کرمان رصد - صنعت دفاعی، تجلی شعار «ما میتوانیم» و نماد تحقق اراده ایرانیان برای صیانت از استقلال کشور است؛ صنعتی که روزگاری وابسته به غرب و بهویژه آمریکا بود و امروز در مصاف با همان قدرتها، با مشت آهنین خود، اهداف زیادهخواهانه آنان را به شکست کشانده است.
صنعت دفاعی، تجلی شعار «ما میتوانیم» و نماد تحقق اراده ایرانیان برای صیانت از استقلال کشور است؛ صنعتی که روزگاری وابسته به غرب و بهویژه آمریکا بود و امروز در مصاف با همان قدرتها، با مشت آهنین خود، اهداف زیادهخواهانه آنان را به شکست کشانده است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، پس از جنگ تحمیلی اول و با آغاز دوره رهبری امام شهید حضرت آیت الله خامنهای (ره)، بنابر تجربیات دوران جنگ و با در نظر گرفتن اقتضائات و راهبردهای دفاعی جدید، برخی از ساختارها در نیروهای مسلح مورد بازنگری قرار گرفت. بر این اساس وزارت دفاع و وزارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هر یک مسئولیت پشتیبانی و تأمین تدارکات نظامی را بر عهده داشتند، در سال ۱۳۶۸ با یکدیگر ادغام شدند؛ موضوعی که منجر به تأسیس یک نهاد یکپارچه به نام وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در ۳۱ مرداد ماه همان سال شد.
در تیر ماه ۱۳۸۹، سردار احمد وحیدی وزیر وقت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از نامگذاری ۳۱ مرداد به عنوان روز «صنعت دفاعی» خبر داد. او در گفتوگو با رسانهها اظهار داشته بود، چون ۳۱ مرداد روز تاسیس وزارت دفاع است به همین دلیل به عنوان روز صنعت دفاعی تعیین شده است.
روز صنعت دفاعی، نباید صرفا به عنوان روزی برای بزرگداشت توانمندیهای فنی کشورمان در حوزه نظامی قلمداد شود؛ بلکه این روز روایتگر یک دگرگونی عمیق هویتی است؛ دگرگونی که در آن با شعار «ما میتوانیم»، وابستگی از میان رفت و خود اتکایی تولد یافت. صنعت دفاعی جمهوری اسلامی ایران، برخلاف دوره پیش از انقلاب اسلامی که نیروهای مسلح به واردات تجهیزات وابسته بودند و عملاً توان تولید داخلی نداشتند، در مسیری پرچالش از دل تهدید ها، تحریمها متولد شد.
در دوران پهلوی، ایران به بازار بزرگی برای تسلیحات غربی تبدیل شده بود و بخش مهمی از دلارهای نفتی صرف واردات سلاح میشد. با روی کار آمدن ریچارد نیکسون در سال ۱۳۴۷ و تلاشهای مشاور امنیت ملی او کیسینجر، روابط بسیار گرمی میان دربار پهلوی و کاخ سفید شکل گرفت؛ روابطی که ناشی از دکترین جدید واشنگتن مبتنی بر تقویت قدرتهای وابسته به آمریکا بود؛ به ویژه شاه که بنا بود نقش بزرگی را به عنوان ژاندارم منطقه ایفا کند. این موضوع سبب آغاز دوره جدیدی در انعقاد قراردادهای تسلیحاتی شد.
به عنوان نمونه در بهمن ۱۳۵۰ یکی از بزرگترین معاملات تسلیحاتی بین ایران و آمریکا صورت گرفت. در این سال وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که ایران سفارش خرید دو میلیارد دلار اسلحه به آمریکا داده است. این سفارش شامل سیصد هواپیمای شکاری بمبافکن مافوق صوت، از جمله ۱۳۸ فروند هواپیمای مدل F-۴ و ۱۴۰ فروند هواپیمای F-۵، ۵۰ هواپیمای حملونقل مدل C-۱۳۰ هرکولس و ۵۰۰ هلیکوپتر مدل کبرا مناسب برای پرواز در شب و مجهز به موشکهای هوا به زمین بود. بعدا به این تعداد ۶ فروند هواپیمای اکتشافی اوریون مدل P-۳ هم اضافه شد. در سالهای بعد نیز این روند رو به افزایش بود. خرید ۸۰ فروند F-۱۴، به مبلغ دو میلیارد و سیصد میلیون دلار در سال ۱۳۵۳ نیز در همین چارچوب ارزیابی میشود. اما نکته جالب توجه این بود که این خریدها بدون هر گونه انتقال فناوری صورت میگرفت. حتی تعمیر و نگهداری آنها نیز عمدتا توسط هزاران مستشار غربی حاضر در ایران به ویژه آمریکاییها انجام میشد.
اما در سال ۱۳۵۷ و در ماههای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی، جریان ورود سلاح و امکانات نظامی به کشور متوقف شد؛ چرا که غربیها تصور میکردند رهبران انقلاب از این سلاحها برای ضربه زدن به منافع آنها استفاده خواهند کرد. آنها بسیاری از قراردادها را با وجود اینکه مبلغ آنها نیز پرداخت شده بود، لغو کردند. به عنوان نمونه قرارداد خرید زیر دریایی از آلمان را علی رغم پرداخت هزینههای آن، لغو کرده و بعدا آن زیر دریاییها را به رژیم صهیونی فروختند.
