهد: مقاومت همراه با دیپلماسی، بازدارندگی همراه با مذاکره و تامین منافع ملی از مسیر توافق. اما واقعیت امروز این است که آن چارچوب امروز جای خود را به تهدید به تحریم‌های بی‌سابقه ایالات متحده داده است.
مهلت ۶۰ روزه پیش‌بینی‌ شده در تفاهمنامه در مردادماه به پایان رسید و گزارش‌های اخیر از اختلاف عمیق دو طرف بر سر اجرای تعهدات و توقف روند مذاکرات حکایت دارد. پاکستان که در شکل‌گیری توافق نقش مستمر و مهمی داشت، اعلام کرده است که این تفاهمنامه می‌تواند همچنان «الگوی صلح» باشد، هر چند اجرای آن به‌طور کامل محقق نشده است. اکنون پرسش اصلی این نیست که کدام طرف در گذشته بیشتر تخلف کرده است. پرسش مهم‌تر این است که آیا می‌توان از یک تجربه مهم اما متروک برای ساختن یک قرارداد مستحکم استفاده کرد؟ پاسخ باید مثبت باشد.
ایران و امریکا باید به میز مذاکره بازگردند؛ بر پایه تفاهم اولیه گذشته و با هدف تبدیل آن به یک قرارداد شرافتمندانه. تفاهم اسلام‌آباد که طرفین زحمات زیادی برای آن کشیدند به عنوان پایه مذاکرات و نقطه شروع آن باشد؛ مذاکراتی که در قرارداد جدید مبتنی بر تفاهم تعهدات دو طرف روشن‌تر، زمانبندی‌ها دقیق‌تر، سازوکار راستی‌آزمایی قوی‌تر و هزینه نقض توافق مشخص‌تر باشد. اگر قرار است توافقی پایدار شکل بگیرد، باید از ابتدا برای روزی که یکی از طرفین وسوسه خروج از آن می‌شود نیز سازوکار داشته باشد.
برای ایران، بازگشت به مذاکره به معنای چشم‌پوشی از اصول یا منافع ملی نیست. برعکس، دیپلماسی زمانی ارزشمند است که بتواند بدون واگذاری حقوق اساسی کشور، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی منازعه را کاهش دهد. رفع تحریم‌های موثر، امکان فروش و انتقال درآمدهای نفتی، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، بازگشت ثبات به تجارت خارجی و ایجاد افق روشن برای اقتصاد، مستقیما با زندگی مردم ارتباط دارد. از سوی دیگر، امریکا نیز باید بپذیرد که فشار حداکثری اقتصادی و تهدید نظامی الزاما به توافق بهتر منجر نمی‌شود. اگر هدف واشنگتن جلوگیری از گسترش بحران، کاهش ریسک هسته‌ای و تامین امنیت منطقه است، یک توافق قابل راستی‌آزمایی و متکی بر تعهدات متقابل، بسیار کم‌هزینه‌تر از ادامه چرخه تحریم، تهدید و درگیری خواهد بود. البته بازگشت به اسلام‌آباد نباید به معنای نادیده گرفتن تجربه ماه‌های گذشته باشد. قرارداد آینده باید از نقاط ضعف تفاهمنامه قبلی درس بگیرد. در قرارداد نهایی تعهدات باید متقابل و مرحله‌بندی ‌شده باشند؛ اجرای هر مرحله باید قابل راستی‌آزمایی باشد؛ ضمانت‌های اجرایی باید واقعی باشد و اختلاف بر سر تفسیر مفاد نباید دوباره بهانه‌ای برای بازگشت به رویارویی شود. امروز شاید مهم‌ترین تصمیم، تصمیم برای بازگشت از مسیر تقابل به مسیر مذاکره باشد. تاریخ روابط ایران و امریکا نشان داده است که بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور در کوتاه‌مدت از بین نمی‌رود. اما برای صلح، اعتماد کامل شرط آغاز مذاکره نیست، آنچه لازم است، سازوکاری است که حتی در شرایط بی‌اعتمادی نیز بتواند تعهدات دو طرف را قابل اجرا کند. تفاهم اسلام‌آباد شاید توافق کاملی نبود و تجربه اجرای آن نیز نشان داد که نقاط ضعف جدی دارد. اما ارزش آن در این است که نشان داد حتی در اوج بحران نیز می‌توان از جنگ به مذاکره بازگشت. اکنون مسوولیت سیاستمداران در تهران و واشنگتن این نیست که ثابت کنند چه کسی بیشتر حق داشته است؛ مسوولیت آنها این است که ثابت کنند می‌توانند از تکرار یک جنگ دیگر جلوگیری کنند. بازگشت به اسلام‌آباد، با درس گرفتن از شکست‌های آن و با تضمین‌های قوی‌تر می‌تواند آغاز چنین مسیری باشد. صلح پایدار از فراموش کردن اختلافات آغاز نمی‌شود از مدیریت عقلانی آنها آغاز می‌شود.


نظرات شما