با قطع کامل حمایتهای تسلیحاتی غرب و آغاز جنگ تحمیلی، کشور با کمبودی بیسابقه حتی در کوچکترین قطعات نظامی و مهمات مواجه شد. اما این تحریمها و تهدیدها به فرصتی تازه تبدیل شد و میدان جدیدی را پیش روی دانشمندان جوان ایرانی باز کرد. همین فشارها به مثابه محرکی بزرگ، زمینهساز شکلگیری هستههای اولیه خوداتکایی شد؛ از مهندسی معکوس و تعمیرات اساسی تجهیزات گرفته تا راهاندازی خطوط تولید داخلی در کارگاههای کوچک و با تکیه بر دانش بومی همگی نمونهای از تلاشهای نیروهای مسلح برای پیروزی در این میدان بود. این تلاشها با تصویب قانون تشکیل گروه صنایع وزارت دفاع ملی در ۱۳ دی ماه ۱۳۶۰ و تأسیس سازمان صنایع دفاع ملی ساختارمند شد و پایههای خودکفایی را به عنوان یک راهبرد کلان بنا نهاد.
با پایان جنگ، مسیر خوداتکایی از پاسخ به نیازهای فوری به سوی توسعه زیر ساختها و فناوریهای پایدار و پیشرفته تغییر یافت. نقطه عطف این تحول بزرگ را باید در راهبری هوشمندانه امام شهید (ره) جستوجو کرد. ایشان از همان سالهای ابتدایی رهبری، با درک دقیق هندسه قدرت جهانی، محور اصلی سیاست دفاعی کشور را بر خودکفایی و بومی سازی بنا نهادند و با حمایت قاطع از نخبگان و متخصصان صنایع دفاعی، فضایی از اعتماد و خودباوری را ایجاد کردند که نتایج آن سالها بعد در تسلیحات پیشرفته ایرانی دیده شد. صنعت دفاعی ایران که روزگاری برای تأمین چند موشک مجبور به مذاکره با کشورهایی مانند لیبی بود، به تدریج به چنان توانمندیهایی دست یافت که امروز جزء بازیگران پیشرو در مقیاس جهانی به شمار میرود.
این خود اتکایی تنها در نمایشگاههای نظامی به نمایش در نیامد؛ بلکه در میدان عمل نیز به صورت جدی محک زده شد. دشمنان ایران از سالها قبل تلاش میکردند قدرت دفاعی بومی ایران را نادیده گرفته و آن را در حد یک ادعا تنزل دهند، اما در مواجهه با بزرگترین قدرت نظامی جهان، یعنی آمریکا و متحدانش، این قدرت به اثبات عینی رسید.
در جنگ ۱۲ روزه و سپس در جنگ ۴۰ روزه با نظام سلطه، محاسبات دشمن که بر اساس یک پیروزی سریع و محدود شکل گرفته بود، با مقاومت فعالانه ایران در هم شکست و آنها به هیچ یک از اهداف اعلامی خود نرسیدند؛ نه ایران بی قید و شرط تسلیم شد، نه تغییر نظام یا تغییر رفتار صورت گرفت، نه مسئله هستهای به سودشان حل شد، نه قدرت نظامی ایران از بین رفت و نه مردم ایران به شورش روی آوردند و نه تمامیت ارضی خدشه دار شد.
تحلیلهای پس از جنگ نشان میداد واشنگتن در محاسبات خود دچار اشتباهات راهبردی متعددی شده است که یکی از مهمترین آنها، نادیده گرفتن قدرت نظامی ایران و توانمندیهای ایران در حوزه آفندی و پدافندی بود. نیروهای مسلح ایران با تکیه بر صنعت دفاعی بومی موفق شدند به مصاف برترین فناوریهای نظامی جهان رفته و آن را شکست دهند. نتیجه آن شد که عملیاتی که قرار بود به زعم آمریکاییها کوتاه باشد و به سرعت سر مار را قطع کند، به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده که پس از گذشت نزدیک به ۶ ماه نه تنها دستاورد ملموسی برای آنها نداشته، بلکه واشنگتن را با هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی مواجه کرده است تا جایی که برای رهایی از این باتلاق تلاش میکنند به ابزار دیپلماسی پناه برند.
البته ایران که حاضر نیست آن چه را که دشمن در میدان جنگ به دست نیاورده، در پشت میز مذاکره به او بدهد؛ با مقاومت خود در این میدان نیز دشمن را سرگردان کرده است؛ تا جایی که ترامپ برای شکست ایران راهبرد عملیات اقتصادی کوبنده را پیشنهاد میدهد؛ راهبردی که البته سرنوشت آن به استراتژیهایی مانند فشار حداکثری دچار خواهد شد. اما همین پیشنهاد نشان میدهد آنها با درک قدرت نیروهای مسلح ایران، در کارآمدی گزینه نظامی علیه ایران تردید دارند؛ هر چند که تلاش میکنند همچنان این گزینه را به عنوان یک تهدید معتبر حفظ کنند.
در این نبرد، صنعت دفاعی بومی به یکی از بزرگترین مولفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. این صنعت که اکنون ستون فقرات بازدارندگی ایران به شمار میرود در رویارویی مستقیم با بزرگترین قدرت نظامی دنیا توانست به اهداف خود دست یابد و چهره شکست ناپذیر آمریکا را برای همیشه در هم بشکند. بر این اساس باید روز صنعت دفاعی را نه فقط به عنوان سالروز تاسیس وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، بلکه به عنوان نماد تحقق اراده ملت ایران برای صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی خود به شمار آورد.
نویسنده: عباس کریمیان